لومړۍ 200 کرښې.
▪ مترجم: ▪
◾ مرتز ◾ ◾ More Tez ◾
جورج بازیگوش
میمون سلطنتی
اوه،چی؟ صبح بخیر جورج
مراقب باش ، کلی کارای مهم اینجان که نباید
بهم بریزن. ببخشید جورج
ولی پنکیک چهارشنبه فرداست
الان وقت ندارم که درستشون کنم
باشه، یه صبحونه ی خوب هم کافیه
خیلی خب میرم جلسه ام
با غذات بازی نکن جورج
خدافظ
جورج؟
جورج، نمیتونی هر موقع خواستی هرکاری دوست داشتی انجام بدی
اوه اوه ، باشه
حالا، با دوش حموم یه قرار ملاقات دارم. دوباره
...و دفعه ی بعدی
راز تریسرتاپ رو با هم پیدا میکنیم
هی، میخوای خوش بگذرونی؟
- چی؟ - هر موقع هرکاری دوست داشتی انجام بدی؟
پس به کسل لند بیا و مثل یه اشراف زاده زندگی کن
- اوه. - میتونی از نردبون پایین بیای...
- آه. - ...روی لوستر پیچ بخوری...
- اوه. - ...یا بپری روی چرخ اولد واتر
حتی میتونی اسبای اشرافی سوار بشی.
از خرابکاری لذت میبرید؟ پس راه بیفتید.
همراه قرون سخت وسطی بشین.
گوش کن جورج متاسفم که عصبانی شدم
من فقط... ازم خواسته بودن که به این جلسه ی مهم برم
یکم نا آماده ام
هی ، بعد جلسه ، فکر میکنم باید خوش بگذرونیم، نظرت چیه؟
همه تاج دارن,
و با همه مثل یه اشراف زاده برخورد میشه.
خب ،باشه. واقعا؟ اوه، واو ، ممنون
خیلی خب، توی موزه میبینمت
شانس با ماست جورج دوستم، صوفی ، توی کسل لند کار میکنه
و ما مهمونش میشیم
- هاه؟ - آره.
درست بعد از جلسه ام میاد دنبالمون
پس، باهام موزه میای؟
ولی باید خیلی با ادب باشی
اوه،اوهوم
اوه،اسب
ارباب میمون، بیرون قصر بودن معرکه نیست؟
خب، فکر میکنم این بیرون با بقیه بودن باحاله
فیلیپ یه منظوری داره ایزابل
چیز خوبی از با مردم عادی بودن در نمیاد
حالا، آنا، میتونی لطفا
اسمتونو به عموان میزبان بنویسم؟ البته،فقط...
اینجا بفرمایین، عالی جناب
نمایش میمونی رو میبینیم، و اون اینجا رو بهمون نشون میده
واقعا فکر میکنی یه مردی که کلاه اونجوری پوشیده
میشه اعتماد کرد که از
صنایع ارزشمندمون مراقبت کنه؟
خب ، اون به نظر یکم
غیر معمولیه، ولی همونطور که میدونید
محبوبیت خانواده سلطنتی بین مردم
از همیشه کمتره
- هوم. - با این حال،
این نمایش ، با تاجگذاری قریبالوقوع پرنسس ایزابل هم زمانه
که مطمئناً شما رو به بالا ها بر میگردونه
امیدوارم
به خاطر ایزابل
بابا! ببین
ایزابل، میدونی که موسیقی به راحتی خوب نمیشه
و قطعا، برای اشرافیت خوب نیست
بله بابا
زودباش جورج نمیشه دیر کرد
هی،جورج عاشق تاجت شدم
اشرافی های زیادی امروز میان
نگو که شاه میمون ها الان اینجاست
خودت بگو. شاهانه نیست؟
اوه برادر
زودباش این طرفی جورج
جورج،همینجا بمون و جم نخور
به محض اینکه کارم تموم شد میریم به کسل لند باشه؟
والا ترین اعلی حضرت
وایسا،نه نه این اشتباهه
- آه...امم - ارباب سلطنـ..
نه نه نه این نه این نه
واو، این نسخه ی کوچیک خونه است
و اونا یه کپی از کتاب لباس هامون دارن
و میزبانمون؟
فقط ۳ دقیقه دیر کرده
دیر کردن از چیز های خوب دربارمون نیست
من اینجام من اینجام خیلی ببخشید دیر کردم
به نمایش گنج سلطنتیمون خوش اومدی
ارباب افتخار بزرگیه
نه نه نه منظورم،منظورم این یه افتخار کبیره...
میتونم ارباب سلطنتی رو معرفی کنم؟
شاه گوستاوو هرناندو فرناندو هرالدو وی
و شاهزاده ایزابل هورتنسیا فلورنسیای سوم، از پادشاهی میمون ها
اوه، تد من تد... اولم
اوه،ای...
