لومړۍ 196 کرښې.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
.خب، الههی خشم با الههی خشم به دنیا نمیاد
...آدم الههی خشم میشه
.و یه الههی خشمم میمیره ...
.معمولا با یه مرگ خونین
،گذشتهشون، گذشتهی ما
.پر از غم و نفرینه
...اما بدترین نفرین بین آراگوها
.اینه که پسر به دنیا بیای...
،دريس آراگو تو سایهی مادرش به دنیا اومد
.و زیر سایهی خواهرش بزرگ شد
.هیچوقت جایگاه خودشو تو دنیای زیرین پیدا نکرد
پسر الههی خشم ارثی نمیبره .نقش خاصی نداره، مسئولیتی هم نداره
.دريس میخواست سرنوشت خودشو بنویسه
.دزدی، قاچاق، مواد مخدر
.اما نوشتن سرنوشت خودت عواقبی داره
.اینجا جاییه که دفنش کردن .تو قبرستون دنیای زیرین
.و اینجا جاییه که بالاخره باهاش ملاقات میکنم
.برادرم باهوش بود
.هیچوقت حضورش بی اهمیت نبود، هیچوقت
اون استثنایی بود
تو خیلی شبیه اونی.، میدونی ؟
.من هیچ خاطره ای ازش ندارم
.یا از مادرم
.تو خیلی کوچیک بودی
چطوری اتفاق افتاد؟
تصادف؟
.یه دزدی که بدجور خراب شد
.یه تعقیب و گریز با سرعت بالا با پلیس
.و در نهایت کنترل ماشین رو از دست داد
.مادرت هم باهاش بود
چرا ولم نکردی؟
تو همیشه فقط از خانواده، سنت ...حرف میزنی
اما وقتی اونا مردن، چقدر طول کشید تا منو به غریبه ها تحویل بدی؟
مترجم مرتضی راکی کانال تلگرام : @nestedsub
.من سعی کردم
.قسم میخورم، سعی کردم
.اما نتونستم
،و همینطور، میدونی، خیلی وقتا .آدمای دور و برم اینجا تموم میکنن
،پس میخواستم ازت محافظت کنم .بهت زمان بدم
.زمان خیلی با ارزشه
.اما میدونستم بالاخره پیدات میکنم
و تو هیچوقت از خودت نپرسیدی که من چی میخوام؟
چی میخوای؟ - هم -
.خب، تو قدرت میخوای
.میخوای همه چی رو عوض کنی
.اینجا
این قدرتته؟
ما آشغالای پدرخوانده ها رو تمیز میکنیم چون زن هستیم؟
.اما نه، چون زن هستیم
،چون ما اصول داریم .قانون داریم، شرف داریم
.و یه اسلحه - و هوش -
.و یه اسلحه
میدونی چرا الههی خشم ها تو قبرستون ها به دنیا میان؟
.چون الان دو نفر تو وجود تو دارن زندگی میکنن
.لینا هست و الههی خشم هست
اگه یه زمانی، یه درگیری بین لینا و الههی خشم ،پیش بیاد
،همیشه، مهم نیست چی میشه .الههی خشم باید پیروز بشه
،پس، برای تبدیل شدن به یه الههی خشم
.باید یه تیکه از خودت رو دفن کنی
.به همین دلیله
میتونستی وقتی همدیگه رو دیدیم اینو به .من بگی، بجای اینکه اسلحه رو بگیری سمت من
هر کسی که میخواد الههی خشم بشه .باید لیاقتش رو داشته باشه
.حالا فهمیدم .واقعاً یه آراگو هستی. حال میکنی
خب؟
چه خبر شده؟
.پارکوس داره زیرآبت رو میزنه
میخواد جای تو رو بگیره؟
.میخواد سرت رو ببره
برای اینکه بتونه تورو پایین بکشه .نیاز به تأییدیهی شش تا پدرخوانده داره
دوست دارم به ستاره خوششانست .ایمان داشته باشم رئیس
،ولی با گم شدن انجیل و یه پدرخواندهی مرده .وضعیت خوبی نداری
اون عوضی مامان و ترانز که .حتماً بهت خیانت میکنن
.خانوادهی کِی هنوز مطمئن نیستن - .باشه، من کِی رو راضی میکنم -
.تو هم سعی کن دوک و کالیفرنیایی رو مطمئن کنی
.باشه - .تو هم فیحمو راضی کن -
.مطمئنم خوشش میاد
،ببین، اون یه پیرمرد چندشه و حال بهمزنه .من نمیرم نازش رو بکشم
.منظورم اون نبود احمق
تو رک و راست حرف میزنی .و اون از مذاکرهی سفت و سخت خوشش میاد
به یاد دوست عزیزمون هِروِه
.تسلیت میگم
.میدونم چه حالی داره که یه بچه رو از دست بدی
کارل؟
...فرانو، رفیقم
پس تو هم تسلیم الههی خشم شدی؟
حتی یه سلام لعنتی هم نداری، نه؟
میدونی داری با کی حرف میزنی؟ .آره، آره، بوی تو رو شناختم
،وقت تلف نمیکنی راست میری سر اصل مطلب، نه؟
.این خیلی شبیه دریسِ
.امیدوارم تو چیز دیگه زیادی باهاش مشترک نباشه
