لومړۍ 200 کرښې.
فصل دوم - اپيزود هفتم "زمانِ آشناييشون"
چوکيتي پاک؟
چوکيتي؟ - هوم، راست ميگي -
درسته که نوشته "دور شويد"
ولي روي دکمه اش نوشته "فشار دهيد"
فقط يه احمق ممکنه فشارش بده
"واي، علامت "دور شويد
يکي از پنج علامت موردعلاقه منه
يه علاوه دکمه "فشار دهيد"
اين هم يکي از پنج دکمه موردعلاقه منه
فشار ميدم
امکان نداره خودمم
سلام
سلام کوين - سلام کوين -
تو اينجا چيکار ميکني؟
ميخواي از ديوانه شدن من جلوگيري کني؟
فقط درصورتي که اول خودت از ديوانه شدن من جلوگيري کني
خيلي خب، بريم در آغوش آشوب
به نظرت اين دکمه چيکار ميکنه؟
من اگه جات بودم فشارش نميدادم دکمه خطرناکيه
دير شد
چي شده؟
...نه، بهت که بهت که گفتم خطرناکه
اين يکي چطور؟
واي نه ميدونم اين دکمه چيکار ميکنه
دکمه خيلي بديه
ببخشيد، ولي مطمئنا
داشتي بهم نخ ميدادي
درسته، داشتم بهت نخ ميدادم که اون دکمه رو فشار ندي
آره، نه اشکالي نداره
...ميدوني، آخه
کويينِ من هنوز اون بيرونه
آره، ولي تا کِي گري؟
منظورت چيه؟
هيچ انساني نميتونه براي مدت طولاني "فضاي نهايي" رو تحمل کنه
حالت خوبه؟
باهاش کنار ميام
خيلي خب، به نظر نمياد حالت خوب باشه
گفتم باهاش کنار ميام
واي، حس خيلي بدي دارم
براي گري؟ يا نايتفال؟
براي خودم، که مجبور بودم چنين صحنه اي رو تماشا کنم
ايشه، ميرم حموم کنم
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
ترجمه به فارسي: کيارش نعمت گرگاني Telegram: @realKiarashNg
کجا ميري گري؟
خيلي خب، ببين، دارم ميرم ديدنِ نايتفال
عه واسه چه کاري؟
يه کارهايي - چه کارهايي؟ -
يه چيزهايي
پس واسه يه کارهايي و يه چيزهايي؟
آفرين - آفرين -
درکت ميکنم
درکم ميکني؟ - کاملا درکت ميکنم -
درک ميکنم که درکم ميکني - درک ميکنم که درکش ميکني -
انگار طول موجمون يکسانه
تو من رو به وحشت مي اندازي
تو هم همينطوري
مثل يه روح ترسناک
که ترسيده و به خاطر کارهاي ناتمومش به اين دنيا گره خورده
واقعا درکم ميکني
مثل روح بزنيم قدش؟
بزنيم
تا ميرم اونجا حواست به اوضاع باشه
به روي چشم
بهتر از تو نداريم
ونترکسيايي"، فکر کردي خبر ندارم"
که نصفه شب پنجه ات رو تو
دهنم فرو ميکني؟
برو ببينم ديوانه شدي
پشمِ توي دهنم که ديوانه نشده، شده؟
ميدوني چيه؟
بايد همين الان از نواحي من خارج بشي
من که ناحيه اي نميبينيم
چشمت رو باز کن
از اينجا شروع ميشه و اينجا تموم ميشه
دقيقا همين جايي که ايستادي
الان رو لبه نواحي من ايستادي
داري عصبانيم ميکني
خب نواحي تو درون نواحي من قرار دارن
تو ديوانه اي
من براي خودم ناحيه تعيين کرده بودن
اينجا، اينجا، اينجا و همين جا
نبايد به نواحي من بي احترامي کني
گري، تو که نميخواي بي خبر
وارد شبيه سازي مجازي بشي، ها؟
آخه واقعا کار زشتيه
سلام نايتفال واقعا حس بدي داشتم، ها؟
اينجا چه خبره؟
