Chizuko's Younger Sister (Futari / ふたり)

Chizuko's Younger Sister (Futari / ふたり) (ふたり)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Futari AKA Chizuko's Younger Sister 1991 BluRay
د لخوا تبصره 9B0DY
BluRay

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2022-11-12
ډاونلوډونه: 21
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خواهر کوچیکه چیزوکو

‫سلام چیزوکو.

‫میرید مدرسه؟

‫آره.

‫باریکلا.

‫خیلی دختر خوبی هستی چیزوکو. ‫همیشه بشاش و مثل یه تیکه ماه میمونی.

‫ولی فکر نمی‌کنید دیرتون شده؟

‫میکا یه چیزی رو یادش رفته بیاره.

‫میکا، تو خواهر کوچولوی چیزوکویی؟

‫همیشه با خواهرتی، آره؟

‫خب دیگه، خداحافظ.

‫برید در پناه خدا.

‫ در زمان‌های دور، تو قلب یه نفر

‫ این کلمات متولد شدن...

‫کجایی اِی وسیله کوچولوی من؟

‫چرا وقتی صاف لازمت دارم، گم میشی؟

‫ دستم رو تو باد بلند میکنم

‫ به جنگل از چشم‌ها پنهون سر میزنم

‫ تا آهنگت رو با زبر و زرنگی پیدا کنم

‫پیداش کردم.

‫برای یه مدت قرضش میگیرم.

‫ممنون.

‫آقا عروسکه.

‫تو اتاق چیزوکو چیکار میکردی؟

‫تو چی بابا؟ ‫باز داری میری یه سفر کاری؟

‫کجا؟

‫کوبه، یه چهار پنج روزی اونجام.

‫چهار پنج روز؟

‫دنبال بابات راه افتادی کجا میری؟

‫میرم پیش ماکو درس بخونم.

‫قبلاً بهت گفته بودم.

‫جداً؟

‫گفتم، مگه نه بابا؟

‫تا دو سه روز دیگه برمیگردم.

‫به سلامت. خوبیش اینه که چیزوکو پیشمه.

‫مامان...

‫رو لبت برنجه.

‫ببین چه کثیف کاری راه انداختن.

‫آخه چی میشد شما دو تا هم مثل چیزوکو ‫ظرفاتون رو بشورید؟

‫معمولاً کند راه میری ‫ولی امروز خیلی عجله داری.

‫آخه این اولین باره که دارم تو این مسیر ‫باهات قدم میزنم.

‫راست میگی.

‫همیشه از این راه میری؟

‫آره، از زمان اون اتفاق ‫این اولین بارمه.

‫نمیدونستم چنین راهی هم وجود داره.

‫من مثل یه گربه‌ـم. همه کوچه پس کوچه‌ها رو میشناسم.

‫چرا یه هویی تصمیم گرفتی ‫بری کلاس پیانو زنی؟

‫فکر میکردم دیگه از این چیزا بدت میاد.

‫باید یه جورایی برگردم به زندگی عادیم.

‫یه مراسم کنسرت هم در راهه.

‫تازه معلم هم حتماً نگرانمه.

‫از زمان اون حادثه، دیگه کلاس پیانو نرفتم.

‫آره؟ - ‫چیه؟ -

‫نمیدونستم اینقدر دختر با ملاحظه‌ای هستی.

‫یعنی اصلاً ازم توقع نمیره؟

‫پس از اینجا میرسیم به خیابون اصلی.

‫خداییش قبلش نمیدونستی بابا؟

‫این شهرک مثل یه هزار تو میمونه.

‫تا دیر وقت بیرون نمونی، میکا.

‫منو میکا صدا کردی.

‫چطور مگه؟

‫چون...اون دختر...

‫یعنی خواهر چیزوکو...

‫چیزی بود که قبلاً بودم.

‫خواهشاً درک کن ‫دوست ندارم مامانت تو خونه تنها بمونه.

‫پس سریع بیا خونه.

‫دو سه روزه برگرد، باشه؟

‫سفرت به سلامت.

‫خوشمزه به نظر میاد.

‫منم...یکی میخوام.

‫خوشمزست.

‫من که پولت رو نمیخوام.

‫حالت خوبه؟ میتونی راه بری؟

‫بزار برم.

‫خوبی؟

‫ولم کن.

‫میشناسمت.

‫یه چند باری تو شهرک دیدمت.

‫دوست دارم! میخوامت!

‫عاشقتم.

‫ زیر چرخ

‫خیلی ممنون از لطفتون.

‫هفته دیگه می‌بینیمتون. - ‫خداحافظ. -

‫خانم کیاتو، چی شده؟

‫خواهرم...

‫چیزوکو؟

‫من که کسی رو نمی‌بینم.

‫ماکو، مگه نباید بری مدرسه؟

‫آخه میکا هنوز نیومده.

‫یعنی چیزی شده؟

‫آخه میکا این روزا حالش بهتر شده بود.

‫خوبه که با هم برید مرسه ‫ولی نباید دیر برسی.

‫میکا سرعتش مثل حلزونه.

‫قدر دوستیتون رو بدونید.

‫صبح به خیر.

‫خانم کیتایو... - ‫هیس. -

‫سلام، میکا خونه‌ـست؟

‫آهان، باشه.

‫سلام مامان، همه چی امن و امانه.

