لومړۍ 200 کرښې.
آخ
هنوز کمرت اذیتت میکنه؟ خوبم
فقط یه کم رگ به رگ شده
آره، بابابزرگ منم هر وقت
گلهای گاردنیاش رو هرس میکنه، کمرش میگیره
و قسم میخوره که یخ و آرنیکا معجزه میکنه
بابابزرگ من سیاتیک داره
از این... اه... از این کرمهای منیزیم استفاده میکنه
یا شایدم برای نقرسش بود؟
تو که نقرس نداری، داری؟
نه، نقرس ندارم
و قبل از اینکه بپرسی
پوکی استخوان هم ندارم
بیاختیاری ادرار یا اختلال نعوظ هم ندارم
چرا باید فکر کنیم اختلال خوردن داری؟
یه نوع دیگه اختلاله. منظورت چیه؟
خب، دیگه وقتشه برم دنبال بچهم
هی، بچهها
هی، قبل از اینکه برین
باید درباره یه چیزی باهاتون حرف بزنم
«جذابیت و هیجان»
باید بیشتر توضیح بدی
تم مزایده مجردهای آتشنشانی برای امساله
باشه. کمتر توضیح بده
آره، بفرما برو
خودم اسمت رو توی لیست ثبتنام جعل میکنم
ایول، روحیه همینه
مزایده مجردها؟
یه کم قدیمی نشده؟
الان سال ۲۰۲۶ هست
چیزهای قدیمی دوباره مد شدن
پس برای خیریهست؟
آره. همه ایستگاهها دارن انجامش میدن
خوش میگذره
آخه واسه کی خوشاینده که مثل یه تکه گوشت به مزایده گذاشته بشه؟
یعنی یکی ۸۰۰۰ دلار پول داده
که با تو بیاد سر قرار؟
دلار ۸۰۰۱
با احتساب تورم، واقعاً رقم زیادی نیست
چرا ۸۰۰۱ دلار؟
اون یک دلار اضافی استراتژیه که مردم توی
توی رقابت مزایده به کار میبرن
رقابت مزایده در کار بوده؟
دلار؟ ۸۰۰۰
خب، مگه نگفتی باید بری دنبال کریستوفر؟
آره، و مطمئن باش
اونم قراره کلی سوال درباره این قضیه بپرسه
خیلی خب
همگی ثبتنام کنین
چی
صبر کن، صبر کن، صبر کن. هل
هل
ادی، چی شده؟
کریس کجاست؟ از اتوبوس پیاده نشد
نه، اصلاً سوار نشد
توی مدرسه ندیدیش؟
شرمنده. فکر کردم خودت رفتی دنبالش
به مدرسه زنگ زدی؟ آره
با یکی از معلمها حرف زدم
و گفت که سوار یه ماشین دیگه شده
برنامه «دوست من رو پیدا کن» گوشیش رو چک کردی؟
آره، میگه توی خونهست، ولی اون گاهی
گوشیش رو همونجا میذاره و جواب تماسها رو هم نمیده
خب، چه جور ماشینی؟ یه سدان رنگ روشن
قدیمی. که یعنی نصف ماشینهای لعنتی این شهر
به پلیس زنگ زدم. اونا چی گفتن؟
بهم گفتن برم خونه
شاید اونجا باشه. من
همین الان دارم میرم اونجا
باشه، فقط همونجا بمون
دارم میام پیشت
صبر کن. ماشینه توی حیاط منه
بعداً بهت زنگ میزنم. چی
سلام. ابیگیل؟
کریس، اینجا چه خبره؟
دارم ابیگیل رو شکست میدم
نه به این زودی
من تازه تقویتکننده گرفتم. خاموشش کن
نمیخواستی جواب گوشیت رو بدی؟
فکر کنم روی بیصدا بود
تقصیر اون نیست. حواسمون پرت شد
تو اینجا چیکار میکنی ابیگیل؟
اون از مدرسه اومد دنبالم
کریس، مشق نداری؟ چرا
برو انجامشون بده
همین الان باید باهات حرف بزنم
متاسفم، فقط میخواستم کمک کنم
تو سرت خیلی شلوغه و با من خیلی مهربون بودی
و گفتی که ناراحتی
چون وقت نداری کریس رو از مدرسه بیاری
واسه همین فقط میخواستم کمک کنم
این کمک نیست
باشه؟ اینکه ندونم پسرم کجاست، وحشتناکه
نمیخواستم بترسونمت. فقط داشتیم خوش میگذروندیم
دفعه بعد زنگ میزنیم
دفعه بعدی در کار نیست
منظورت چیه؟
منظورم اینه که این کاری که میکنی اصلاً درست نیست
اینکه بیای اینجا؟
پاشدی رفتی مدرسه کریس؟