پدرخواندههای دیگه نگرانن
.با فکر اینکه دخترش الههی خشم ما بشه
.پدرت رو دوست داشتم
،با اینهمه دردسری که درست میکرد .کار و کاسبیمو به راحتی به صورت مخفیانه میچرخوندم
.تو هم جلب توجه میکنی
،میتونیم بیشتر کلنجار بریم یا میتونی بهم بگی چی میخوای
.و وقت همه رو حفظ کنی
زودباش
...آه
حمایت من مهم نیست، میدونی؟
.من ضعیفترین پدرخواندهم
.تو محتاطی
.کوچیک نیستی
.اما نمیخوای ما اینطور فکر کنیم
.میبینم از سلما خیلی چیزا یاد گرفتی
من به اون خیلی مدیونم، میدونی؟
...اما
.این وفاداری منه
.المپیوس اینجاست
،و اینجا
.الههی خشم
چرا باید خودم رو تو دردسر بندازم وقتی میتونم بیطرف باشم؟
.پارکوس واقعگراست
میتونه اون طرفی رو نگاه کنه، برعکس سلما
این تقاضای توئه؟
.من پرخور هستم، این عیب منه
...خب، فعلاً پنهونی میخورم، اما
اگه الههی خشم اتفاقی منو پیدا کنه که از بشقاب ،کسی دیگه غذا میخورم
،مثلاً از بشقاب اونا
دوست دارم اون نبینه
میتونه اونجوری کنه؟
.قبول میکنه
واقعاً؟
.حیرتانگیزه
.زنده باد الههی خشم
.کنار برو، لطفاً
.این دفعه که دیگه پدرخوانده ها نیستن
خیلی تو کارا غرقم. رئیس .سردخونه میخواد ببیندت
.این الههی خشم مثل کهیره
،فکر میکنی از شرش خلاص شدی
،بعد میفهمی که هنوز اونجا مونده
.و بیشتر از هر موقعی داره اذیتت میکنه
من همه چی رو میبینم، میدونی که؟
.همه چی
لرز داره، دیدی؟
.آره، دیدم
من که مشکلی نداشتم بذاریم خاندان .الههی خشم به مرگ طبیعی از بین بره
.اما وارث؟ اون قابل قبول نیست
یعنی میخوای لینا رو حذف کنی؟
نه
.تو خودت این کار رو میکنی، واقعا
علت مرگ: مرگ طبیعی
خب، تونستی حرف بکشی ازش؟
!چه روزیه
،دو تا از اعضای خانواده های پدرخوانده روی میزهام
.و یه ملاقات از الههی خشم
.شنیدم یکی از تامین کننده هام بودی
!بس کن! نگهش دار! وایسا
.گلوله ها رو از بدن ژلی درآوردم
.اما این همه ماجرا نیست
داشتم دندوناشو جا میزدم .که ببین چی پیدا کردم
.بذار من ببینم
.ببخشید یه سوال سریع اون کاغذ رو قبل از اینکه ما برسیم پیدا کردی؟
آره
پس از دهنش درآوردی و دوباره گذاشتی سر جاش؟
آره - !دیوونه ای -
.آره
.اما کارم رو بلدم
!هی
.نگاه کن ژلی چی نمیخواست پیدا کنیم
این نمادها چی هستن؟
یه کد؟ - .کار فهیمه -
،اون یه راه ارتباط با پدرخوانده ها اختراع کرد
.و از جیببرها به عنوان پیک استفاده میکنه
پس این پیام حاوی اطلاعاتیه که به قیمت جون ژلی تمام شد؟
.آره
برای رمزگشاییش، باید بریم سراغ
.تنها متحدی که تو المپوس داریم
وقتی المپوس ،تحت حملات دیجیتال بود
.فهیم یه سیستم ارتباط آنالوگ جدید اختراع کرد
.غیرقابل ردیابی - .جوهر و کاغذ -
پلیس نمیتونه رمزشو بشکنه؟
.فهیم تضمین میکنه که کاملاً محرمانه باشه
،فرستنده پیامشو مینویسه بعد به سه قسمت تقسیم میکنه
.و هر کدوم رو به یه پیک دیگه میده
،پس اگه پلیس یکی از اونا رو بگیره .رمزگشایی غیرممکنه
.فقط گیرنده میتونه پیام رو رمزگشایی کنه
.و این سیستم فهیمه
.یه بلاکچین انسانی، بدون هیچ کپی - بدون هیچ کپی؟ -
.باید یه کپی باشه
،اگه المپوس بفهمه کپی وجود داره .فهیم رو سریع میترکونن
.اون احمق نیست
.با این حال، لینا درسته .مطمئنم کپی هایی وجود داره
...باید پیداشون کنیم، پس ما باید
.اصلا زحمتشو به خودت نده .میفهمم داری به چی فکر میکنی، خودم حلش میکنم
،سیستم فهیم خوب کار میکنه .اما یه جای کار ایراد داره
تو دنبال پیکهای اون میری .تا پیداش کنی
.با احتیاط باش
.فهمیدن اینکه اونا کجا پیام رو کپی میکنن
.و بعد از اون کجا میبرنش
.این ما رو به مخفیگاه فهیم میرسونه
خیلی به سیستم خودش مطمئنه، نه؟ .هیچ آژیری نیست
.اینم آژیرش
.آنالوگ
No comments yet. Be the first to leave one.