The Chair

The Chair

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

فصل 1، قسمت 3
د لخوا تبصره Oljaitu
ترجمه و هماهنگی: @theseaofash

تګونه

other
په خپور شو: 2021-09-03
ډاونلوډونه: 166
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

باشه

چیزی نگو که تحریکشون کنه

ناامیدت نمی کنم

هی می فهمی چقدر مشکل ریخته سرت؟

می دونی چند دفعه ای مشکلات و داشتم؟

برای الوین بار سر یه چیز کاملا احمقانه افتادم تو دردسر

_باید جدی بگیریش -اوکی

اینجا چه خبره؟

بهت گفتم درست گره ش بزن

کج و کوله ولش کردم تا تو برام درستش کنی

بوی خوب می دی

به حرفاشون گوش بده، باشه؟

خب، فکر نمی کنم لازم باشه عمق مسخره بودن این جلسه رو ثابت کنم

من یه نازی نیستم

به نظرت قابل قبوله که درباره ی یه نازی جوک بگی؟

نه، ولی الان یادم اومد یه بار دو تا نازی اومده بودن تو بار...

تو این جور شرایط ما یه پروتکل واضح داریم

جفتتون روی یا دادخواست معذرت کار می کنید

و بعد ما تو پلتفرم های مرتبط پستش می کنیم.

ببخشید, اسمتون چی بود؟

_رونی - اره رونی

رونی ایشون, آه, رییس ارتباطاته

بعضیا بهش می گن مدیریت فاجعه یا حیثیت

من هم نویسی نمی کنم.

اون وقت پیشنهاد می کنی چه جوری این وضع و درست کنیم؟

-قراره باهاشون صحبت کنم -کی ؟

با کی؟ (تصحیح اشتباه گرامری)

دانش آموزا

-نه نه نه نه -توصیه نمی کنمش

من استاد اینجام

نمی تونید کارهام و تو کلاس خودم بهم امر و نهی کنید

یا سخنرانیم تو محوطه رو

مگر اینکه از آیین نامه ی استادان تخطی کرده باشم

که نکردم

اصولا دانشگاه باید جایی باشه که اختلاف عقیده (کنشگر بودن) رو ترویج کنه

ما باید به این بچه ها افتخار کنیم

این کاریه که اونا می کنن

در واقع وقتی من دانشجو بودم

بی خیال پشت همین میز نشسته بودم ب رای استعمار آفریقای شمالی

قراره لاته کاپوچینومون سر جاشه؟

هنوز یه چند تا چیز مونده که باید راجع بهش بحث کنیم

بعدا می بینمت

باشه

همین الان تو کل فضای مجازی پخش شده

سرمایه گذارا و فارغ التحصیل ها همین الان شروع کردن به زنگ زدن به رییس کل

اگه سریع حل نشه،

تعجب نمی کنم اگه عذر بیل رو بخواد

نه اون قراره عذرخواهی کنه- همچین عذرخواه به نظر نمی رسه-

خب, من ضمانت می کنم که بعد از مکالمه ی یعدیمون

سرشار از پشیمونی بشه

اوه وایسا

وقتایی که یه جوری رفتار می کنی انگار رییسم ای رو دوست دارم

-بایدچهره ت و میدیدی -من رییستونم

باشه پس, امشب چی کاره یا خانم رییس؟

می تونم امشب برای شام ببرمت بیرون؟- حالت خوبه تو؟

نه نمی تونی ازم بخوای

این یه مشکل انضباطی جدیه

اوه پس قراره بذارم یه سری کارمند بایگانی لعنتی برام نامه ی عذیرخواهی بنویسن؟

اون فقط به دانشجوهام صدمه می زنه. از یه مایلی می تونن حسش کنن

می دونی دیگه چی رو از یه مایلی حس می کنن؟

این خودبینی ای که داری همین جور باهاش پیش میری

پناه بر خدا، من نازی نیستم باشه؟ نمی تونم اجازه بدم...

موضوع این که نازی هستی یا نیستی نیست

موضوع اینه که آیا تو یکی از همون مردایی هستی که وقتی همچین اتفاقی می افته

فکر می کنه با یه ماستمالی ساده می تونه قسر در بره

بدون حتی یه ذره مسئولیت پذیری

این یعنی نه نمیای شام؟

یاس 8000 تا فالور توییتر داره

منم پستش کردم تو وبسایت دپارتمان

پست کردی که بورسیه ی- NEH و برنده شده؟ آره-

و از شانس بد با تخته شدن اداره ی جوآن هم مواجه شدم

باید یه کاری بتونیم بکنیم

من...

اوه سلام. ممنون لاری من می خوام یه دقیقه با لیلا صحبت کنم

بیا تو

می دونم انگار به نظر می رسه که نادیده ت می گیرم

ولی فقط یکم اوضاع به هم ریخته س

یادت نره امشب قرار شام داری

وای، این دیگه چیه باز؟

تو خونه ی دین، شاید درباره ی ...

