F is for Family

F is for Family

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

5 فصل

د خپرونې معلومات

F is for Family S05E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
F is for Family S05E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PALEALE
F is for Family S05E05 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
په خپور شو: 2021-12-08
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫همکار، امروز اولین تلاشمون...

‫واسه شروع یه زندگی توی ‫کارخونه‌ی رویاهای خیسه

‫آینده‌ی ما اون طرف این در غم‌انگیز و کثیفه

‫صحبتا رو بسپار به من

‫بکشید عقب وگرنه صورتتونو منفجر می‌کنم

‫آقای تیتسون، مایه‌ی افتخار ماست ‫که شما بپاشی رو صورتمون

‫شهردار کسکش، عوارضیشو ‫می‌کنه تو چشم من

‫اگه من می‌کوبیدم به کجاوه...

‫جای بوقلمون با لگد تن لش منو ‫می‌انداختن بین جمعیت

‫ولی بوقلمون خوشمزه‌ایه

‫می‌دونم چقدر خوشمزه‌ست

‫امروز جلوی اون عوارضی رو می‌گیرم

‫وقتشه که آدمای ضعیف هم ‫یه امتیاز بگیرن

‫همین الاناست که بابانوئل برسه...

‫تا فروش شگفت‌انگیز فردای ‫روز شکرگزاری رو شروع کنه

‫و مؤدبانه ازتون می‌خوایم به ترتیب...

‫وحشیانه بریزید داخل خرید کنید

‫اگه کسی سر راه من قرار بگیره ‫با چاقو می‌زنم توی شکمش

‫و مسیح رو از یاد نبرید

‫مگان، نگاه کن. تقریباً وقت بابانوئله

‫اون که انگلیسی بلد نیست، مامان

‫اونی که انگلیسی حرف می‌زنه آلیس‌ـه

‫کوین، امروز یه روز خانوادگیه. ‫سعی کن آلیس رو فراموش کنی

‫شنیدی که مامانت چی گفت. ‫کریسمسی شو، لعنتی

‫نمی‌تونم

‫هرجا رو نگاه می‌کنم اونجاست

‫اونجا هست

‫اونجا هست

‫پشمام، واقعاً اونجاست

‫وای، آلیس. دلم واسه بوی موهات ‫تنگ شده بود

‫دلت واسه سرت که روی تنت نیست ‫تنگ میشه کسکش

‫- آلیس؟ ‫- همچنان منم، کیری‌مقام

‫امیدی بهش نیست. ‫حداقل بیل منو سربلند می‌کنه

‫بچه‌ها، تقریباً وقت شروعه

‫حالا یادتون باشه، این آدما شاید ‫دوستا و همسایه‌هاتون باشن...

‫ولی مغازه‌ها که باز بشن...

‫حاضرن یه معلول یه‌پا رو له کنن...

‫تا یه دلار توی خرید اون ‫عروسکای شاشو صرفه‌جویی کنن

‫پس وقتی توی سرزمین عجایب بابانوئل ‫اوضاع کیری شد، پشت سر ما وایستید

‫باریکلا، بیلی!

‫عزیزم، من زودتر میرم

‫یه خریدی برای خانم کوچولو باید انجام بدم

‫بیخیال فرانک. تو نمی‌خوای ‫خرید کنی. دروغ نگو

‫می‌خوای با اون کلیدی که پیدا کردی ‫یه جستجوی دیوانه‌وار انجام بدی

‫سو، قسم می‌خورم این ‫یه جستجوی دیوانه‌وار نیست

‫یه جستجوی معمولیه

‫این کلید، همونه که دنبالش بودم

‫روش نوشته شونزده. فقط باید ‫بفهمم به چه قفلی می‌خوره

‫فرانک. امروز روز خانواده‌مونه

‫بیخیال، کیو سرکار گذاشتی؟

‫همه می‌دونیم که شادترین ‫لحظه‌ی این خانواده...

‫وقتیه که از خونه میرم بیرون

‫صدای تشویق رو می‌شنوم

‫امشب که ببینمت همه‌چیو حل کردم

‫منتظر نمونی

‫اینم بابانوئل

‫بابانوئل!

‫کریسمس همگی مبارک

‫یهودی‌ها چی، مرتیکه‌ی کیری یخ‌زده؟

‫اینو واسه تو گفتم، آلیس

‫اینجایی؟

‫بابانوئل یه کیسه پر از اسباب‌بازی ‫واسه هر بچه‌ای توی هر سنی داره

‫فکر کردی به خاطر اینکه...

