لومړۍ 163 کرښې.
غروب ۸ نوامبر
دولت هند تصمیم تاریخیِ ابطال اسکناسها رو گرفت
و با این تصمیم
کل کشور علناً علیه پول سیاه اعلام جنگ کرد
طبق برخی گمانهزنیها
بهخاطر طرح ابطال اسکناس، بیش از ۴۰۰۰ میلیارد
پول سیاه از سیستم خارج خواهد شد
امروز مردم فقیر و شریف کشور خوشحالن
درحالیکه اونهایی که پول سیاه انبار کرده بودن، دارن عزاداری میکنن
سوال دیگهای که هنوز توی ذهن همه میچرخه
اینه که سرِ پولهای سیاهی که خارج از کشور مخفی شده چی میاد؟
به گفته اقتصاددان ارشد بانک ایتالیا
بیش از ۱۸۱ میلیارد دلار از ثروت هند در بانکهای خارج از کشور پنهان شده
اگه بشه تمام این پول رو برگردوند، اونوقت
میشه به حساب هر هندیِ فقیر، ۱.۵ میلیون واریز کرد
یا تمام پروژههای زیربناییِ ضروری
مثل جادهها، برق، پلها، راهآهن و سدها رو میشه زودتر از موعد تموم کرد
هر سال بیش از ۴۰۰۰ کشاورز هندی خودکشی میکنن
بهخاطر خشکسالی، وام یا از بین رفتن محصولاتشون
اگه پولهای سیاه پنهان شده در خارج برگرده
اونوقت دیگه هیچ کشاورزی مجبور به خودکشی نمیشه
اما آیا واقعاً چنین چیزی توی کشور ما ممکنه؟
(صدای پاشیدن آب)
رضا... یه خبر بد برات دارم
میخوان سرت رو زیر آب بکنن. عملیات ضربتی؟
فوراً از اونجا بزن بیرون... زمان زیادی نداری
اما کی میخواد جلوی آدمهای تو وایسته؟ نمیدونم
یه نفر از بیرونِ سیستمه
هیچ اطلاعاتی ازش نداریم
همین حالا... فرار کن
«کماندو!»
«کماندو!»
بالا... بلند شو
وقت عملیاته
اینجا مثل یه قلعه میمونه
اون همه نگهبان رو نگاه کن
فقط بهموقع اونجا باش
(صدای برخورد)
(باز شدن در)
من فقط دو کلمه میگم
و تو بقیه داستان رو برام تعریف میکنی
ویکی چادا
اون بزرگترین مهرهست
کسی که پولهای تمام کلهگندههای هند رو پولشویی میکنه
اما تو نمیتونی بگیریش
چون ویکی چادا همین امروز به مالزی فرار کرد
بالا... ویکی چادا به مالزی فرار کرده
حالا... اسلحهت رو بکش. - اما... اما من که همه چیز رو بهت گفتم
بالا... دو تا تیر شلیک کن... هی
به من
منظورت چیه؟
تیر اول اینجا، توی پا، هر جا که شد
اما حواست باشه به سرخرگ رانی نخوره
وگرنه توی راه از خونریزی میمیرم. داری چی میگی؟
تیر دوم هم اینجا، کنار کبد
دقیقاً همینجا
عقلت رو از دست دادی؟
نه، من نه، سیستم دیوونه شده
من این همه راه رو برای گرفتن تو تا تایوان اومدم
با این حال، باید ثابت کنم که این درگیری واقعی بوده
اما آخه چرا میخوای با من درگیر بشی؟ بالا آمادهای؟
کاران، تو یه سیبلِ مقوایی نیستی
هیچ جای نشانهای روت نیست. پس تصورش کن
آخه چرا میخوای خودت رو به کشتن بدی؟
هیچکس اونقدر شانس نداره که دقیقاً همونجا تیر بخوره و زنده بمونه
بالا، شلیک کن
شلیک کن
بهت گفته بودم... این کار رو نکن
لازم نیست زیاد خوشحال باشی... نوبت تو هم میرسه. - من... من؟
آخه چرا من؟
داره چی میگه؟
داره چی میگه؟
بالا، کبد... نه، نه، نه
واقعاً؟
چه خبره اینجا؟
حالا دادگاه باور میکنه که
تو اسلحه رو از دست بالا قاپیدی و به من شلیک کردی
خداحافظ، رضا
بالا... اسلحهت رو بذار توی دستش
اما اون که همه چیز رو بهت گفت، پس چرا کشتیمش؟
زنده موندنش دیگه فایدهای نداشت
بله قربان، صدام رو دارید؟
بله قربان، گزارشها رو جمعآوری کردم
بله قربان
تا چند لحظه دیگه براتون پیامک میکنم
صبح بخیر قربان. - صبح بخیر
قربان
پدر و مادرت میدونن که پسرشون
