د خپرونې معلومات

The Legendary Witch 2014 E24
د لخوا تبصره Rahpooyan
شهلاز : مترجم [ hezar-dar Group ]

تګونه

other
په خپور شو: 2015-01-13
ډاونلوډونه: 19
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

یتیم خونه ای که رفته بودم برای انجام کار داوطلبانه,

تصادفا عکسی رو دیدم که مال دوران کودکی من بود

”توی اون عکس یک نوشته بود ، "گیبوکدانگ

این چیه؟

اوه این؟

.خب

در سالگرد بنیاد شرکت

من یه سری کادو بردم به یک یتیم خونه

راهبه زحمت کشیده عکسمونُ برام فرستاده

چیزی شده رییس؟

به من نگفته بودی

که با مدیر نام رفته بودی

بهت نگفته بودم؟

فکر نمیکردم زیاد مهم باشه

مدیر راهبه ها ازم خواست تا

یه مربی پخت برای اون روز با خودم ببرم

برای همین منم از مدیر نام خواهش کردم بیاد

اون تنها مربی پختی بود که من می شناختم

پس موضوع این بوده

ببخشید که بدون اجازه اینو باز کردم

خدمتکار اینو آورد گذاشت اینجا

منم بدون فکر باز کردم

اشکالی نداره

چیز خاصی نبوده

دوجین چی شده؟

به نظر خیلی عصبانی میومد؟

هر کاری کردم نتونستم جلوشو بگیرم

بعد اینکه دوتا گیلاس مشروب بخوره خودش بر میگرده

نمی خواد زیاد نگران بشی

بازم میخواین توی کتابخونه بخوابین؟

.بله

زیاد خوابم نمیاد برای همین میخوام یه کمی کتاب بخونم

میدونستم داری یه چیزی رو قایم میکنی

.من میدونستم

چطوری تونستی دروغ بگی

اونم بچه ای رو که زنده است بگی سقط شده؟

خسته ام ، لطفا برو بیرون

به هر کسی دروغ نگفتی به پسر خودت دروغ گفتی

چطوری میتونی همچین کاری بکنی؟

الان اصلا اینقدر حالم خوب نیست که بتونم سر پا وایسم

پس اون روی سگ منو بالا نیار

اونوقت نمیدونم چیکار میکنم

وقتی که به پسرت اینجوری دروغ بگی

نمیدونم با دیگران چجوری رفتار میکنی

صبر کن

احتمالا به پدرم که از این دروغ های بزرگ نگفتی

به پدر و بقیه ما؟

تا حالا مارو گول نزدی که ؟ هان؟

!ای وای

دیوانه ای؟

چرا بالش بهم پرت کردی؟

من که بهت گفتم نمی خوام باهات حرف بزنم ، نگفتم؟

بهت گفتم برو بیرون ، نگفتم ؟ - اوی وای !ای وای -

تو واقعا دیونه شدی دیونه

تو یه روانی‌‌ای؟

!برو بیرون

!برو بیرون

.لعنتی

به نظر میاد مسئله دوجین تورو دیونه کرده

برای همین من ایندفعه رو بیخیال میشم

بعدا دوباره در موردش حرف میزینم

.خدای من

....اوه ، سرم

صبر کن

یالا، خواهش می کنم

جواب تلفنتُ بده ، دوجین

چرا نمی تونی مادرتُ درک کنی؟

من و تو توی این دنیا فقط همو داریم

تو نمیدونی من چقدر بهت احتیاج دارم

چطوری میتونی این کارو با من بکنی؟

!دوجین درو باز کن

!دوجین !دوجین

!درو باز کن

!بیا حرف بزنیم

!دوجین

!دوجین ، نرو

!دوجین ، نرو

!مادرتُ اینجا تنها نذار !دوجین

.متاسفم

متاسفم,مادر

چطور پیش رفت؟ حرفاتون خوب پیش رفت با دو جین؟

اون متوجه شد

کانگ دیدانگ پسرشه

چی؟

زانو زد

و ازم خواهش کرد ببخشمش

این که خیلی خوبه

نه خوب نیست

من خیلی نگرانم

اگه مادرش بخواد کانگ دیدانگ ازم بگیره من چیکار کنم؟

چرا به دوجین اعتماد نمیکنی؟

دفعه پیش که با دوجین حرف زدم

به نظر میومد که خیلی تغییر کرده

یه کمی بالغ تر شده

و حتی با ملاحظه تر

و از همه مهمتر اون خیلی هوای تورو داره

