Brothers and Sisters

Brothers and Sisters

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Brothers Sisters S02E01 DVDRip Xvid-ORPHEUS
د لخوا تبصره mehdi_juve
Rapidbaz.org گروه بیانکونری از

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
په خپور شو: 2010-10-14
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آنچه گذشت

اون يه كشيشه؟

من يه آدم كاملا سنتي هستم

اونطور كه تو رفتار كردي براي من كاملا ناهنجار بود

خب ، منم ميتونم بعضي سنتها رو توي زندگيم جا بدم

شما قصد داريد كه رئيس جمهور بشيد؟

بله، قصد شو دارم ، خانم واكر

ما يكسري مشكلات داريم كه مخصوص بزرگترهاست

شما داريد از هم جدا مي شيد؟

اندام ويليام داره از بين ميره اون وقت زيادي نداره

يكروز ، ما درباره برادرت بهت خواهيم گفت

و اينكه چقدر دوستش داشتيم

من نميتونم پيشنهاد تو رو قبول كنم مگه اينكه تو مال منو قبول كني

ربكا چطوره؟

سائول بهم گفت كه تو بهش جا دادي

من و مادرم يه رابطه خيلي پيچيده داريم

وقتي من بهت گفتم كه به اينجا خوش اومدي منظورم چيز ديگه اي نبود

من قصد دارم كه عين تو شجاع باشم

دوستت دارم

اصلا اين كار ميكنه؟

اوه ، اوه ، صبر كن ببينم اينهاش

سلام. سلام جاستين

مادرته

اما اگه تو داري اينو مي بيني پس خودت از قبل فهميدي

به هر حال حالت چطوره؟

از وقتي كه رفتي خبري ازت نشنيدم

درست مثل اون تابستوني كه رفته بودي به كمپ لاكاوانا

البته كمپ لاكاوانا هيچ چيزيش مثل عراق نيست

اما تو براي هشت هفته است كه رفتي و من حتي يه لحظه هم صداتو نشنيدم

اونجوري براي من چشم غره نرو

من دارم سعي ميكنم كه مادر خوبي باشم

اوضاع براي خواهرها و برادرات خيلي خوب پيش نميره

من فقط اونها رو همه اين تابستون ديدم

سارا كلي كار ريخته سرش و اون و جو هنوز جدا زندگي ميكنند

اما اون ميگه كه دارن رو به جلو پيشرفت مي كنند

و من ميدونم اون وقتي با بچه هاشه خيلي بيشتر احساس شادي ميكنه

فكر ميكني من بايد كارهاي مادرانه رو انجام بدم؟

مثل يه كار موقت مي مونه؟

مامان ، مامان ، مامان مامان . من تشنمه

عزيزم ، بابت اين بايد ناله كنيم؟

بيائيد. يكي براي تو ، عزيزم

اوه ، متاسفم ما از اين چيزها نميخوريم

اشكالي نداره ميدونم كه تو كار ميكني

من بايد يه زنگ بزنم

و كوين خداي من

از وقتي كه اون با جيسون مك آليستر قرار و مدار ميزاره

اون آشكارا تغيير كرده

انگار جيسون روش تاثير خيلي خوبي گذاشته

فكر كنم اون داره واقعا حس معنويش رشد ميكنه

وقت خوبي زنگ نزدي

اگه با من حرف نزني ممكنه بزنم يكي رو بكشم

كجائي؟

