Star Trek

Star Trek

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Star Trek S02E07
د لخوا تبصره apishik

تګونه

other
په خپور شو: 2022-06-15
ډاونلوډونه: 56
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫هنوز پاسخی دریافت نکردیم، قربان

‫خب، بذار کانال باز بمونه

‫از این وضعیت خوشم نمیاد

‫از زمان اولین ورودشون، ‫هیچ گزارشی ندادن

‫اسکات و سولو باید دوباره ‫ ارتباط برقرار می‌کردن‫با ما حدود نیم ساعت پیش

‫شاید چیزی برای گزارش ‫دادن نداشته باشن

‫سنسورهای ما هیچ موجود زنده‌ای رو ‫جز تیم فرودمان نشون نمیدن

‫هردوی اونا به خوبی از روال کار ‫تیم فرود آگاهن

‫باید تا الان با ما ارتباط برقرار می‌کردن

‫ارتباط برقرار شد، کاپیتان

‫از جکسون به انترپرایز

‫انترپرایز. کرک هستم

‫یکی رو داریم منتقل میکنیم،به انترپرایز

‫یکی؟

‫جکسون، اسکات و سولو کجان؟ ‫من آماد‌ه‌ی انتقالم، قربان

‫جکسون! ‫متاسفم،

‫نمیتونم سیگنال رو واضح بگیرم، کاپیتان

‫به اتاق انتقال، اطلاع بدین که ‫آماده بشن تا یکی از اعضای

‫تیم فرود رو تحویل بگیرن

‫و بعدش به دکتر مک‌کوی بگین ‫که در اتاق انتقال، فورا به من ملحق بشه ‫بله قربان

‫آماده‌ قربان ‫منتقل کن

‫چه اتفاقی داره میافته، جیم؟ دردسر

‫جکسون، بقیه کجان؟

این مرد مُرده

‫کاپیتان کرک، میتونی صدامو بشنوی؟

‫نفرینی روی سفینه‌ی شما وجود داره

‫اینجا رو ترک کنین

‫وگرنه همه‌تون می‌میرین

فضا آخرین مرز

اينها سفرهايي هستند از فضاپيماي انترپرايز

ماموريتي پنج ساله براي کشف عجايب و دنياهاي جديد

تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا کند

جسورانه به جايي برود که هيچ بشري تاکنون نرفته است

‫گزارش کاپیتان، تاریخ ستاره‌ای 3018.2

‫یکی از اعضای خدمه، جکسون، مرده،

‫و هیچ دلیل فیزیکی وجود نداره

‫همچنان امکان برقراری ارتباط با آقای اسکات و آقای سولو در سطح سیاره‌ ، وجود نداره

‫حالا که من در ماموریتم، معاون ‫رئیس بخش مهندسی، آقای دسل، ‫فرماندهی انترپرایز رو برعهده دارن،

‫و من هم‌اکنون در حال انتقال ‫به سطح سیاره هستم

‫تا دو نفر از خدمه‌ی گم‌شده‌ام رو پیدا کنم

‫و بفهمم که چه چیزی ‫جکسون رو کشت

‫عجیبه. اطلاعات ردیاب ما هیچ نشونه‌ای ‫از مه رو نشون نداد

‫نه آرایش ابری داریم، ‫نه تجمع آبی

‫و نه تغییری در دمای سطح

‫تحت این شرایط، ‫تشکیل مه خیلی بعیده، کاپیتان

‫با توجه به مختصات ‫انتقال‌دهنده‌ی ما،

‫اینجا دقیقا همون جاییه که ‫جکسون ازش به سفینه منتقل شد

‫داده‌ها چی میگن، آقای اسپاک؟ ‫هیچ نشونه‌ای از یک لحظه، کاپیتان

زنده رو دریافت می‌کنم‫دارم داده‌های موجودات

بیست و چهار درجه نقطه هفت فاصله 137.16 متر

‫داده‌ها زیاده، کاپیتان ‫اسکات و سولو؟

‫از کرک به انترپرایز

‫انترپرایز ،ستوان اوهورا هستم

‫سنسورها کشتی الان چه داده‌هایی ‫رو نشون میدن، ستوان؟

‫گزارش بده، آقا

‫من فقط حرکت فیزیکی از سه‌تاشون دریافت می‌کنم

‫تا جایی که ابزار ما قابلیت تشخیص دارن

‫هیچ چیز دیگه‌ای اون پایین ‫نیست که زنده باشه

‫خبر رو گزارش بده،ستوان

‫کاپیتان، سنسورهای ما فقط ‫شما رو ثبت می‌کنن

‫کاپیتان؟ ‫کاپیتان کرک

‫ستوان، صدامو میشنوی؟

‫این ماده هرچی باشه، ‫داره ضخیم‌تر میشه

‫فکر می‌کنی این قضیه ‫ربطی به تداخل سیگنال داشته باشه؟

نه. بايد يه توضيحي براي اين حقيقت وجود داشته باشه

حسگرهای سفینه نمی توانند چیزی جز ما ثبت کنن،

در حالی که خودمون داریم داده‌هایی مبنی بر ‫وجود موجودات زنده متعدد دریافت می‌کنیم

اونا هنوز اونجا هستن اسپاک؟ ‫تغییری نکرده، کاپیتان

‫هشدار آماده‌باش

‫گوش کنین

نظرت چیه که...؟ ‫ساکت!