باید تمومش کنی
فکر میکردم از من خوشت میاد
شما مثل خانوادهم هستین
خانواده؟ نه
من و کریس خانواده هستیم. تو خانواده نیستی
باشه؟ من فقط چون شغلم بود بهت کمک کردم
و تو همیشه فقط همین خواهی بود: شغلم
فهمیدی؟
من فقـ
من دیگه میرم. نه، صبر کن. بیا
ابیگیل، منظورم اون نبود
چرا، منظورت همین بود
بگو ببینم دکتر
کدوم رو میخوای؟
خبر خوب یا
خبر عالی؟
۳۵۰ قضیه چیه؟ سطح سیکی خونم اومده روی
هنوز یه کم از حد مجاز بالاتره
اما ثابته
این عالیه، مگه نه؟
آره، خیلی خوبه
یعنی هر کاری که ایشون داره انجام میده
داره جواب میده
خب، کار خاصی نمیکنم
فقط رژیم پرپروتئین و محافظت در برابر اشعه فرابنفش
و کلی مدیریت استرس
خب، همینطوری ادامه بده
همین قصد رو دارم
میدونی
کی از این خبر خیلی خوشحال میشه عزیزم؟
مامانم؟
کاپیتانت
هی، منم بودم عصبانی میشدم
عصبانی هستم. اون کریس رو برد
بیشتر از خودم عصبانیم
اون بچه هیچکس رو نداشت و من باعث شدم احساس بیارزش بودن کنه
آروم باش
کارآموز رو داغون نکن
ببخشید. خب، رسیدیم
مجردهای ایستگاه ۱۱۸ آماده برای «جذابیت و هیجان»
اون اینجا چیکار میکنه؟
مِی قراره رابط غیرنظامی ما
برای مزایده باشه
اون داوطلب شده تا همه شما رو
به ماشینهای ورزیده و حرفهای
مدلینگ تبدیل کنه
نه
آره، ظاهراً خواهرت توی این کارها استاده
اون هر چهار سال دانشگاهش، مزایدههای انجمنهای دانشجویی رو
مدیریت کرده و ما شانس آوردیم که اونو داریم
قصد توهین ندارم
فکر کنم این
یه کم متفاوت باشه
با فروختن قرارهای شبانه با پسرهای مست دانشگاهی
قطعاً کار سختی پیش رو دارم
هی، اه... لطفاً، میتونم فقط
یه چک برای بیوهها و یتیمها بنویسم؟
مگر اینکه اون چک رقم خیلی درشتی داشته باشه
بسیار خب، بزن بریم! صف بکشین
بیاین دست به کار بشیم، به خط شین
بیاین با چندتا فیگور قدرتی شروع کنیم
همینجا رو به آینه. ممنون
هی، باک. یه لحظه؟
متوجه شدم که اسمت توی
توی فرم ثبتنام نیست
آره، من... من ثبتنام نکردم
خب، چرا؟ تو که عاشق جلب توجهی
آخه من... مصدومم
آره جون خودت، مثل اون موقعی که شونهت در رفته بود
ولی با پتک دیوار رو خراب کردی
اون فرق داشت. پای جون آدمها وسط بود
بعدش هم که رفتی بولینگ
چرا اینقدر برات مهمه؟
فقط نمیفهمم چرا برای تو مهم نیست
منظورم اینه که، کل این مزایده نه تنها تخصص توئه
بلکه اصلاً خوراک خودته
شاید دیگه اون آدم سابق نیستم
سلامتی همگی
به افتخار یه دورهمی «بافتنی و غیبت» دیگه
و مرسی از کارول
که دوباره میزبان شد
اوه، من کل هفته منتظر این لحظه بودم
خب، پس
الان منتظر کی هستیم؟
بلانش
چی میشه اگه یه بار به موقع بیاد؟
کسی نباید بهش زنگ بزنه؟
منظورم اینه که، خدا میدونه، ممکنه زمین خورده باشه
خدا خیرت بده، فِی
تو هنوز تازهواردی
بلانش مثل اسب سالمه
همین دیشب دیدم داشت توی بازی ورق تقلب میکرد
منم امروز صبح توی زمین پیکلبال دیدمش
با اون دامن کوتاهش
میدونم اسم این دورهمی «بافتنی و غیبت» هست
ولی شاید بهتر باشه با بلانش راه بیایم
مگه شوهرش رو از دست نداده؟
مارتی پنج سال پیش فوت کرد
اوه
منم تیمم رو زمستون پارسال از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.