لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در گریم دیدیم ...
چی میکِشی ؟
به مامانی قول دادم که بهت نگم که
چی توی تونل دیدم
میدونی معنیِ این علامت ها چیه ؟
فقط گفت که ممکنه خطرناک باشه
نیک !
اون دیگه چی بود ؟
صبح ها ، خوشحالم که میبینم دشمنم ، در زیر درختان پخش شده
پس یه دستی از توی آینه ، توی ادویه فروشی ، اومد بیرون و گردنتو گرفت ؟
اول دیدمش ، بعدش روی گردنم دستشو حس کردم
خفش کرد
و همون موجود اسکلتی رو میگیم که تو و ایو
توی این آینهی حموم دیدید .
- اره - کس دیگه ای از اون موقع چیزی توی
- آینه ندیده ؟ - من که ندیدم
نه ، ولی فکر نکنم بتونیم ببینیم
به نظر میاد به ایو متصل باشه ، یا ...
یا چی ؟
یا دنبالشه
این روح ها و موجودات ، بعضی وقتا یه راهی پیدا میکنن که خودشون رو
به آدم های این دنیا وصل کنن
ولی وقتی ایو اینجا دیدش ، نیک هم دید
شاید دنبال نیک هم هست
با عقل جور در میاد ، اخه نیک و ایو ، به نظر میاد خیلی به هم مربوط باشن
منظورمه ، یعنی ، بودن
و جای دیگه ای ندیدیش ؟
فقط یه رویا بود
عجب رویایی بوده این
رویا نبوده
عسلــم ، تو نمیخواد نگران این باشی ، خودمون حلّش میکنیم
فکر نکنم بتونید
دیانا ، اگه رویا نبوده ، پس چی بوده ؟
نمیدونم شماها اسمشو چی میزارید
یه چیزیه که رویا نیست ، ولی واقعی هم نیست ؟
یه چیزیه که هنوز واقعی نشده
یه چیزیه که قراره اتفاق بیفته ؟
اوهوم
میدونی کجا ؟
توی اون جایِ دیگه ، داخل حفرهیِ توی آینه
خیلی ببخشید ، گفتی داخل حفرهی توی آینه ؟
خب ، یه قراری باید بزاریم که کسی توی آینه
تا موقعی که ته و توی اینو درنیاریم نگاه نکنه
و تو هم تا موقعی که بفهمیم ـش ، خونه ما میمونی
نه ، نه ، نه ، گوش کن
- این ... - تو خودتم نمیدونی
- چی داری میگی - این یه حقیقتِ پذیرفته شده هست
داف ها کامو میکنن ، نه ؟
اینی که گفتمت باعث میشه گوزن ها نبیننتت
و نسبت به خانم ها هم نمیتونی مقاومت کنی
ببین ، من نصیحت یه یارویی رو که
از دختر عمو هاش لب گرفته رو قبول نمیکنم
اه ، بیخیال بابا اون دوست پسر داشت ...
جوری نبود که مثلا رابطهی جدّی چیزی باشه
هی ، هی ، هی ، هی ، آروم
خیلی خب ، بده من اون...
خداحافظ بامبی !
فکر کنم زدمش ، فکر کنم زدمش !
اوه ، بازم آهو
خون پیدا کردم
اوه ، اوه ، اوه ، اوه ، اوه ، زدمش !
زدمــش !
درست پشت سرت میام رفیق
دِو
هی !
دِو
رالـــف
رالف
رالــف
دِو ؟
هی ، پسر ، این کارات اصلاً خندهدار نیستــا
رالف
دِو ، چه غلطی کردی پسر ؟
هی ، دِو ، چه خبره اینجا ؟
دِو ؟
دِو ؟
دِو ... دِو
KouRosh & illusion تــرجـــمــه تــوســط : امیرعلی Telegram Channels : kouroshttr // illusion_sub
- آماده زدن ریش ام - اومدم
خب ، وایسا ، راستی ،
وقتی چیزی که ایو توی آینه دید رو دیدی ، چیکار کردی که رفت ؟
کاری نکردم
اره ، فقط نگام کرد و رفت
- چون تو رو دید رفت ؟ - ایو اینطور فکر میکنه
خب ، خودت چی فکر میکنی ؟
فکر میکنم که ، اون میدونه که من گریم ام ولی یه جوری به
ایو متصل ـه
شاید چون هگزینبیست هست اینجوریه ، واسه همین نگران تو ام
من بدون تو توی آینه نگاه نمیکنم
خیلی خب ، برو تو کارش
چیزی غیر از من میبینی ؟
- نه ، تو چی ؟ - نه
اگه این چیزه از گریم ها نمیترسه چی ؟
میدونی ، اصلاً با تهریش بیشتر ازت خوشم میاد
منم همینطور
وو هست ، قهوه میخوای ؟
ممنون میشم
سلام ، چی پیدا کردی ؟
سلام ، یه مورد رو از دست کلانتر گرفتم توی بزرگراه شماره ۳۰
فقط کلّش باید یه رانندگی هنگام مستی میبود ،
ولی یارو سوار آمبولانس نمیشه بره
داره جار میزنه که رفیقش توسط یه حیولا توی درختا کشته شده
به نظر میاد بدرد خودمون میخوره
شماها باور نمیکنین ولی من ...
