لومړۍ 81 کرښې.
همه بيايين ببينين آقاي پيکلز چي کار ميکنه
چي؟ نه - پدر -
چي؟ - اين همه راکت براي چيه؟ -
اقاي پيکلز و 3تا استيو
با يه نوع هيولا اينجا بودن
برو بخواب پدر - پدربزرگ -
S03E10 Season 3 Finale
خدافظ همگي، ميرم مدرسه
خدافظ - اين وانت کي ته؟ -
مال من ـه
يه وانت و يه کلبه تو جنگل خريدم
ميرم بيرون - چي؟ -
چي ، چرا؟
از آقاي پيکلز خسته شدم
هميشه من ـو عذاب ميده
و همه فکر ميکنن ديوونه ـم
فقط ميخوام روزهاـمو در آرامش زندگي کنم
نگران نباش ف هر از گاهي بهتون سر ميزنم
باشه ، ميبينم ـت پدربزرگ
حراجي گروه ايدز
صب بخير مرل ، روز دوست داشتني ـه ، نه؟
اگ همنظورت از دوست داشتني سرد و تنها باشه
پورن.
شرکت ـو از کلبه ـت با خبر ميکنم
البته که دلم براي زنم تنگ شده
صب بخير صب بخير
چطور پيدام کردي؟
گرفتم ـت
ميدونستم که بالاخره ميايي
و وقتي که ميايي اماده ام
براي مدت زيادي با من در افتادي آقاي پيکلز
امروز تموم ـش ميکنيم
براي من ناز نکن
فکر کردي که چرا يه کلبه وسط ناکجا اباد گرفتم؟
تا بکشمت و هيچکس هم خبردار نميشه
حالا، حرف اخر؟
البته که ، تو فقط يه سگ کودن ـي
شايد يه سگ باشم پدربزرگ اما کودن نيستم
اره ، هستي. ببين کي تو قفسه
صبر کن ، تو ميتوني يهويي حرف بزني؟
نه ، هميشه مي تونستم
فقط براي مراسم خاصي اين کارـو ميکنم
چي؟ ميدونستم که تو شيطاني
اما هميشه فکر ميکردم که تو فقط يه سگي
چطور ميتوني حرف بزني؟
بزار از اين قفس بيام بيرون
و همه چي رو بهت ميگم
اينجا سرده
من احمق نيستم
اهميت نميدم که حرف ميزني به هرحال ميکشم ـت
باشه ، پس حدس ميزنم هيچوقت نميفهمي چرا شيطان ـم
حالا بهم بگو چرا شيطاني
خب ، همه اينا از زمان خيلي ، خيلي پيش شروع شد
در شهر گمشده پاپاناترا فوگونو پليس
باستانيان ميخواستن يه سگ براي آرامش خدايان قرباني کنن
اما براي اين سگ خاص اتفاق غير منتظره اي افتاد
مرل؟ اينجا چي کار ميکني؟
خب ، با اين سرما و اينکه زنم تازه مرده
گفتم شايد ايده جالبي براي بعضي شرکت ها داشته باشي
ميتونم خوب بغل کنم - چي؟ -
متاسفم، وسط يه کاري هستم
هيچ چيز سکسي
فقط کنار اتيشدراز بکشيم و بغلم کن
و بهم بگو که همه چي درست ميشه
نه، بغلت نميکنم، سرم شلوغه
بفرما، من ـو خوب بغلم ميکني
چي؟ چي کار ميکني اقاي پيکلز
متاسفم
ميخواي بغلش کني يا نه؟
صبرکن ، سگ ـه حرف زد؟
حالا پدربزرگ
کيخواي داستان ـمو تموم کنم
يا برم قسمتي که ميکشم ـت؟
فکر کردي ميتوني همه اين راه ـو با ماشين ـت بيايي؟
بهت که گفتم ، آماده بودم
ميگيرم ـت پدربزرگ
مواظب باش
حالا، همه ميدونن که اسکي کنن و من ـو تحت تاشير قرار بد ـن.
کمک ، کمک ، از سلفي ـم گشو بيرون
يه سگ شيطاني دنبالم ـه
گمشو قبل از اينکه بزنم نصف ـت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.