لومړۍ 152 کرښې.
دستورالعمل سازنده ایجاب میکنه که نباید دستگیر بشم
بایستی نابود بشم
« ...آنچه گذشت »
نوارو سیارهٔ خیلی خوبیه
و حالا که افراد پست و شرور از بین رفتهن،
دوباره جای آبرومندی شده
شما صورتتون رو نمیپوشونید. شما مندلوری نیستید
تو از فرزندان نگهبان هستی
فقط یک راهورسم هست. راهورسم مندلور
دین جارین، تابهحال کلاهخودت رو از سرت برداشتی؟
بله
پس دیگه یک مندلوری نیستی
چطور میتونم اشتباهم رو جبران کنم؟
طبق اعتقادنامه،
فرد فقط در «آبهای زندگی» در زیر معادن مندلور میتواند جبران مافات کند
اما همهٔ معادن نابود شدهن
این راهورسمشه
به نام خود و اجدادم سوگند یاد میکنم...
«به نام خود و اجدادم سوگند یاد میکنم...»
که در راه مندلور قدم بردارم...
«که در راه مندلور قدم بردارم...»
و کلمات اعتقادنامه تا ابد در قلبم نقش خواهد بست
«و کلمات اعتقادنامه تا ابد در قلبم نقش خواهد بست»
این راهورسمشه
«این راهورسمشه»
این راهورسمشه
از این لحظه به بعد، کلاهخودم را هرگز از سر برنخواهم داشت
«از این لحظه به بعد، کلاهخودم را هرگز...»
برید! برید! برید!
برید!
بچهها بهسمت غار برید!
برگردید. برگردید!
هواتو دارم! هواتو دارم!
پناه بگیرید!
پشتیبانیشون کنید!
بهسمت آسمون!
برید
همه بگیریدش، برید!
بخواب زمین!
« قسمت ۱۷: مرتد »
ترجمه از مرتضی لکزایی Morteza_Lkz
تو کلاهخودت رو از سرت برداشتی
از این بدتر اینه که با اختیار خودت همچین کاری کردی
تو دیگه مندلوری نیستی
اعتقادنامه به ما رستگاری رو یاد داده
از زمان نابودی سرزمین مادریمون رستگاری دیگه ممکن نیست
اما اگه معادن مندلور هنوز وجود داشته باشن چی؟
همهشون موقع پاکسازی نابود شدن
این سنگنوشته مال مندلور نیست؟
کجا با این برخورد کردی؟
جاواها
از طریق معامله با مسافری که مدعی بود
از زمین مندلور دیدن کرده، بهش برخورد کردن
پس این یادگاره تنها این رو ثابت میکنه
که تمام سطح مندلور با تشعشعهای همجوشی متبلور شده
اما یه مسافر تونست این رو برگردونه،
پس شاید سمی نشده باشه
اگه به این سیاره برم و بتونم برات
مدرک بیارم که توی آبهای زندگی زیر معادن مندلور غوطه خوردهم،
اونوقت بر اساس اعتقادنامه، حکم تبعید برداشته میشه و بخشوده میشم
این راهورسمشه
پس دوباره میبینمت
به نوارو خوش آمدید،
لنگر تجارت مستقل و بندر امن لبهٔ بیرونی
لطفاً هدف از سفرتان را بیان کنید
اومدم یک دوست قدیمی رو ببینم
خوشآمد میگوییم
به بندر نوارو خوش آمدید، جواهر لبهٔ بیرونی
حاکم اعظم محترممان به شما خوشآمد میگوید
و امیدوار است که اوقات خوشی داشته باشید
از شما دعوت میکنیم سری به مغازهها و بازارها بزنید،
از غذاهای لذیذ محلی لذت ببرید، از درههای سیاهگدازه شگفتزده شوید،
یا در چشمههای زمینگرمایی غوطه بخورید
اینجا خیلی عوض شده
دوست قدیمیت رو یادته؟
مندو!