‫لباس بابانوئل پوشیدی، ‫اون ساکی که برات زدم مجانی بود؟

‫کیسه رو بده ببینم

‫مامانی هدیه‌ی کریسمستو گرفت...

‫کوئینسی. اونم مثل بابانوئل، زود اومد

‫تو قول ارتباط چشمی بابانوئلی رو دادی، ‫ولی یه بارم بالا رو نگاه نکردی

‫هدیه‌ی مجانی

‫خیلی‌خب، همه آروم باشید

‫با یه جنگجوی کوچولوی اشتباهی در افتادید

‫این حیوونا هر روز بدتر میشن

‫نگران نباشید جناب. زبده‌های راست‌ویل ‫اینجان که ازتون محافظت کنن

‫میریم داخل، بچه‌ها. ببینید و یاد بگیرید

‫اولین شورشمون

‫ممنون بابانوئل

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫خوش می‌گذره، مارین

‫یه روز خرید مخصوص دخترای مورفی، ‫که کارای دخترونه می‌کنن

‫بیا واسه کریسمس یه شرت واسه بابات بگیریم

‫عه، بریجت اینجاست

‫می‌تونه کمکم کنه بابایی رو درست کنم

‫خداحافظ، مامان. منتظرم نمون

‫خب به گمونم فقط من و تو موندیم، مگان

‫اون که انگلیسی نمی‌فهمه

‫خودم می‌دونم، ولی بقیه همه ترکم کردن

‫می‌خوای از چشم شیطانی استفاده کنیم ‫روح بابابزرگمو احظار کنیم؟

‫آیا بابام از فواره سکه می‌دزده؟

‫یه سکه‌ی پنجاه سنتی

‫می‌فرستمت یه جای امن

‫سه روز دیگه می‌بینمت، آقای رئیس‌جمهور

‫خواهش می‌کنم گریه نکن. ‫خواهش می‌کنم گریه نکن

‫همین که تمام شب بیدار نگه‌ام داشتی ‫کافی نیست؟ خواهش می‌کنم بس کن

‫هر کاری بگی می‌کنم

‫یه راهبه رو می‌کشم

‫ویک، بذار یه حقه‌ی کوچولو یادت بدم

‫گرفتم، سوزی. مثل پیچیدن یه رول علف

‫یا قنداق کردن یه بچه

‫ارتباطشونو نگاه کن. ‫درست مثل من و فرانک

‫آره

‫گوش کن، یه سری دوست...

‫با بچه‌هاشون امروز میان خونه‌ام

‫تو و مگان هم باید بیایید

‫ویک، خیلی ممنون ولی فکر نکنم

‫امروز کلی کار دارم که باید انجام بدم

‫به همراه خانواده‌ام

‫وای، نگاه به کفش. یعنی عشق و حال به راهه

‫فقط زیادی دیوونه‌بازی در نیاری

‫و وقتی که اون مرد جوان جعبه‌ای که ‫پدر فقیدش براش گذاشته بود رو باز کرد...

‫یه نوشته از طرف پدرش پیدا کرد ‫که می‌گفت...

‫"تو یه روز در سرتاسر دنیا مشهور میشی"

‫و اسم اون مرد جوان؟

‫همون کسی بود که ویلیام مک‌کینلی رو کشت ‫(یکی از رؤسای جمهور آمریکا)

‫حرومزاده‌ی خوش‌شانس بی‌اسم

‫اینم یه آهنگ در مورد ‫یه مرد دیگه به دنبال معنا

‫در کانال WKWBG ‫موسقی پس‌زمینه‌ی زندگی شما

‫یه بلیط به یه شهری می‌خوام ‫که کمترین ایتالیایی رو داشته باشه

‫پس یعنی شهر رُم توی نیویورک

‫از شهر داری میری، رابرت؟

‫پولی که هنوز به من بدهکاری رو یادت رفته؟

‫اگه بگم آره، یعنی دیگه لازم نیست ‫بهت پول بدم؟

‫نه، خواهش می‌کنم

‫بلیطم قابل برگشت نیست

‫یالا

‫مادرجنده

‫آهای، اونو ول کن، مردک ولگرد

‫من ولگرد نیستم. فقط یه روح گمشده‌ام ‫که به دنبال جواب می‌گردم

‫خب اگه نمی‌خوای سوار یه اتوبوس بشی ‫یا به یه سفر برای سکس ناشناس بری...

‫از ایستگاه من سیکتیر کن بیرون

‫آهای. نمی‌تونی ماشینمو با جرثقیل ببری که. ‫چراغ چشمک‌زنم روشن بود

‫این یه علامت بین‌المللی به معنی اینه که ‫"الان برمی‌گردم"

‫حتی وقتی مُردی هم رو مخی

‫حل مشکل پاساژ امسال ‫پول خوبی توش بود

‫هیچی مثل یه شورش خوب...

