لومړۍ 200 کرښې.
یعنی ... باید اینکارو کنم ؟
اگه کسی بفهمه بد میشه کاریش نمیشه کرد
دیشب که مشکلی نبود
اما از صبحی اینطوری شده ...
فهمیدم
زیادی داری نگاه میکنی ، پدر
خجالت میکشم ، نگاهت بدزد
نمیتونم !
طبق نوشته هایی که گفتن ، احتمالا دارن از یه جایی ما رو می بینن
باید کاری که گفتن انجام بدیم
باشه
یکم دیگه
نه
زیادی داره میریزه
پدر ، اینقدر کافیه؟ نباید دیگه اینقدر زیاد خیره بشی
چرا ، مجبورم ، باید نشونشون بدم
اما واقعا زیاد بود
پدر ! فقط مورد نگاه قرار گرفتنش به حد کافی خجالتم میده
این بد ـه
فقط نگران آکیرا هستم
خیلی بد میشه اگه عفونت کنه
بذار یه نگاه بندازم
هی صب کن !
پدر ، اینکار نکن ! کثیفه ...
اونا خوستن
باید سکس کنیم
غیرممکنه ، این
این درخواست ها قراره تا کجا پیش بره ؟
پدر
تنها کاری که ازمون بر میاد دعاس
فک نکنم دیگه بدتر از این بشه ، پس لطفا تحمل کن
منم اینجا درکنارتم
پدر
فهمیدم
پدر ، صب کن
یدفعه نه توی همچین جایی ...
این ُ میگی ، اما دست بابایی با آب تو خیس شده
کیر بابایی رفته تو
کیر بابایی داره کوسم میکنه !
اونم توی همچین موقعی ... پدر !
متاسفم ، آکیرا ، لازم نیست زیادی پیش بریم
فقط تحمل کن
پدر ... میخوام تحمل کنم
اما اگه اینقدر زیاد بکنی ... نمیتونم خودمو نگه دارم !
تحمل کن عزیزم ، تحمل کن
نباید اینقدر تا ته بکنی
اگه بابایی اینقدر خشن باشه ، نمیتونم جلو خودمو بگیرم !
نمیدونم یعنی آکیرا دوست داره بهش توجه بشه
نه ... حتی با اینکه یکی که نمیشناسم داره منو نگاه میکنه ...
نمیتونم ، اما کوسم داره با کیر بابایی دیوونه میشه !
بیا پدر ! نباید اینکار کنی ... اما انجام میدی !
داره میاد ...
آب کیر بابایی داره میریزه تو کوسم !
چرا ... اینقدر تحریک شدم ...
من
WWW.Eroanimesnewsite.blogspot.com
پدر بد ذات
انتقام دخترک مدل موی باب و اون یکی دختر در هاکاما
هی ، کافیه دیگه نه ؟
هی گوش میدی؟
چیش ، چرا هنوز توی این سن میشاشی به خودت ؟
علاوه بر شلخته بودن نادونم هستی
همیشه که اینطوری نیستم
دفعه آخری تقصیر تو بود ، این بار هم تقصیر اون یارو...
من شلخته نیستم
تا چقدر دیگه باید من تمیزت کنم آخه ؟
چیش ، مثل احمق ها با دخترت برخورد میکنی
متاسفم ! دخترم کاری کرده ؟
اوه ، تو پدرشی ؟
میدونی ، این اطراف آدم های متجاوز زیاد هست
فقط میخواستم بهش هشدار بدم
آه خدای من ، ممنونم
داشتیم اینجا قایم موشک بازی میکردیم
این موقع روز ؟
داشتیم میرفتیم سمت مغازه سوپری
خب چون باباش اینجاس دیگه فک نکنم مشکلی باشه
اما خواهش میکنم مراقب باشین
اوه پس تو بودی ، ناتسومه
غافلگیرم کردی
آکیرا هم از اینکه دیده شده غافلگیر شد
هی ناتسومه ؟
چی شده ؟
جونی بهم نمونده
وایسا ببیینم
مسخره بازی در نیار
نه توی همچین جایی !
مریضی گرفتی؟
بوی شاشت ...
بعدشم ، آب های دیگه هم ازت داره میاد بیرون
تو ... چت شده ؟
چقدر دیگه میخوای دخترت دست بندازی تا تموم کنی؟
یکی داره میاد
ها؟ پره ؟
بیا بعدا بیایم
اما
تازه ای نگفت یکی داره میاد ؟ چی ؟
نه اینقد یدفعه ای
توی همچین موقع هایی باید بگی " یکی داخله" !
