The Mandalorian - Third Season

The Mandalorian - Third Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Mandalorian Season03 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 Atmos x264-TBD
The Mandalorian Season03 720p WEB h264-EDITH
The Mandalorian Season03 HDR 2160p WEB H265-GGEZ
The Mandalorian Season03 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Mandalorian Season03 WEBRip x264-ION10
The Mandalorian Season03 WEBRip x264-XEN0N
The Mandalorian Season03 WEBRip XviD-RMX
The Mandalorian Season03 XviD-AFG
The Mandalorian Season03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ▲ تمام قسمت‌های فصل سوم ◄

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
HD
XviD
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2023-04-26
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 152 کرښې.

‫دستورالعمل سازنده ایجاب می‌کنه که نباید دستگیر بشم

‫بایستی نابود بشم

« ...آنچه گذشت »

‫ نوارو سیارهٔ خیلی خوبیه

‫ و حالا که افراد پست و شرور از بین رفته‌ن،

‫ دوباره جای آبرومندی شده

‫شما صورتتون رو نمی‌پوشونید. شما مندلوری نیستید

‫تو از فرزندان نگهبان هستی

‫فقط یک راه‌ورسم هست. راه‌ورسم مندلور

‫ دین جارین، تابه‌حال کلاه‌خودت رو از سرت برداشتی؟

‫بله

‫پس دیگه یک مندلوری نیستی

‫چطور می‌تونم اشتباهم رو جبران کنم؟

‫طبق اعتقادنامه،

‫فرد فقط در «آب‌های زندگی» در زیر معادن مندلور ‫می‌تواند جبران مافات کند

‫ اما همهٔ معادن نابود شده‌ن

‫ این راه‌ورسمشه

‫به نام خود و اجدادم سوگند یاد می‌کنم...

‫«به نام خود و اجدادم سوگند یاد می‌کنم...»

‫که در راه مندلور قدم بردارم...

‫«که در راه مندلور قدم بردارم...»

‫و کلمات اعتقادنامه تا ابد در قلبم نقش خواهد بست

‫«و کلمات اعتقادنامه تا ابد در قلبم نقش خواهد بست»

‫این راه‌ورسمشه

‫«این راه‌ورسمشه»

‫این راه‌ورسمشه

‫از این لحظه به بعد، کلاه‌خودم را هرگز از سر برنخواهم داشت

‫«از این لحظه به بعد، کلاه‌خودم را هرگز...»

‫برید! برید! برید!

‫برید!

‫بچه‌ها به‌سمت غار برید!

‫برگردید. برگردید!

‫هواتو دارم! هواتو دارم!

‫پناه بگیرید!

‫پشتیبانی‌شون کنید!

‫به‌سمت آسمون!

‫برید

‫همه بگیریدش، برید!

‫بخواب زمین!

« قسمت ۱۷: مرتد »

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫تو کلاه‌خودت رو از سرت برداشتی

‫از این بدتر اینه که با اختیار خودت همچین کاری کردی

‫تو دیگه مندلوری نیستی

‫اعتقادنامه به ما رستگاری رو یاد داده

‫از زمان نابودی سرزمین مادری‌مون ‫رستگاری دیگه ممکن نیست

‫اما اگه معادن مندلور هنوز وجود داشته باشن چی؟

‫همه‌شون موقع پاک‌سازی نابود شدن

‫این سنگ‌نوشته مال مندلور نیست؟

‫کجا با این برخورد کردی؟

‫جاواها

‫از طریق معامله با مسافری که مدعی بود

‫از زمین مندلور دیدن کرده، بهش برخورد کردن

‫پس این یادگاره تنها این رو ثابت می‌کنه

‫که تمام سطح مندلور ‫با تشعشع‌های هم‌جوشی متبلور شده

‫اما یه مسافر تونست این رو برگردونه،

‫پس شاید سمی نشده باشه

‫اگه به این سیاره برم و بتونم برات

‫مدرک بیارم که توی آب‌های زندگی ‫زیر معادن مندلور غوطه خورده‌م،

‫اون‌وقت بر اساس اعتقادنامه، حکم تبعید برداشته می‌شه ‫و بخشوده می‌شم

‫این راه‌ورسمشه

‫پس دوباره می‌بینمت

‫ به نوارو خوش آمدید،

‫ لنگر تجارت مستقل و بندر امن لبهٔ بیرونی

‫ لطفاً هدف از سفرتان را بیان کنید

‫اومدم یک دوست قدیمی رو ببینم

‫خوش‌آمد می‌گوییم

‫به بندر نوارو خوش آمدید، جواهر لبهٔ بیرونی

‫حاکم اعظم محترممان به شما خوش‌آمد می‌گوید

‫و امیدوار است که اوقات خوشی داشته باشید

‫از شما دعوت می‌کنیم سری به مغازه‌ها و بازارها بزنید،

‫از غذاهای لذیذ محلی لذت ببرید، ‫از دره‌های سیاه‌گدازه شگفت‌زده شوید،

‫یا در چشمه‌های زمین‌گرمایی غوطه بخورید

‫اینجا خیلی عوض شده

‫دوست قدیمی‌ت رو یادته؟

‫مندو!

