لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 33 =-
این باد بادک یون بی ـه
بدون شک این مال یون بی ـه
تو چطوری در موردش میدونستی؟
حتی منم نمی دونستم
چطوری پیداش کردی؟
من نمی دونم استاد
من چطوری پیداش کردم
این بادبادک همیشه توی نقاشی مامانم همیشه همین رنگی بوده
پس اینو از کجا میدونسته
تو نقاشیش همیشه همین رنگ بوده؟
کسی که از قبل نقاشی یون بی رو می کشیده بوری بوده
چطوری ممکنه اون نقاشی یون بی رو بکشه؟
منم نمی دونم
شاید اون یون بی رو توی جانگهیونگ دیده
یا اینکه بوری واقعا یون بی باشه
من باید برم یه عکس از مغرم بگیرم
در غیر اینصورت درست شبیه دیونه ها به نظر میام
من که رابطه ای با بی سول چه ندارم
نه
دو بوری برای خودش یه مادر داره
اون احتمال نداره یون بی باشه
پس اون این چیزهارو از کجا میدونه؟
زن داداش
...احتمالا ....نکنه
البته این معلومه که درست نیست ، اما
شما چیزی در مورد اینکه مادرش اونو به فرزند خوندگی گرفته باشه شنیدی؟
...بو ری
در حقیقت
.یه یتیم ـه - چی؟ -
یک یتیم ـه؟
اون کجا بزرگ شده؟ اونو کجا پیدا کردن؟
توی چونجو نبوده؟
به نظرت اون یادش میاد اونروزو؟
من میدونم داری به چی فکر میکنی
راستش منم سیستم خونی خونو بخاطر دی ان ای وارد سیستم کردم
و...نتیجه؟
اون اشتباه بوده
نه؟
پس اون چطوری میتونه خاطرات یون بی رو داشته باشه؟
به اون آزمایش اطمینان داری؟
بله من حتی مقایسه اشو دیدم
با افراد بی سول چه
اما اون باهاشو ن جور نبود
باشه
فرضا این باشه
هیچ راهی نیست که یون بی دو بوری باشه
هیچ راهی نیست من نمی تونم حتی دختر خودمو تشخیص بدم
لطفا فراموشش کن
درسته حتی اونم حس میکنه بوری ، یون بی باشه
یعنی میتونه مسواکی که برداشتم اشتباه بوده باشه؟
لی جه هی
بگو ببینم این حقیقت داره؟
من هرگز به شما دروغ نگفتم پدر
به نظر نمیاد هیونگ چیزی از مسائل شرکت بدونه فکر کرده میتونه در طول یه دوره باعث ارتقاء محصول بشه؟
این دفتار بخاطر تخفیفه اینجوری میخوای کار کنی
پس چرا دوتا دفتر جداگانه داری؟
بخاطر اینکه مدیر مون از کارش رفته این گزارش به تعویق افتاده
من میخواستم گزارش جدید رو بعد از عروسی بهتون نشون بدم
نمی خوام چیزی بشنوم جی هوا بهتره تو بهش رسیدگی کنی
و یه نگاهی به سوابق فروش فصل قبل بندازی
پدر برای چی شما دارین این کارو به اون میسپارین وقتی اون هیچ تجربه ای توی این کار نداره؟
مثل اینکه فراموش کردی من دادستانم؟
این حرفه و مهارت منه که بتونم مو رو از ماست بیرون بکشم
و اینکه دنبال چیزهای مرموز بگردم
من برای برآورده شدن توقع شما به سختی کار می کنم جناب رییس
اگه دیگران باهات در نشون دادن اسناد همکاری نکردن
سریع به من گزارش بده
شما کافیه کارو به من بسپری رییس
! من بهتون احترام میذارم رییس
فعلا برو
گفتی قراره بری برای آماده کردن تدارکات عروسیت فکر نمی کنی دیرت شده باشه؟
من کار دارم پس زودتر میرم
وایسا ببینم ، اینا چیه؟
مین جونگ می تونه وقتی طلاق گرفت با اینا یه فروشگا جواهری بزنه؟
جی هی تو همه اینارو خریدی؟
زن و مرد با هم برابر نیستند
مثل اینکه مادرت ناراحت شده میتونی هر چی دوست داشتی برداری
نه من مقدار زیادی ساعتهای زیبا دارم
تازه هر وقت ازشون خسته شدم میتونم یه جدیدشو بخرم
اگه بعدا بخوای بخری باید از چیب خودت پولشو بدی
من گفتم زیاد چواهر نمی خوام
اما جی هی گفت دیگه اونارو خریده
مادر اگه شما از چیزی خوشتون اومده من خودم بهتون میدم
نه عزیزم مادرم
خودش انقدر جواهر داره میتونه باهاش دوسه تا مغازه بزنه تو نگران نباش
من همه اینارو برات خریدم برای اینکه تو گرانبهاترین هدیه رو بهم و داری باهام داری ازدواج میکنی
....ای خدا
پس مین جونگ باید هزینه های ماه عسل بده
من فکر نمی کنم بتونیم به این زودی ماه عسل بریم
نمیخوای بری؟ چرا؟
چون مین هوا شروع به کار توی شرکت کرده مین جونگ گفت بهتره ماه عسل به تاخیر بندازیم
شاید بی دلیل باشه ولی من نگران بودم
ممکن وقتی جه هی در محل کارش نیست ممکنه اتفاقی بیفته
به هر حال وقتی پای پول میاد وسط تو تبدیل به یه روح میشی
رییس به من گفت با شماهارو دعوت کنم اگه دلتون خواست برای شام بیاین خونه اگر هم که نه نیاین
این کلید برای چیه؟
