لومړۍ 200 کرښې.
تنظیم و هماهنگ سازی با نسخه بلوری توسط فیلم لاست
اين رو ببينيد
ساده ولي باشکوه و اصيل
بههيچ وجه معمولي نيست
جذابيتش در اينه که سرسري ساخته نشده
اين يکي بسيار اغواگره سرزنده و محرک
و اينکه بسيار صيقليه و ممکنه اذيت کنه
با يک نگاه ساده ميشه فهميد براي نوازش مناسب نيست
اين از آخري اصيلتره و همچنين مملو از شگفتي
اين يه کم ملالآور به نظر مياد
ولي در صورت تغيير رنگ محيط مثل يک ستاره ميدرخشه
به درخشش اون دقت کن
زيباست، نه ؟
بله
خيلي متوجه نميشم ولي از هر سه تا خوشم اومد
ميتونم بهتون زنگ بزنم ؟
آپارتمان
کارگردان ژيل ميموني
آقاي بکاريا رو ژاپنيها خيلي وقته که منتظر شما هستند
بله اطلاع دارم لطفا برنامههام رو يادآوري کن
بسيار خب
هفت شب پرواز داريد
مقصد ؟ - مقصد توکيو، فرود ساعت 2 صبح -
هتل مريديين رزرو شده
و اينکه روز بعد هواپيماي شخصي آقاي فوميکو به پيشوازتون مياد
لباست خيلي بهت مياد
پايين تاکسي منتظرتونه تاريخ 24 ماه برميگرديد
بيست و چهارم يعني 4 روز ديگه ؟
چهار روز بدون صداي تو - جواهرفروشي يادتون نره -
خداحافظ مادلين
مکس
لوسين - واقعا خودتي ؟ -
مدل موهات رو عوض کردي
فکر ميکردم نيويورک باشي
بله، ولي برگشتم
کِي برگشتي ؟
ناراحت نشو دو ماه ميشه
دو ماه ؟ نمي تونستي زنگ بزني ؟
اينطوري نکن بهت توضيح ميدم
دارم ازدواج مي کنم - چرند ميگي -
نه چرند نميگم، اسمش مورييِل هست تو نيويورک با هم آشنا شديم
دروغ ميگي - راست ميگم -
الان ميام ماشين رو جاي بدي پارک کردم
الان دعوا ميشه بايد برم
از ژاپن برگشتم باهات تماس ميگيرم
باشه، دو سال بعد، آره ؟
تو اين مدت شغلم رو عوض ميکنم کارتم رو داشته باش
منتظرم - پنج روز ديگه باهات تماس ميگيرم -
پنج روز
معذرت ميخوام
آقاي نودا، خانم تامي ايشون هم مکس ماير
خوشوقتم - من هم -
آقاي نودا ميتونند يادداشت کنند مکس طرفِ قرارداد ماست
اين مرد به دوردستها نگاه ميکنه
سلام
ايشون خواهرم مورييِل هست آقاي نودا و خانم تامي
بدون آقاي ماير اين کار امکانپذير نيست
دستبردار آلن
نصف اين قرص، داخل هواپيما - باشه، ممنون -
معذرت ميخوام ولي تا يک ساعت ديگه بايد فرودگاه باشيم
در واقع براي پروژه مشترک
آقاي نودا به سلامتيِ شريکشدن در اين پروژه مينوشند
ببخشيد بايد با جايي تماس بگيرم
بله
الو
کجايي ؟ مگه قرارمون يادت رفته ؟
گوش کن بايد ببينمت، همين الان
نه، تو گوش کن من نميتونم باهات باشم
ميخواستم همين رو بگم ميخواستم بگم همهچي تموم شد
ديگه حرفي براي گفتن نمونده
درموردش تو روزنامه خوندم باور نميکنم تصادفي بوده باشه
دانيل، نبايد بهت زنگ ميزدم خدانگهدار
ليزا ؟
خانم، طوريتون شد ؟ - حالتون خوبه، خانم ؟ -
آقاي نودا پرداخت ميکنند - نه، مهمان من هستيد -
بايد ميکروفون آقاي دِويل تا دوشنبه حاضر بشه
براي دوشنبه نميتونم منتظر وسايل جانبي هستم
غيرممکنه چطوري بايد اينکار رو بکنم
فرودو، تو حلش ميکني
ولي براي چي بهش قول دادي ؟
چه خبر ؟
اين دوربين چندين ساعت وقت ميبره
تا چهارشنبه محاله که آماده بشه
گفتي دوربين کِي حاضر ميشه ؟
گمون کنم چهارشنبه
معذرت ميخوام
سلام ميشل - سلام ليزا، خوبي ؟ -
دميتريوس چهره زيبايت را دوست دارد آن چهره شادان را
از چشمانت بيزارم زيرا از تلالو ستارگان درخشندهتر است
از طنين آواي جانبخش تو بيزارم چون شيرينتر از آواي نيِ شبانان است
بيماري حسادت مرا فراگرفته است درماني برايم يافت نميشود
نفست را در هر هوايي پيدا خواهم کرد
صدايت را از هرکجا باشد و نگاهت را در هرجا باشي خواهم يافت
و من دميتريوس را از تو ميربايم و از آنِ خود ميکنم
و ديگر لبخندي برايت نميماند
مکس، چيکار داري ميکني ؟ - چي ؟ هيچي -