‫باعث نمیشه که مغازه‌دارا ‫قدر کاری که براشون می‌کنیم رو بدونن

‫- پس همینطوری بهتون پول میدن؟ ‫- میدن؟ خودمون به دستش میاریم

‫شما پسرا اصلاً می‌دونید ‫چقدر خایه لازمه...

‫که بری سمت ماشینی که ساعت دو نصفه شب...

‫بهش گفتی بزنه کنار...

‫بدون اینکه بدونی اون طرف ‫شیشه‌ی ماشین چه خبره...

‫یا اینکه دوباره زن و بچه‌تو می‌بینی یا نه؟

‫من ساعت هفت شب پیژامه‌مو می‌پوشم، پس نه

‫این یه قدردانی برای کاریه...

‫که بقیه‌ی سال انجام میدیم. مفهوم بود؟

‫بله، سرکار اورورک

‫پس منم یه روز وقتی پلیس بشم ‫ممکنه انعام بگیرم؟

‫احتمالاً تا اون موقع زنده نمی‌مونی ‫که چنین چیزی رو ببینی...

‫ولی از اونجایی که کریسمسه، ‫وارد قفس مدارک بشید...

‫یا اسمی که ما براش گذاشتیم، ‫"مغازه‌ی هدیه"

‫شما برید داخل و هر کدومتون...

‫یه چیزی از سطلی که روش نوشته ‫"بی‌اعتبار" بردارید

‫فقط اسلحه برندارید

‫اونا واسه بچه‌های خودمونه

‫- کریسمس مبارک ‫- کریسمس مبارک

‫سیگار شیره‌ی درخت افرا

‫من دوست کلت لوگرم که بهش میگه ‫توی خیابونا چه خبره...

‫و بعدش کشته میشه

‫کارتون پیدا کردم

‫توی یه پرونده‌ی کلاه‌برداری مالیاتی ‫توقیف شدن

‫با خواست خودت ‫یه اظهارنامه‌ی مالیاتی رو نفرستی؟

‫این کاریه که آل کاپون کرد

‫وسایل توی این فهرست رو برام بیار

‫و می‌تونیم ازش برای احضار ‫روح پدربزرگت استفاده کنیم

‫به نظر میاد لیست خرید خودته

‫کنسرو سوپ، دستمال توالت، ‫سوتین بچه‌ها، سرنگ، هات‌داگ

‫از اون آتیشی‌هاش نباشه. ‫ارواح از اونا متنفرن

‫این واسه من مهمه

‫واسه منم مهمه. اون سوتین رو لازم دارم. ‫سینه‌هام به زودی می‌زنه بیرون

‫جدی گفتم. باید با بابابزرگم حرف بزنم

‫این فرصتیه که دوباره ‫شاهزاده خانم بابام بشم

‫ببخشید

‫خیلی‌خب، برو خونه، یکی از ‫وسایل بابابزرگتو بیار...

‫و غروب بیا قبرستون پیش من

‫روح بی‌قرار مردگان رو احضار می‌کنیم

‫فقط یه هات‌داگ. اصلاً ‫نون باگتم نمی‌خوام

‫باحال نیست، مگان؟

‫آره، منم همینطور

‫ممنون از آکادمی تدفین آمریکا

‫گور باباش

‫ببخشید سو، صدامون خیلی بلند بود؟

‫از بچه‌ها می‌خوام صدای ‫خنده‌هاشونو بیارن پایین

‫راستش ویک، گفتم دعوتتو قبول کنیم

‫خیلی‌خب. پستونکتو ‫بنداز توی کاسه و بیا داخل

‫سلام به همگی. ایشون سو مورفی‌ـه!

‫سو، اینا صمیمی‌ترین ‫دوستای منن که پدر یا مادرن

‫مبل آبی‌ساز، نقاش روی ون، غورباقه‌فروش ‫و دافای دوست‌داشتنیشون

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫چقدر پدر و مادر جوون، نه؟

‫آره، خب همه‌مون تقریباً ‫همزمان بچه‌دار شدیم

‫حتماً یه چیزی ریختن توی آب

‫یک، دو، سه، بچه

‫یک، دو، سه، بچه

‫علفمون تموم شد...

‫و همچنان حس گهی دارم

‫تو منو ناامید کردی

‫- بابا ‫- بچه رو اذیت نکن، کوین

‫به جز اینکه کمکت کنه اژدها ببینی ‫باهات چیکار کرده؟

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left