Dark Web: Cicada 3301

Dark Web: Cicada 3301

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Dark Web Cicada 3301 2021 720p BluRay 800MB x264-GalaxyRG
Dark Web Cicada 3301 2021 080p Bluray DTS-HD MA 5 1 X264-EVO
Dark Web Cicada 3301 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Dark Web Cicada 3301 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Dark Web Cicada 3301 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Dark Web Cicada 3301 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Dark Web Cicada 3301 2021 720p WEBRip AAC2 0 X 264-EVO
Dark Web Cicada 3301 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
BluRay
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
hdrip
HDRip
XviD
AC3
په خپور شو: 2021-03-10
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫اینجایی

‫[در سیکیدا، کسی نمی‌داند هدف چیست یا اینکه ‫چطور می‌شود فهمید که برنده شدی. رولینگ استون]

‫کی بهت پول داده؟

‫- نمی‌دونم ‫- کدوم خری بهت پول داده؟

‫نمی‌دونم. همه‌اش اینترنتی بود

‫تا حالا ندیدمشون. نمی‌خوام بمیرم

‫نمی‌دونم، اسلحه‌تو بیار پایین

‫خب من اونجا بودم

‫توی خفن‌ترین پارتی قرن ‫داشتم عشق می‌کردم

‫لعنتی

‫- خوندن، رقصیدن... ‫- تف توش

‫خوشگذرونی توی یه کت‌شلوار قرضی

‫که یادم اومد خیلی وقته ‫ایمیل‌هامو چک نکردم

‫یه دفعه همه‌ی آدما و سگاشون ‫می‌خواستن از کامپیوتر استفاده کنن

‫پس ایمیلمو بستم که یه وقت...

‫اطلاعات شخصیم روی کامپیوتر ‫یه نفر دیگه جا نمونه

‫رفتم بیرون یه قدمی بزنم، ‫چون می‌دونید...

‫یه جا خوندم نوشته بود هوای تازه...

‫می‌تونه سطح سروتونین رو سه برابر...

‫بالا ببره. جدی

‫به هر حال، چشم به هم زدم...

‫بوم، یه انفجار ناگهانی پرتم کرد

‫کاملاً غافلگیر شدم

‫منظورم اینه که باور کنید یا نه، ‫مثل سیبی که خورد تو سر نیوتن...

‫داشتم به سمت زمین سقوط می‌کردم

‫وقتی خوردم به زمین، همه‌جا تاریک شد

‫و از اون موقع به بعد همه‌چی یکم گُنگه

‫ترجمه از: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫لازمه بهتون یادآوری کنم که در حال حاضر...

‫با چه جرایم سختی روبرو هستید؟

‫خیانت به کشور، جاسوسی، تروریسم، قتل...

‫چی؟ قتل؟ آخه...

‫چارلز باندویگ

‫چارلز باندویگ؟

‫خانم قاضی این کجاش تقصیر من بود؟

‫می‌تونید این کله‌کیری که اینجاست رو ‫مقصر بدونید

‫خانم قاضی، می‌خواید با چنین ‫رفتاری کنار بیایید؟

‫میشه مدارک رو براتون شرح بدیم؟

‫واضحه که این گناهکاره

‫آره، مدارکو رو کن، مایک

‫باورتون میشه این لاشی چقدر پرروئه؟

‫اصلاً می‌دونی داری توی این دادگاه ‫کیو خطاب می‌کنی...

‫و این افراد چه تجربه‌هایی دارن؟

‫نظم رو رعایت کنید

‫حقیقت داره، مایک

‫این روش راه ایده‌آل برای پیشبرد...

‫این جلسه‌ی بی‌سابقه نیست

‫انفجار؟

‫ولی ظاهراً آقای بلک خودش مدرکه

‫پس با تمام اینها، اگه می‌خوای ‫این دادگاه کمکت کنه...

