لومړۍ 200 کرښې.
-= قسمت 52 =- -= قسمت پایانی =-
!مامانمو نجات بده
مامانمو نجات بده !مامان نجات بده !مامان !مامان
-! بوری - !مامان !مامان
!مامان !مامان
اونی که اونجاست مامانمه ، چطوری می تونم همینطوری وایسم ؟ - !بوری تو شنا کردن بلد نیستی -
اگه اتفاقی برای تو بیفته آخر زندگی من و بی دان هم تموم میشه
!مامان
....من فرصت نداشتم بهش بگم بخشیدمش
...من حتی نتونستم به درستی بهش فحش بدم
مامان
!مامان !مامان
!مامان
!مامان ...خدای من !مامان
- !مامان - ....مامان
!مامان
!یون مین جونگ شما بعلت اقدام به قتل مون جی سانگ بازداشتین
! من نمی تونم برم
!چطوری می تونم وقتی مامانم اونجا دراز کشیده بذارم برم !....مامانم
!من میتونم با پاهای خودم بعدا بیام لطفا ولم کنید
!یه دقیقه صبر کنید ! صبر کنین ! صبر کنین
....مامانم ! لطفا صبر کنین
...احتمال داره مامانم بمیره
چطوری می تونم بذارم برم؟
لطفا بذارین پیش مامانم بمونم
میخوای چیکار کنی؟ - ....میخوای بیاد توی آمبولانس -
من باهاشم
!مامان
!بیدار شو مامان
گفتم بهت بلند شو
!بیدار شو - .خانوم یون مین جونگ لطفا با من بیاین -
.دست شما باید درمان بشه - !اذیتم نکنین -
مامانم داره می میره به درک دستم قراره چی بشه
تنفسش دوباره برگشت
مامانم نجات پیدا کرد؟
دیگه مشکلی نداره ، درسته؟
!متشکرم ! ازتون متشکرم دکتر
بیمار باید استراحت کنه لطفا همه بفرمایین بیرون
حال آجوما چطوره؟ - توی ریه هاش و شکمش -
پر از آب شده بوده
ممکن مغزش آسیب دیده باشه
چرا پلیسا هنوز یون مین جونگُ با خودشون نبردن؟
چون خون آجوما منحصر به فرده
یون مین جونگ هم همون خون داره
...من
من هر کاری که بوری بخواد انجام میدم
جدا کردن اون از مادر در حال مرگش
و فرستادنش به زندان احساس می کنم منم مثل یون مین جونگ میشم
اگه آجوما هرگز بهوش نیاد چی؟
میخوای اجازه بدی یون مین جونگ بره؟
خانم یون مین جونگ الان باید با ما بیایین
بوری؟ بوری کجاست؟
!جانگ بوری
بوری لطفا کمکم کن
...فقط تا وقتی که مامان به هوش بیاد
اجازه بده کنارش بمونم
من نمی تونم اینطوری برم
تو که می دونی ، درسته؟
اگه من اینطوری برم
ممکنه مادر هیچ وقت بیدار نشه
تو حق نداری "مامان" صداش کنی
خیلی بی شرمی که هنوزم داری بخاطر نجات خودت تلاش می کنی
تمام زندگی اون با درد و رنج گذشت
برای اینکه از بچه اش که ولش کرده بود محافظت کنه
براش احساس تاسف نمی کنی؟
تو باید به جای اون می مردی
!مادرمو برگردون به همون حالی که بود
....به همین دلیل
می خوام کنار اون بونم
اگه من دست اونو توی دستم بگیرم
ممکنه از خواب بیدار بشه ، هان؟ - نه -
وقتی تو مرتکب جرم شدی باید مجازاتشم بکشی
تو باید گناه اینکه مادرمو به این روز انداختی و همینطور در مورد دیگران
با مجازاتت بهاشو بپردازی و
تا زمانی که گناهات پاک بشه و به عزت خودت برگردی
هیچ وقت دیگه جلوی مامانم پیدات نشه
...بوری تو - یون مین جونگ تو -
باعث اذیت و آزار خیلی ها شدی
و حتی یه نفر نمونده که بخواد به تو یه فرصت بده برای اینکه عوض بشی
تو خودت نخواستی که بخشوده بشی
و به جاش تو بدتر و سمی تر شدی
تبدیل به کسی شدی که مدام کارهای وحشتناک انجام میداد
اگه من تو رو دوباره ببخشم
مادرم منو مجازات می کنه
...بوری
....منشی مون جی سانگ ، برادر شو هر، هر دوی شما
از کارهای نادرست یون مین جونگ
به هیچ وجه چشم پوشی نکنید و همه کارهای اونو گزارش کنید
وبه خاطر من
بهش آسون نگیرین
! ای عوضی جادوگر
مادرم الان اونجا دراز به دراز خوابیده
! چطوری می تونی این کار با من بکنی
بخاطر اینکه مامان اونجا خوابیده
دقیقا به همین دلیل من این کارو می کنم
می دونی اون به عنوان مادر یه بچه چطور مادریه
من نگرانم مبادا اون کفاره گناهای تو رو بخواد پس بده
پس بهتره خودت مجازات خودتُ قبول کنی
فکر میکنم این بهترین راهه برای اینکه اون بیدار بشه
برای چی وایسادین ؟ شما باید یون مین جونگ دستگیر کنید
