Drama Festa: Hello Dracula (Annyeong Deurakyula / 안녕 드라큘라)

Drama Festa: Hello Dracula (Annyeong Deurakyula / 안녕 드라큘라)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Hello Dracula E02 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-04-17
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

امروز قراره بریم سوپرمارکت، نه؟

پس اونجا میبینمت

نه، این نیست- !هی-

!جی هیونگ

امروز میخوایم بریم تو خونه با هم بازی کنیم

دوست داری با ما بیای؟

امروز؟

ببخشید ولی برنامه ی دیگه ای دارم

برنامه؟

هی، احتمالا قراره بره با ویلگار وقت بگذرونه، نه؟

با ویلگار قرار میذاری؟

ویلگار؟

گدای ویلا. کلاس 6، کانگ یورا توی منطقه سی زندگی می کنه

هی، نگاش کنین، فکر کنم واقعا ویلگار رو دوست داره

اوه جونهو! چرا داری با کیم جی هیونگ اینجوری رفتار میکنی؟

تو کی هستی که دخالت میکنی؟ اصلاً کی با تو حرف زد؟

تو منطقه 1010-دونگ زندگی نمیکنی؟

هی. بابای من دکتره

!پدرت فقط یه حقوق بگیره پس میتونه هر آن اخراج بشه

پدر جی هیونگ پروفسور دانشگاه هانگوکه

حتی اگر هم در 1007-دونگ زندگی کنین بازم توی یه سطح نیستیم

امروز باید همراه مامانم برای دیدن بابابزرگم که تو بیمارستانه برم

ببخشید

اوه، واقعا؟

خداحافظ جی هیونگ بریم بچه ها

من اومدم

مامان؟

یکم معذب کننده نمیشه؟ اگه روشن بود بهتر میبود

آره، راست میگی

چیزی میخوری؟- نه، خوردم-

رفتم دندون پزرشکی، برای همین حال خوردن ندارم

میرم دوش بگیرم- باشه، چیزی نمیخوری؟-

پس من چی باید بخورم؟

همین الان گفتی که حال و حوصله خوردن نداری

هوم؟

آره خب! حالش نیست

من وسایلاتو برات پست کردم امیدوارم تو هم همینکارو کنی

وای، ترسوندیم

باید بفرستمش؟

نه

فقط بذارم بمونن؟

نمیدونم

بندازمش دور؟

نمیدونم

باشه

باشه

یورا

مریض شدی؟

نه

پس، چیزی شده؟

خانم، شما هم گریه کردین، مگه نه؟

نه اینجوری نیست، چشمام عفونت کرده

من که اینجوری فکر نمیکنم

یورا، میتونی با من حرف بزنی

واقعاً چیزی نیست

واقعا اینطوره؟

اگه دربارش حرف بزنی بهتر میشی

...نه

...این فقط

داریم اسباب کشی میکنیم

پس داری اسباب کشی میکنی

این چیزیه که ناراحتت کرده

پس دیگه نمیتونم ببینمتون

،دوستامو

یا حتی جی هیونگ رو

داریم از هم جدا میشیم

جدایی واقعا خیلی سخته

اینو خیلی خوب میدونم

...ولی

دیروز، بابا وقتی داشت با مامان بزرگ حرف میزد گریه میکرد

گفت مارو بیرون میکنن

خانم معلم، زندگی واقعا سخته

میخوام سریعتر پول در بیارم ولی نمیتونم

من بی مصرفم چون جوونم

ای کاش فقط میتونستم ناپدید بشم- نه اصلاً. چرا اینجوری میگی یورا؟-

بقیه بچه ها منو گدا صدا میکنن

در حالی که من هیچ وقت ازشون پولی نخواستم یا بدی ای در حقشون نکردم

یورا- من بدترینم-

من باید تنبیه بشم

من از بابا و مامانم بدم میاد

کلا از همه چیز بدم میاد! حتی شما خانم معلم

یورا، یورا، منو ببین

بیا بغلت کنم

ببخشید که متوجه نشدم که انقدر بهت داره سخت میگذره

سویون، فقط باید انتخاب کنی که کدومو بیشتر دوست داری بخوری

کی اهمیت میده؟

مهم نیست که چقدر بهش فکر میکنم، مرغ بهتر از پیتزا عه

برای من، رامیون بهترینه

غافلگیرم کردی. رامیون هم خوبه

این روزا سوهاضمه گرفتم برای همین غذاهایی که آرد داره رو نمیتونم بخورم

خیلی ناراحت کنندست تا میتونی از اینا بخور

اون موقعا باید با جون و دل میخوردم

!بچه! بچه

بیا! برات جوجه کباب میخرم

بدو. بیا تو. سریع. زودباش. سرده

دوست پسر یورا، بیا تو. بیا تو

دوست کوچولو، این چه قیافه ایه؟

یه پرس دیگه که سفارش دادی همون همیشگی

!مرسی- مشتری کوچولو تو هم چیزی میخوای؟-

!بخور

متاسفانه "جوجه کباب خوش مزه" فقط) (تا پایان امسال فعال خواهد بود. ممنون. شاد باشید