زودباش فقط نيم ساعت وقت داريم
ممنون
چي؟
به فکر من باش هر وقت رسيدي بهم زنگ بزن
فردا بهت زنگ ميزنم
اومدنِ من چند روزي به تاخير افتاده
بله بله البته، به محض اينکه بتونم خودم رو به توکيو ميرسونم
عصر بخير - عصر بخير -
ميتونم با اتاق 413 صحبت کنم، لطفا ؟
البته آقا
معذرت ميخوام آقا مهمان اتاق 413 خواستند که مزاحمشون نشيم
ميخواهيد براشون پيام بذاريد ؟ - ولي خيلي مهمه، بايد صحبت کنم -
معذرت ميخوام اين مقررات هتله
کاري از دست من برنمياد، آقا
باشه، ممنونم
خواهش ميکنم
معذرت ميخوام
نه نه تقصير خودم بود
اتاق 413 اولين وروديِ سمت راست
اوه ببخشيد فکرم جاي ديگه بود
ممنون - خواهش ميکنم -
لطفا پاتون رو صاف نگه داريد شُل کنيد و راحت باشيد
مچ پاتون خيلي ظريف و زيباست
بايد به خودتون بباليد
ميتونم قهوهاي رنگش رو ببينم ؟ اين رنگ رو نميپسندم
البته
ديدم و پسنديدم
هان خوبه، کي هست ؟ - دختري دلربا -
خب ديگه چي ؟ - هنوز هيچي -
اون پوست سبزهاي داره
طرز نگاهش کاملا بد قلق و بيرحمه
پيشوني بلند و چشمهاي سياه
فقط يه حسي تو نگاهش هست - چه حسي ؟ -
نميدونم چطوري بهت توضيح بدم صورتش
چهره حُزنآلود و سيماي تراژيکي داره
باهاش صحبت کردي که دليلش رو بفهمي
نه مشکل همينه از حس من بيخبره
چند بار دنبالش راه افتادم ولي نتونستم صحبت کنم
ممکنه فکر کنه من روانيام اينطوري نميتونم ادامه بدم
به نظر فراموشي گرفتم
آه، ژوزِين - بله ؟ -
کفشهاي استدلر کجان ؟
همينجا کنارتون تازه جابجا کردمشون
ببين، نميتونم درموردش فکر نکنم نميتونم کار کنم
به نظرت بايد چيکار کنم ؟
الان خودت رو جمع و جور کن يا يه کاري ميکني يا فراموشش ميکني
تشکر
اومدم بهت بگم که
گوش کن وابسته شدن به يک زن يعني بُنبست
و به معني اينه که بقيهشون رو از دست ميدي
اين فقط نشانه حماقت نيست بلکه بزدليه
لوسيين
به دور و برت نگاه بنداز هر انساني يه ويژگي داره
اون رو ببين اونجا نشسته ببين چه تپل و بانمکه
اون دختر سبزه رو ببين
ديگه چي ميخوام ؟ تمام وقتم رو با پاهاي اونها ميگذرونم
فکر ميکني براي چي اين تجارت رو انتخاب کردم ؟
سلام - سلام -
ميخواستم يکي از کفشهاي پشت ويترينتون رو امتحان کنم
اوني که اون گوشه است شماره سي و هفت
مکس، ببين خانم چي ميخوان
رنگ کفش رو بپرس
شماره پاتون چنده ؟ - سي و هفت، قرمز رنگش رو داريد ؟ -
قرمز ؟ واقعيتش نميدونم
ممکنه بررسي کنيد ؟
قرمز شماره سي و هفت
قرمز شماره سي و هفت - برو حمله رو شروع کن -
خوشگل هستند - بله -
عاليه من يکي ميخوام، ولي قرمزش رو
قرمز ؟
ببينيد
ببخشيد
اون رنگ رو تموم کرديم
بد شد - بله، خيلي بد شد -
اما ميشه حلش کرد
اينطوري که خوب ميشه اگر امکانش باشه
شماره تلفنتون رو بهم بديد تا بتونم
شما در مورد آدمها زياد جاسوسي ميکنيد ؟
ببخشيد، من ؟
نگو که دنبالم نيستي
از تعقيب کردنم لذت ميبريد ؟
يا از بيکاري اين کار رو انجام ميديد ؟
نه، گوش کنيد
شما اشتباه ميکنيد براتون توضيح ميدم
اگر فقط يه قهوه مهمونتون کنم
نه - باور کنيد همهچي رو بهتون توضيح ميدم -
نه توضيح ميخوام، نه قهوه دنبالم هم نياييد
وقتي کفش حاضر شد با من تماس بگيريد
رنگِ قرمز، باشه ؟ خدانگهدار
فردا ساعت هفت، کافه جاده بهشت ديگه هم من رو تعقيب نکن
ليزا
يک سال پيش بود - خب ؟ -
يک دفعه عاشق ميشدم روز بعدش يادم ميرفت
شايد دو يا سه تا شخصيت داشته باشم
مثل ديوونهها
خيلي ممنونم
تحمل نداشتم احساساتم سردرگم باشه
يعني از قوانين زندگيته ؟
حالا ميخوام که راجع به تو صحبت کنيم
الان هم منتظر جواب هستم
منتظر ؟
بله شايد يه کار تو نيويورک نصيبم بشه
اما کاري که واقعا دوست دارم، نوشتنه
نويسندگي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.