Dickinson

Dickinson

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Dickinson S01E09 WEB-DL
د لخوا تبصره soheil_HAIZ
Soheil_HAIZ ترجمه از

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2019-11-05
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...ما باید هنر مُردن را تمرین کنیم

پس هنگاهی که مرگ به سراغمان آمد آماده باشیم

.ما باید آماده ی ارابه ی مرگ باشیم

.ساعت مُردن

...برای اینکه به هر شکلی که بمیری

.تا ابدیت به همان شکل خواهی بود

اینجا در زمین

.همه چیز در حال تغییر و نا آرام است

...اما پس از مرگ

.شرایط ما تغییر نخواهد کرد

پس عجیب و اسرارآمیز است

که خداوند هر از چندگاهی به سایه ی مرگ

...اجازه میدهد بر ما سایه افکند

...که ما برای آمدنش آماده شویم

و حرف از سایه ها شد

امیدوارم همه ی شما

به دیدن خورشید گرفتگی امروز بیایین

.به درگاه خداوند دعا میخوانیم،آمین

.آمین

اینستاگرام @comedy_club_farsi

::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team

خورشید گرفتگی رو کجا نگاه کنیم؟- من مجبورم از پیش بتی نگاه کنم-

.عصر،باید لباس عروسی رو امتحان کنم

.درسته،درسته

و یادت باشه به بتی بگو هر چقدر توری لازمه اضافه کنه

موعظه زیبایی بود،کشیش

.ممنونم،بانو دیکنسون

.همیشه منتظر یک شنبه ها هستم

لطف دارین .و امروز روز خاصیه

برنامه دارین که رویداد باشکوه رو ببینین؟

خورشید گرفتگی،مادر

احتمالاً در آشپزخانه مشغول باشم

.من تماشا میکنم

.خیلی خوبه

و امیدوارم از شواهد شگفتی خدا رو درش ببینین

.من فقط امیدوارم کور نشم

چی؟

لیوینیا کجاس؟

خیلی درباره ی مرگ حرف زدن حالا بیشتر میخوامت

جوزف- بله؟-

.چیزی برای تو دارم

نه، نگو دوباره برام دستکش دوختی

نه،اینه

.این تویی

شناختی؟

شوخی میکنی؟ مگه میشه اون سینه ها رو فراموش کرد

گفتم شاید از مهارت نقاشی من تعریف کردی

البته،اون سینه رو خیلی خوب کشیدی

.ممنون

این برای من؟

آره،برای تو

چون تو تنها مردی هستی که میخوام بدنمو ببینه

.دختر با اون بدن کارای بیشتر از نگاه میکنم

.خدای من

!خدای من

.ادوارد نوشته یه نفر تو سالن کنگره تفنگ کشیده

.که به یکی از نماینده ها شلیک کنه

خیلی بده، بانو

" نماینده چرچ ول دست به تفنگ شد"

که به نماینده کالم شلیک کنه

به دلیل اینکه چرچ ول اون رو متهم حمایت از مصالحه میزوری کرد

پس یه مرد،نزدیک بوده به مرد دیگری شلیک کنه اونم به خاطر اینکه طرفدار برده داری نبوده؟