واقعا دختر نادونی هستی
چیش ، مثل حیوون وقتی داری دخترت میکنی بهم نگو احمق
تو
گفتم بس کن دیگه
به چی فکر میکنی ؟ توی همچین جایی اینکار میکنی
شاید با این سایزت لازمت نشه اما بهتره تو هم یه سینه بندی بپوشی
خفه شو !
قرار نبود اینجا باشم
گفتم بس کن
این کوس ناتسومه س که ول کن نیست ، اما
فک کنم چاره ای نباشه
هی ! نریزی تو کوسم !
صب کن ! اگه بریزه ...
هوی !
تا زمانی که همشو بگیری مشکلی پیش نمیاد
این آب کیر باباییه ، باید براش ارزش قائل شی
غیرممکنه ، ... شوخی میکنی نه ؟
تو
توی همچین جایی .. ریختی
چیش
چیش ! حالا کجا باید برم ؟
اگه دخترای اون بیرون منتظر مونده باشن چی ؟
ناتسومه میتونی سفت بچسبی به من
اگه سریع خارج بشیم ، مشکلی پیش نمیاد
واقعا که ، به نظر جواب بده
ها؟ یه مرد ؟
تازه ای ...
ببخشید منتظر موندین
آخ
چیش ، بس کن دیگه ...
حموم کرده بودم ، کاری کردی بازم عرق کنم
همش تقصیر خودته !
بدو بدو میکنی و میشاشی تو خودت
واقعا دختر احمقی هستی
اوه ، پیام از طرف آکیرا
همش به خاطر اینه از خونه زدی بیرون
بعدشم ، اگه یکی همینطوری توی تاریکی پیداش بشه هرکی باشه میترسه!
آکیرا مطمئنا بهت میخنده
از طرف آکیرا: حالت خوبه چطور پیش رفت خبرم کن
حتی اگرم اینطوری نکنه
دختر جوونی مثل تو
خفه شو !
تازه ، محاله ممکنه بذارم به کسی بگی
هیچ نمیدونستم که از شرم داشتن هم چیزی سرت میشه
اه میدونم
فهمیدی!
اگه اینکار کنی ، درمورد اینکه امشب چی شد به آکیرا و بقیه چیزی نمیگم
قبل اون ، یعنی که چی یه پدر دختر خودش تهدید کنه ...
ها ؟
نه ، چیزی نیست
چی شده ، اونه چان ؟
هی تو ، اونکارا با اون یارو کردی؟
بهش گفتم دیروز ظهر توی ساحل اینکار کنه
اولش به خاطر باد نتونستم بهفهم که خودشه
واسه همین ترسیدم و شاشیدم به خودم
اونه چان هم اینکارو کرده ؟
باید تمومش کنیم !
چیش ، گذاشتیم اون پیری عوضی اینکارو باهات کنه
متاسفم
اینقدر راحت نگو ببخشید
اصلا تقصیر تو نیست !
پس شب بخیر
چیش ، چرا باید اینکار کنم
اوه ، اشتباه کردم واشتباهی فرستادمش واسه فویو
فردا بهش میگم
چیکار کنم ؟
اینکارو با پدرم کردم و نگام میکردن
و همه چیز اینطوری شده
پدر ، همچین موقعی ؟
بازم اومد
باهاشون مذاکره کردم
اما بهم گفتن اطاعت کنم وگرنه ما رو لو میدن
غیرممکنه ... عکس هم گرفتن ؟
همه میفهمن با پدرم چیکارکردم
نگرا نباش
اما باید واسه الان تحمل کنیم
وقتی تموم بشه ، تنهامون میذارن
اما تو که نمیدونی !
میتونن همش دروغ باشه
این جور اوضاع داره بدتر میشه
پس باید چیکار کنیم ؟
واست مهم نیست پخش بشه ؟
آکیرا اینطوری نبود
برات مهم نیست خواهرات توسط همه به طور عجیب غریبی نگاشون کنن؟
نه نه ... اما
اونا همش بهمون میگن کارای بد بد کنیم نه ؟
اگه تحمل کنی ، خواهرات هم محفوظ میمونن
اگه نه بیاری ، خودخواهی نیست؟
خودخواهی ؟ اینطور نیست ...
میخوای همه رو به خاطر خودت قربانی کنی؟
نخیر ! دلم نمیخواد
اونجوری نمیخوام نجات پیدا کنم ...
مطمئن میشم که جلوشون بگیرم
فقط تحمل کن ، باشه؟
باشه
اما ، ازمون میخوان چیکار کنیم ؟
دستورات از طریق پیام میاد
و باید ازشون پیروی کنیم
شاید چیزی مثل خودارضایی یا سکس باشه
این
بازم توی همچین موقعیتی؟
گفتن " با دخترت توی حموم سکس کن و روش به سمت پنجره باشه"
No comments yet. Be the first to leave one.