لومړۍ 200 کرښې.
یه نفر همش ماستِ من رو میخوره
چجور ماستی؟
اون رو نگه داشته بودم !واسه بعد از دویدنم، دیوید
خدای من، پس گمونم من نگهش داشته بودم واسه موقع دویدنت
!تو مثل یه راکونِ گنده و کثیفی، دیوید
،اوه الکسیس، تو تقریباً 40 سالته
اگه غذا میخوای، واسه خودت یکم غذا آماده کن
غذایی در کار نیست
،هیچکس آشپزی بلد نیست !این عینِ کودک آزاریه
دیوید آشپزی بلده
من آشپزی بلد نیستم
اون میزِ تپپانیاکی رو برای جشن تکلیفت آماده کردی
اون رو بعد از این که الکسیس ،اسکتنشنش رو روش گذاشت
و همه چی بوی موی سوخته گرفت انداختیم دور
فکر میکردم اون یه میزِ واقعیه، دیوید
!یه دوشاخه برق از کنارش اومده بود بیرون
،خب، الکسیس، چرا تو آشپزی نمیکنی .تو آشپزی بلدی
آره - من آشپزی بلد نیستم -
چرا خودت آشپزی نمیکنی
خب، من... میتونم آشپزی کنم
!اوه، جان، جان! این خجالت آوره
باشه، من امشب شام درست میکنم
اون خوراکِ مرغی که آدلینا درست میکرد چی بود؟
انچیلادا
!آره
اوه، آدلینا، اون آشپزِ خوبی بود، یادتونه؟
آره
ببخشید، ولی انچیلادا دستور پختِ مادرم بود
فکر نکنم
تا جایی که من یادمه اینجوری نبود
!من همیشه براتون درستش میکردم
!جان؟ - ،آره، خب -
...اگه اینجوری یادت مونده، عزیزم، این
باشه، کافیه، من امشب انچیلادای مادرم رو درست میکنم
و دیوید، تو کمکم میکنی
!آه، چی؟
خدای من دیوید، قراره حسابی بهت خوش بگذره
امشب با مامان آشپزی میکنی - !بهم دست نزن -
!خیلی قشنگه - !نه! داری اذیتم میکنی -
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
!خب، سلام به روی ماهت
سلام - امروز حالت چطوره، جاسلین؟ -
،اوه، خوبم، سرم شلوغه یعنی ما میخواستیم
...بریم به - خوش بگذره -
گوش کن، یه لطفی بهم میکنی
میخوام از آشپزخونهتون استفاده کنم
ببخشید، واسه چی؟
واسه غذا پختن دیگه
،اوه مویرا، اگه وقتِ دیگه بود خوشحال میشدم
فقط این که امروز بعد از ظهر ...خیلی سرمون شلوغه، پس
دیوید و من قراره یه دستور پخت قدیمی خانوادگی رو احیا کنیم
،البته که میگفتم... بله
فقط حیف که اجاق گازمون خراب شده
اوه، واقعاً عزیزم؟
!چون این پای خیلی داغه
!هر از گاهی خراب میشه، رولند
اوه، مطمئنم خیلی بهتر از چیزیه که تو مُتل داریم
!من و دیوید یه کاریش میکنیم
اوه، میدونم، فقط این که ،من تعمیرکار خبر کردم
و قراره امروز بعد از ظهر بیاد
اوه - به کی زنگ زدی عزیزم؟ بیل؟ -
آره... بیل - بیل اجاق گاز تعمیر نمیکنه -
پس، گری
گری؟ دندانپزشکمون؟
،یادم نیست به کی زنگ زدم ولی
!امروز بعد از ظهر میاد
اوه
ظاهراً انگار به من و دیوید اعتماد ندارید
که بتونیم تو آشپزخونهتون از عهدهی خودمون بر بیایم
اوه نه، ناراحت نمیشیم از ،آشپزخونهمون استفاده کنید
به شرطی که واسه ما هم غذای اضافی درست کنید
و یه ده دلاری واسه آب بذارید رو میز
این کارو میتونم بکنم! ده دقیقه دیگه برمیگردم یه آشپزخونهی تمیز تحویل بگیرم
آشپزخونهی تمیز - من تازه آشپزخونه رو تمیز کردم -
بریسکت چطوره آقای رُز؟
خب، بیشتر مزهی گوشت میده
!اوه، خب این خوبه
میدونی توایلا، دارم متوجه میشم اینجا چقدر در طول روز سوت و کوره
اوه بله، همیشه قبل از ساعتِ شلوغی ناهار سوت و کوره
که زیادم شلوغ پلوغ نمیشه ...فقط میشه گفت
یه عده آدم آهسته و پیوسته واسه ناهار میان
اوه، آره، خب واسه این بهش اشاره کردم
که میدونی، دنبالِ جایی واسه کار کردن میگردم
مثلاً یه دفتری چیزی - آهان -
میدونی، تو مُتل ایدههای زیادی به سرم میزنه
،که نیاز به تفکرِ جدی دارن
،ولی چون خانوادهام اونجاست
اصلاً نمیتونم کاری رو پیش ببرم
متوجهم - ...پس، میخواستم بدونم -
،و اون روز فکر کردم حرفش رو به میون بیارم
ولی به یه دلیلی منصرف شدم
،ولی خب الان داریم حرف میزنیم .پس چرا که نه
احتمالِ این که بتونم تو یکی از این کیوسکها مشغول کار بشم چقدره؟