رئیس، چه اتفاقی افتاده؟ باورم نمیشه

منطقه سی قراره توسعه پیدا کنه پس باید از اینجا برم

اجاره اینجام بالا رفته- باورم نمیشه-

در واقع، منم باید شروع کنم دنبال خونه بگردم

پس یورا هم داره اسباب کشی میکنه؟

اسباب کشی؟ یورا داره از اینحا اسباب کشی میکنه؟- حتما دوستت اینجا زندگی میکنه-

منطقه سی مدتها بود داشت مقاومت میکرد ولی دیگه نمیشه

واقعا مجبورن برن؟- مجبور نیستن-

در واقع میخوان یه رای گیری برای توسعه دادن این منطقه انجام بدن

پس اگه بیشتر مردم مخالفت کنن نیازی نیست که اسباب کشی کنن؟

آره درست میگی، ولی چنین چیزی ممکنه؟

منم میتونم رای بدم؟- نه فقط آدم بزرگا میتونن-

پس خانم معلم، شما هم رای میدین؟- من؟-

فقط مالکین میتونن رای بدن

اینجا فقط آپارتمان ها نیستن که مالکین زیادی توی منطقه سی میشینن

هر چند همه اینجا زندگی می کنند

در هر صورت اونا جایی رو دارن که بمونن پس ما میتونیم نظرشونو عوض کنیم؟

واو، برخلاف بجه های این دوره زمونه، تو واقعا ساده ای

اینطور نیست؟

خانم معلم، اینکه گفتین ساده ام ازم تعریف کردین مگه نه؟

ولی انگار یه چیز بدیه

همه بهم میگن که هیچی نمیدونم

ولی بهم نمیگن که چی رو نمیدونم

وایستا

سرده. تمام مدت اینجا بودی؟

این چیه؟ کارایی شبیه به این رو نکن

به این دلیله که حس میکنم داری ازم دوری میکنی

مدام به دلیلش فکر میکنم اما نمیدونم

برای همین اومدم که شخصاً ازت بپرسم

دیروز قرار بود که بعد از کلاس بریم سوپرمارکت

برنامه نداشتی؟- من با تو برنامه داشتم-

یورا، مشکل چیه؟

از اینکه باهام بازی میکنی خوشت نمیاد؟

داریم اسباب کشی میکنیم

این یه خداحافظیه ما دیگه نمیتونیم بازی کنیم

وقتی داری برمیگردی مواظب خودت باش

...آنا

امروز دمای هوا زیر صفره

خیلی خب، دارم میرم

!صبر کن، هی

...آنا

آقا! قبلا گفتی که من در دسامبر با دوست پسر سابقم ملاقات میکنم، نه؟

هم میخوام ببینمش، هم نمیخوام

واقعا دلم نمیخواد که دوباره ببینمش ولی از طرفیم میخوام که ببینمش

منظورم اینه که این سرنوشتته چیکار میتونم بکنم؟

حتی اگر اونو ملاقات کنم هم هیچی تغییر نمیکنه چیکار باید بکنم؟

...آقا

...مگه کور

!بخشکی شانس

یه حس بدی نسبت به امروز دارم

سلام! شما جو سویون هستی، درسته؟- سلام بله-

لطفا از این طرف

خیلی ممنون از اینکه امروز اومدین

داهه گفت ما می تونیم بهتون اعتماد کنیم و همه چیزو به شما بسپاریم

بله، من تمام تلاشمو میکنم

میدونی که این یه سورپرایزه، درسته؟

بله. آهنگ درخواستی رو به بهترین شکل آماده کردم- درسته از این طرف-

من شنیدم که جین می برای ماه عسل قراره بره مالدیو

فکر کنم اون گفت این قول و قرارشون بوده از همون دوران قرار گذاشتنشون

اما اون واقعاً شبیه پسر پدر و مادرشه

اونا بهش خونه و مغازه دادن

سختی های زندگیشو براش حل کردن حتی من هم همین کارو می کردم اگه جای اون بودم

شنیدم که اون بعد از ازدواجشون قراره استعفا بده

...این یکمی

سانگ وو؟

جلوی جین می اینو نگو

ببخشید دیر کردم

داماد مراسم امروز اینجاست سلام کن سویون

من خونه ام

چرا خواستید منو ببینید؟

اجازه بده اول عذرخواهی کنم

متاسفم که بدون خبر اومدم

...شخصیتم جوریه که

دوست ندارم چیزی ناتموم بمونه

آنا گفت که دوران سختی به خاطر مادرش داره

الان میفهمم چرا

که اینطور

میدونم فقط اینجام تا حس بهتری داشته باشم

فکر می کنی خنده داره که من حالا مثل یک مادر رفتار می کنم؟

راستش نمیتونم بگم نه

اشتباه میکنی

من همیشه به عنوان مادرش اونجا بودم

درسته، من هرگز نمیخواستم تو رابطه شما دخالت کنم

من حتی نمیدونم چجوری از هم جدا شدین

...ولی

پست کردن به خونش یکم زیادی بزدلانه نیست؟

ببخشید؟

بدون در نظر گرفتن اینکه شاید من ممکن بود بازش کنم

فکر نمیکنم این درست باشه

صرف نظر از نیت آنا من ممکن بود بفهمم

سوجونگ، به نظر من این بی احترامیه

نمی خواستید بفهمید و بپذیریدش

...اما چون جرأت کردم بفرستمش

به خاطر همین عصبانی نیستید؟

شما از قبل میدونستین

گفت خیلی وقته که میدونید

سوجونگ

من دخترم رو بهتر از هر کس دیگه ای میشناسم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left