لومړۍ 200 کرښې.
فیلمی برای همه
مناسب تمام سنین
ممنون
...آره، ولی فرق بین زمان
گذشته، حالکامل و حال رو نمیدونه
باید برم
سلام
اوه، سلام ورقه تصحیح میکنی؟
خوشحالم میبینمت
آره، البته
باید به این ورقهها نمره بدم
حالا هرجا شد حتی اینجا
خوب؟
...هولهولکی برام پیام دادی
چی شده؟
خوب، خبرای خوب
دستاول
شاید
خوب بگو دیگه
چیه؟
من یکی توی نشریه آدامز-آندروز دارم
که میخواد دستنویسهای ترا بخونه
بهتر از این نمیشه
بهترین بهترینها
امّا، نگرانم
دیگه همهجا نوشتههاتو نشون دادم
پس این شاید آخرین شانست باشه
تا بتونی کتابت رو چاپ کنی
...بله، از چشات میخونم که
بله رو میگیری
...درسته
ولی الان موقع مسافرت نیست
اگه نشریه آدامز-آندروز بخواد تغییراتی بده، چی؟
خوب، انجامش میدم
لیام، من حتماً باید برم
تولد ۷۵سالگی مامانبزرگمه
اون ماهاست که داره تدارک میبینه
...و مادرم الان سر قراداد با
پیمانکارای خونه، به مشکل خورده
و بهش گفتم که دارم میام کمک
احساس مسئولیت درقبال ...خونوادت رو تحسین میکنم
...ولی من ترا آماده و حاضر در
تکمیل این پروژه احتیاج دارم
قطعاً
...من قبل از رفتن به سفر
اصلاحات ترا انجام میدم
...و اگه نشریه آدامز-آندروز هر نکتهای داره
اونا رو هم اعمال میکنم
خوبه
من رو تو حساب میکنم
...دست به دامن خیلیها شدم تا برات جورش کردم
ممنون
...و من قول میدم که این بهترین
پیشنویسی خواهد بود که تو در تموم زندگیت خوندی
باید جواب بدم
بله، راحتباش
برو
اَدی، بهتر از این نمیشه
اقامتگاه کمپبل *۲۰۷۶۲*
فقط برای تابستان
!سلام
!اوه
پنهلوپه من بالاخره اومد
...مامانبزرگ ۴تا بچه خودت
...و ۱۱تا نوه و یه عالمه فک و فامیل
همه دارن میان به دیدنت
اصلکاری پنهلوپه منه
خسته بنظر میای
رانندگی طولانی مدتی بود
نه، تو خیلی کار میکنی
...از بازنشستگیتون که زیاد نگذشته
...شما فشار کاری
پایان سال تحصیلی، یادتون رفته؟
نه، یادمه
...من فقط باید کاری کنم که
این لُپات گُل بندازه
یکم کیک شکلاتی تو فر هست الان برات میارم
همینکه اومدم تو بوش میومد
اوه، جدی؟
...چون توش جوز تازه ریختم
بوی خونه میاد
دوسِت دارم
با خود کیف آوردی؟
آره
خوب برو بیارش
چشم، الان میرم
بله؟
عقاب فرود اومد
آغاز مرحله اول
!جیسون
میتونی بری کمک طفلکی این دختره توی ورودی کمپبل؟
!چشم
بذارین کمکتون کنم
اوه، نه، نه من میبرم
خوبه چیزی نیست
!اوه !اوه
!اوه، نه !نه
بهت گفتم که جواب میده
جیسون
پِنی
"الان دیگه"پِن
خیلی وقته
خیلی زیاد
خوب چه خبرا؟
...میدونی
میشه پیراهن منو بدی؟
چی؟
پیراهنم
!اوه، شرمنده
بفرمایین
گربهها
مُدّه
!چه غافلگیری دلپذیری
!که اومدی کمک پِن
چه ادب و نزاکتی
خواهش میکنم
انگار مثل آهنربا بهم جذب شدین
چه مدته همدیگه رو ندیدین؟
-از
دبیرستان