که قبلاً یه آدم عادی بود، حالا از این شیرینکاریها میکنه؟
قربان، اونا میدونن... که زندگی ما همیشه با خطر گره خورده
که اینطور
اما میدونن که پسرشون ممکنه به خودش شلیک کنه
فقط برای اینکه توی دادگاه ثابت کنه که اون یه درگیریِ ساختگی نبوده؟
منظورم اینه که تو تبدیل به یه آدمِ عشقِ شلیک شدی، کاران
واقعاً ماجرا همینطوری اتفاق افتاد
واقعاً فکر میکنی من اینقدر احمقم؟
باید میذاشتم همون کماندو بمونی
آوردنت به واحد ویژه اشتباه بود
قربان، من یه کماندو هستم
و همیشه هم کماندو میمونم
عوض کردن لباس، وظایف من رو عوض نمیکنه
بسیار خب
خب... کی برمیگردی سرِ کار؟
خب، اطلاعاتِ رضا حسابی به درد خورد
ماموریت دو سالهمون بالاخره تموم شد
ویکی چادا دیروز توی مالزی دستگیر شد
وقتی شکار توی تلهست
پس دیگه چرا شکارچی رو برمیگردونید؟
چون داستان یه چرخشِ غیرمنتظره پیدا کرده
صبح بخیر قربان
صبح بخیر... صبح بخیر... بفرمایید بشینید
صبح بخیر قربان. - صبح بخیر. بالا... چطوری؟
خواهش میکنم
ویکی چادا. کدومشون؟
میگن همهشون
و این همونیه که اخیراً بازداشت شده
ویکی چادا مدام چهرهش رو عوض میکنه
و ما نمیدونیم این چهرهای که الان داره
چهره واقعیشه یا نه
و همین موضوع اون رو خطرناکتر میکنه
اون کارِ جابهجاییِ پول خیلی از آدمهای هند رو انجام میده
آدمهایی که بسیار قدرتمندن و کل سیستم رو کنترل میکنن
و بدترین قسمت ماجرا اینه که ما نمیدونیم اونا کی هستن
ویکی چادا بزرگترین مهرهی این شبکهست
اون کسیه که کل شبکه رو کنترل میکنه
اما قربان، هنوز اون چرخشِ داستان رو به من نگفتید
فقط واحد ویژه از دستگیریِ اون خبر داره
و این مثل یه بمب ساعتی میمونه
ما اول باید تلفنهای تمام واسطههای قدرت در دهلی رو شنود کنیم
بعد از اون، باید خبر دستگیری ویکی چادا رو در رسانهها پخش کنیم
وقتی این خبر جنجالی بشه
اونا قطعاً واکنش نشون میدن
و تمام چیزی که ما نیاز داریم، فقط یک اشتباهه
پلیس مالزی ویکی چادا رو دستگیر کرد
به همراه همسرش ماریا در کوالالامپور
اعتقاد بر اینه که این یک دستاورد بزرگ
در تلاشهای دولت برای بازگرداندن پولهای سیاه است
هنوز این سوال باقی است که آیا دولت به ویکی چادا بسنده خواهد کرد؟
یا حامیان و ذینفعان ویکی چادا را هم بازداشت خواهند کرد؟
طبق گفته منابع، ویکی چادا در حال پولشوییِ
بیش از ۱۰۰۰ میلیارد روپیه از سرمایههای غارت شدهی کشور
در بانکهای خارج از کشور بوده است
خانم وزیر، میتونید به ما بگید
چرا اینقدر طول کشید تا ویکی چادا رو دستگیر کنید؟
خانم وزیر
خانم وزیر، مردم کشور حسابی خشمگین هستن
اونا جواب میخوان
لطفاً به ما پاسخ بدید
ما خشم مردم رو درک میکنیم
ما به زودی ویکی چادا رو برمیگردونیم
و همچنین کسانی که با اون در ارتباط هستن رو بازداشت میکنیم
روزی که پولهای غارت شدهی هر هندیِ فقیر
به حسابش برگرده، دور نیست
این وعدهی ماست
چی شده آقای رانوال؟
دیشانک، تو و مادرت دارید چه غلطی میکنید؟
شنیدم که مادرت
میخواد پولهای ما رو بریزه به حساب مردم
آقای رانوال، خودتون که میدونید آدم مجبور میشه این حرفها رو بزنه
اون وزیر کشوره
همه بهخاطر اعتمادی که به من و کامات داشتن، توی این کار سهم داشتن
آقای رانوال، اون فقط پول شما و آدمهاتون رو نداره
پول من هم دست اونه
No comments yet. Be the first to leave one.