Billions

Billions

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Billions S04E05 480p x264-mSD
Billions S04E05 720p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E05 1080p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E05 1080p WEBRip x264-RMTeam
Billions S04E05 WEBRip x264-ION10
Billions S04E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S04E05 1080p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S04E05 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S04E05 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S04E05 XviD-AFG
د لخوا تبصره Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

تګونه

x264
480p
480
XviD
په خپور شو: 2019-05-05
ډاونلوډونه: 47
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت...

‫فوئلی قراره اون چیزی که درموردم می‌دونه افشاء کنه

‫درمورد ما

‫فوئلی سرطان داره

‫اونقدر دکتر نرفت تا اینکه کل بدنش رو گرفت

‫پس من به همه شما افتخار می‌کنم که به وسیله این بنیاد یادبود

‫دانشکده رو پشت سر گذاشتید.

‫«الیژن فیلدز»

‫این توسعه میراث منه

‫این یه فاجعه میشه و احتمال به بار اومدن رسوایی هست

‫همه چیزایی که گفتی درستن، بابا ‫بیا یه کاری باهاشون بکنیم

‫من... در زندگی خصوصیم

‫در محدوده زندگی زناشوییم

‫با رضایت همسرم... سادومازوخیسم انجام میدیم

‫دیگه خسته شدم از شنیدن حرفات

‫تا آخر امروز، تو دادستان کل

‫احتمالی ایالت لعنتی نیویورک خواهی بود!

‫تبریک میگم چاک. مشتاقم باهم کار کنم

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

Billions.S04E05: مراسم یادبود شایسته 98/02/14

‫ممنون، انتونی

‫لذتی داره کار کردنت رو تماشا می‌کنیم

‫خیلی خوبه که کارت رو دوست داشته باشی

‫- لذت ببرید دوستان ‫- ممنون

‫خب... به سلامتی دادستان کل جدیدمون

‫دوران ریاستش طولانی باد

‫- هورا ‫- ممنونم

‫همه جوره مفتخر شدیم

‫این ماه اولین شبی هست که ویندی میاد بیرون

‫خب، فرصت صرف کردن پیتزا

‫در یه مکان کاملا خصوصی و خلوت... ‫اصلا نمیشد ردش کرد.

‫خلوت؟ اگه تنها راه خوردن این پیتزا این بود که لخت بشم

‫و وسط میدان «تایمز» بشینم، حاضر بودم اینکارو کنم.

‫آره اینکارو می‌کردی. شاید حتی ترجیح هم می‌دادی

‫مشکل اینه که؛ منم لخت می‌کردی

‫چه دلم بخواد چه نخواد

‫اینجا هم داری این بحث رو پیش می‌کشی؟

‫خودت کردی

‫واقعا فقط اونایی که دوستشون داریم ...

‫که باعث میشن بخوای بکشی‌شون؟

‫دقیقا

‫ببین

‫بله

‫ولی حتی با وجود دونستن اتفاقات پیش رو

‫برای من دیگه از صفر شروع کردنی وجود نداره

‫قبلا وجود داشت

‫می‌تونستم بگم: من ویندی هستم

‫از اونجا برم. می‌تونم آخر اسمم رودز اضافه کنم

‫و برای افرادی که در حوزه بورس هستن یه معنی داشت

‫و برای افراد حکومتی یه معنی دیگه.

‫و اگر می‌گفتم دکتر ویندی رودز یه معنی دیگه داشت

‫هنوزم همینه. همه اینا

‫- هنوزم همین هستن ‫- یا می‌تونم بگم: در یه صندوق سرمایه‌گذاری کار میکنم

‫و در جهات مختلفی جلو میریم

‫ولی اونی که باید نحوه و زمانش رو تعیین می‌کرد من بودم

‫ساختن یه رابطه... الان؟

‫اونا می‌دونن... همه چیزو

‫همه می‌دونن

‫چاک در شرایط سختی قرار داشت

‫آره، گزینه‌های زیادی برای ‫رسیدن به پیروزی نداشت

‫- پس مجبور شد اونی رو انتخاب کنه که... ‫- آره همینطوره. اون انتخاب کرد

‫و حالا من نمی‌تونم تو خیابون قدم بزنم

‫و دیگه برای طرف مقابلی که باید بهش

‫روحیه بدم، درمانش کنم یا تغییرش ‫بدم، مثل یه تخته سیاه خالی نیستم

‫یه حباب بزرگ پر از افکار

‫بین‌مون قرار می‌گیره.