‫باید تا وقتی جواب سوالاتمون رو ‫گرفتیم، صبر کنی

‫بله، خانم قاضی

‫هر وقت آماده بودید شروع کنید، آقای بلک

‫از اول برامون بگید

‫از اول چطور درگیر سیکیدا 3301 شدید؟

‫و حواستون باشه که فقط حقایق رو بگید

‫راستش، باید یکم بریم عقب‌تر

‫احتمالاً براتون سواله که ‫کدوم یک از ما دعوا رو شروع کرد

‫- از این یارو متنفرم ‫- کجایی؟ بدو بیا جنده

‫چرا انقدر طولش میدی؟

‫ویلیام جی ادواردز سوم

‫توری، نذار اون یارو ببینه که آشفته‌ای

‫سری بعدی یه تکونی به خودت بده

‫پنجاه سنت؟ شوخی می‌کنی؟

‫بس کن

‫تف توش. آهای خوشتیپ

‫قصد توهین ندارم ولی از روی اون...

‫جلیقه‌ی باب راس که تنته می‌تونم بگم...

‫احتمالاً مال این اطراف نیستی

‫ولی منظور همکارم این بود که...

‫اهالی اینجا اکثر شبا به خاطر...

‫خدماتی که بهشون داده میشه ‫بیست درصد انعام میدن

‫که خیلی برای اون مهمه...

‫چون اینطوری می‌تونه...

‫نون ببره سر سفره‌اش

‫گرفتی رفیق؟

‫آره و فکر کنم باید بگم...

‫که خدماتی به من داده نشد

‫قابل درکه. متوجه‌ام

‫شاید شب خوبی نداشته

‫ولی بازم معمولاً عرفش پونزده درصده

‫خیلی‌خب. و این میشه چقدر؟

‫دوازده دلار و شصت سنت انعامت میشه ‫که در مجموع حسابت میشه نود و هفت دلار

‫که در این صورت میگم توری...

‫یالا جیگر. یکم دل به کار بده

‫ولی نه، تو پنجاه سنت انعام دادی

‫میشه نیم درصد انعام واسه ‫حساب هشتاد و چهار دلاری و سی سنتی؟

‫این اصلاً انصاف نیست، رفیق. ‫بی‌خیال

‫ماشین‌حساب متحرکی چیزی هستی؟

‫آره، یه همچین چیزایی

‫پس اینم حساب کن

‫زاویه‌ی آرنجتو نود درجه نگه دار، کانر

‫میز رو جمع کردیم

‫نشنیدید چی گفتم؟

‫پسرم از جفتتون رو هم بهتر می‌زنه

‫با چشم بسته

‫می‌خوای جای حرف زدن پول بذاری وسط؟

‫جرشون بده

‫همینه

‫ایول

‫این چه کوفتی بود؟

‫ببخشید، ببخشید

‫ببخشید، ببخشید

‫فکر کنم حسابش کردم، ویلیام

‫مطمئنم متوجه قضیه میشید

‫داشتن حافظه‌ی درخشان جرمه؟

‫هشت نه هفت شیش، ‫ویلیام جی ادواردز سوم

‫خب من همه‌چیو خیلی خوب یادم می‌مونه

‫به چندتا غریبه‌ی مهربون توی دارک‌نت...

‫راجع به کارت اعتباری یه عوضی ‫اطلاعات دادم

‫تقصیر من نیست که اونا ‫بدون رضایت کل حسابشو خالی کردن

‫و آره، به صورت سایبری یارو رو تعقیب کردم ‫و یه ایمیل ویروسی براش فرستادم

‫حالا مگه چی شده

‫بذارید کسی که تا حالا با یه بدافزار...

‫به کامپیوتر کسی دسترسی پیدا نکرده...