کسی نمیتونه تو این کشور متمدن رفتار کنه؟

حالا باید نگران این باشم .که ادوارد یه وقت تیر نخوره

.انگار تا همین الانش کم نگرانی دارم

بن رو ندیدی؟

منظورت جناب نیوتون؟

نه،امروز اینجا نیومده و امیدوارم که نیاد

مامان چرا؟ مگه ازش خوشت نمیاد؟

.مشکلی باهاش ندارم

ولی دیروز فرستادمش خونه و بهش گفتم تو تختش بمونه

سرفه ای کرد که مشخص بود نشانه ی بیماریه سختیه

سرفه ی اینطوری هرگز نشانه ی خوبی نیست

مطمئن باشین

.تمام شوهر هام قبل از مرگ همینطوری سرفه کردن

چن تا شوهر داشتی؟

مگه فرقی هم میکنه؟ الان که همشون مُردن

بن امروز میاد اینجا قراره بریم خورشید گرفتگی رو ببینیم

واقعاً، امیلی؟

این فکر خوبی نیست

اون نباید تو سرما باشه تو هم نباید بری بیرون تو سرما

.این زمستان مرگ همه جا هست

دختر بزرگ ایتمار کنکی رو که میشناختی؟

هفته ی پیش رفت اسکیت رو یخ و مرض سل گرفت

.حالا خاکش کردن

میدونم، و زمستان تمام بنفشه های من رو کشت

.ناراحت کنندست

گستاخ نباش- نیستم-

.عاشق اون بنفشه ها بودم

.اومد،میدونستم میاد

.نزار بیاد تو

بن، حالت چطوره؟

.خوبم

.وای نه،سرفه های تو بد تر شدن

...نه،من

بن تو خیلی بیماری نباید بری بیرون

نه،باید بریم نمیتونیم از دستش بدیم

.عیب نداره،باز هم خورشیدگرفتگی میشه

نه،نه برای ده ها سال

...و بهت قول میدم

خدای من،بن

.بیا تو خونه بمونیم

برات چای دَم میکنم کنار آتش میشینیم

.نه،امیلی

...تنها آتشی که میخوام ببینم

اون حلقه ی آتش دور تا دور تاریکی ماهه

.و میخوام با تو ببینمش

...تصور کن

.تاریکی تو صبح روشن

بی خیال،بیا کتت رو برداریم

.باشه

.اینو برام نگه دار

.باید خیلی هیجان داشته باشی

نمیدونم،عروسی خیلی مجلله

.مخصوصاً اگر عروسی دیکنسون باشه

.که همه ی شهر درباره ـش حرف بزنن

به این زودی؟ هنوز یک ماه مونده

.خب،بهتره همینطور باشه

.وگرنه وقت برای تموم کردن این لباس پیدا نمیکنم

...عزیزم نمیدونم اشتباه اندازه زدم، یا اینکه داری چاغ میشی

.اینجا

.خب خیلی دارم غذا میخورم

میدونم بعضی از زن ها قبل از عروسی کم غذا میخورن

.ولی من نمیتونم کم بخورم

.شاید به خاطر فشار عصبی باشه،میدونی

!آره منم قبل از عروسی،خیلی غذا میخوردم

.خیلی گرسنه

شاید بهتر باشه دور کمر رو بلند تر کنم

!میدونی شاید اشتهات کم تر نشد

.خیلی هم خوب

.نگاه نکن

خب،کتاب جدیدی که بهت دادم میخونی؟

.آره عاشق ویلیام بلیک شدم

کدومشو بیشتر دوست داشتی؟

"ندای بیگناهی" "یا"ندای تجربه؟

من نمیتونم این سوال رو بپرسم چون مثل دو روی یک سکه می مونه

.دقیقاً

یکی یادمه"باغ عشق

.میشنوم

به باغ عشق رفتم و چیزی دیدم که هرگز ندیده بودم"

کلیسایی در آنجا در سبزه زاری که بازی میکردم دیدم

دروازه ی کلیسا بسته بود و بر در بسته اش نوشته بود وارد نشوید

پس رو به باغ عشق کردم که گل های زیبا آنجا ناراحت بودن

و دیدم که پر از مزار هاست

و سنگ قبرهایی که گلها باید بر آن باشند

و کشیش ها در لباس سیاه دور تا دور آن میچرخیدند

و ترکیبی از شادی ها و خواسته های من

خیلی ترسناکه نه؟

.عاشقشم

سلام،امیلی

سلام،جرج

.خیلی وقته ندیدمت

بله...خیلی تغییر کردم

.ایشون الن هستن

.الن مندیول گرات

.از پرینستن گرات

.امیلی دیکنسون

از...همینجا

و ایشون؟

.ایشون دوست من بن هستن

بنظر خوب نمیای مرد نباید بیرون باشی

برای دیدن خورشید گرفتگی اینجا هستیم

.همچنین ما

میدونی که نباید مستقیم به خورشید نگاه کنی؟

البته که میدونیم- باشه-

.فقط میخواستم مطمئن شم

ما یه برگه رو چن تا سوراخ کردیم

.بن برای ما شیشه ی دودی ساخته

.پس فکر کنم مشکلی نداشته باشین

چرا واسه ما از اونا نساختی؟

.شاید بهتر باشه ما به راه رفتن ادامه بدیم

.خوشحال شدم دیدمت،امیلی

اون چن وقته عاشقته؟

اون...میخواد با من ازدواج کنه

...و تو بهش گفتی

.نه

از باغ عشق بیرونش کردی نه؟

.هرگز نگفتم به باغ راهش دادم که

...میدونی بعضی وقت ها

.من میخوام ازت درخواست کنم

چی درخواست کنی؟

.باهام ازدواج کنی

نه،منظورم اینه با من ازدواج نکنی

.میخوام ازت بخوام که باهام ازدواج نکنی

.برای همیشه

قبول میکنم- واقعاً؟-

خواستگاری کنم؟

یعنی خواستگاری نکنم؟

نه،نه باید برعکس باشه

من باید کسی باشم ...که خواستگاری نمیکنه به تو

بن نیوتون میشه با من ازدواج نکنی؟

...منظورت

...منظورم اینه که مرا نداشته باشی تا زمانی که

.زندگی نکنیم

.افتخاریست

.بیا

...ما حالا

...زن و شوهر نیستیم

...بن

.عاشقتم

More Farsi Persian subtitles for Dickinson

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left