لومړۍ 200 کرښې.
مامانم همیشه میگفت
تو مغز پوکت هیچی نیست
مادرت وقتی حامله بودت خیلی مشروب میخورد؟
خوب تاثیر خیلی بدی رو بچه داره
چیکار میکنی؟
لعنتی
اون عکسها که ماری آورده داخل زندان؟
تتوی پشت سرت رو نشون میده
تو سابقه صرع داری
با این نتایج نباید بوکس کار کنی
در مورد خونریزی مغزیت میدونم
این چیه؟
روبی قاتله دست خط من نیست
روبی کسی رو نکشته
ولش کن بندازش بره
کسی میخواد حرفی بزنه؟ چون من پایم
چرا تحریکشون میکنی؟
چون وقتی ازم بترسن یعنی قدرت دارم
قدرت اینجا امنیته
پلیس کوستا رو تحت نظر داره؟
پلیسها فیلم قاتل رو دارن
نمیدونن کیه اما روی آستینش لک خونه
باید اون ژاکت رو پیدا کنیم
جاساز کاستا رو پیدا کردم
اون مال من نیست
پلیسها رو خبر کن من اون هرزه رو نکشتم
بریم مال من نیست پاپوش دوختن
امیدوارم محکومش کنن
حقشه حبس ابد بگیره
حداقل امروز سردسته نمیشه
دارن برای سردسته رای میگیرن میخوان ببینم کی میشه
ماری چطوره؟
خون روی آستین کاستا با کز نمیخونه
اگه خون کز نباشه نمیشه محکومش کرد
یک هفته طولش دادن کله خرها
خیلی چیزها در یک هفته اتفاق میفته
ویکی
خوب شد اومدی بیرون هرزه کثافت
تو ژاکت رو جاساز کردی
اینطوری با سردسته جدید حرف میزنی؟ احترام سرت نمیشه؟
اینم احترامت کاستا
برو بند خودت
بیخود جوش نزن عزیزم
این هرزه برام پاپوش دوخته میندازمت انفرادی ها
بقیتون راهرو رو خلوت کنید
تو نه وینتر رییس کارت داره
چه عجب
سیستم زندان اون رو به قتل رسوندن
ویل جکسون ریس فعلی زندان
برای اجرای عدالت در حقش چیکار کرده؟
من میدونم هیچ گهی نخورده
مرگ بر رییس زندان
مرگ بر رییس زندان
بیا تو
ممنون خانم بنت
نمیخواستی منو ببینی؟
یکم سرم شلوغ بود
چون فکر میکردم رسمه
ریس زندان و سردسته درباره رابطشون
باهم مذاکره کنن
زمان قتل کز کجا بودی؟
میگن کار کاستا نبوده شایدم بوده
پس چرا آزادش کردید؟ کدوم آزادی
زنها میترسن و الان وظیفه منه ازشون محافظت کنم
پس کمکم کن اگه میدونستم کار کی بوده
همین الان بهت میگفتم میفروختیش؟
بیخیال
من و تو در موقیعت خاصی هستیم ویل
تو زندان رو میگردونی من زنها رو
میتونیم به چیزیکه میخوایم برسیم
باشه
چی میخوای ماری؟
میخوام امنیت داشته باشم صدام شنیده بشه
من همیشه بهت گوش میدم
ما خوش شانسیم که تو رو داریم ویل
من خوش شانسم
بومز بیا
باید برم پیش دکتر گرگ یک لحظه
بیا باشه باشه
اولین شب که سوفی اینجا بود
صدای گریش رو از سلول بغل شنیدم
رفتم تو تخت بغلش کردم
محکم گرفتمش
یادمه....یادمه
تمام این خاطرات رو
حتی هفته قبل
اینها فقط جملات بودن اما الان همش یادمه
همشون
نه اره
پس داروهات داره جواب میده؟
کاش کز اینجا بود میدید اره
میدونی چیکار میکنم؟ چی؟
با پسرم آرتی تماس میگیرم
رابطم رو باهاش درست میکنم
جنکینز مگه قرار نداشتی؟
چی؟ جلسه با دکتر میلر؟
اره اره لیزی برگشته
بنظرم عالیه همه چیز یادش اومده
بعدش گفتم وای
اگه اون دفعه رو یادش بیاد که کتکش زدم چی؟
آخه آدم فروشی کرده بود پس حقش بود
اره خب
فکر کنم داروهات به منم کمک کرده
باهوش تر شدم
برای لیز خوشحالم اره
همینطور تو بومر
راستش خبرهای خوبی دارم
میخوای ازم بچه دار شی؟
باشه
فردا قراره آزاد شی
خوب نیست؟
بعد از اتفاق کز
اره میخوام برم بیرون
فردا شروع یک راه طولانی برای عفو مشروطه
اگه....اگه خرابش کنم چی؟
استراتژی هایی که روش کار کردیم رو بخاطر بیار
تا رفتارت رو کنترل کنی
جملات تاکیدی مثبت اره
رییس منم من مسئول رفتارم هستم
قدرت اراده آهنین دارم
و در شرایط اورژانسی؟
صبر کن بومر نفس بکش
تا ده بشمار
7...8...9...