کاپیتان کرک

کاپیتان کرک

کاپیتان کرک

‫تو کی هستی؟ برگرد

برگرد برگرد

‫نفرین رو یادت باشه!

‫همانا که بادهایی برمی‌خیزند

‫و مه فروکش می‌کند

پس برین، از اینجا همه تون

و گرنه با مرگ خود روبرو خواهید شد!

‫اسپاک؟ ‫چی فکر میکنی

‫خیلی شعر بدی بود، کاپیتان

‫یه نظر مفیدتر،‌ آقای اسپاک

‫چیزی که ما الان دیدیم واقعی نیست

مفید بود

‫اگرچه، در آزیموث 24، فقط 100 متر اونورتر،

‫قطعا موجودات زنده‌ای وجود دارن

‫سیگنال‌ها غیرعادی و درهم و نامفهوم هستن،

‫ولی یقینا دارن ثبت میشن ‫اونجا باید بریم

‫عجب توهم واقعی‌ای بود، آقای اسپاک

جیم

‫این منبعِ داده‌های وجود موجودات زنده‌ست، کاپیتان

‫اونا یه جایی اون داخلن

‫از کرک به انترپرایز

‫انترپرایز، جواب بده

اينطوري ارتباطمون رو با اولين گروه فرود از دست داديم؟

‫نظرت چیه، اسپاک؟

‫آیا این ساختار ربطی به ‫تداخل به وجود اومده تو دستگاه پیام‌رسان داره؟

‫من که میگم نه، کاپیتان

‫هیچ نشونه‌ای از ‫چیزی که بتونه همچین تداخلی ‫رو باعث بشه، وجود نداره

‫و حتی روی سنسورهای سفینه ‫هم مشخص نشد

‫سنسورهای ما موجودات زنده‌ی ‫داخل رو هم ثبت نمی‌کنن

‫ممکنه یک نوع میدان نیرو به کار رفته باشه

‫که باعث ایجاد اختلال در ‫اسکن سنسور ما شده باشه

‫پس در اینصورت باید روی ترایکوردر ‫اسپاک هم تاثیر بذاره، مگه نه؟

‫میذاره؟

‫نمیدونم

‫سه تا جادوگر

‫چیزی که به نظر میرسه یه ‫قلعه باشه و یه گربه‌ی سیاه

‫اگه دوتا افسرمون گم نشده بودن، ‫و نفر سومشون هم نمرده بود،

‫میگفتم یه نفر داره خیلی حرفه‌ای ‫با ما قاشق‌زنی (هدیه بده و الا شیطنت می‌کنه ) بازی می‌کنه

‫قاشق‌زنی، کاپیتان؟ ‫بله، آقای اسپاک

‫اگه یه روز آدم عادی شدی ‫برات توضیحش میدم

‫میشه یه نگاهی به دور و بر بندازیم؟ ‫به نظر میرسه که موقعش باشه

دکتر ، اسپاک

‫دیگه سیگنالی ازشون ‫دریافت نمیشه، آقای دسل

‫کاپیتان و بقیه به همین سادگی دیگه ‫سیگنالشون ثبت نمیشه

‫ببین نقص فنی‌ای پیش ‫نیومده باشه

‫چک کردم، قربان، همون موقع که اتفاق افتاد ‫آقای دسل،

‫این دقیقا همون اتفاقیه که برای ‫آقای اسکات و تیمش افتاد

‫اونا یهویی گم و گور شدن ‫هیچکس یهویی گم و گور نمیشه

‫اونا شاید با یه میدان مغناطیسی یا یه

‫جور مانع دیگه، مواجه شدن

‫آقای چخوف، سنسورهات ‫رو مجددا تنظیم کن

‫اگه به کمک نیاز داشتی... ‫خودم از پسش بر میام، قربان

‫اینقدرا هم بی‌تجربه نیستم

‫ستوان اوهورا، ‫به تلاش‌هاتون...