خوب، چرا نمیای تو، جیسون؟
من کیک شکلاتی درست کردم
الان میارم
دلخواه منه
چیزی که هرگز تغییر نمیکنه
خوب، بذار یکم شما رو بهم معرفی کنم و جلو بندازم
...پِن امسال توی مدرسه خودش
مدیر گروه شده
تو معلم هستی؟
به نوعی شغل خانوادگی ماست
خوب جوزی به من گفته که تو توی کار بانک هستی
بانک، جدی؟
به نوعی
خوب دقیقاً بگو چیکار میکنی؟
بانکداری سرمایهگذاری
اوه
...من به شرکتها و سازمانها در راستای
افزایش سرمایه و رشد کسبوکار، کمک میکنم
مدرکتو از کجا گرفتی؟
دانشگاه شیکاگو
...میدونین وقتی شما دوتا بچه بودین
...مادربزرگت و من فکر میکردیم که
شما سرنوشت همدیگه هستین
منظورم اینه که شما کاملاً ازهم جداناپذیر بودین
این مال خیلی وقتا پیش بود مامانبزرگ
...خوب، میدونین از قدیم گفتن
همه چیز اسیر زمان است قویتر از زمان عشق است
از کیه؟
من
!شما یه شاعر تمومعیاری
!اوه، جیسون
زیادی دیگه منو بردی بالا
یه پیشنهاد فوقالعاده دارم
شما دخترعموی پِن، آنابت یادتونه؟
اون گفت میخواد امشب بره رقص
...بنظرم اون میخواد واسه جشن تولدم
خودشو آماده کنه
بنظرم شما دو نفر باید باهاش برین
ایکاش میتونستم برم
من واسه امشب برنامه دارم
صحبت اینه که دیگه باید برم
خیلی ممنون بابت کیک شکلاتی
خوش اومدی
واقعاً از دیدن هر دوی شما خوشحال شدم
بله، ما دوباره بزودی ترا خواهیم دید
میدونی، احساس من مثل ...همون تابستونیه که تو بچه بودی
و خونه هم از آدم پُر بود
مامانبزرگ یکهتاز
دیدن دوباره جیسون باید جالب باشه، ها؟
من اومدم اینجا دیدن شما، مامانبزرگ
هیچ احساسی بهش نداری چون خیلی وقته ندیدیش؟
راستش یخورده عجیبه
امّا خیلی خاطرات باهم دارین
شما باید حرفا واسه گفتن در این مورد داشته باشین
مامانبزرگ من الان وقت اینجور چیزا رو ندارم
میدونم شما میخواین که ...توی جشنتون من با یکی باشم
امّا من هیچ علاقهای به دیدن کسی ندارم
خوب به من بگو آخرین باری که با یکی قرار داشتی، کِی بود؟
خوب برنامهتون واسه مهمونی چیه؟
اوه، خوب، اونایی که قراره بیان مشخصه
و تنها کسی که نگرانم نیاد، مادرته
آره، میدونم
...امّا بعد از کنترل سیل
اون میاد اینجا
امیدوارم
من برات یه جدول آوردم
من عاشق جدولم
من واقعاً توی حلش کمک میخوام
ببینین، من از بچگی ...جدول دوست داشتم امّا
...شما همیشه وانمود میکردی که
نمیتونی بدون من حلش کنی
شما به من خیلی اهمیت میدادی
ولی حالا میبینم که شما اصلاً هیچ احتیاجی به کمک من نداری
نه، اینطور نیست
من بهت احتیاج دارم
تو همیشه توی اینجور چیزا بهتر بودی
...خوب، گوشکن، اگه جیسون خوب نیست
شاید ما باید دنبال یکی بگردیم که جدول دوست داشته باشه، ها؟
انگار تختهگاز داری میری و هیچی نمیتونه متوقفتون کنه
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.