آو او مرسی لاری

هی

مشاور دوستم سارا تو وینکانسین به خاطر آزار و اذیت دستگیر شده

و پیشنهادش گویا بی فایده بوده

هیچ کس فکر نمی کنه که بیل دابسن یه نازیه- کلی شکایت از دانشجو ها دارم-

اون یه لطیفه ی بد بود و اون باید عذرخواهی کنه

مردم دارن بهم زنگ می زنن

کدوم مردم؟

خبرنگارا

-چی باید بهشون بگم؟ -اوه خدایا هیچی نگو

اگه این مسئله بزرگ شه ممکنه شدیدا بهمون ضربه بزنه

یعنی حتی به تو

موبی دیک یه فاجعه بود

منتقدین ازش متنفر بودن، ملویل هم به طور مبهمی مرد

همونجوری که خودش هم تو نامه ش به دوستش ناتانائیل هاوفل پیشبینی کرده بود

کسی که کتاب رو بهش تقدیم کرده بود

تا اینکه تو دهه ی 1920 دوباره به عنوان یه شاهکار بدوی مورد توجه قرار گرفت

قراره سر این حقیقت که ملویل یه همسرآزار بوده بحث کنیم؟

درته که بعضی از پژوهشگران فمنیست این طور ادعا کردند

ولی در غیاب مدرک معتبر،

خب، به نظرم بهتره به خود متن رجوع کنیم

ما با ملویل به عنوان نویسنده مواجهیم نه یه انسان لزوما

ولی شما همین الان از منظر یه انسان ملویل رو بررسی کردید

نامه های شخصیش به هاوفرن؟

من فقط داشتم به این نکته، آممم، اشاره می کردم که دوستیش با هوفرن، یعنی

یه جنبه ی مهم از رشدش به عنوان یه نویسنده ست

بی خیال، جدی میگی؟

در دهه ی 90 بود که

رمان به جایگاه درستش دست یافت به عنوان...

بخش همسرآزاریش رو در بخش من پوشش می دیم

همین طور سهم مهمی که همسرش

در کارهاش داشته

به طور نامعلوم؟

کی این و بهت گفته؟

نامعلوم صرفا یعنی تا وقتی اطلاعات بیشتری به دست بیاد

میشه کمک کنی این برگه ها رو اینجا و محوطه پخش کنیم؟

می تونم از طریق تخته برای بچه ها ایمیلش کنم

می خوام فراتر از دانشجو های کلاسم پیش برم

جلسه پنجشنبه ساعت 3

انگار طرفت دیگه قدرتی نداره

حذس بزن چی شده؟ وای فای نداریم

یا خود خدا

به پشتیبانی گفتی؟- 700 تا پیام گذاشتم براشون-

همین الان دارم میام

می خوای بیای؟ سهمت و ادا کنی؟

باید برم به رنتز هشدار بدم ولی امشب به لارسون مطرحش می کنم

من... من متاسفم جوآن... من

می دونی چیه؟ می خوای اینجا کار کنی؟ من از این خراب شده می رم

نه

به نظرزسنجی هات نگاه کردی؟

آره

و چی می گفتن

که خیلی فوق العاده ام

وایسا ببینم. این همیشه اینجا بوده؟- اوه هنوز نرسیدم تغییر دکور بدم-

تو ماشین براش زدم

وقتی استاد شدم. که جشن بگیریم

اون از حدود 1920 اینا رییس کل بوده

که شبیه همونیه که براش زدم

و این جشن برات چطور بود؟- نکته ی خوب بود-

هر کی که هست یه ارگاسم بهم مدیونه

هی جوآن. خبر داری که بیل داره یه جلسه با داسجو ها برگزار می کنه؟

من نگرانم- این کاریه که می کنه. اونا عاشقشن-

اون خیلی خوش فکره

حالا اگه الیوت یا تو بدین من باید نگران می شدم

تق تق

اوه سلام

سلام

آه، مرسی برای پای سیب

هلو

درسته- بله-

یه دقیقه وقت دارین؟- البته، البته-

اوه ما باید در و باز بذاریم- قراره حمام خون راه بیفته-

چرا این و میگی؟

ببین، هر به اصطلاح جوکی که درباره ی هیتلر گفته بشه انوع خودش و داره

می دونستی بعضی بچه ها سبیل هیتلری می ذارن و ادات و تو میم هاشون در میارن؟

این و نمی بینی؟ این جا یه محوطه ی خیلی بزرگتر از اونیه که تو حیاطه

یه زمینه ی بزرگتری وجود داره که در حضور تمام این نظامی ها یهودی باشی؟

پارسال ما بیشترین تعداد حوادث یهودستیزانه رو تو 40 سال اخیر داشتیم

البته که قصد و نیتت هم مهمه، حتی اگه قصد ناراحت کردن نداشتین

اگه تاثیر چیزی که گفتی ... اوه

اوه این دافنه ست دکتر کیم- دافنا-

سلام. منم همین الان داشتم همین و بهشون می گفتم

افکار بزرگ مثل هم می اندیشند

آم

باهام کاری داشتی؟- بله-

باشه

آه یه چییز دیگه هم بود که می خواستم درباره ش ازتون بپرسم ولی بعدا بحثمون و ادامه می دیم

حتما

باشه- داری چه غلطی می کنی؟-

با عجله اومد تو و در پشت سرش بست

چرا بازش نکردی؟

چون داشت من و به ترویج راست گرایی آلترنتیو متهم می کرد

و نمی خواستم حرفش و قطع کنم

هی هی هی هی

هی هی- نه چی؟-

چیزی نیست باشه؟

کلا دردسری

من؟

می تونم یه خواهشی بکنم؟

بعد الم شنگه ی نمایشی صبحت یه دونه بهم مدیونی

هر چی بخوای

می تونی امشب مراقب جوجو باشی؟ باید برم خونه ی دین لارسون

برای چی؟

اوه خدا می دونه حتما می خواد چرخا رو روغن بزنه (کارا رو زود پیش ببره)

این چیه؟- نمی دونم-

کدوم چرخی این شکلیه

وای فای دفترم خرابه

مشکلش چیه؟- هیچ مشکلی نداره-

خب، می تونم یه تقویت کننده بهت بدم

ولی دپارتمانت باید این فرم رو پر کنه

با رییست حرف زدی؟

باشه

ممنون

ممنون

اوه

اوه. لعن...

خدای من

شنیدم اینترنتت قطعه

عالیه. بیا تو

و... الان آنلاینی

More Farsi Persian subtitles for The Chair

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left