‫برای شکستن و رد شدن ‫از اون پارازیت جوی، ادامه بدین

بله ،قربان

‫ما میدونیم اونا اون پایینن ‫میخوام پیداشون کنین

‫مستقیم، آقای اسپاک؟ ‫داده‌ها که اینطور نشون میدن

‫گرد و خاک، تار عنکبوت

هالووین درسته

اسپاک

خالت خوبه؟ بله

‫صدمه‌ای ندیدم، کاپیتان

دکتر

‫داشتی یه چیزی راجع به ‫قاشق زنی میگفتی

‫دخمه؟

‫نفرین؟

‫اسکلت و وسایل شکنجه؟ ‫اینا همه نمودهای زمینی‌ان

چرا؟ نمیدونم کاپیتان

ولی چنین چیزهایی وجود دارن اونا واقعی ان

‫ممکنه این یه جور جهان موازیِ زمین باشه؟

‫هیچ‌کدوم از این جهان‌های موازی ‫نمیتونن با پیشرفت جهان انسان، برابری کنن

‫این بیشتر شبیه یه جور

کابوسِ انسانیه ‫انگار یکی میدونسته که

‫چه چیزی بیشتر از همه ‫غریزه‌ی انسان رو وحشت‌زده می‌کنه

‫داستان‌های ارواح، دیوها، اهریمن‌ها

تمام

‫اسکاتی، سولو

اسکاتی

‫ اسلحه رو بذار زمین

‫اسکاتی!

‫به نظر میاد بهشون دارو خورانده ‫شده باشه، کاپیتان

‫چشماشونو ببین ‫به زور اصلا پلک می‌زنن

‫جکسون هم قبل از اینکه نقش ‫بر زمین بشه، پلک نمی‌زد

‫این دو نفر زند‌ه‌ان

‫اسکاتی، صدامو میشنوی؟

‫سولو، میدونی من کی ام؟

‫چه بلایی سرتون اومده؟

‫هی، گمونم میخوان آزادمون کنن

‫وایسین!

‫تو هرکسی که هستی،

‫مهارتت رو در خلق ‫وهم و خیال اثبات کردی

‫حالا میخوام بدونم چرا ‫و چه بلایی سر افرادم آوردی

‫نژادِ شما این تمایل ذاتیِ مسخره ‫نسبت به مقاومت رو از کجا آورده، هوم؟

‫شما هر چیزی به دستتون میرسه رو بازرسی ‫می‌کنین. همه چی رو زیر سوال می‌برین

‫نمی‌تونین همه چیز رو همونطور ‫که هست قبول کنین؟

‫نه، وقتی که یکی از افرادم بخاطر این قضیه مرده

و دو تای دیگه‌شون عقلشونو از دست دادن نه، عقلشونو از دست ندادن

‫این دو نفر صرفا دارن کنترل ‫میشن، کاپیتان کرک

‫بله، ما می‌دونیم شما کی هستین

همه‌تون

‫مگه نه، عزیزم؟

‫تو کی‌ هستی؟

‫چرا ما رو آوردی اینجا؟

‫اسم من کورابه،

‫و درباره‌ی قضیه‌ی آوردن شما.

‫به اینجا، این شما بودین ‫که برخلاف توصیه‌ها، اصرار داشتین که بیاین

‫به شما هشدار داده شد که از اینجا دور بمونید ‫ولی چرا؟

‫به چه دلیلی؟

‫این همه رعب و وحشت برای چیه؟

‫رعب و وحشت؟

‫نه، بهتون اطمینان میدم، ‫که اینطوری نبوده، کاپیتان

‫هیئت‌های اعزامی نقشه‌برداری ‫این منظومه‌ی شمسی رو قبلا ترسیم کردن

‫هرگز هیچ موجود زنده‌ای در پایریس ‫هفت وجود نداشته

‫هیچ اهمیتی نداره که ما جزء ‫بومی‌های این سیاره نیستیم

به من گفته شده که ‫میزبان سربه‌هوایی هستم، آقایون

‫دوست دارین به من ملحق بشین ‫تا یه تجدید قوایی بکنین؟

‫اون گربه

‫اون گربه ‫هوم

‫یک‌سری افسانه‌های زمینیِ باستانی ‫درباره‌ی جادوگرها و حیوانات اهلی‌شون وجود داره

‫حیوانات اهلی؟

‫اهریمن‌هایی به شکل حیوان ‫که توسط شیطان فرستاده شدن ‫تا به اون جادوگر خدمت کنن

‫خرافات

‫من که افسانه رو خلق نمیکنم، کاپیتان ‫صرفا گزارشش میدم

‫تو اونی هستی که متفاوته، آقای اسپاک

‫تو مثل بقیه فکر نمیکنی

More Farsi Persian subtitles for Star Trek

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left