لومړۍ 200 کرښې.
گمونم بشه گفت اون موقع ها، دوران طلاییم بود
من ارباب بک دودگان بودم
یه روح کوهستان که باد و باران رو کنترل میکرد
...من روباه نه دمی بودم
...که در مقایسه با بقیه ی موجوداتی که تو فیلم های ترسناک میبینید
تو یه سطح دیگه بودم
میخوای بمیری؟
عجیبه
وقتی اینجوری سگم رو ناز میکنم خیلی خوشش میاد
اوهو چطور جرات میکنی؟ میدونی من کی هستم؟
یه روباهی مگه نه؟ من آ اوم هستم
اگه واسه تغییر گذشته ام یه فرصت بهم میدادن
این لحظه رو انتخاب میکردم
و مطمئن میشدم این دختر هرگز منو پیدا نکنه
! لی یون
چطوریه که هیچوقت گم نمیشی و هرروز میای اینجا؟
بیا
...بعضیا بهش میگفتن
بزرگ ترین شایعه ی بک دودگان
داستان روح کوهستانی که عاشق یه انسان شد
حتی امروز و تو این سن و سال هم سرزنشم میکنن
ولی نمیتونستم بهش بی تفاوت باشم
از جوری که رد خودش رو بین درختام به جا میذاشت خوشم میومد
حتما تا الان حدس زدین
ولی این داستان عاشقانه یه پایان غم انگیز داشت
یه نفر زندگی اون رو دزدید
بعد از اینکه از رودخانه ی سامدو رد شد دیگه هیچوقت ندیدمش
نه میتونستم نگهش دارم نه میتونستم ولش کنم بره
برای همین مجبور شدم از قدرتم سواستفاده کنم
!چطور جرات میکنی
لطفا دوباره به زندگی برگرد
...قول میدم
پیدات کنم
در طول این سال ها چند نفری رو دیدم که شبیه اون بودن
ببخشید
چیه؟
ولی هیچکدوم از اونا مهره ی روباهی رو که بهش داده بودم با خودش نداشت
عذرمیخوام
تو آ اوم هستی؟
تو آ اوم نیستی
هرچیزی رو که امروز دیدی فراموش کن
...اگه نکنی
میکشمت
من منتظرت بودم
شاید بهتر بود همون جا میکشتمش
میخوای بمیری؟
اگه نگران جونم بودم به نظرت الان با خیال راحت میشستم اینجا چایی بخورم؟
یکم میخوای؟
لعنتی
بعد از اون سرنگی که زدی تو گردنم
بهم چایی تعارف میکنی؟
معمولا بعد از اون درجه از تماس فیزیکی
دو طرف باهم غذا و چایی میخورن
این روزا ادای آدمای معصوم رو درآوردن راه به جایی نمیبره
چه ببره چه نبره
وقتی میخوای از کسی چیزی تقاضا کنی
...ادب حکم میکنه که حداقل
خودخواهی یا غرورت رو بذاری کنار
...واسه اینکه مشخص شه کی این وسط بیچاره تره
نباید اول حرفای منو بشنوی؟
اگه نتونی نظرمو عوض کنی
سزای اینکه سر به سرم گذاشتی رو میبینی
سزا؟
...چشمات رو
به خاطر دیدن چیزی که هیچوقت نباید میدیدی، ازت میگیرم
قبوله
میخوای همه بفهمن یه روباهی؟
چی؟
دمت- وای خدا-
ببخشید
شما مدیر کی یوری از گروه موز هستید؟
عا بله
اومدم ملاقات خانواده ی کسایی که تو تصادف اتوبوس فوت کردن
باورم نمیشه این همه راه رو تا اینجا تشریف آوردید
از این طرف
لی رانگ نیم، دختر یه سهامدار واسه خیرات
باید چقدر پول بده؟
فکر کردی اومدیم اینجا چیکار؟
چون شما اونا رو کشتید
اومدیم از دیدن غم و غصه اشون لذت ببریم
اومدیم یه چیز زیبا ببینیم پس باید به اندازه ی کافی پول بدی
پس انقدر بهشون میدم و تمام شب از دیدنشون لذت میبرم
دقیقا مثل 21 سال پیشی
مطمئنم قرار نیست ازم بپرسی چرا قیافه ام تغییر نکرده
تو چی هستی؟- یه روباه نه دم-
پس یه روباهی که وانمود میکنی انسانی
چه واکنش حوصله سر بری
...یه انسان عادی تو این موقعیت
...جیغ میزنه- نه-
...میدونستم یه جایی تو این دنیا
موجودی مثل تو وجود داره
...شروع کردم به ساخت یه برنامه ی تلویزیونی درباره ی افسانه های شهری
تا بتونم خودم گیرت بندازم
فکر میکنی گیرم انداختی ولی ممکنه برعکس باشه
اول بذار ببینیم چه حرفایی واسه گفتن داری
ما 21 سال پیش تو یئو گوگه هم دیگه رو دیدیم
اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