من تو يه پارك با يكسري مادرهاي اهل رقابت آمريكائي هستم. تو كجائي؟

تو كليسام

دوست پسر كشيشم داره بهم چشم غره ميره بايد برم

چون دعا كردن يه هديه است- آمين-

تامي از يه طرف گرفتار كارهاي مشروب سازيه و از يه طرف گرفتار بچه اشه

اما خيلي هيجان آوره اليزابت بالاخره اومد خونه

من پيشنهاد كمك دادم اما تامي گفت كه جوليا خوب از پس كارها بر مياد

حدس ميزنم اونها در حال كنار اومدن با ماجراي پيش اومده هستند

صبح بخير- اوه ، سلام. خوبه . خوبه-

تو بلند شدي. بيا. امروز بايد كارهاي ابتدائي رو انجام بديم. من بايد برم

يه بوس به من بده آرزو كن موفق باشم، باشه؟

موفق باشي ، عزيزم . اوه

كي ديگه موند؟ اوه ، بله. كيتي و رابرت

اونها با مبارزات انتخاباتي انقدر مشغولند

كه كيتي ممكنه براي روز تولدش هم نتونه بياد خونه

چيزي كه در اين مورد ... از نگراني من كم ميكنه اينكه

كه درست روز تولد كيتي سالگرد مرگ پدرته

خب ، سناتور مك آليستر

ميدونيد كه برادر زن آينده تون الان در عراقه

اين باعث نشده كه احساس و عقايد شما درباره جنگ تغييري بكنه؟

به هيچ وجه

جاستين ، برادر كيتي ، شجاعانه در حال خدمت به كشورشه

شايد اين يه بهتر باشه كه اون برگرده خونه اما به عنوان يه رئيس جمهور ، اون بايد اونجا باشه

حالا يه سوال از تو ، كيتي

لباس عروسي رو انتخاب كردي؟

اگه صادق باشم هنوز وقتشو پيدا نكردم

فكر كنم در حال حاضر اولويت اول ما مبارزات انتخاباتيمون باشه

راستش ... تنها كسي كه من

همه وقتمو باهاش ميگذرونم ربكاست

اون هنوز با مادرش صحبت نميكنه

و تو حق داشتي. اون فوق العاده است اون برات يكسري بسته فرستاده

همه اون چيزهاي كه خواسته بودي به اضافه يكم غذاي خونگي

ميدونم كه تو شديدا سرت شلوغه

اما وقتي كه ميتوني فقط بهم خبر بده كه سالمي

دوستت دارم ، جاستين همه ما دوستت داريم

لطفا مراقب خودت باش

لطفا

و حالا گزارش ويژه ما ... مصاحبه با

اوه، اوه ، صبر كن ، صبر كن مصاحبه داره پخش ميشه

با خود ما مصاحبه شده بود

اوه ، تو دوست داري با من عشق كني درست زماني كه داريم خودمون رو از تلويزيون نگاه مي كنيم؟

خيلي عجيبه؟

خب ، من مسئول ارتباطات تو هستم

و من بايد همه عملكردهاي تو رو بررسي كنم

" برادر زنتون توي عراقه "

اوه . اوه . متنفرم از اينكه اونها پاي جاستين رو كشيدند وسط

" حالا يه سوال از تو ، كيتي "

اوه ، بي خيال . بي خيال بسته ديگه به لباس عروس گير نده

با اين پيامدهاي مبارزات انتخاباتي بايد چيكار كنيم؟

اوه ، ما پنج دقيقه با هم تنهائيم و همه كاري كه تو ميخواهي بكني اينكه به تلويزيون خيره بشي

