The Nursery

The Nursery

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Nursery 2018 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 27 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-21
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫سلام عزیزم

‫بابت سواری ممنون

‫وقتی گفتم باید شروع کنی

‫منظورم بچه‌داری نبود

‫بعضی از ما به پول نیاز داریم

‫پول یه چیزیه که فقط میتونی باهاش چیزهای مزخرف بخری

‫دختری تو ماشین چهل هزار دلاری باباش گفت

‫خفه شو جنده

‫اون کیه؟

‫داداش کوچیکتر

‫اون پونزده سالشه و نشسته خونه

‫با یه مشت دیوونه

‫در مورد روح و جن و پری چت میکنه

‫شنبه شب عالی ای بود

‫باید حرف بزنی

‫آخرین بار از اون علامت رد نشدیم؟

‫نمیدونم

‫خب، کی دوبار برای بچه داری

‫مصاحبه ی کاری میکنه؟

‫وسط ناکجا آباد

‫کارو گرفتم، نگرفتم؟

‫هر چی

‫حالا این رسمیه، میتونن برای سوخت لعنتیم بهم پول بدن

‫اون بالاس

‫اس بدم بیای بعدا دنبالم؟

‫شاید

‫ممنون کالی

‫رنه

‫منو ترسوندی

‫بابت انتظار متاسفم بیا تو

‫تانیا فقط بچرو بذار زمین

‫اون هنوز تو تخته؟

‫سه ماهشه و تنها کاری که میکنه خوردن و خوابیدن و ریدنه

‫و الانم خورده و ریده

‫باید شب خوب و راحتی داشته باشی

‫عالیه

‫اوه، سلام، رنه

‫خونرو خوب پیدا کردی؟

‫شاید یکم تو تاریکی سخت تره

‫دوستم کالی منو رسوند

‫عالیه

‫اگه بعدا نیاز داشتی بری خونه

‫رومن میتونه برسونتت

‫کالی میاد

‫عالیه

‫اما اگه سواری نیاز داشته باشی، البته میتونی

‫شماها امشب چیکار میکنین؟

‫فقط شام و دیدن فیلم

‫این هفته سالگرد عروسیمونه

‫مبارک باشه

‫بهونه ای برای بیرون رفتن، به هرحال

‫شما زیاد نمیرین بیرون؟

‫تو درواقع اولین پرستار میلری

‫باشه، خب، میلر قرار نیست بیدار شه

‫اما اگه شد...

‫نمیشه

‫اگه شد...

‫اما اگه شد

‫کهنه ی بچه رو میز تعویضه

‫بطریش تو یخچاله

‫اون ماشین صدادار سفید رو دوست داره

‫میتونی ولش کنی

‫و اینجا یه مانیتور هست

‫ما باید بریم عزیزم

‫دیگه چی؟

‫و تو یخچال مرغ هست اگه گشنت شد

‫میتونی داغ کنی بخوریش

‫نوشابه و این چیزا هم هست

‫اسنک همه جا هس

‫مبل، دستشویی، در و کارا

‫باشه، گرفتم

‫گرفتم

‫فقط میخوام یه بار دیگه چکش کنم

‫دیر میرسیم

‫باشه، مشکلی نیست

‫فیلم تا بعد نیمه شب تموم نمیشه

‫اما حداکثر تا یک خونه ایم

‫اگه سوالی چیزی داشتی زنگ بزن یا اس بده

‫میدونی، فقط...