واقعا فکر میکنی من میتونم بهش اعتماد کنم؟

یعنی اون دوباره بهم خیانت نمیکنه؟

اگه تو بهش اعتماد کنی و پشتش باشی

بهت نشون میده چقدر عوض شده

!مامان

کانگ دیدانگِ

.سو این

بله ، مربی؟

باید بیای صورت منو بشوری

صورتتُ بشورم؟

میخوای من صورتت بشورم؟

چرا؟

به این زودی یادت رفت؟

قرار بود به حرفم گوش بدی و باهام خوب رفتار کنی

..هنوزم

چطوری ازم میخوای صورتت بشورم؟ اگه یکی مارو ببینه چی؟

من مجروهم

خسته ام میخوام بشورم برم بخوابم

خب

چرا داری میخندی؟

بیول باید بهت بگه دادش کوچولو

این چیه؟ یه جوری رفتار میکنی انگار مریضیم الکیه

من امروز تقریبا مرده بودم

نگران بودم حتی نتونم دیگه تو رو ببینم

دوباره شروع شد

باشه, باشه.

آقای نام وو سوک بیمار

من صورتتونُ براتون میشورم

شماها دارین چیکار می کنید؟

بازوم درد می‌کنه

بخاطر همین آجوما داره کمکم میکنه صورتمو بشورم

!خیلی خوبه

منم میتونم اینکارو بکنم

تو؟ - بیول؟ -

من همیشه صورت کانگ دیدانگ میشورما

هی

کانگ دیدانگ نی نی کوچولوئه اما من یه آدم گنده ام

تو با دستای کوچولوت چطوری میتونی صورت منو بشوری

نه من خیلی خوب میتونم بشورم

بیا اینجا بشین بابا

.بیول

آجوما هم لَگنو برات پر میکنه

بسیار خب

بفرمایید

بیا شروع کنیم

وای صابون رفت توی چشمم

چشمم داره میسوزه

صبر کن

الان صورتتُ میشورم

آی

Ow!

اینقدر نخند یه کاری کن چشمم آتیش گرفت

بیول بابا خیلی داره نق میزنه مگه نه؟

بله ، کانگ دیدانگ خیلی آرومتره وقتی من صورتشو میشورم

بابابیشتر مثل بچه هاست

فین کن

یه بار دیگه

خوبه

بیول ما خیلی بزرگ شده

صورت باباشو میشوره

!خسته نباشی - !چشمم -

بیول چشمم داره میسوزه

سوختم سوختم

یالا

بابات اشکش در اومد

کارت عالی بود بیول

هنوزم داره چشمم میسوزه

وای چقدر به هم میان

خیلی صحنه دوست داشتنی ایه

شیم بوک نیو بیا بیرون

کجایی؟

!شیم بوک نیو

صدای چیه؟

!شیم بوک نیو

!عشق برای من همه چیه

! تو - - .هی..

چرا اینقدر مشروب خوردی؟

من با یی مون رفته بودم توی بار خیابونی مشروب بخورم

با آقای پارک مشروب خوردی؟

.بله

...مرغ با سوپ صدف

I ordered so many dishes and ate them all myself.

داری دروغ میگی؟

برای چی باید بهت دروغ بگم؟

بیا اول ببریمش توی اتاقش

جن, جن, جن!

من جنتلمنم

.خفه شو داری همسایه ها رو از خواب بیدار میکنی

!بذار بیدار بشن

!برام مهم نیست

.خدای من

...عشق من

هی الان کانگ دیدانگ از خواب بیدار میشه

اونو ببر توی انبار بخوابون

چشم مادر

خدای من مُردم دیگه از دست تو

معلوم نیست توی زندگی قبلیم چه گناهی کرده بودم

که باید با این زنیکه محشور باشم

دیر اومدین

بله ، رفته بودم یه کمی سوجو خوردم

یعنی دارن رسما باهم قرار میذارن؟

یونگ ووک احمق به دنیا اومده میتونم درکش کنم

اما اون چرا همچین کاری با من میکنه؟

بهم آب بده

The Legendary Witch (Legendary Witches / Four Legendary Witches / 전설의 마녀 / Jeonseolui Manyeo) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Legendary Witch (Legendary Witches / Four Legendary Witches / 전설의 마녀 / Jeonseolui Manyeo)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left