Johan Falk: Kodnamn Lisa

Johan Falk: Kodnamn Lisa (Johan Falk 12: Kodnamn Lisa)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Johan Falk: Kodnamn: Lisa (2012)
د لخوا تبصره abed.alinejad
كاري از گروه ترجمه ايران فيلم مترجم عابد

تګونه

other
په خپور شو: 2014-04-26
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

**اين فيلم داراي صحنه هاي خشونت آميزو مملو از کلمات رکيک مي باشد ديدن اين فيلم به افراد زير 16 سال توصيه نميشود**

پليس درگوتنبرگ دفتر سازمان اطلاعات

يکي از بزرگترين حمل کنندگان تسليحات

**داستان اين فيلم زندگي نامه واقعي مي باشد**

يوهان فالک:اسم رمز:ليزا

يه خبر چين خبرچيني به نام ليزا

خبرچيني به نام ليزا

کاري از تيم ترجمه ايران فيلم

اسلحتو بنداز

فرانک.

يه خبر چين با اسم رمز ليزا

يوهان فالک اسم رمز :ليزا

فرانک.

فرانک، بيدار شو.

يه نفر پشت دره.

- چي؟ - يه نفر پشت دره.

شنيدي؟

همه چي خوبه

چيزي نيست

- خفه شو،چرا منو ترسوندي - اين چيه؟

- چي؟ - چه مدته اينو داري؟

چند روزه.

من نميتونم بدون اسلحه باشم وقتي که چند نفر دنبال تسويه حساب با منن

با کدوم دلال صحبت کردي؟

نه، عزيزم. من خيلي خوب صحبت کردم. بايد زبون فرانسيمو بشنوي.

عزيزم ،نه اسمم فرانکه

-عزيزم -عزيزم

عزيز....

همينجا بمون.

مامان، بيا اينجا!

کمکم کن بيام پايين! مي خوام بيام پايين!

- ماري! - مامان، بيا!

ماري.

ما الان در امانيم، کالي

کالي، بيا.

- مامان. - شنيدي؟ طبقه بالا. برو بالا.

بزارش تو اين.

خوبه. بيا.

خوبه، دارمت.

-به چپ و راست نگاه کن -از بالا

اونا کجان؟

هرلحظه ممکنه پليس برسه ،ما رفتيم.

با مامان برو پيش ماشين.

اوه نه...

دوباره گربه همسايه؟

- ما زنگو تنظيم کرديم - بله.

درب ورودي دوربين1

اين چه جهنميه؟

بفرماييد تو.

- اون چيه؟ - نه، نه، نه. اينا دوستن.

اين هلنه فرانک، ماري، کالي.

بيا تو

- نوشيدني ميخاي؟ - بده من.

- چه اتفاقي افتاد؟ - بعضيا ميخاستن مارو بکشن.

- به يکيشون تير زدم. - الان نه، نينا. چرا؟

نمي دونم. فکر کردم به اون يارو روسيه ايه شليک کنم. همينجا افتاده

- مرده؟ - آره، فکر کنم.

نمي توني اينجا بموني.

سه سالته؟ پس اينارو دوست داري همونطوري که من بچگيام دوست داشتم

ميتونم بهت جوراب بدم؟

من يه خبر چين به اسم پاتريک داشتم. ما تو يه متل يه اتاق گرفتيم.

- بايد بريد به آپارتمان ماري. - در حال حاضر مهرو مومه.

- علاوه بر اين، من ديگه پليس نيستم. - چي؟

استعفاء دادم.

من يه کيف پرپول جا گذاشتم. آيندمون تو اون بود.

- ميتونم باهات صحبت کنم؟ - يوهان...

چيکار کنم؟

ضروريه.چي کار کنم؟

هلن، من بايد اون کارو ميکردم. من بهش بدهکارم.

باشه.

خوبه؟

بله،فليکس کوچولو...

تو اول ميري

من هميشه فکر ميکردم که من بايد اول به هدفهام برسم

اما نه.

يکي ميخاي؟

بعد تو ميتوني يکي داشته باشي.اما کافيه، اليرز يه چيز بي ارزشو بلند ميکنه

بفرما

لعنتي،تو بايد بهم کمک کني

بالا...مثل

نه!اين چه جهنميه

بايد بهم توجه کني؟

-خيلي مشروب خوردي؟ -تخم حروم

چه آدمه کله شقي

دستورت تائيد شد فرانک واگنر،يه جاسوس پليس

چي؟ لعنت بهت

اين وظيفته که باهرکس ارتباط داري درموردش جاسوسي کني-

فرانک يه جاسوس پليسه

-حرومزاده -تخم حروم

مطمئن شو که اون هوشيار باشه

-الان حواست به منه؟ -آره ،حواسم به توئه

اين پاداشيه که براي سر واگنر گذاشتم بکشش-

-يا به آدمات بگوانجام بدن وخودت هزينشو بده

چرا من بايد به يکي مثل توي حرومزاده گوش کنم؟

سث ريدل شماره پرسنلي 660621-0150

دوست دخترش ناتاشا المبورگ مادر بچه 4 ساله ات

بعد از مرگ برادر کوچکت احتمالن نبايد پيچيده تر بشه

فکر کن که سث ريدل بتونه کمتر از نيم ميليون پرداخت کنه

که ميتونه فرانک واگنر رو بکشه

اينطور که از شواهد امر پيداست من ميتونم بکنمش

مجوز پليس توسط يوهان فالک

اسم رمز ليزا پليس گاتلند

- ديک -يه کاري ميتوني برام انجام بدي؟

ميتوني ببيني تو کدوم دستگاه عابر بانک دوربين داره؟

-سلام -اينجا چيکار ميکني؟

ميخوام آپارتمانو ببينم

-چيکار ميکني باهاش؟ -به يه دوست کمک ميکنم

با ژاکتي که دکمهاش بسته است و دستهاي توي جيبت

بايد سريعن بري

-اون کي بود؟ -نميدونم

-برو ببين اون رفته -البته

-اينجا چيزي مصادره شده؟ -نه،اينجا چيزي دست نخورده

-سلام -يورگنسن

بله.....

