The Umbrella Academy

The Umbrella Academy

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

The Umbrella Academy S02E08 720p WEB H264-FiASCO
The Umbrella Academy S02E08 WEBRip x264-ION10
The Umbrella Academy S02E08 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Umbrella Academy S02E08 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
د لخوا تبصره _SinCities_
▓░╠⫸ سینا صداقت ⣿ FilmoGen.Org ⫷

تګونه

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
په خپور شو: 2020-08-01
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

من مأمور ویژه ویلی گیبز از اداره‌ی تحقیقات فدرال هستم

سیسی کجاست؟ می‌خوام باهاش حرف بزنم

خانم کوپر و پسرش آزاد شدن و در اختیار آقای کوپر قرار گرفتن

فامیلیت چیه، وانیا؟

هارگریوز

کارت شناسایی‌ای داری که بتونه ثابتش کنه؟

گواهینامه و گواهیِ تولدم نداری؟

اهلِ این اطرافی؟ - نه -

من... مطمئن نیستم

مطمئن نیستی؟

خب، به افسرِ دیگه گفتم با یه ماشین تصادف کردم

حافظه‌ام رو از دست دادم - آره -

.آره، فراموشی. در این مورد بهم گفتن خب دقیقاً روالش چطوره؟

چیزی از یه ماه پیش به قبل یادم نمیاد

البته به جز اسمت

آره، به جز اسمم

،تا جایی که می‌تونم بگم به نظر میاد به سادگی

ناگهان سر و کله‌ات پیدا شده

به دنیای من خوش اومدی

«وانیا»

این اسم روسیه، مگه نه؟

من روس نیستم

،ولی اگه فراموشی داری چطور می‌تونی با اطمینان بگی؟

در واقع، کنجکاوم بدونم چطور اسم و فامیلت رو می‌دونی

ولی چیزِ دیگه‌ای یادت نمیاد - نمی‌دونم -

چطور اون سه سرباز رو پرت کردی هوا؟ - ببخشید، نمی‌دونم -

تو دالاس چیکار می‌کنی؟

!نمی‌دونم

تو روسی بلدی

...من... من نمی - عالیه -

حتماً تو بچگی یه ذره یاد گرفتم - یه ذره؟ -

فکر کنم خیلی خوب بلدی

،چیزی که می‌خوام بدونم اینه که ،چطور یه دخترِ جوان

،که میگه روس نیست

،ولی روسی بلده

میشه پرستارِ یه پسرِ کندذهن تو وسطِ ناکجا آباد، تگزاس؟

.باید با یه نفر تماس بگیرم حق تماسِ تلفنی دارم دیگه، مگه نه؟

،اگه یه چیزی باشه که اف‌بی‌آی جدی می‌گیره

یه تهدید کمونیستی نسبت به این کشوره

،حالا، من جواب می‌خوام

،جواب‌های واقعی

و هر کاری لازم باشه برای جواب گرفتن می‌کنم

تا وقتی نفهمم واقعاً کی هستی جایی نمیری

دانلود زیرنویس از کانال تلگرام .: @SubSin :.

