لومړۍ 200 کرښې.
" رقص روي لبه "
اصلا نميدونستم
که اون يه خورده مشهوره؟
آره؛ نه ديگه تا اين اندازه
ما با آقاي لاسکام حرف زديم
و ايشون ادعا ميکنه که حتما بايد کساني
باشن که اونو توي قطار ديده باشن
من بدون کوچکترين ترديدي اونو ساعت يازده و نيم تو هتل ايمپريال ديدم
جسي مُرده
قهوه؟
يه فکري بايد بکنيم اونم خيلي سريع
از قبلي هم بهتر باشه استنلي
خواهد بود
" هشت روز قبل "
اوه لوئي
نگاش کن
چطوري چنين چيزي اتفاق افتاد؟
من سه روز بود نديده بودمش
حتما فکر کرده کاملا فراموشش کردم
....ما با کمال ميل کارهاي خاکسپاري رو انجام ميديم اما
اما آخه اين طفلک بالاخره بايد يه جايي يه فک و فاميلي داشته باشه
خيلي بعيده که اونها متوجه پوشش رسانه ها نشده باشن
اين داستانِ بزرگي واسه رسانه هاس
چرا؟
چرا الان ديگه اونها راحتش نميزارن؟
اما روايت اونها؛ تنها روايتي نيست که مردم خواهند خوند
اون بالا چيکار ميکني استنلي؟
به نظر ميرسه که چيکار دارم ميکنم؟
من هميشه اين بالا مغزم بهتر کار ميکنه
!کاش دليلش رو ميفهميدم! يخ زديم از سرما
حالا چي داري مينويسي استنلي؟
ميدونم تو خوشت نمياد اريک ولي ما بايد
يه ويژه نامه چاپ کنيم؛ تا داستان واقعي رو بگيم
تا بگيم جسي چقدر موفق شد
و نزاريم اين اتفاق؛ موفقيت هاش رو پنهان کنه
..... راستش
نه! نه! ما ابداً تا نوبت شماره بعدي صبر نميکنيم
ما به هيچ وجه نميتونيم اجازه بديم تا رقبا ما رو شکست بدن
اگه مجبور بشم ميرم پيش آقاي وکس !مجبورش ميکنم
استنلي؛ من با وکس قبلا حرف زدم؛ اون موافقه
حرف زدي؟
تو هم همين فکر رو کرده بودي؟
آره
ميدوني اين يه ويژه نامه ي سه صفحه اي نيست؟
بيست صفحه ايش ميکنيم با کلي عکس
اين نسخه؛ سي و دو صفحه خواهد بود
اين چيزيه که وکس موافقت کرده هزينه هاش رو بده
نه! نه! هيچ کس از رسانه ها به هيچ وجه اجازه داخل شدن نداره
اينو ببينين
ميدوني چيه سارا؟
ما براي خيلي عکس هاي ديگه جا داريم چرا عکس هات رو نمياري؟
يه چند تا از اون عکس هاي پشت صحنه که از گروه گرفتي
اصلا هر چي داري وردار بيار
هر چي که دارم؟
آره! برو الان بيارشون
اين فرصت رو داريم تا با عکس هات يه کارِ خيلي متفاوت بکنيم؛ فرصتي که کس ديگه اي نداره
مراقب باش
يکي دو نفر از مردم هنوز تو خيابون هستن دارن شب زنده داري ميکنن
آقاي مسترسون ترتيبي داده تا پذيرائي همينجا انجام بشه
وسط اون درختها؛ تا رسانه ها هم مزاحمتي برامون ايجاد نکنن
لوئي؟
ايشون ايديث هستن. خاله ي جسي
از ديدارتون خوشوقتم
منم همينطور
من اصلا خبر نداشتم! اصلا نميدونستم
جسي چيکار ميکرده؛ آواز ميخونه و بقيه ي کارهاش
من نه روزنامه ميخونم و نه راديو گوش ميدم
به هر حال ما اصلا راديو نداريم
ميدونيد؛ مادرش اگه بود حتما خيلي بهش افتخار ميکرد