-ممنون،ديک -دوستت بود؟

-چي فکر ميکني؟ -نميدونم

سث کشف کن،اون بايد سر من باشه ولي روسهارو استخدام نکن

و ما روابط خوبي با روسها نداريم

اگه يوهان ديگه پليس نيست، توديگه نبايد با خونوادت ارتباط داشته باشي؟

-اونا ازم بدشون مياد -ما کمک ميخايم

اونا پليساي راهنمايي رانندگين اونا نميتونن کاري کنن

،و اگه اوناديگه دنبالم نباشن لوشون نميدم بعد من تو دردسر ميافتم

-ممنون و کيف چي شد؟ -اينجا نيست

-ميدوني اين کيه؟ -خودشه،من زدمش

به چي فکر ميکني؟

من بايد لوشون بدم ،درسته؟

بله،مگر اينکه تو راه ديگه اي داشته باشي

-چه کار ديگه اي؟ -نميدونم

ولي يه چيزي اينجا درست نيست

-الو؟ -در مورد ملاقاتمون چيزي هم مينويسي؟

بله، کاريه که هميشه ميکنم

ولي اسمتو نمينويسم. من کد رمزي رو که بهت دادم مي نويسم

ولي اون کاغذاي لعنتيت منو به کشتن ميده

-چي شده؟ -تو بايد اون کاغذارو از بين ببري

-همين الان بايد از بين ببريش -در مورد چي داري صحبت ميکني؟چي شده؟

ببين اگه کاغذايي که تو در مورد من نوشتي دست يکي از اونا بيفته

اسم رمز يا هر چي،اونطوري من در امان نيستم فقط اونطوري که من ميگم عمل کن

دخترا

-تو بايد الان از بين ببريش -قول ميدم،که چکش کنم

ميشنوي من چي ميگم؟

هي،هي،هي،هي،عزيزم

سلام

-مامان،کيميريم ليسبرگ؟ -يا ميريم به خوابگاه؟

-ميتونيم هردوشو انجام بديم -فهميديم

چندتا نقشه داري.بريد تو ماشين

من اونو فرستام موسسه خيريه تا بچه هاي ديگه هم استفاده کنن

خداحافظ

-سلام -سلام

چهارشنبه،تو اردوي مدرسه بايد باهاش ساندويچ بخره

يا کيک به خوبي ميدونم

تعطيلات آخر هفته رو چيکار ميکني؟

من....معذرت خواهي نکن

متاسفم.خيلي احمقم من يه...

يه تيکه گوهم

تعطيلات آخر هفته خوبي داشته باشي

-مامان،مامان؟ -چي شده؟

مامان؟

پليس!اسلحتوو بندازيد!

لعنتي!بريد تو ماشين،دخترا!

مامان...

يه آمبولانس بفرست. يه افسر پليس تير خورده

-فرانک همه چيو دربارهي ما ميدونه -نگران نباش

شايد بتونه توضيح بده که چرا ما به مرحله بعدي نميريم

-فکر نميکني بايد بريم؟ -نه

فرانک جاي جديدو نميدونه ما اينجا چيکار کنيم؟

ما ميريم بيرون و به همه ميگيم و از اونا ميخواييم که حرفمونو پخش کنن

همه شهر بايد بدونن که ما نيم ميليون به کسي که واگنرو باتير بزنه ميديم

-پولشو از کجا مياري؟ -مشکل منه نه تو

اين مهمه که براشون توضيح بديم، که گندکاريمونو تميز کرديم

به هر حال اونا ميگن، اين ماييم که زجر کشيديم

-ديگه چي؟ -آره.درستش مي کنيم.بيايد

يه چيزي به من ميگه "راهتو برو و بزار اون به قدرت برسه"

-فهميدم -توچي؟

واقعن؟

زندگي من بدون تو داغونه

-متاسفم،ولي تو ديديش. -چي بود؟من...

اين از شليک تو آپارتمان کانگاتان مونده

ولي چيزي نيست که بايد ازش محافظت کنه؟

خيلي احساساتي بود. اينجارو ببين،بعد مي فهمي.

اين فيلميه که عابر بانک از اونور خيابون گرفته

واين...فرانک واگنره.

اگه يه پليس تو برجاي گاتيا بميره اون مظنون نيست؟

دقيقن.به دستش نگاه کن.

يه جنازه،و فرانک واگنر مسلح

يه بار ديگه،نزديک يه جنايت ديگه

اين در دست بررسيه.

و من هنوز بر اين باورم که تو بايد اينو به بخشت نشون بدي.

نه،اينجارو ببين.

اين70دقيقه بعده.از يه ماشين بالاي خيابونه.

اين فالکه.

در نتيجه،حق باتوئه،نه با بخش من.

تو بايد بدوني که فالک به من گفت که به يه دوست کمک کنم

حالا ببين

اين فرانک واگنره. نميدونم،ولي....

يه ذره ناراحت کننده اس

ما بايد چه غلطي بکنيم؟

همون کاري که هميشه ميکنيم. ما کار تورو ميکنيم

يه شاهده تحت حفاظت فرستاده. بگو مدير اسم رمزکي ليزاست

ما بايد فعال باشيم،همونطوري که فرانک نشونمون داد.

استعفاتو پس بگير. تو به عنوان يه رابط فرانک سرنوشت سازي

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left