کلانترا زیاد قضیه رو جدی نمیگیرن
خیلی خب ، چند مایل فاصله هست ؟
۶۸
به محض اینکه بتونم خودمو میرسونم
راننده رالف راترمن هست ، توی یه زمان نامعلومی دیشب تصادف کرده
ساعت ۵و۱۸ دقیقه صبح توسط یه عابر گزارش داده شده که
زنگ زده بوده پلیس ، ولی به علت خونریزی و رجز خونی هایِ اقای راترمن
دیگه اونجا نمونده
با توجه به بطری آبجو های داخل ماشین ،
میشه بگی رانندگی درحال مستی بوده
که این قسمت به نظر نمیاد مهم باشه
خیلی مهمات هست ، همش هم ۳۰-۶۰
- اسلحه نیست ؟ - نه ، داخل ماشین که نیست
کلانتر هم یه نگاهی به اطراف انداخته ، منم انداختم ولی چیزی پیدا نکردیم
بهشون بگو خودمون حلّش میکنیم
از شنیدنش خیلی خوشحال میشن
ولم کنین ، من جایی نمیرم
ولم کن
هی ، هی ، هی ، شماها باید یه کاری بکنین
هی ، آروم بگیر ، صداتو بیار پایین
- باشه - بهمون بگو چی شد
باشه ، من و دِو ، داشتیم دیشب رانندگی میکردیم ، خب ؟
و منم ماشین رو نگه داشتم ، اونم سریع دوید توی درختا
وبعدش ، بعدش صدای داد و فریادش رو شنیدم
و ، فکر کردم که داره شوخی میکنه ، ولی بعدش ، دیدم که رو زمین افتاده و
داره با این گیاه ها و اینا خفه میشه
و یکی از اون گیاها یهویی سوراخش کرد
و بعدش این چیزه ، این ، این
یهویی پیداش شد ، باشه ؟ انگاری ، انگاری یه جور حیولا بود
یه حیولا بود ، میدونم ، میدونم که فکر میکنین
دیوونه ام ، مطمئنم فکر میکنین دیوونه ام ، ولی
ولی نیستم ،این ، این ...
- کمکت میکنیم - حرفمو باور میکنین ؟
- رفیقتو پیدا میکنیم - باشه ، اره ، خب
باشه ، خب ، ببین ، اون پشت توی جنگل ـه
بالای اون جادهیِ خاکی هست
چرا راحت نشونمون نمیدی کجا این اتفاقــا افتاده ؟
باشه
اره بریم
بجنب ، کاریت ندارم
بجنب
خیلی دیوونگی بود
صدای دادش رو شنیدم بعدش سریع دویدم طرفش
ببین ، نمیدونستم چی رو میبینم
ولی مطمئنم همچین چیزی که دیدم رو فکرشم نمیکردم
خیلی خب ، بجنب ، حله ، خب ، این ...
اینجا بود که دیگه داد و فریاد هاش تموم شدن ، ولی اینجا اتفاق نیفتاد
- این اسلحه شماست ؟ - نه ، مال دِو هست
۳۰-۶۰
دِو دیشب به این آهو شلیک کرده ؟
شاید ، نمیدونم ، این ...
من ندیدم که ... ببینین این ، اون چیزی نیست که
- میخوام بهتون بگم - پس هیچکس تاحالا بهتون نگفته که
شکار در شب، به همراه یه نور افکن ،
جرم محسوب میشه
فکر کردی مشکل اصلی اینجا شکار غیرقانونی ـه ؟
- رفیفم مُــرده - نشونمون بده
این ، اینجا همش اتفاق افتاد ، خب ؟
این ، اینم اسلحه منه
دست نزد به اسلحه خودمون ترتیبشو میدیم
بهمون بگو چی شد اینجا
باشه ، من ، من دِو رو روی زمین پیداش کردم
توی این گیاه ها و اینا پیچیده شده بود ، بعدش
سعی کردم کمکش کنم ، ولی این گیاه ـه ، یهویی ...
از توی سینه ـش اومد بیرون ، همه جا خونی بود ،
و این اونو کشتش ، خب ؟
من مرگشو دیدم - این خون دِو هست که ریخته روت ؟
- شاید - بعدش چی شد ؟
این چیزه پیداش شد
کلّ بدنش پوشیده از گل و لجن و خزه و اینا بود
و به جای دست ، ساقه داشت و بعدش اونو بلندش کرد
- سریع بلندش کرد - تو چیکار کردی ؟
من ، من با تیر زذمش ، ولی تاثیری نداشت
و بعدش ، بعدش فرار کردم ، چون فکر میکردم
- دنبال منم میاد - میدونی
جسدِ دِو کجاست ؟
همینجا بود
اخرین چیزی که دیدم همین بود
یا این یارو داره حقیقت رو میگه
یا خودش رفیقشو کشته و میخواد لاپوشونی کنه
چطوری میخواین اینو حلّش کنین ؟
تیم برسی صحنه جرم رو بیار و کلّ این منطقه رو برسی کن
اسلحه ها رو به عنوان مدرک بردار ببین شلیک شدن یا نه
خیلی خب ، پس بریم این سگ ها رو بفرستیم اینجا بو بکشن
ببینیم میتونن جسد رو پیدا کنن یا نه
یکم بپیچونش
همراهمون بیا
چنتا کار هست که اول باید انجام بدیم
- میخوام آینه رو ببینم - تنهایی نمیشه
- مطمئنی که اینکارو بکنیم؟ - نه کاملاً
کجاست ؟
من شکستمش
تیکه تیکه شد ، ولی بعدش دوباره همش چسبید به هم
این جادویی نیست ، مال مامانم بوده
تا جایی که یادم میاد ، همش توی خونوادم بوده
به نظرم تا موقعی که هیچکدوممون نگاهش نکنیم ،
No comments yet. Be the first to leave one.