‫و منو با شلاق و زنجیر نمایان می‌کنه

‫من وقتی یه کاری اشتباهی در ملع عام انجام میدم

‫و حس میکنم همه زل زدن به من

‫این حقیقت باعث میشه آسوده باشم:

‫اکثر مردم یه مشت عوضی خودخواه و عیب جو هستن.

‫پس شاید واسه یه لحظه از ماجرای تو لذت ببرن

‫چون حواسشون رو از خودشون پرت میکنه

‫ولی بعدش، فراموشت میکنن

‫صاف برمی‌گردن به عن دونی خودشون

‫ممنون

‫نظرت چیه ما از صفر شروع کنیم؟

‫قبوله

‫بابی؟

‫به این میگن نگهدار

‫- من میرم هوا بخورم ‫- منم باهات میام

‫- عصبانیتش فروکش می‌کنه ‫- آره؟ نمیدونم

‫قبلا هم تا این حد به من عصبانی شده بود

‫برای درست کردنش چیکار کردی؟

‫چند میلیون دلار، یه ماشین اسپورت ایتالیایی ‫(مازراتی که فصل اول بهش داد)

‫درصدی از سود شرکت، و بیخیال شدن شکایتم از تو

‫و راستش رو بگم، بازم بعد همه ‫اینا یکمی از عصبانیتش مونده بود

‫- برای مدت طولانی ‫- آره، پس... نمیدونم

‫تو دقیقا مثل دفعه قبلی اینکار رو کردی

‫با اینکه از خشم‌ش اطلاع داشتی.

‫مثل تو، مجبور بودم خودمو داخل مسیر مسابقه نگه دارم

‫میدونی، مردم فکر می‌کنن آدمایی مثل ما به

‫عواقب کاراشون اهمیتی نمیدن

‫- ما اهمیت میدیم. خیلی هم زیاد ‫- آره

‫با این حال به راهمون ادامه میدیم

‫باید همین هم باشه

‫خوبه

‫بخور

‫واسه فردا قوی لازمت دارم ‫یه پروژه دیگه برات دارم

‫درخواست

‫خب، من هم به اندازه تو برای اینکه ‫اون صندلی رو بدست بیاری تلاش کردم

‫بگو

‫تیلور میسون

‫یه حساب رسی وال استریتی

‫باید برات مثل قدیما باشه

‫جرایم مالی علیه مردم

‫همیشه مورد علاقه من هستن

‫و برای تو، دوست دارم اینکارو بکنم و می‌کنم

‫ولی، جک فوئلی قبل از اینکه بتونم انتقامم رو ازش بگیرم

‫ریق رحمت رو سرکشید

‫افراد دیگه‌ای رو در لیست سیاهم دارم

‫که نمیخوام اجازه بدم به راحتی فرار کنن

‫کار خودتو بکن، ولی باید کار منم بکنی

‫خب، به تازگی از شر گریگور خلاصت کردم

‫- که از نظر مالی به تیلور لطمه زد ‫- آره. ولی نه به اندازه کافی

‫می‌خوام راه فراری نداشته باشن

‫متوجهم

‫خبر داری که تیلور اصلا تابحال کار غیرقانونی کرده؟

‫قبلا خلاف نکردن که جلوی تو رو نمی‌گرفت

‫شاهکارم... آقای بیانکاروسا

‫ولی نیاز به جواز بهسازی دارم

‫همچنین جواز توسعه

‫16 ساختمان جدید، که 4 تاشون اونقدر بلند باشن...

‫می‌دونم، پیش نویست رو خوندم

‫... که وقتی داخل پنت هاوس باشی

‫انگار خدا داره نگاهت میکنه.

‫و میدونی تمام کاری که برای ‫شروعش باید انجام بدیم...

‫هی

‫باید اون انتظارات رو یکم بیاری پایین

‫قیمت قدیمی اندازه قیمت جدید نیست

‫برای انجام همه اینکارا، 30 میلیون دلار میخوام

‫پول رو برات جور میکنم

‫ولی اون جوازها رو لازم دارم

‫من هرگز پول گریگور آندلوف رو نمیخواستم

‫یه بار علیه‌ش لابی کردم ‫ولی بعد قبولش کردم

‫و برامون تبدیل شد به یه ارگان داخلی بدن

‫و حالا بدون اون، انگار زخمی شدیم.

