Trauma

Trauma

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

trauma 1993 720p bluray aac x264-hj
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian Trauma 1993 زیرنویس فارسی فیلم

تګونه

bluray
په خپور شو: 2025-12-26
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 171 کرښې.

(سرود ملی فرانسه)

الو؟

سلام عزیزم. کی می‌بینمت؟

نه، تا اون موقع آماده نمی‌شم

یه مریض دیگه دارم

می‌دونم دیره، ولی این یکی جدیده

نتونستم نه بگم

خیلی اصرار داشتن

چیکار می‌تونستم بکنم؟

دستای من قدرت شفا دارن. (خنده کوتاه)

اوهوم

واسه تو هم همین‌طور عزیزم. ولی با تو خشن رفتار می‌کنم. (خنده کوتاه)

سلام. خوش اومدین. بفرمایین تو

خب، قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام یه سابقه‌ی کامل بگیرم

از همه‌ی مریض‌های جدید

پس اگه لطف کنین این پرسشنامه رو پر کنین

کتتون رو بذارین اونجا

این پرسشنامه رو برام پر کنین تا بتونیم شروع کنیم

خب، طبق چیزایی که پشت تلفن گفتین

به نظر میاد دیسک کمر دارین

می‌دونم خیلی درد دارین

قبلاً پیش من نیومده بودین، درسته؟

چهره‌تون آشناست

من تقریباً هیچ‌وقت قیافه‌ها یادم نمی‌ره

دستت رو بده به من

ولم کن

بیا، من می‌تونم کمکت کنم

زود باش، می‌خوای چیکار کنی؟

خودت رو بکشی؟

آره

نه، بیخیال، بیا این طرف، زود باش

آره، همینه

کمکت رو نمی‌خوام

بذار برم، ولم کن

نه، نه، نه... خواهش می‌کنم بذار برم

ای وای! با من بمون، طاقت بیار

هی، هی، آروم باش

زود باش، این‌قدر دست و پا نزن

مقاومت نکن، من می‌تونم کمکت کنم

تو نمی‌خوای این کار رو بکنی

چرا، می‌خوام

همه‌چی درست می‌شه

بیا، فقط دستت رو بده به من

بیا این طرف

من... می‌خوام

همینه، آفرین

بیا

اوه، تو

ای خدای من

خدای من

داری به چی نگاه می‌کنی؟

داشتم به این نگاه می‌کردم

به این دستبند زیبایی که دستته

هی، می‌خوای یه چیزی بخوریم؟

ناهار خوردم

یا می‌تونیم بریم بستنی‌ای چیزی بخوریم

نه، باید برم

چرا این‌قدر عجله داری؟ بیخیال

به تو چه؟

آخه به تو چه ربطی داره؟

خب، فکر کردم شاید بتونیم با هم

قهوه‌ای چیزی بخوریم، هوم؟

نه؟

هی، چرا سرت تو کار خودت نیست، خب؟

همه‌چی مرتبه

هی، همه‌چی ردیفه، نه؟

بیا، نگران نباش

سوار ماشین شو، همه‌چی درست می‌شه

بفرما. ممنون

این رو می‌خوای؟ نه، ممنون

خب پس، اول کدوم رو بخورم؟

جفتشون خیلی خوب به نظر میان، نه؟

نه، واسه من که نه

با پدر و مادرت هم همین‌قدر لج می‌کنی؟

من پدر و مادرم رو نمی‌بینم

یعنی خونه زندگی نمی‌کنی؟

نه، تنها زندگی می‌کنم

پول خودم رو دارم

چند سالته؟ ۱۴ یا ۱۵؟

۱۶

هنوز مدرسه می‌ری؟

بسه دیگه، این‌قدر سین‌جیمم نکن

تمومش کن، باشه؟

متاسفم

آخه مسئله اینه که

قبلاً خودم هم از این جای تزریق‌ها داشتم

تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی

چرا، می‌دونم

نه بابا، نمی‌دونی

اگه مشکل مواد داری، می‌تونم کمکت کنم

ببین، من مشکلی با مواد ندارم

فقط

خوشحالی؟ هوم؟

خوشحالی که دارم غذا می‌خورم؟

آره. خب، خیلی هم خوب

من می‌رم دستشویی

صبر کن خانم. می‌خوایم باهات حرف بزنیم

با من؟ آره

من کاری نکردم

دارید اشتباه می‌کنید

من یه دانشجوی مهمان از رومانی‌ام

انگار بلیت برنده دست ماست

من هیچ جرمی مرتکب نشدم

ما فقط می‌خوایم برت گردونیم به کلینیک فارادی

نه. آئورا پترسکو

یالا بیا. نه، خواهش می‌کنم

نه آقا، من رو برنگردونید

من کلی پول دارم

می‌تونم هزاران دلار بهتون بدم. خواهش می‌کنم

نه، نه، نگران نباش، ما نمی‌بریمت

نه، من نمی‌خوام برگردم

قانون می‌گه باید برت گردونیم پیش پدر و مادرت

نه

می‌بریمت کلینیک، حالت خوب می‌شه

قانون می‌گه باید برت گردونیم پیش پدر و مادرت

نه

لعنت بهتون

نمی‌تونید این کار رو بکنید. دیگه بسه

متفرق بشید، همه‌چی تحت کنترله

پراکنده بشید رفقا. زود باشین، برید پی کارتون

عوضی

هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمی‌شه، نه؟

بله، چی می‌خواید؟

عصر بخیر، ما از سرویس خدمات جوانان مترو هستیم

خب؟ آئورا پیش ماست

آئورا؟ آئورا پیش شماست؟

اوه، بچه‌ی بیچاره‌ی من

من مادر این دختربچه‌ی کله‌شق

ولی بسیار زیبا هستم

از هر دوی شما آقایون ممنونم

که بچه‌ام رو به خونه برگردوندید

خیلی لطف کردید، متشکرم

به خاطر صلاح خودته که گذاشتیمت تو کلینیک

و همون‌جا هم می‌مونی، فهمیدی؟ تا وقتی که ما تصمیم بگیریم

مامیکا، مامیکا، من از اون سلول متنفرم

خواهش می‌کنم نذار برگردم

می‌میرم

ببین کی برگشته پیش ما

دو تا پلیس آوردنش خونه. (صحبت به زبان ایتالیایی)

چه غافلگیری‌ای. (صحبت به زبان ایتالیایی)

همیشه واسه مادرت دردسر درست می‌کنی

متاسفم بابا، ولی توی کلینیک افتضاحه

می‌خوان من رو بکشن

ببرش طبقه بالا

براش چای ببر

این همه داد و بیداد واسه‌اش زیاده

مادرت خیلی عصبانیه

می‌دونم بابا، ولی خواهش می‌کنم بذار همین‌جا بمونم

آئورا، بسه دیگه. قسم می‌خورم دختر بهتری باشم

مادرت امروز فکرهای زیادی تو سرشه

یه جلسه‌ی احضار روح دیگه؟

یه جلسه‌ی بزرگ

بعداً برات شام می‌ارم، باشه؟

سعی کن بخوری

مادرت رو خوشحال کن

گرسنه نیستم. آئورا، باید بخوری

واسه همینه که داری برمی‌گردی کلینیک

نه

نه

عصر بخیر استیو، استفانی‌ام

سلام

از دیدنت خیلی خوشحالم

بذار چترت رو بگیرم

شب مزخرفیه استفان

ولی شاید روح‌ها ازش خوششون بیاد

اون کارش خیلی درسته

وقتی نیکلاس شروع کرد به حرف زدن، به دست‌های من نگاه کن

من همونی‌ام که زنگ زدم. آهان

وای خدای من

دیر رسیدم؟

آئورا؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left