گرانقدر ترین محصول تمام سرزمین میمونها
که شاه به موزه ی شما قرض داده
بله.
یک میمون، شگفت انگیزه
میمون نماد ملیمونه
- جدا؟ - بله.
قرن ها پیش، یکیشون جان شاه جوان رو نجات داد
ما باهاشون مثل اشرافیا رفتار میکنیم
اوه،معرکه اس
من هم از میمونا مراقبت میکنم خب، یکیشون در اصل
اون جالبه. همینطور که میتونید ببینید، فیلیپ ما...
آنا ،فیلیپ کجاست؟
هی!
و نگران هیچینباش
اگه فقط نحوه مراقب از یک چیزو بدونم، اون...
میمون؟
الان چی شد؟
هیچی.
یعنی ، نه چیزی که دوباره اتفاق بیوفته
میبینم ناراحتی
پس... بذار فقط
همه ی لوازم موزه رو نشونت بدم
که محصول ارزشمندتو امن نگه میدارن
ولی قبلش، یک دقیقه زمان میخوام
این فاجعه است
نظرمو عوض کردم نمایش تعطیله
اوه، متوجهم، عالی جناب
ولی شاید بتونیم یه فرصت دوباره بهشون بدیم
فرصت دوم دادن تو دربارمون جایی نداره از اینجا میریم
- جورج؟ - اوه؟
قرار بود توی دفتر بمونی
سلام صوفی ، تدم یه لطف خیلی بزرگ میخوام
- دوریس؟ - هم؟
میتونی تا وقتی که ماشین کسل لند میرسه مراقب جورج باشی؟
دوستم صوفی میاد دنبالش
آره، حواسم هست
جورج، باید اینجا وایسم و کارا رو راست و ریست کنم
پس تو با دوریس بمون تا صوفی برسه
به محض اینکه بتونم میام کسل لند، باشه؟
این بروشوره کسل لند رو پرینت گرفتم
میتونی همه ی مسیر های سفرتو بخونی
حالا، یه میمون کوچولوی خوب باش
خدافظ.
و ماشینتو
لازم دارم. تو راهه
داری میری؟
وایسا نمیتونیم راجبش حرف بزنیم؟
روز خوش آقای...
اون مردی که کلاه زرد داره
بیا، میریم خونه
ولی فیلیپ کجاست؟
ظاهرا بیرون وایساده
صوفی ، واقعا متاسفم
ولی جورج و من باید تغییر برنامه بدیم
داشتم به چی فکر میکردم؟
وقتی فرصت دوباره میدی این اتفاقیه که میوفته
بفرمایین، عالیجناب میمون
ایزابل، بذار کمک کنم آنا ، ما باید...
الساعه اعلی حضرت
اینجایی
سلام.
امیدوارم آسیب ندیده باشی
اوه خدای من، جلیقه ات کجاست؟
ایناها حالا شبیه خودش شدی
آماده ی برگشتن به قصر هستی عالیجناب میمون؟
بیخیال،صبر کن
صبر کن
دوریس چی شده؟ لطفا بگو تقصیر جورج نیست
اول کدوم بخششو نمیخوای بدونی؟
اون بخشی که جورج رفت بالای طاقچه؟
یا بخشی که دقیقا افتاد روی خانواده سلطنتی؟
چی؟ اوه
جورج.
حالت خوبه؟
هاه؟
شاه و شاهزاده رفتن
هاه؟
اوه،آره ، رفتن
پس نمایش تعطیله، و با من میای خونه
باید یه روز دیگه بریم قصر
پس میخوای منو با سکوت مجازات کنی؟
خب،باشه ولی بازم باید با من بیای
مسئله چیه عالیجناب میمون؟ وقت رفتنه
میدونی مشکل چیه؟ من خیلی خوب بودم
خب، از الان به بعد اوضاع فرق میکنه
از قصر برگشتی؟
خوش اومدین عالیجناب
باشه.
کلی کار داریم رفیق
از الان به بعد، طبق قوانین عمل میکنی
خب...
پس باشه. من همین بیرونم
دنبال یه نمایش موزه دیگه میگردم
چیز دیگه ای هم نیاز دارید؟
نه
بسیار خوب
بهش رسیدگی میکنم عالیجناب
عالیجناب میمون میبرمتون به اتاقتون
ازتون میخوام استراحت کنید عالیجناب میمون سفر طولانی ای بوده
عالیجناب میمون بریم به سالن انتظار؟
ناهار آماده ی سرو شدنه
این،دوست من، یه کپی از کتاب دربار سرزمین میمون هاست
آره، امروز قراره ، آداب غذا خوردن درست رو یاد بگیری
اینجا نوشته "همگام نشستن
پیشبندتون رو بردارید و در ..."
No comments yet. Be the first to leave one.