من میرم این بشقابها رو بذارم زمین
،فقط به نظرم میتونم بهتر فکر کنم
وقتی خون از دستهام به سرم برگرده
!اوه، اوه! آره، آره، آره! البته
،آره، میتونی بذاریشون زمین نمیخواستم سر پا نگهت دارم
میدونم که کلی کار داری
!کاملاً، فقط بشقابهای سنگینی هستن
آره، آره، البته، البته. باشه
سلام علیکم، جانی
اوه، باب، سلام! اوه، متوجه نشدم اونجایی
امیدوارم ناراحت نشی که
داشتم به گفتگوت گوش میکردم، ولی
فکر کنم شاید بتونم کمکت کنم
واقعاً؟ - شنیدم دنبالِ یه دفتر میگردی؟ -
!آره - خب، من یه جای خیلی دنج دارم -
که شاید بهش علاقه داشتی باشی اگه
اگه بخوای یه نگاهی بندازی
آره، دلم میخواد! مرسی
،خوشحال میشم بتونم کمک کنم .مطمئنم تو هم همینکارو واسه من میکردی
اگه چیزی برای ارزونی کردن داشتی
سلام - سلام -
...بالأخره اینجا واسه ما جای امنیه؟ یا
آره، چرا نباید باشه؟
،باشه، چون آخرین باری که اینجا بودم
،بهم گفتی از دفترت برم بیرون
واس همین، گمونم این اواخر یکم برام سخت شده
،که بتونم حدس بزنم الان کجاییم
...به عنوان دو نفر که یه زمانی... خب
چه کمکی ازم برمیاد؟
میخواستم بدونم میتونم ماشینت رو قرض بگیرم؟
باید برم یکم خرید کنم
البته. میخوای برسونمت؟
این سؤالت نکته داره؟
نه - اوه، باشه -
لازم نیست پیشِ من احتیاط به خرج بدی
من باهاش کنار اومدم - باهاش کنار اومدی؟ -
آره، دیگه ازت خوشم نمیاد
منظورم اونجوریه
اوه! باشه
خب، پس گمونم این خوبه
فکر کنم
تو آرایش کردی؟ - اگه کرده باشم چی؟ -
سلام! امیدوارم مزاحم کارت نشده باشم
نه، نه، البته که نه
...خیلی خب
خب من خیلی به مسائلِ اخیر فکر کردم
باشه، خوبه، چون منم خیلی به مسائلِ اخیر فکر کردم
مثلاً به پیشنهادت - ،آره، هرچی بیشتر بهش فکر کردم -
بیشتر درست به نظر نیومد
!آره! موافقم
،آره، ناگهان پیش اومد
و تو ذهنت خیلی مشغول بود
!آره، تد، آره
...واسه همین فکر میکنم واسهمون بهتره که
یکم از هم فاصله بگیریم، میدونی؟
خدای من، انگار هردو !از یه مغز استفاده میکنیم
،پس چند هفته بعد، که تکلیفمون روشنتر شد
،و تمرکزِ بیشتری رو هم داشتیم
کل قضیهی خواستگاری رو دوباره امتحان میکنیم
مگر این که میخواستی یه چیز دیگه بگی؟
!نه
...چون من و تو
...من و تو
نه، اوهوم، اوهوم، اوهوم
...یه جورایی
...«پس قضیهی «ما
...و
!وای
خب نظرت چیه، جانی؟
نظرم چیه؟ به نظرم گاراژِ قشنگیه
دفتر کجاست؟ - جلوی چشمته دیگه -
،باب، تو بهم گفتی یه دفتر کوچیک و دنج داری
خیلی خب، و رُک بگم کار کردن تو یه گاراژ
چیزی نبود که در نظر داشتم
،خب، محض کنجکاوی میپرسم
چی مد نظرت بود؟
!یه دفتر! میدونی، برای مثال یه صندلی
اوه خب، ما اونجا جای خیلی خوبی واسه یه صندلی داریم
فقط باید این تایرها رو جابجا کنی
ثبت کردنِ اون اسناد یکم جا واست باز میکنه
آره، بابا، من واست کار نمیکنم
من واست اسناد ثبت نمیکنم
نه، فقط میگم، اگه میخوای ،اینجا یه صندلی گیرت بیاد
میدونی، شاید لازم باشه ،یه چیزایی رو جابجا کنی
شاید، میدونی، یه سری قطعاتِ دست دوم ماشین بفروشی
آره، من دنبالِ کار نیومدم اینجا
،باشه؟ من دنبالِ جایی واسه کار کردن میگشتم ...و رُک بگم
فکر نکنم اینجا محل مد نظرم باشه
،باشه، خب
،من نمیگم باید همین الان تصمیم بگیری
فقط شاید بهتر باشه تمیزش کنی و بهش فکر کنی
!چطوره بدونِ تمیز کردنش بهش فکر کنم
هر طور راحتی
تا وقتی که یه زمانی تمیز شه
...خیلی خب، باب
تنهات میذارم که به فکر کردنت برسی
سلام - چه خبر؟ -
...خب، خبرهای خوب، من
بالأخره رفتم با تد بهم بزنم
!اوه، این خوبه
داشتم فکر میکردم شاید هیچوقت این کارو نکنی
میدونم، میدونم
حتماً سخت بوده
آره، خیلی سخت بود
چه واکنشی نشون داد؟
نمیدونم، هیچوقت نمیشه فهمید
...پس
No comments yet. Be the first to leave one.