لومړۍ 23 کرښې.
حس شيطاني اي داريم
ارادم داره سست ميشه
داره پشت دره ذهنم رو ميکوبه
داره بهم غليه ميکنه
توصيفش برام دشواره
احساس گرسنگي ميکنم
اگه دوست داري زنده بموني فرار کن
از دست هيولايي که داره جون ميگيره
از اين ماه پوشانده شده يکم بيشتر نور بگير
مرگ امشب رو هدف قرار داده
به خاطر اين شيطاني که تو وجودمه
ما درست جلو چشمات کامل ميشيم
اين بار ديگه نميتونم خودمو کنترل کنم
امشب بايد هردومون توي جهنم شام بخوريم
فکر کنم دوباره دارم احضار ميشم
نيازهاي اوليه داره پرم ميکنه
تغييرات داره شروع ميشه
خونم داره به جوش مياد
ميتونم ترس رو تو چشمات ببينم
اما قدرت فرياد زدن هم نداري
وقتشه که لباس مبدل مرگبار رو به تن کنيم
هيولا داره به زندگي برميگرده
از اين ماه پوشانده شده يکم بيشتر نور بگير
No comments yet. Be the first to leave one.