‫اولین سنگ رو بندازه. نه؟ ‫

‫مرتیکه‌ی عوضی حقش بود. ‫پنجاه سنت انعام میده

‫فکر کرده بروس لیه

‫اون عوضی شانس آورد که نکشتمش

‫می‌دونم. تو خیلی بخشنده‌ای ‫

‫حالا با اینکه با کل این قضیه‌ی بیتکوین ‫شگفت‌زده شده بودم

‫تقصیر من نبود که کیف پول مجازیش ‫محافظت‌شده نبود

‫پشمام

‫یه نظریه‌هایی راجع به الگوریتم کی‌1 ‫که می‌تونست بیتکوین رو هک کنه داشتم

‫ولی فکر نمی‌کردم واقعاً جواب بده

‫پس میشه گفت که برداشتن بیت‌کوینشو ‫کار خدا در نظر گرفتم

‫اگه قراره پای بیمه رو بکشیم وسط

‫حالا، پرونده‌ی سیکیدا

‫حقیقتاً بابت اینکه ‫روش کلیک کردم متأسفم

‫باید از کامپیوترش خارج می‌شدم... ‫

‫و می‌گفتم واسه امشب بسه ‫

‫کنجکاوی باعث مرگ آدم میشه

‫یه جست‌وجوی کوچیک ‫نشون داد که سیکیدا 3301...

‫سال‌هاست که با استفاده از این ‫مسابقه‌ی جست‌وجوی فکری...

‫فوق نابغه‌ها رو از سرتاسر جهان ‫جمع می‌کنه

‫یه جورایی تاریکه، ولی خیلی‌خب

‫گفتم آزمونشو یه امتحانی کنم

‫یه رمز سزار ساده بود

‫دو ثانیه طول کشید تا حلش کنم

‫یه دفعه بهم بیلاخ داد

‫[این مسیر تله است. ظاهراً آنقدر ‫باهوش نیستید تا عکس را بیابید]

‫اونقدر باهوش نیستی. کله‌کیری

‫لعنتی. تف توش

‫ای تو روحش

‫تو روحش

‫اون عصبانیت کوچیک مسیرمو تغییر داد

‫بله؟

‫کل روز وقت ندارم

‫پول این کسشرا رو بده، کانر

‫چی؟

‫- خب، میدم فقط... ‫- پول این کسشرا رو بده

‫مؤدب باش لطفاً

‫بذار کلیدمو بردارم

‫هیس

‫ای تف توش

‫هی مرتیکه‌ی عوضی. ‫خیلی وقته اجاره‌ات عقب افتاده

‫می‌زنم در کونت از اینجا ‫می‌اندازمت بیرون، حرومزاده

‫رفیق، زشته

‫ببین، یه خانم اینجاست

‫چیزای بدتر از اینم گفته

‫امشب پولتو میدم. قول میدم

‫امشب؟ فکر کردی من انقدر احمقم؟

‫امشب می‌تونی بیای بخوریش

‫- بی‌خیال رفیق ‫- همین الان پولمو بده کیری

‫امشب دیگه. قول میدم

‫بیا

‫امشب...

‫میدم

‫می‌دونیم که هیچ کسی توی ساختمونتون...

‫هیچ ارتباطی با این موضوع نداشت

‫عجب آدم لاشی‌ایه

‫چطوری با همدست فقیدتون...

‫گوئن شفر آشنا شدید؟

‫جالبه که اینو پرسیدید

‫همون موقع داشتم می‌رفتم پیشش

‫بدترین کتابدار تاریخ

‫گلادیس کجاست؟

‫مُرد

‫رمان اولیس

‫خیلی خودنماییه

‫خب که چی، یه جریان هوشیاری درست کرد

‫تصویر خواننده به عنوان یه زنی ‫که حوصله‌اش سر رفته...

‫مگه اینکه فقط می‌خوای توی یه کافه...

‫تظاهر به خوندن کنی...

‫تو بتونی مخ قهوه‌چی رو بزنی

‫آره، حدس می‌زدم

‫- سلین عین کسخلا فقط می‌نویسه ‫- هی

‫مطئنم جلوی یه بچه نمی‌تونی بگی کسخل

‫کسخل

‫اون کتاب جزیره‌ی ‫دلفین‌های آبی رنگ رو می‌خونه

‫فکر کنم اونقدر بزرگ شده که ‫کلمه‌ی کسخل رو بشنوه

‫- کسخل ‫- دیدی؟

‫مراقب باش. این کتاب ممکنه ‫کاری کنه که دلت بخواد...

‫تا آخر عمر بری توی یه جزیره‌ی متروکه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left