اوه! من بايد حتما از اين آقا به خاطر سخاوت شون تشکر کنم
ببخشيد
....خيلي لطف کرديد؛ همه اين کارها
يه يادآوري کوچيک که يه جايي يه دنياي ديگه هم هست
داريم ميريم جايي که چشمهاي فضول ها نميتونن دنبالمون بيان
اگه پليس نتونه اين پرونده رو به زودي حل کنه؛ احتمالاً شروع به انجام
کارهايي ميکنه که حضورشون همه جا دوباره احساس بشه لوئي
اين حرف من يادت باشه؛ اونها يه بار ديگه اظهارات ما رو ثبت ميکنن
ولي من فکر ميکنم در واقع اونها به بازداشت کردن يه نفر خيلي نزديکن
راه از اين طرفه! از اين راهِ کوچيک بايد بريم
پشت اون درختها يه سورپرايز منتظرمونه
آه؛ استنلي؛ بايد بهت تبريک بگم
به چه دليل؟
به خاطر ويژه نامه ي مجله تون
خيلي قابل توجه بود
خب؛ اون نسخه اي بود که حتما بايد جدي ميبود؛ درسته؟
اين مادرمه
ايشون ليدي کرومون هستن
چقدر آشنايي با شما دلپذيره سرکار خانم
دلم ميخواست که حتما با هم آشنا بشيم
از ديدنتون خوشحال شدم
پسرم دائم از شما حرف ميزنه
به خدا جدي ميگم؛ واقعا اينجوريه هر دفعه ميبينمش ذکر خير شما رو ميکنه
شما کاملا فرد مورد علاقه اون هستيد
....والدين ...... هميشه خجالت زده ميکنن آدمو
هميشه علاقمنده تا ببينه شما چي ميگين
تا بدونه نظر شما راجع به شماره بعدي مجله چيه
هر دفعه ميپرسه: مامان؛ به نظرت لِيدي از اين خوشش خواهد اومد؟
چه جاي قشنگيِ اينجا براي مراسمِ يادبود
ولي اميدوارم برادرم هوس سخنراني کردن به سرش نزنه
ميترسم وسط سخنراني ديگه کاملا درهم بشکنه
سرکار خانم؛ ممکنه اين آخرين باري باشه که همديگه رو ميبينيم
خدا نکنه. من هنوز آپارتمانم رو تو هتل دارم يادت رفته؟
خانواده " بِرترام " دارن به شهر ميان
صاحبين هتل ايمپريال هستن
يه قتل تو هتل اونها؛ چيزيه که نميتونن تحمل ـش کنن
خب اونها اصلا نميتونن شما رو سرزنش کنن آقاي شلسينجر
آقاي مسترسون؛ ايشون مادرمه
خانم ميچل- حالتون چطوره؟-
خانم ميچل ميخوام خيلي واضح يه چيزي به پسرتون بگم
و اون چي هست؟
ميخوام بگم که نه هميشه بلکه اغلب اوقات
وقتي چيزي تموم ميشه؛ يه چيز ديگه شروع ميشه
کاملا موافقم. حتما همينطوره
به نظرم پسرتون براش سئواله که منظورم از اين حرف چيه
خب حالا منظورتون چي هست؟
خب چرا يه قرار نزاريم استنلي؛ تو و من بشينيم ببينيم منظور من چيه
فقط ميخوام يه نکته اي رو بگم
لازم نيست کسي مضطرب بشه
اصلا قصد سخنراني کردن ندارم
فقط ميخواستم بگم
اين گلها؛ بعضي از اين گلهاي اينجا
به طور خاص توسط آقاي مسترسون به اينجا
آورده شدن. ميدونم ظاهرشو طوريه که انگار
هميشه اينجا بودن ولي اينطور نيست
و فقط قصد دارم از ايشون تشکر کنم
و بگم به نظرم چقدر مناسبت به جايي هست
اين مسئله؛ چون زندگي جسي با اينکه کوتاه بود
ولي رنگارنگ و سرزنده بود
و اين مسئله؛ شادي رو به زندگي من آورد