من بوی خون رو دنبال کردم و در نهایت یه دختر بچه رو نجات دادم
ولی الان دارم میبینم اون دختر چقدر قدرنشناسه
نجاتم دادی؟
چرا؟
قیافه ات شبیه یه کسیه که میشناسم
ولی البته که اشتباه گرفتم
مامان و بابام چی؟
احتمالا مردن- هیچ جسدی پیدا نشد-
تو تنها سرنخی هستی که دارم
خواهش میکنم
گمونم پدر مادرتو از دست دادی
...متاسفم ولی باید بگم من هیچ علاقه ای
به خاطرات گذشته ی جنابعالی ندارم
متاسفم که اینو میگم
ولی مطمئنم دلت نمیخواد دنیا درباره ی وجودت چیزی بدونه
اگه همه چیز طبق برنامه پیش بره، برنامه چهارشنبه ی آینده پخش میشه
صورت خوشگلت دیگه مخفی نمیمونه
داشتی سقوط میکردی ولی هنوز این فلش دستته
میخوای چیکار کنی؟
تو از من قدرتمند تری
و واضحه که نمیتونم با کمک قانون وادار به همکاریت کنم
ولی میبینی که چقدر درمونده ام
به نظر من کسل کننده ست
وقتی میخوای کسیو تهدید کنی باید قدرت دست تو باشه
اینجوری
اشتباه میکنی
من تهدیدت نمیکنم.دارم از فرصتم استفاده میکنم
وقتی یه روباه به کسی بدهکار باشه باید دینش رو ادا کنه
برام مهم نیست انسانی یا روباه
همه ی چیزایی که دیدم و شنیدم رو پاک میکنم
ولی فقط وقتی که پدر و مادرمو پیدا کردم
تسلیت میگم
بفرمایید از این طرف
شما اینجا چیکار میکنی؟
تو کی هستی؟- فروشگاه چند منظوره ای موز-
یادتون نیست؟
آها یادم اومد
ببخشید
اشکال نداره
ممنون
ممنون
چه آرزویی کردی؟- شما چطور؟-
من یه برادر بزرگتر دارم
میخوام واسه بقیه ی عمرش به خفت و خواری بیوفته
یه عوضی به تمام معناست
فکر میکردم اگر دور و برم نبینمش احساس بهتری میکنم
ولی اشتباه میکردم.حتی شبا هم خوابم نمیبره
...میخوام تا وقتی که یکیمون بمیره
اذیتش کنم
تو چه آرزویی کردی؟
آرزو کردم بتونم با دوست دخترم ازدواج کنم
چه آرزوی پیش پا افتاده ای
خانوادم هیچوقت نمیذارن باهاش ازدواج کنم
آخی میخوای من کمکت کنم؟
چه کمکی از دست شما برمیاد؟
گمونم بشه گفت من یه معجزه ام
به هرحال عروسیت رو تبریک میگم
خانواده ات دیگه اطرافت نیستن که بخوان جلوتونو بگیرن
کار تو بود؟
تو مامان و بابامو کشتی؟- بیخیال-
چه تصورات ترسناکی داری
پس اون سکه ها واسه چی بود؟
...گمونم تو و من
هردومون شانس آوردیم
این دست اون دختر بود
!خدای من داروی بیهوش کننده؟ نزدیک بوده بکشت
میشه بشینی؟ مردم دارن نگاه میکنن
مطمئن میشم دیگه کسی یواشکی چیزی نبره
راستی به نظرتون چرا حافظه اش پاک نمیشه؟
مورد نادریه ولی قدرتمون روی بعضی از مردم جواب نمیده
مثلا غیبگو های مونث قدیم
همینطوری ولش کردین بره؟
و حتی چشماشم بهش برگردوندین؟
قانون قانونه
انگار ما اومدیم جواب محبت مردمو بدیم
تا کی باید به اون مدل قدیمی بچسبیم؟
هر لطفی در حقمون بشه باید جوابشو بدیم
قدیمی ولی رمانتیکه
وقار یه روباه رو نشون میده
یه نفرینم حساب میشه
هرچی بدهی بزرگتر باشه
بیشتر کنترلمون رو از دست میدیم و مثل عروسک میشیم
اینکه شبیه آ اوم هست
اذیتتون میکنه؟
صدها ساله آدمایی میدیدم که شبیهشن
دیدمشون که بزرگ شدن و از دنیا رفتن
و هیچ کدومشون اون نبودن
چطوری خدایان میتونن اینقدر بی تفاوت باشن
شین جو، این قیافه رو به خودت نگیر خیلی زشت میشی
یکم بهش بده
بیا
حوصله ی بابا سر رفته
تموم
پنجاه و هشت ثانیه. نزدیک بود
کافیه دیگه. حالا با بابات بازی کن
میخواستم رکوردشو بشکونم
باشه خوبه. بذار ببینیم میتونی رکوردمو بشکونی یا نه
آماده، برو
فکر میکنی اینبار میتونی منو شکست بدی؟
اینجوری فک میکنی؟
تادا
مامان، بابا تقلب کرد
من خیلی خیلی معذرت میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.