از لحظه اي كه مطبوعات متوجه شدند كه ما با هم نامزد كرديم

ميخواستم به عنوان يه مهره مهم توي مبارزات انتخاباتي تو بيشتر اهميت داشته باشم

اما انگار چيزي بيشتر از نامزد تو نيستم

حتي كلمه اش هم آزار دهنده است نامزد

اولش نامزديم و تو ميدونستي كه چي پيش مي آد

خب ، البته كه ميدونستم

اما هنوز عصبانيم ميكنه كه

مردم من رو به عنوان يه زن خيلي كامل براي تو قبول ندارند

زني كه اهميت به غذا پختن و بچه ها و خريد كردن بده

و باور كن منو من به بچه ها اهميت ميدم

و همچنين غذا پختن

و ميتونم با خريد كردن هم يه جورائي كنار بيام

واقعا؟

منظورم اينكه

نميدونم . به نظر مياد كه من به عنوان يك زن در مبارزات انتخاباتي كلي مسئوليت دارم

و همچنين به عنوان يه نامزد هم كلي مسئوليت دارم

و فقط نميدونم چه جوري بايد همزمان از پس جفتشون بر بيام

شايد لازمه كه تو يه مدتي مرخصي بگيري

اين راه حل توه؟

فقط به يه زني كه كار ميكنه نگاه كني و اونو داغونش كني؟

ببين

ميدونم كه چقدر سر ماجراي جاستين استرس داري

و حالا هم كه روز تولدت و ماجراي پدرت پيش اومده

نه ، نه ، رابرت حرف من اين نيست

من فقط ميگم كه فكر نكنم كسي تو رو سرزنش كنه كه

اگه يه مدت بخواهي بزاري و بري

اوه. اوه . خب ، خداي من

ممنون ، عزيزم ، براي اينكه اجازه دادي بفهمم كه همه گزينه هام چي هستند

من يكي از گزينه هات نيستم ، مگه نه؟

گفتم كه براي 21 روز اول زياد ناخوشايند نبود

خب ، اما الان خيلي وقته كه گذشته و من حتي يه خبري هم ازش ندارم

دست بردار ، نورا نگرانيت دقيقا بيخوديه

ما همه ميدونيم كه زمانهاي خواهد بود كه جاستين در دسترس نخواهد بود

شم مادريم يه چيز ديگه ميگه

نورا ، اون زنگ ميزنه قول ميدم . اون زنگ ميزنه

تو از چيزي مطمئن نيستي

خب ، عزيزم ، تو بايد از سناتور بخواهي كه يه كاري بكنه

اون در حق من خيلي خوبي كرده

كيتي اصلا دوست نداره كه در اين مورد كمكي بكنه

البته دوست داره كه در مورد برادرش توي تلويزيون ملي صحبت كنه

مصاحبه رو ديدي؟

نورا ، منصف باش اونها سوال پيچ شده بودند

"اونها ميتونستند بگند " نظري ندارند به جاي اينكه همه چيزو توضيح بدند و

از جاستين استفاده كنند براي مرتب كردن اوضاع سياسيشون

من بايد تلويزيون رو خاموش ميكردم . بزار بهت بگم نميتونم حتي ديگه تو قيافه اش نگاه كنم

نورا؟ نورا ، چي شده؟

يكي پشت دره

اوه ، خداي من

اگه اونها باشند چي؟ اگه در مورد جاستين باشه چي؟

لطفا ، لطفا با خودت اينطوري نكن

به احتمال زياد پستچيه

نه ، اون قبلا اومده بود

من پاي تلفن ميمونم

باشه؟ فقط برو درو باز كن

فكر نكنم بتونم

تو بايد اينكارو بكني

برو. من همينجام

باشه

باشه ، پاي تلفن بمون

.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس : مــهــدي

سورپرايز

اوه ، كيتي

كيتيه ، سائول

سلام- سلام-

خوشحالم كه مي بينمت. بيا تو

... كيتيه. نميدونم . اون- ممنون ، مامان-

ميدونستم كه نبايد هديه اشو براش بفرستم

حالا در نظرش عين يه آدم رذل ميام- حداقل تو ، توي رختخوابش نميخوابي-

خب ، براي تولدش بايد چيكار كنيم؟

كيتي ميگه كه امسال زياد شلوغش نكنيد

از كي تا به حال به حرف كيتي گوش ميدي؟

چرا براي شام نميبرديش بيرون؟- اوه ، آره-

شانسي براي رزرو يه جاي خوب براي فردا شب نداريم

اوه ، من يه جاي كه غذاي مكزيكي خوبي داره ميشناسم

روبروي پنتيگ در هاليوود

من عاشق اونجام هر وقت اعصابم ميريزه بهم ميرم اونجا

آره- اونجا كه هميشه پره-

خب ، من سر خدمه رو ميشناسم

من واقعا فكر ميكنم كه بايد به عقيده كيتي احترام بزاريم . خودش خيلي مصر بود

خب ، اون احتمالا فقط احساس عجيبي داره

چون ، ميدونيد ... سال پيش همين موقع

چي ؟ پدر شيرجه آخر رو رفت اونم درست وقتيكه كه اون داشت آخرين شمع كيكش رو فوت ميكرد؟

كوين- ميدوني ، منم اگه جاي اون بودم-

از گرفتن جشن تولد ميترسيدم

شايد كيتي نفرين شده باشه

تنها بدبختي كه اون بهش دچار شده اينكه قاطي سياست شده

شنيدم- اوه ، متاسفم-

سلام - سلام-

من داشتم كم كم نگران ميشديم كه تو ديگه از خواب پا نشي

اوه ، خب ، ميدوني ، مامان من خيلي خواب بدي داشتم

تشك اتاق مهمون واقعا خيلي سفته

خوشحال ميشم جامو باهات عوض كنم- اوه ، نه . نه ، نه ، مشكلي نيست-

خب ، حالا كه بلند شدي بهت خوش آمد ميگم . من بايد برم

خيلي زود بايد برم- فردا مي بينمت-

خداحافظ- خداحافظ-

باشه ، خب ، من بايد برم يه جا رزرو كنم

ممنون

واو . حالا دقيقا ميدونم چطوري خونه انقدر تميز شده

More Farsi Persian subtitles for Brothers and Sisters

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left