بیا بریم
!ولم کنید
من میخوام پیش مامانم بمونم
بذارین برم پیش مامانم
!مامان !مامان
نگران نباش
تا زمانی که اون جزای کاراشو ببینه
میخوام
از مادرم مراقبت کنم
جاری
من کفن مرگو سوزندم
برای اینکه روح اونا راحتتر بره
....یعد از این یه زندگی دیگه هست
من برای شما و
...برادر شوهرم
و بچه تون
دعا می کنم که شماها دوباره اونجا کنار هم یه خونواده تشکیل بدین
متاسفم که اینقدر طولانی شد
من لیاقت ندارم عروسِ مادر و زن تو باشم
و نه اینکه مادر بوری باشم
من هیچی نمی خوام
فقط میخوام گاهی اوقات
اجازه بدی بوری رو ببینم
تو حق خواستن چیزی رو نداری
کجا میخوای بری؟
باید بگردم یه جایی رو پیدا کنم
....تا وقتی که بمیرم ، بخاطر خانواده بی سول چه
با یک قلب توبه کار زندگی میکنم
و هر روز به برادرت التماس می کنم که منو ببخشه
و ازش خواهش می کنم روز مرگ منو زودتر برسونه
من ازش خواهش می کنم
امیدوارم این حرفهای تو الان واقعی باشه
ممنونم عزیزم
کسی مثل منو
تا آخرش
باور کردی و
ازم محافظت کردی
عزیزم
من دوباره برگشتم بی سول چه
اینجا همون جاییه که من با تو به خوشی زندگی می کردیم
من تا اخر عمرم با مادر
می مونم و خیاطی می کنم
این حق منه درسته؟
مامان
تو کجا رفتی؟
بدون حتی یه تماس تلفنی؟
بدون تو بی سول چه مامان
دیگه برای من چه معنی داره؟
شما اینجایی
من اومدم مادر - خیلی خوشحالم که اومدی -
حالا که تو اینجایی احساس می کنم یه بار بزرگ از روی قلبم برداشته شده
برو و در خونه اتو باز کن
من و جه هوا داریم میریم بیمارستان
میرم مادر مرخص کنم بعدش بر می گردم - احتیاجی نیست این کار بکنی -
آجوما مرخص شد
مرخص؟ کجا رفته؟
یه آدم قابل اعتماد تحویلش گرفته
پس نیازی نیست نگران باشی
یه آدم قابل اعتماد؟
یه آدم قابل اعتماد؟
بیا اینجا ! زود باش
زودباش بیا اینجا
من نمی خوام بیام اینجا
اینجا که جانگهیونگ نیست ! من باید برم خانگهیونگ دخترمو ببینم
چرا به من گوش نمی دی دخترت توی جانگهیونگ نیست
منظورت چیه؟ دخترم اونجاست
اون رفت تا سوپ برنچ برسونه
مثل اینکه تو شوهر و بچه نداری
(من یه دختر دوست داشتنی مثل جو دارم(معنی بوری میشه جو
(تازه یه نوه دوست داشتنی تر دارم مثل "ابریشم" اسمشم بی دان(معنی بی دان میشه ابریشم
این همون دخترتی نیست که تا مغز استخونش ازش کار کشیدی؟
حالام که از کار افتاده شدی بازم میخوای اونو اذیت کنی؟
بهتره هیچ جا نری همینجا پیش من بمونی
برای بوری دردسر درست نکن
گفتی گرسنه ای - !سیب زمینی شیرین -
آروم بخور میخوای مریض بشی؟
لباست گرمه
بهتره مریض نشی که بیشتر دردسر درست کنی
من ازت مراقبت می کنم تا تلافی نگهداری کردنت از دخترم در بیاد
!مامان
بوری
!ای وای ، بوری ، بوری ، بوری
دخترم ، چرا اینقدر دیر کردی؟ من تا الان منتظرت بودم
دختر من ، اینقدر دلم برات تنگ شده بود که فکر کردم دارم دیونه میشم
این زن بد پای منو بسته حتی بهم غذام نمی ده
تازه اون با دسته هّوّنگ مدام میزنه توی سرم
چرا دروغ میگی مامان اون داشت بهت سیب زمینی شیرین میداد تازه اون هیچوقت تو رو نزده
چرا اومدی اینجا؟ نکنه فکر کردی دارم مادرتُ اذیت می کنم؟
برای چی شما داری از مامانم نگهداری می کنی ؟ من خودم این کارو می کنم
نه نمی خواد این کارو نکن
چطوری می تونم بشینم ببینم تو بخاطر نگهداری از همچین آدمی اذیت می شی
میدونی روزی چند باروقتی فرارمی کنه باید دنبالش بدوم و پیداش کنم - شما چطوری این کارو می کنی؟
دست کم نگیرین
فکر کردی بوری می تونه بشینه راحت شما رو در این وضعیت تماشا کنه
هیچ چیزی بدون زحمت بدست نمیاد
وقتی بااین زندگی می کنم می تونم احساس بهتری داشته باشم
اینطوری بهم کمک می کنه تا من بتونم کفاره گناهامو راحت تر پس بدم
اگه تو گناه کردی برو پیش پلیس چرا منو زندانی کردی
!من میخوام با بوری برم ، بازم کن
! بهت گفتم نمی تونی بری
No comments yet. Be the first to leave one.