د خپرونې معلومات

My Love Madame Butterfly E 12
د لخوا تبصره Rahpooyan
Translated By : Pularis

تګونه

other
په خپور شو: 2013-03-30
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 12 =-

کسی اینجاست؟

.خانم نابی

.نام نا بی

.آقای یو جِه

چه اتفاقی افتاده؟

.یو جِه

.یون سول اِی

دلیل این کارت چیه؟

چرا داری...؟

.یو جِه

یو جِه چی شده؟

یوجِه سعی داشت چی رو بگه؟

کجا رفت؟

.بله، یون سول اِی هستم

چی گفتی؟

یه مرد غریبه مجبورت کرد در انبارُ باز کنی؟

اون کیه؟

.باشه

.همین الان میام

باید خیلی ترسیده باشی؟

صدمه ندیدی؟

.قوزک پام پیچ خورده

.ولی خوبم

.اما موبایلم

.من باید با کارگردان تماس بگیرم

.ولی نمی تونم موبایلمُ پیدا کنم

.اینجاست

.ممنونم

قبل از اینکه دیرم بشه .باید به خوندن فیلمنامه برسم

.حالا دیگه دیره مگه تمرین ساعت 4 بعداز ظهر نبود؟

.حالا از 4 هم گذشته

.نه، نه. هنوزم خیلی دیر نشده

.هنوزم میتونم به تمرین برسم

.نا بی

.اول برو بیمارستان

.من به این نقش احتیاج دارم

.من سخت این نقشُ بدست اُوردم

.نمیتونم از دستش بدم

.باشه، من میبرمت اونجا. بریم

.مراقب باش

کی نام نا بی رو نجات داد؟

،مهم نیست، حتی اگه حالا بره اونجا

.الانشم برای نام نا بی دیره که به تمرینش برسه

دقیقاً، این کیه...؟

.من یون سول اِی هستم

.من الان تو راهم

.لطفاً نوار دوربین مدار بسته رو آماده کن

=شمارۀ تماس گرفته شده در حال حاضر در دسترس نیست=

.اون جواب نمیده

.انگاری تا حالا شروع کرده باشن

حالا چرا اونجا گیر اُفتاده بودی؟

بعد از انتخاب وسایل .متوجه شدم در قفل شده

کارمنده حتماً بعد ازاینکه فکر کرده .کسی تو نیست درُ قفل کرده

نماینده یون سول اِی میدونه تو داری میری اونجا؟

.البته که میدونه

نماینده یون سول اِی گفت که .کارخونه صبح شلوغه

.به همین خاطر ازم خواست بعداز ظهر برم

بعد از گیرافتادن، سعی کردی با نماینده یون تماس بگیری؟

.آره، اما تلفنش خاموش بود

میتونی سریعتر بری؟

.دیالوگ مربوط به من تو قسمت 3 شروع میشه

.اگه سریعتر بری من میتونم به موقع برسم

اون واقعاً بارداره؟

بچۀ جئونگ یوک ما؟

ولی، چرا اون حرفی نزده؟

چرا برای پیدا کردن یه ناخن گیر اینقدر لفتش میدی؟

اینجا هم نیست؟

.مامان،یه نگاه به این بکنید

.این مال عروسمونه

اون حامله است؟

.اینطور به نظر میرسه

اما، چرا اون دراین باره چیزه بهمون گفته؟

شایدم اون فکرهای ناجوری تو سرشه؟

منظورتون از این حرفا چیه؟

...میدونی

.این روزا،جوونا قدر زندگی رو نمیدونن

.اون همۀ شانسشُ از دست داده

علاوه بر اون، جئونگ یوک هم کنارش نیست

مراقبت از خودش هم .به اندازۀ کافی براش سخته

چطور براش ممکنه که بخواد به بچه فکر کنه؟

.به همین دلیله که اون ساکت مونده

همین دلیلش نیست که اون بهمون چیزی نگفته؟

.نه، فامیل

شما اونجا چیکار میکردین؟

چرا از اتاقمون اومدین بیرون؟

نام نابی خوشش نمیاد .کسی بره تو اتاقش

از اول اتاق متعلق به اون بوده؟

.در اصل این اتاق مِجو هاست

.طبیعیه که ما بریم اونجا

،حتی اگه هم اینطور باشه که میگین .ولی الان این دیگه اتاقمونه

...شما باید اَزمون اجازه بگیرین قبل از اینکه

چرا؟

چون شما دارین چیزی رو اَزمون مخفی میکنید؟

منظورتون چیه؟

مراقب حرف زدنتون باشین؟

به این خاطرِ که ما یه بار گوشت تو اتاق کباب کردیم

...و شما هنوز در اون مورد عصبانی هستین

.فامیل

چرا، فامیل؟

این چیه؟

منظورتون چیه که "این چی..."؟

عروسمون حامله است، نیست؟

حامله است، درسته؟

.آره

.اوه، خدای من

.خدایا شکرت. بچه ام جئونگ یوک

اما چرا شما چیزی بهمون نگفتین؟چرا؟

.نام نابی بهم گفت که چیزی دراینباره نگم

چی؟

این چه مزخرفاتیه دارین بهم میبافین؟

.اون باید به خونوادۀ شوهرش بگه چرا داره باردار بودنشُ مخفی میکنه؟

دیدی؟

بهت گفتم، نگفتم؟

.اون فکرهای ناجور تو سرشه