و همينظور به زندگي خيلي از ماها که اينجاييم
و فقط ميخوام که اونو ستايش کرده باشم
حالا اينها به کنار؛ فکرکنم برگزاري مراسم يادبود تو همچين جايي که شيشه ايه فکر خوبي نيست
بايد از اينجا بريم بيرون
بله
ميتونيم بريم خونه ما
پدرم يه چند روزي نيستش
فقط ميخوام چند تا از آخرين عکس هام رو به آقاي لستر نشون بدم لوسي
هر کي کار داشت؛ نميخوام کسي مزاحمم بشه
ما الان از اونها تو خاکسپاري جدا شديم
و حالا دوباره بفرما! همشون اينجان
درسته. تعقيب ـت ميکنن
هنوز کاملا ظاهرشون نکردم
چه شکل شبح واري داره
آره. اين يکي گرسنه به نظر ميرسه
چند تاشون طوري به نظر ميرسن که انگار غذاي کافي براي خوردن ندارن
با وجود کوتاهيِ دوره ي کاري؛ اونها چقدر خودشون رو وقف جسي کردن
دقيقا
فکر ميکنم يکي از اونها به جسي تو هتل حمله کرده
يکي از اينها؟
استنلي هم همينطور فکر ميکنه
اونها ميخواستن جسي فقط مال خودشون باشه
مردم ميتونن نسبت به هنرمند مورد علاقه شون
وسواسي بشن؛ ميخوان صاحبشون باشن بهشون غلبه کنن
ولي من هرگز هيچکدوم از اونها رو داخل هتل نديدم
ميتونستن بيان تو؛ من چيزي رو که بهم گفتي براي هيچکس بازگو نکردم؛ قول ميدم
ولي نميتونه کار جوليان باشه
من جداً باور دارم که کار اون نيست
ولي من اونشب داخل هتل ديدمش
حتما يه توضيحي براش وجود داره. حتما وجود داره
به هر حال؛ الان که نبايد فکر اونو بکنيم
آره؛ نبايد بکنيم
من عاشقتم لوئي
چيه؟ موضوع چيه؟
فکر نکنم قبلا هرگز توسط خودم تماشا شده باشم
خانم سارا
کارت دارن
ولش کن
سارا خانم
خانم سارا؛ يکي اومده باهاتون کار داره
از دست اين دختره! خوبه بهش گفتم
لوئي پليسه
آه؛ آقاي لستر
ميخواستيم براي شناسائي کمکمون کنيد
شناسائي؟
بله؛ بايد يه شناسايي انجام بديم و باور داريم
شما به عنوان يه شاهد ميتونيد به ما کمک کنيد
مايليد که اينکار رو انجام بديد؟
البته
سلام هري
عصر بخير آقاي لستر
خب؛ شما آقاي لاسکام رو در راهروي هتل
زماني که ايشون بايد در قطار پاريس ميبود ديدين
بله همينطوره
و وقتي که ايشون رو ديديد چقدر باهاشون فاصله داشتيد؟
نميدونم؛ شايد شصت هفتاد قدم
حداقل ـش همينقدر بوده؛ درست ميگم؟
ممکنه برگردين آقاي لستر
خب؛ حالا بگيد انتهاي راهرو چه شخصي ـه؟
ميتونيد بهم بگيد؟
آقاي گانسون ـه؟ که ميشناسيدش؟
ميتونيد با قطعيت بهم بگيد که اون آقاي گانسون هست؟
يا اينکه اون گروهبان توماس هست که باهاش آشنا نيستيد؟
و يا حتي شايد اون آقاي تورنتون از هتل ايمپريال باشه
که چند دقيقه قبل اينجا بودن؟ کدومشونه آقاي لستر؟
لوئي
اين اصلا شبيه اون شرايط نيست
تو هتل نور بيشتري هست
نميتونيد بهم بگيد درسته؟
اين پاسپورت آقاي جوليان لاسکام ـه
اون کاملا داوطلبانه اينو به ما داد
No comments yet. Be the first to leave one.