‫شنیده بودم برگشتی، ولی باورم نمی‌شد

‫حاکم کارگا

‫تو باید بگی حاکم اعظم کارگا

‫بیا

‫بیا یه یادی از قدیم‌ندیما بکنیم

‫از دیدنت خیلی خوش‌حالم. خوش برگشتی

‫حتی شبیه قدیم هم نیست اینجا

‫می‌دونم، خیلی تغییرات انجام دادیم

‫شهروندها برای درست‌کردن این‌ها ‫خیلی کمک کرده‌ن، و نگاه کن

ما رسماً مسیر تجاری راه هایدی‌ایم

‫تبریک می‌گم

‫یک پروژهٔ ساخت‌وساز بزرگ توی شهر داریم

‫ساکنان کمربند دارن میدون‌های سیارکی ‫حاشیهٔ منظومه رو استخراج می‌کنن

‫پول خیلی زیادی توی نوارو می‌شه درآورد

‫مشخصه

‫می‌تونم یه زمین خوب درست کنار چشمه‌های آب گرم ‫برات جفت‌وجور کنم

‫تو و اون کوچولو، می‌تونید جاگیر بشید،

‫می‌تونی سلاحت رو بذاری کنار

‫کیف دنیا رو بکنی

‫گروگو

‫جانم؟

‫اسمش گروگوئه

‫اوه. هرچی تو بگی

‫بیا، می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

‫خب، همون‌طور که داشتم می‌گفتم،

‫یه قطعه زمین قشنگ اینجا نزدیک دشت موجوده

‫از پیشنهادت ممنونم، اما باید به یه‌سری کارها برسم

‫اوه، گیج شدم

‫فکر کردم مأموریتت رو تکمیل کردی،

‫ولی هنوز با همون موجود کوچولو این‌وَرواون‌وَر می‌ری

‫قضیه پیچیده‌ست

‫مأموریتم رو انجام دادم

‫اون برگشت پیشم

‫کلاه‌خودم رو برداشتم، و حالا مرتد حساب می‌شم

‫که دقیقاً برای همین بهتره اینجا پیش ما بمونی

‫شاید توی سرزمینت مرتد حساب بشی،

‫اما اینجا، یه زمین‌دار اشرافی خواهی بود

‫حاکم

‫حاکم اعظم

‫- بله، حاکم اعظم. عذر می‌خوام ‫- وقت از این بدتر نمی‌شد بیای داخل

‫اما مسئله اینه که، یکی اومده شما رو ببینه

‫- بعداً هم می‌شه ‫- اما دزدهای دریایی‌ان!

‫دزدهای دریایی توی حیاط

‫از سر راهم برو کنار وگرنه مدارهات رو قطع می‌کنم

‫ای وای

‫برو کنار، ربات، هیچ می‌دونی ما کی هستیم؟

‫دست بردار، وین

‫دیگه کافیه

‫گریف کارگا، دوست قدیمی من

‫می‌دونستم بهمون توهین نمی‌کنی

‫- بیا، بیا یه نوشیدنی بخوریم ‫- آره

‫بیاید این گفت‌وگو رو توی دفتر من ادامه بدیم

‫اینجا، اینجا مدرسه‌ست

‫خب، پس برای همین نمی‌ذاشت برم داخل

‫فراموش کردم، با سهمی که از گنج رئیس من بود ‫این سالن رو ساختی

‫اسم پادشاه دزدان دریایی، گوریان شارد، برای ‫تمام اهالی این منطقه شناخته‌شده‌ست

‫بیا، توی دفترم با هم یه نوشیدنی بخوریم

‫به سلامتی کاپیتانت می‌خوریم

‫ما اینجا نوشیدنی می‌خوریم

‫الآن دیگه مدرسه شده

‫من که می‌گم هنوز مِیخونه‌ست

‫حالا برو یه نوشیدنی برامون بیار

‫مشکلی پیش اومده، حاکم؟

‫مشکلی پیش اومده؟ تو چی فکر می‌کنی؟

‫اگه برام یه نوشیدنی بریزی، نه

‫توی مدرسهٔ من نمی‌شه

‫شنیدید، بچه‌ها؟

‫مدرسهٔ اون

‫تو برای قتل و آشوب داخل این درها ‫بهمون پول دادی

‫به نظر میاد دل‌رحم شدی

‫این‌طور فکر می‌کنی؟

‫می‌تونی امتحانم کنی

‫به کاپیتان گوریان شارد بگو که ‫نوارو دیگه جلوی دزدهای دریایی سر خم نمی‌کنه

‫حالا از اینجا برو

‫از اینجا برو، وین. حالا

‫مطمئنی می‌خوای بذاری بره؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left