ریلکس ریلکس
باشه
ترینا کی میاد دنبالم؟
نمیاد
مادرت بعنوان مسئولت میاد مادرم؟
اره مشکلیه؟
نه
دوبار تجسس در یک هفته؟ تن خواهت مالید
اون مشکل خودمه
دفعه قبل چیزی پیدا نکردیم
چرا این بار فرقی داره؟ ای بابا ویرا
بخاطر کز باید سعیم رو بکنم
ویل نباید شخصی برخورد کنی
بخاطر حفاظت از زنهاست
اگه کار کاستا نبوده پس کار کیه؟
پلیس از خون روی ژاکت دی ان ای نمیگیره؟
شاید اما خون کز نیست
احتمالا خون کاستا باشه
خیلی مطمئن نباش
لیز بردورث به داروی سایدرسون خیلی خوب جواب داده
عالیه اره
امیدوار بودن مانع از عود بیماری بشه
اما اگه بتونه انحلال مغز رو درمان کنه
ویرا این یعنی بما جایزه نوبل میدن
چی؟ جدی میگم
هیچ کدوم اینها بدون تو ممکن نبود
نه تو کمک بزرگی کردی
متشکرم
ببخشید اشکال نداره
بله
تجسس تموم شد خب؟
نه ژاکت نه آلت قتل فقط همون اجناس غیر مجاز
اما این پشت سطل آشغال بند اچ یک پیدا شده
روبی قاتله
ربطی به پراکتور داره؟ فکر نکنم
دوربینها نشون میداد زمان قتل روبی تو باشگاه بوده
بسپارش بمن با ویل حرف میزنم
تو و میلر
اگه میخوای اینطوری تظاهر کنی چطوری؟
نمیتونه به این راحتی جای منو بگیره
جای تو؟
بعنوان پدر بچه خدای من
من حق پدری دارم ویرا
نمیتونی منو کنار بذاری کافیه جیک
اقدام قانونی میکنم
برای حفاظت از حقوقم میشه بری بیرون؟
جدی میگم منم همینطور برو بیرون
هی بومر
هی
هی چیه؟
فردا آزاد میشم
خیلی هیجان انگیزه
اره...اره
مامان فردا مسئول منه می
اسم مدارت می بود اره درسته
بومر؟
ها منو نگاه کن
خیلی وقته اینجایی
شاید اونم عووض شده باشه
اره اره اره عزیزم
جنکینز بله
دوتا سادریسن؟ بله
اینها منو خیلی حشری میکنه؟ واقعا؟
شایدم به دکتر گرگ زیاد فکر کردم
اره دکتر گرگ
بردورث بله
یک سایدرسن ممنون
لیز تو برنامه دکتر میلره؟
برای کمک به انحلال مغزی
اولش یکم دشوار بود اما الان اوضاع خوبه نه لیز؟
بله بله
چطور مگه؟ حملات عصبی
اما الان حالش خوبه نه لیز؟ بله
الان که گفتی
سر حالی ها باید خودت دارو بخوری
لازمش میشه
No comments yet. Be the first to leave one.