چیکار می کنی نمیخوای بری درشو باز کنی؟
این واقعا ماشین منه؟
واقعا باور نمی کنی؟
این فقط شروع اون کارهایی که من قصد دارم برات انجام بدم
تو دیگه نمی تونی جا بزنی
ازت ممنونم جه هی
ازحالا به بعد من واقعا من خوشبخت ترین زن دنیام
تبدیل میشم به یه زن عالی برات
مادر داره نگاه میکنه
اشکای نداره
این فوق العاده است من ازت متشکرم
امااگه مامانت متوجه بشه حسادت می کنه
من یه میانجی خوبم
مادر شما هم باید ماشینتون عوض کنید
اگه از مدلی خوشتون میاد اجازه بدین من براتون تهیه کنم
اینجا واقعا خیلی بزرگه
شبیه قصر پادشاها می مونه
آره؟ پس تو هم شاهزاده خانمی؟
پس شما هم یک ملکه ای؟
وقتی تو شاهزاده خانم باشی منم میشم ملکه
من خیلی ممنونم
چی داری میگی؟ وقتی شما ملکه باشی منم شاهزاده خانم میشم
مامان میتونم برم اونطرف؟
زود باش مامان
ممکنه بخوری زمین با دقت بدو
تو کی هستی؟
تو کی هستی که تو خونه یکی دیگه داری میدوی؟
سلام من بی دان هستم؟
اون دختر دوبوریِ
چی؟ دختر دو بوری؟
سلام خانم
میدونستم خیلی بی شرمی اما چطور تونستی بچه اتو برای بازی بیاری اینجا؟
فکر کردی بی سول چه زمین بازی سخصیته؟
ببخشید من بی فکری کردم
حتما من باید بهت بگم؟ خودت نمی دونی بی سول چه چه جور جاییه؟
معلومه این خیلی برات سخته بفهمی وگرنه یه مادر مجرد نبودی
تو بچه ای رو داری که حتی نمی دونی پدرش کیه
و بهش اجازه میدی که به این راحتی هر طرف بدوه؟
نکنه این کارهارو می کنی برای اینکه فکر کردی تو یک جانشینی؟
ببخشید من خواهش کردم بیام بی سول چه رو ببینم
برای همین مامانم منو آورد اینجا
لازم نیست نگران باشین من دیگه نمی خوام بیام اینجا
من فقط یه کمی دویدم
اما هیچ کار بدی انجام ندادم
تو بچه زیرکی هستی
نکنه از مادرت یاد گرفتی چطوری جواب بزرگتر از خودتُ بدی؟
مثل مادرت بی ادبی
مادرم همچین چیزی یادم نداده
شما هم اگه من کار اشتباهی انجام دادم بهتره خودمو سرزنش کنی
برای چی مادرمو سرزنش میکنی؟
بی دان کافیه
حتی اگه از من خوشتون نمیاد ولی بازم نباید اینطوری حرف بزنین
این چیزها چیه شما دارین به یه بچه می زنین؟
مقصر من نیستم خودتی
وقتی درکشو نداری به خاطر این شرایط چه اجساسی دارم
من نمی خوام ریختت بینم بچه تو بردار از اینجا برو بیرون
بس کن
این بچه می تونه بازی کنه برای چی داری این حرفارو میزنی
اون باید مراقب باشه برای اینکه ما مشول راه اندازی یه عروسی هستیم
من با یه روحیه خوب دارم از بازدید هدایای عروسی مین جونگ میام
ولی از دیدن اونا احساس انزجاز می کنم پس میخوای چه عکس العملی نشون بدم؟
اظهار تنفر؟
برای چی من و مادرم باید نفرت انگیز باشیم؟
منظورتون اینه که ما کثیفیم؟
مامان من خوبم
اون این کارهارو برای ناراحت کردن من انجام میده بهتره نادیده اش بگیریم
بهتره جلوی کسی که میخواد تو رو گریه بندازه گریه نکنی
بیاین بریم داخل
متاسفم من از طرف اون عذر خواهی میکنم
مشکلی نیست تو میتونی بری یه نگاهی به اطراف بندازی
نه ، من از مهد کودک یاد گرفتم که بدون اجازه دیگران نمی تونیم خونه شونو بگردیم چون این کار مثل جاسوسی می مونه
من اشتباه کردم
مامان بریم خونه
مین جونگ تو حتی یک مادرم نیستی
چطور اجازه دادی دخترت فکر کنه که اون کثیفِ
و هیچ کاری نکنی؟
اون نه تنها یه مادر نیست بلکه اصلا انسان نیست
بی دان ، اموز واقعا گرم بود
وقتی رفتیم خونه حمومت میکنم
خدانگدار استاد
سوابق فروشی که مدیر لی جه هی ساخته
شما اونا رو برام فرستادی؟ درسته؟
این دفتر دوم در گاوصندق مدیر لی جه هی بوده
و تنها کسانی که رمز اونو میدونستن
جه هی و شما بودی
میخواستم به دو بوری کمک کنم
بوری؟
چرا؟
نکنه بهش علاقه مند ی؟
لطفا خیلی مراقب دو بوری باش
تنها چیزی که میخوام اینه که اون شاد باشه
هان؟ مدیر مون؟
! اینجا رو ببین منشی مون
! وایسا
اون چشه؟
چرا مثل فش فشه از جا در رفت؟
نکنه واقعا عاشق دوبوری باشه؟
چیکار میکنی معلم؟
دارم از این گلدوزی تقلید میکنم
دیدنش هم فق العاده است
با این همه دخت نازک حتی یه چروک هم بر نداشته
فکرنکنم بتونم دقیقا این کارو انجام بدم ولی میخوام امتحان کنم
اگه نمی تونین چرا میخواین این کارو انجام بدین؟
No comments yet. Be the first to leave one.