شنیده بودم برگشتی، ولی باورم نمیشد
حاکم کارگا
تو باید بگی حاکم اعظم کارگا
بیا
بیا یه یادی از قدیمندیما بکنیم
از دیدنت خیلی خوشحالم. خوش برگشتی
حتی شبیه قدیم هم نیست اینجا
میدونم، خیلی تغییرات انجام دادیم
شهروندها برای درستکردن اینها خیلی کمک کردهن، و نگاه کن
ما رسماً مسیر تجاری راه هایدیایم
تبریک میگم
یک پروژهٔ ساختوساز بزرگ توی شهر داریم
ساکنان کمربند دارن میدونهای سیارکی حاشیهٔ منظومه رو استخراج میکنن
پول خیلی زیادی توی نوارو میشه درآورد
مشخصه
میتونم یه زمین خوب درست کنار چشمههای آب گرم برات جفتوجور کنم
تو و اون کوچولو، میتونید جاگیر بشید،
میتونی سلاحت رو بذاری کنار
کیف دنیا رو بکنی
گروگو
جانم؟
اسمش گروگوئه
اوه. هرچی تو بگی
بیا، میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
خب، همونطور که داشتم میگفتم،
یه قطعه زمین قشنگ اینجا نزدیک دشت موجوده
از پیشنهادت ممنونم، اما باید به یهسری کارها برسم
اوه، گیج شدم
فکر کردم مأموریتت رو تکمیل کردی،
ولی هنوز با همون موجود کوچولو اینوَرواونوَر میری
قضیه پیچیدهست
مأموریتم رو انجام دادم
اون برگشت پیشم
کلاهخودم رو برداشتم، و حالا مرتد حساب میشم
که دقیقاً برای همین بهتره اینجا پیش ما بمونی
شاید توی سرزمینت مرتد حساب بشی،
اما اینجا، یه زمیندار اشرافی خواهی بود
حاکم
حاکم اعظم
- بله، حاکم اعظم. عذر میخوام - وقت از این بدتر نمیشد بیای داخل
اما مسئله اینه که، یکی اومده شما رو ببینه
- بعداً هم میشه - اما دزدهای دریاییان!
دزدهای دریایی توی حیاط
از سر راهم برو کنار وگرنه مدارهات رو قطع میکنم
ای وای
برو کنار، ربات، هیچ میدونی ما کی هستیم؟
دست بردار، وین
دیگه کافیه
گریف کارگا، دوست قدیمی من
میدونستم بهمون توهین نمیکنی
- بیا، بیا یه نوشیدنی بخوریم - آره
بیاید این گفتوگو رو توی دفتر من ادامه بدیم
اینجا، اینجا مدرسهست
خب، پس برای همین نمیذاشت برم داخل
فراموش کردم، با سهمی که از گنج رئیس من بود این سالن رو ساختی
اسم پادشاه دزدان دریایی، گوریان شارد، برای تمام اهالی این منطقه شناختهشدهست
بیا، توی دفترم با هم یه نوشیدنی بخوریم
به سلامتی کاپیتانت میخوریم
ما اینجا نوشیدنی میخوریم
الآن دیگه مدرسه شده
من که میگم هنوز مِیخونهست
حالا برو یه نوشیدنی برامون بیار
مشکلی پیش اومده، حاکم؟
مشکلی پیش اومده؟ تو چی فکر میکنی؟
اگه برام یه نوشیدنی بریزی، نه
توی مدرسهٔ من نمیشه
شنیدید، بچهها؟
مدرسهٔ اون
تو برای قتل و آشوب داخل این درها بهمون پول دادی
به نظر میاد دلرحم شدی
اینطور فکر میکنی؟
میتونی امتحانم کنی
به کاپیتان گوریان شارد بگو که نوارو دیگه جلوی دزدهای دریایی سر خم نمیکنه
حالا از اینجا برو
از اینجا برو، وین. حالا
مطمئنی میخوای بذاری بره؟
No comments yet. Be the first to leave one.