‫و مساله فقط پولش نیست

‫وقتی آمار کم شدن سرمایه‌های تحت مدیریت شرکت، علنی بشه

‫سرمایه‌گذاران‌مون به استحکام‌مون

‫شک می‌کنن و اونام همراه گریگور میرن.

‫هنوز به چشم من مثل «وینسنت وگا» هستی، ‫کاری که با «جولز وینفیلد» کرد ‫*اشاره به فیلم مشهور Pulp Fiction*

‫باهوش ترین و سرسخت ترین آدمی که توی این اتاق هستش

‫ممنون، مافی

‫ولی واقعا نیاز ندارم که بقیه بهم بگن چقدر باهوشم

‫در این لحظه چندان حس باهوشی نمیکنم

‫انگار اینجا یه ماشین توربو ساختم

‫و مخزن نیتروژنش روی صورتم ترکیده

‫خب ما این درس رو یاد گرفتیم

‫و حالا: کاری رو می‌کنید که در اون بهترین هستید

‫هر دوتون. برید روی منابعی سرمایه گذاری کنید ‫که کمتر از قیمت واقعیش تخمین زده شدن

‫بذارید من هم کاری که توش بهترینم انجام بدم:

‫مفیدترین محیط رو برای رسیدن به هدف

‫ایجاد کنم.

‫- بله ‫- برای این هدف؛ یه حرکتی زدم

‫مسئول روابط عمومی سهامداران

‫میدونید که «وینستون ولف» چطوری ‫مشکل اجساد رو حل کرد؟ ‫**اشاره مجدد به Pulp Fiction**

‫این یکی مشکل اوراق اعتبار از دست رفته رو حل میکنه

‫اون خیلی جوون نیست، بین 20 تا 30 سال

‫- زیادی واسه اینکار جوون نیست؟ ‫- اوهوم

‫اگه همین باشه، فکر کنم الان اینجاست

‫خوش اومدی، لارن

‫لارن ترنر ‫این تیلور میسون هستش، رئیست

‫آب ترشی؟

‫بهترین داروی خماری که پیدا کردم

‫و دنبالش گشتم

‫نگران نباش، اینجا خودمو نشون نمیدم

‫اینجا انرژی ذخیره می‌کنم

‫تا بعدا بتونم خودمو نشون بدم.

‫چی لازم دارید، رییس؟

‫یه جایگزین در حد و اندازه گریگور

‫وجود نداره. نه برای تو

‫- امروز نه ‫- لعنتی

‫- مزه نریز ‫- من آماده کارم

‫فقط مطمئن نیستم کی...

‫در حال حاضر سازمان‌ها و موسسات زیادی

‫وجود ندارن که تمایل به سرمایه گذاری داشته باشن.

‫نه در اون اندازه و بزرگی

‫یکیشون به ذهنم میاد، همینجا داخل شهر

‫شجاع ترین‌شون، میدونی؟

‫صندوق آتشنشانان نیویورک

‫آتشنشان های اکس؟

‫بودن. ولی نه این اواخر

‫اونا حداکثر از صندوق اعتباری و سلامت

‫3.1 میلیارد سرمایه‌گذاری می‌کنن.

‫و زمزمه‌هایی شنیده میشه

‫- درسته؟ ‫- بله

‫و اونا دیگه سمت اکس نمیرن

‫تو هم فرقی با اکس نداری

‫برو باهاشون قرار بذار

‫جانی پسر!

‫شرکتت چطور می‌گذره؟

‫می‌ترکونیم، مثل کاری که «ریچارد پتی» ‫با «دیتونا» کرد ‫*اشاره به قهرمانی ریچارد پتی ‫در مسابقات رالی دیتونا*

‫ارجاعی دادی که به دوره قدیمی مربوطه، مگه نه؟

‫یادم می‌مونه و بابتش متشکرم

‫و همسرت و...

‫به تازگی دومین بچه‌مون به دنیا اومد

‫یه پسر دیگه، سه ماه پیش

‫آره آره... من...

More Farsi Persian subtitles for Billions

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left