منظورتون چیه"فکرهای ناجور"؟کی رو میگین؟

.قطعاً که نیست

نام نابی من گفت هر وقت با آغوش باز .ازش استقبال کردین بهتون میگه

چطور میتونست به کسی بگه که داشت اونُ پرت میکرده بیرون؟

اون نمیخواد به خاطرِ باردار بودنش .به چشم حقارت بهش نگاه کنید

.با این حال، بهتر بود بهمون میگفت

شما همش از نام بی متنفر بودین؟نبودین؟

.همینطور، باهاش مخالفت میکردین

مگه من چی گفتم؟

حتی اگه حق با شماست .با این حال باید طرف دخترمُ بگیرید

با زندگی کردن اینجا اونم بدون شوهرش .شرایط سختی رو میگذرونه

اصلاً میدونید دختر باردارم در مقابل این همه .رگبار سرزنش های ناتموم چه احساسی داره

اصلاً میدونید دختر باردارم در مقابل این همه .رگبار سرزنش های ناتموم چه احساسی داره

اینطور تبدیل کردنم به یه مادرشوهر بد فکر میکنین من همچین چیزی رو دوست دارم؟

.من حتی نمیدونستم که اون بارداره

،مادرشوهر بدی که مدام هِی سرزنشش کنه خوشحالین؟

.تمومش کنید

تو این موقعیت شاد این همه داستان واسۀ چیه؟

عروسمون کجاست؟

.اون رفته سئول واسۀ کار

،این چند هفتۀ آخر خیلی مهم و حیاتی هستن .چرا داره میره سرِکار

اگه اتفاقی واسش بیافته چی؟

>اون بخاطر اینکه من ازش خواستم کار نمیکنه

اون میترسه که اگه پول اجاره رو ندیم .ممکنه از اینجا بیرونمون کنن

.نام نابی قصد کمک کردنتونُ داره

.همه چی روبراه. تو میتونی بری. ممنونم

همه چی روبراه؟

.البته

.برای 15 سال این مثل خونه ام بود

.صبرکن

.به اندازۀ کافی خوبی

.من خوبم

.من خوب نیستم

.من خودم تو رو به اتاق تمرین می برم

.بریم

.همه سخت کار کردید .بیاین 10 دقیقه استراحت کنیم

خانم لی سورا اینجاست؟

.بله، اون گفته اینجاست

اون کیه؟

اون مدیر بازاریابی قسمت فروشگاه جهان نیست؟

اون چطور میتونه با نام نابی باشه؟

کی همچین غلطی کرده؟ کی نام نابی رو نجات داده؟

.اون گفته که یه مرد جوونیه .ممکن نیست پدر شوهرم باشه

برادرشوهرم؟

جی یون، چی شده؟

...الان دارم رانندگی میکنم، بعداً بهت زنگ می زن

میدونی الان کی رو دیدم؟

.شوهر سابقت، مدیر بازاریابی

داری دبارۀ چی صحبت میکنی؟

تو یو جِه رو کجا دیدی؟

.اون اینجاست. تو ایستگاه تلویزیون با نام نابی

چی؟

...مدیر بازاریابی قسمت فروشگاه جهان

.با نام نابیه

.بی اعتنا به خوندن فیلم نامه

در حالیکه مثل یه زالو به یه مرد چسبیده .پیداش شده

.عادت های کهنه به سختی میمیرن

.اون حتی ادعای عشق ابدی به شوهرشُ داشت

.اما در حال حاضر در حال غواکردن یه مردِه

ولی، چرا باید شوهر سابقت باشه؟

شایدم چون اون شوهر سابقته .عمداً در حال اغوا کردنش باشه

شایدم چون اون شوهر سابقته .عمداً در حال اغوا کردنش باشه

.شوهر نماینده یون تو اون زن چی میبینه

.اون شوهر هرزۀ یون تو اون زن چی میبینه

.در مورد یو جِه اینطور حرف نزن

.ببخشید، من باید قطع کنم

.لی یوجِه، نام نابی

جی داره بین اونا میگذره؟

.یوجِه

.همچین چیزی ممکن نیست

،نام نابی همونطور که می بینی .همه چیز اینطور تغییر کرده

.اون نقش به خانم لی سورا تعلق میگیره

.متأسفم ، ولی خانم نام نابی لطفاً برگردید

.چطور میتونم برم

من باید تمرین کنم، کجا باید برم؟

شما با بازیگری من موافقت کردین؟

باید اون توافق کتباً نوشته شده باشه؟ .توافق شفاهی هم یه توافقه

.خانم نام نابی

.کارگردان، من دیر نیومدم

.دیالوگم از قسمت سوم شروع میشه

البته، من میخواستم از قسمت اول حاضر باشم

ولی این روی قسمت مربوط به خودم .به هیچ وجه تأثیری نمیذاره

من بخاطر زودتر اطلاع ندادن به شما ...اشتباه کردم ولی

.اون بخاطر یه اتفاق احمقانه ای بود که افتاد

...بنابراین

My Love, Madame Butterfly (Nae Sarang Nabibooin / 내 사랑 나비부인) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Love, Madame Butterfly (Nae Sarang Nabibooin / 내 사랑 나비부인)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left