‫من واقعا سریعم

‫میخوایم یه بار دیگه چکش کنم

‫باهام تماس بگیر

‫هی

‫حوصلم سر رفته ، ‫سرگرمم کن

‫حرکتت منو ترسوند

‫یه خواب عجیب داشتم میدیدم

‫خواب سر کار؟

‫تاثیر برانگیزه

‫چیکار میکنی؟

‫شنبه شب تو محل اتصال

‫کریس و جی؟

‫لعنتی

‫بهت گفتم بکش بیرون بچه

‫هی، میزنمت

‫بابتش شرمنده

‫جی یه عوضیه

‫اون چه کوفتی بود؟

‫گفتم ببخشید

‫اون عکس، اون عکس قرار بود چی باشه؟

‫چه عکسی؟

‫عکسی که برام فرستادی

‫چه عکسی؟

‫اون عکس عجیب

‫نمیدونم در مورد چی صحبت میکنی

‫باورم نمیشه این کارو کردی

‫عزیزم، من چیزی برات نفرستادم

‫این خنده دار نیست

‫تو واقعا ترسیدی، باید ادامه بدم؟

‫نه

‫فکر کنم باید اینکارو بکنم

‫نه

‫میرم

‫نکن

‫خدایا

‫سوپرایز

‫اینجا آبجو نیست

‫اون چی گفت؟

‫من نظری ندارم

‫گفتم آبجویی تو یخچال نیست

‫داد زدنو بس کن جرمی

‫بچه خوابه

‫آروم باش

‫اتاق بچه شیش مایل اونورتره

‫اینجا خیلی بزرگه

‫خب، اگه بیدارم کنی،

‫میتونی برش گردونی بخوابه

‫شرمنده، من به بچه ها اهمیت نمیدم

‫من فقط درستشون میکنم

‫گمشو

‫تو یه مرد واقعی ای جی

‫حالا از زمانی بگو که پلیس گریت انداخت

‫هی، گریه نمیکردم

‫حرومزاده از اسپری فلفل استفاده کرد

‫اگه بچه پاشه گریه کنه

‫بذار گریشو بکنه خودش بعدش میخوابه

‫همه اینو میدونن

‫بله، پدر حرومزاده ی سال

‫رفیق خودمه

‫صادقانه بابت درکتون دوستون دارم

‫اما شما نباید اینجا باشین

‫اگه بلاسکو ها بیان خونه وحشت میکنن

‫به چی اهمیت میدن؟

‫اونا عصبین، باور کن

‫گریسی طلسمشون میکنه

‫یا حداقل پدر

‫اولین بابایی نیست که طلسم کردن

‫جنده

‫تو دوسش داری

‫رفقا

‫عزیزم، پشت تلفن خیلی ترسیده بودی

‫فکر نمیکنم باید اینجا تنها باشی

‫من ترسیده بودم

‫به خاطر اون عکسی که برام فرستادی

‫من چیزی برات نفرستادم

‫من چیزی که دیدمو دیدم

‫از طرف تو اومد

‫چه کس دیگه ای از گوشیت چیزی میفرسته؟

‫گاییدمتون بچه ها

‫نه، هیچکسی گوشی من دستش نبوده

‫کل شب داشتمش

‫چی بود؟

‫ضربه ی کیر؟

‫خفه شو

‫روشنش کن

‫فقط یه عکس مسخره بود

‫من نفرستادمش

‫پس کی کرده؟

‫یکی با حس شوخ طبعی

‫چطوری گوشیشو بگیرم

‫تمام وقت داشتم با داداشم هاکی بازی میکردم

‫شنبه شب فریبنده

‫با بازی کامپیوتری.

‫بازی کردن با پیتون یه بهاییه که باید بپردازی عزیزم

‫خدایا

‫تو حال بهم زنی

‫آره باید بدونی

‫میشه خاطرات فیسبوک رو بپیچیم بره؟

‫حسود

‫دوسش دارم

‫رفقا، واقعا

‫این خوبه

‫من خوبم، این فقط ،

‫نمیخوام بلاسکو ها رو عصبانی کنم

‫نصفه شب میریم

‫اونا هیچی نمیفهمن.

‫خوبه؟

‫عالیه

‫خوبه

‫درنهایت، الان آبجو کجاست؟

‫تو آبجوی اونارو نمیخوری

‫اوه، تو یه قهرمانی

‫تو باید از بچه پرستاری کنی نه آبجو فهمیدی؟

‫وقت فیلمه؟

‫دوست من

‫تعوری شبیه سازی غده وارمون

‫از الکتریسیته های مثبت صحیح بود

‫چند روز پیش تو به عنوان همیار کوچیک بودی

‫و حالا به خودت نگاه کن

‫چرا داریم اینو میبینیم؟

‫چون کلاسیکه

The Nursery subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left