حالا چی؟

حالا هیچی، لوتر، خب؟

با خدای خودت کنار بیا - چی؟ -

الیسون و وانیا چی؟

کونِ لق هردوشون. اونا باید اینجا می‌بودن

دیگو چی؟

اون پسرِ خیلی مسئولیت پذیریه، مگه نه؟

حتماً یه اتفاقی واسه‌شون افتاده - گورِ بابای دیگو، باشه؟ -

گورِ بابای همه

وقتی تو آخرالزمان تنها بودم وضعم خیلی بهتر بود

پنج! بس کن

می‌دونی چیه، لوتر؟ حالا دیگه هر برادر راه خودش رو میره

چطوره؟

شماره پنج الان بدجنس‌تر شد؟

کلاوس، برو به الیسون سر بزن، باشه؟

مطمئن شو حالش خوبه

.بقیه رو پیدا کن و اینجا همدیگه رو می‌بینم .من پنج رو سر به راه می‌کنم

،و تو

تو الان امتیازِ تسخیرت رو باطل کردی

از هیچی پشیمون نیستم

دیگه نیا تو بدنم - !از هیچی پیشمون نیستم -

!بهم نزدیک نشو

هی! پنج، آخرالزمان هنوز تو راهه

باید یه نقشه‌ی جدید بکشیم - مگه حالیت نمیشه، لوتر؟ -

دیگه تمومه، خب؟ ما از الان مُردیم - پس کجا داری میری؟ -

دارم میرم کارِ غیرممکن رو بکنم

این دیگه یعنی چی؟

واقعاً امیدوار بودم کار به اینجا نکشه

به کجا نکشه، پنج؟

پنج

!پنج

به کجا نرسه؟

!پنج

یا خدا، الان چه غلطی باید بکنیم؟

چیزی نیست، چیزی نیست. آروم باش، ری - آروم باشم؟ -

الیسون، تو یه فروشنده‌ی جاروبرقی رو تو اتاقِ نشیمن خونه‌مون کشتی

باشه، از نظرِ فنی، برادرش اون رو کشت

و اونا واسه فروشِ جاروبرقی نیومده بودن

جسدِ گُنده‌ی یه پسرِ سفیدپوست رو مبلمونه

آره، می‌دونی، اعتراف می‌کنم این جلوه‌ی خوبی نداره

اوه، کارمون تمومه

.جنبش به آخر خط رسیده، الیسون .واسه این کار اعدامم می‌کنن

...اونا اعدامت نمی‌کنن

خیلی خب. خیلی خب

سلام، ری ری. خیلی ببخشید ...که دیروقت مزاحم شدم، اما

کلاوس، الان وقتِ خوبی نیست

اوه، شرمنده

!الیسون! سلام

خیلی نگرانت بودم. خدا رو شکر خوبی

چی... چی شده؟

شماها داشتید اینجا کشتی می‌گرفتید یا چی؟

اوه

اوه، متوجهم

قراره یکی از اون شب‌ها داشته باشیم، هان؟

خب، می‌سوزونیم یا دفن می‌کنیم؟

...یه شایعه شنیدم

تو برادرت رو کشتی

استوقدوس

استوقدوس

شوخیت گرفته؟ - گفتی می‌تونم تیمِ خودم رو استخدام کنم -

آره، ولی محض رضای خدا منظورم اون نبود

اگه از نظرت استخدامِ برادر اونی که ،خودت می‌شناسی اشکالی نداره

پس واسه گرفتنِ اون نشان آماده نیستی

،ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم ولی واقعاً باید برم

!خفه شو

اگه به شمّ من اعتماد نداشته باشی نمی‌تونم این کارو بکنم

.عزیز دلم، چشم بسته خرش شدی .اون ارزشش رو نداره

مامان! خدای من

،این شاید شوکه‌ات کنه ولی اینجا همه ازت خوششون نمیاد

احمقانه به نظر میاد، ولی ادامه بده

افراد تازه نفسی لازم داری که به ما وفادار باشن نه نظامِ سابق

من دیگو رو تو عملیات دیدم

مهارتش خیلی بیشتر از اکثر عوضی‌هاییه که اینجان

چرا هدرش بدیم وقتی می‌تونیم ازش استفاده کنیم؟

خودم شخصاً مسئولیتش رو گردن می‌گیرم

...می‌دونی، برادرت شماره پنج و من

...گذشته‌ی خیلی

جالبی باهم داریم

،برادرم با همه خصومت داره

از جمله خودم

بذار یه چیزی ازت بپرسم

،وقتی تفنگی رو به سمتِ کسی نشونه گرفتی

به کی وفاداری، خانوادت یا اصولت؟

به خودم

من مالِ هیچکس نیستم

مخصوصاً لیلا

خب با این می‌تونم کنار بیام

،بفرستش جلسه‌ی توجیهی و تشریفاتِ اداریش رو انجام بده

...ولی

،اگه حتی یه ذره اذیت کرد

خودت اون رو می‌کشی

فهمیدی؟ - مرسی، مامان -

خدای من

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

...مطمئن نیستم چی می‌تونم بگم که

چیزی رو که واضحه بپوشونه

منطقیه

پس یه سؤالِ تازه

چرا این کارو می‌کنی؟

تو توی کارِ بدی دست داری؟

اغلب اوقات. چیزِ خاصی مد نظرت بود؟

،اون... اون مردِ مو بلند تو کسنولگری

همونی که با پسر کوچیکه دنبالمون کرد

میگه اسمش دیگوئه - آره، خودشه -

...اون

اون فکر می‌کنه تو می‌خوای به رئیس جمهور صدمه بزنی

متوجهم

این روزها حرف‌های روانی‌ها رو باور می‌کنی

...البته حرفِ تو برام حجته، ولی اینا

،این عکس‌ها

اونا همه در مورد بازدید فردای رئیس جمهور از اینجان، مگه نه؟

خودت می‌دونی که کارِ من جنبه‌هایی داره که نمی‌تونم ازشون حرف بزنم

تو همیشه به این خط قرمز احترام گذاشتی

نمی‌خوام جزئیاتش رو بدونم، رجی

فقط می‌خوام بدونم که تو

توی کاری که ازش می‌ترسم دست نداری

واقعاً از چی می‌ترسی، عزیزم؟

چیزهای زیادی در مورد تو هست که درک نمی‌کنم

منم می‌تونم همین رو در مورد تو بگم

می‌خوام زندگیم رو با تو شریک بشم، رجی

ولی باید بدونم آدمِ خوبی هستی

باید بدونم هرگز به رئیس جمهور صدمه نمی‌زنی

همونطور که گفتم، جزئیاتی تو زندگی من هست

که نمی‌تونم حرفی ازشون بهت بزنم

...یه روزی

امیدوارم بتونم همش رو باهات در میون بذارم

...تا اون موقع

ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی

نمی‌تونم اونقدر صبر کنم

معذرت می‌خوام

پنج؟

لعنتی

پنج؟

...پنج، چی

خوبی؟

باید آبِ بدنم زیاد باشه - آب بدنت زیاد باشه؟ -

این پودر بچه واسه چیه؟

خارش رو کمتر می‌کنه

چه خارشی؟ خارش داری؟ داری چه غلطی می‌کنی؟

پس تو یه نقشه داری

...خب، یه حرکت از روی درموندگیه، ولی

چون خواهر و برادرهای بی‌مغزمون

نمی‌تونن به یه ضرب العجل ساده پایبند بمونن

چاره‌ای ندارم

در چه موردی چاره‌ای نداری؟ - باید خودم رو پیدا کنم -

من ۱۵ دقیقه پیش به دالاس رسیدم

باید نگرانت باشم؟ - ،لوتر، اگه یادت باشه -

من توسط کمیسیون واسه مأموریتی به سال ۱۹۶۳ فرستاده شدم

تا مطمئن شم رئیس جمهور ترور میشه

اوه! پس، صبر کن، نسخه‌ی پیرت تو اون بیرونه

دقیقاً

چی، داره تو دالاس قدم می‌زنه؟

با کیفی که می‌تونه ما رو ببره خونه تو دالاس قدم می‌زنه

خدای من. پنج، تو نابغه‌ای

گرچه، این نقشه دو اشکالِ برجسته داره

،اشکالِ شماره یک: من یه قاتلِ ماهرم

More Farsi Persian subtitles for The Umbrella Academy

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left