‫خداحافظ.

‫شرمنده دیر کردم.

‫خداحافظ. - ‫خداحافظ. -

‫ناهارتون یادتون نداره.

‫به سلامت.

‫خداحافظ مامان بزرگ.

‫دوچرخه‌ها اینجان.

‫آره، من آوردمشون بیرون.

‫شرمندم. اگه باز دیر کردم ‫تو بدون من برو.

‫حالا نمیخواد جوونمرد بازی دربیاری.

‫خداحافظ. - ‫روز خوبی داشته باشید. -

‫بعدش با سنگ زدم تو کله اون مرتیکه منحرف.

‫دروغ نباف. ‫آخه این کارا از حلزونی مثل تو برمیاد؟

‫حتی پلیس هم ازم تعریف کرد.

‫صبح به خیر.

‫بیخیال، فکر میکنی دروغ میگم؟

‫حالا فهمیدم.

‫فکر میکنی دیوونه‌ـم، مگه نه؟

‫ایرادی بهت نمیگیرم.

‫به هر حال، سر من و خانوادم کلی بلا اومده...

‫منظور من این نبود، راست میگم.

‫همه چی خیلی تار بود ‫ولی شک ندارم خواهرم بود.

‫شاید واقعاً دیوونه‌ـم.

‫تا حالا درباره خواهرش حرف نزده بود.

‫از پس امتحانات میان ترم برمیاد؟

‫شوک درمانی راه درمانشه.

‫نگران نباش میکا، موفق میشی.

‫خواهرت درساش خیلی خوب بود ‫تو هم به اون رفتی.

‫فقط مشکل اینجاست که بعضی وقتا میری تو خواب و خیال.

‫راست میگی.

‫خوش اومدی.

‫عجب سورپرایزی.

‫صدای پاهامو شنیدی یا چی؟

‫چشمام خشک شد از بس منتظر بودم.

‫همش سه روز بود.

‫مگه قبلش نگفتم دو سه روزه برمیگردم؟

‫آخه وقتی میگی دو سه روز ‫من از همون روز دوم منتظر اومدنتم.

‫ها، داره آواز میخونه.

‫یه چند وقتی میشد چیزوکو آواز نخونده بود.

‫ بیا به افکار چمن صدا ببخش

‫ دستم رو تو باد بلند میکنم

‫ به جنگل...

‫نمیخوای بری غذا درست کنی؟

‫همیشه خیلی تو حموم میمونی.

‫چیزوکو.

‫می‌بینم که جاهای زنونه‌ت خوب رشد کرده.

‫منحرف.

‫متوهم.

‫چیزوکو، تو این مدت، همیشه کنارم بودی؟

‫آره.

‫اگه اون یارو بهم حمله نمیکرد ‫نامرئی باقی میموندی؟

‫شاید.

‫پس چه خوب شد بهم حمله شد.

‫نادون.

‫چیزوکو... - ‫بله؟ -

‫ممنون.

‫آخه مگه میتونستم خواهر دست و پا چلفتیم رو ‫به حال خودش رها کنم؟

‫خیلی بی عرضه‌ـم.

‫معذرت میخوام میکا.

‫مجبور شدم تنهات بزارم.

‫بعد پلیسه گفت ‫"بنازم به این دختر شجاع"

‫"با سنگ زد تو سرش."

‫"رو کف زمین با آه و ناله پیداش کردیم."

‫"انگار قبلاً هم از این کارها کرده. ‫ازش بازجویی میکنیم."

‫که اینطور. پس میکا برای خودش یه پا ابر قهرمان شده.

‫قلبم اومده بود تو دهنم.

‫اصلاً بهم نگفته بود قراره بره کلاس پیانو.

‫باز خدا رو شکر که حالش خوبه.

‫با این سر و وضع تو خونه نگرد.

‫سلام بابا. زود اومدی خونه.

‫گوشت گاو کوبه...

‫چیه؟

‫چرا بهم خیره شدی؟

‫پس اونقدر بزرگ شدی که هیزا میفتن دنبالت...

‫مسخره بازی درنیار بابا.

‫ماکو زنگ زد. میخوای بهش زنگ بزنی؟

‫آره.

‫هی، همینجا زنگ بزن دیگه.

‫منم برای خودم رازهایی دارم.

‫تا سرما نخوردی، شلوار پات کن.

‫سلام میکا؟

‫برای امتحان فردا آماده‌ای؟

‫شاید برای تو آسون باشه

‫ولی من کلاً تو ریاضی یه نفهمم.

‫بابا آستیناتو بزن بالا. ‫راستی امسال هم میری؟

‫کجا برم؟

‫مراسم سمفونی دیگه

‫آهان، سمفونی 9.

‫لطفاً برو

‫چیزوکو.

‫چی؟

‫نمی‌خوای بری؟

‫قبول کن میکا.

‫بیا با هم بریم سمفونی 9 رو مثل همیشه گوش بدیم.

‫میکا، گوشت با منه؟

‫تو هم پایه‌ای؟

‫پایه‌ای؟ پس قراره بیای؟

‫آره، من هستم.

‫خوبه. برات بلیط رو رزرو میکنم.

‫آره، برای دو نفر بگیر.

‫دو نفر؟

Chizuko's Younger Sister (Futari / ふたり) subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left