چيکار داري ميکني؟
آخه کي بدون در زدن وارد شبيه سازي مجازي ميشه؟
اين ديگه چيه؟ - اين؟ -
يه پروژه فرعيه
بهت گفتم دارم باهاش کنار ميام
همينجوري دارم کنار ميام
ولم کن تا کنار بيام
خيلي خب، آخه فَکِ اين پروژه
فرعيت خيلي آشناست
به علاوه موهاش ...انگار
شبيه منه
چي؟ عمرا
بله خودمه
دارم به خودم نگاه ميکنم
نايتفال، اگه همينطور ادامه بدي
...منبع انرژي سفينه تخليه
...نواحي من الان
راستش اصلا نميدونم برات چي درست کردم
يا خوشمزه هست يا نه
ايوا؟
اگه ايوا آفلاين باشه يعني برق کل سفينه قطع شده
پس يعني فقط من ميتونم نجاتمون بدم
مون کيک الان فرصتش رو دارم
هيو دوباره خفن شده بابا
اين سفينه به يه قهرمان نياز داره و اسمش هم
هيو کره ايه
نوسان برق داره کوين هاي بيشتري توليد ميکنه
خارق العاده است
به دنبال من اي فرزندانم
سلام کوين - سلام کوين -
ما کوين هستيم و يک ارتشيم
خي شما ميخواين چيکار کنيم؟
مارو ببر پيش کلرنس
چرا؟ - آخه ميخوايم بکشيمش -
چرا؟ - که انتقام بگيريم -
خيلي خب، ولي قول بدين که حداقل قبلش يه صحبتي بکنين شايد حل شد
حتما، همين که کشتيمش صحبت هم ميکنيم
بريم - بريم -
بريم - بريم -
بريم - بريم -
بريم - بريم -
بريم - بريم -
عاشق بهترين دوستِ جديدم هستم
درش خيلي محکمه واقعا محکمه
خيلي خب گير افتاديم
نايتفال، داري کل برق سفينه رو تخليه ميکني
دارم با اتصال به يه درگاه تعديل شده
خاطراتم رو به شبيه سازي مجازي متصل ميکنم
خب يعني چي؟
دارم اون گري که ميشناختم
رو از طريق خاطرات مشترکمون ميسازم
صرفا جهت اطمينان
داري يه گري گودسپيد که من باشم رو
از طريق خاطراتت ميسازي؟
آره حالا ساکت باش
اين زمان آشناييمونه
خودت ساکت باش - هيس -
باشه خيلي خب ساکت ميشم
ايول
چي؟ امکان نداره
اين الکيه
ببخشيد - واي نه، نه، نه -
چيزيم نشد يعني، تا حالا از اين بهتر نبودم
تو کل زندگيم ...واي پسر
خوردن به تو بهترين اتفاق زندگيمه
سلام من گري هستم
سلام کويين هستم
اين اطراف بار نداره؟
چرا
...همين
آره، همون جاست
نمياي؟
چي؟ من؟
همين آدم؟ مطمئني؟
آره، مطمئنم
وايسا ببينم، تو اينحوري با گريِ خودت آشنا شدي؟
آره، اينجوري باهاش آشنا شدم
با گريِ خودم
حداقل ديگه از نواحي تو خارج شديم
بي خيال، نواحي من اونقدر
وسيع هستن که ذهنت گنجايشش رو نداره
به نفعته تا نفهميديم چه خبر شده
به پنجه هاي پشمالوم تو نواحيت عادت کني
پس خودت بودي
گري و نايتفال تو شبيه سازي مجازي هستن
و دارن "يه کارهايي" و يه چيزهايي" انجام ميدن"
پس بهتره در بزنيم
بابا و خواهر من تو بخش کنترل هستن
بايد بريم اون سمت
نه شبيه سازي مجازي
بخش کنترل
کلرنس کجاست؟
شنيدي؟
صداي جيغ دخترونه فاکس بود
کوين ها آزاد شدن
واسه چي يه ارتش کوين داري؟
حراج کرده بودن
ظاهرا اينا ويروس ديوانگي دارن
من هم 30 سال زندانيشون کردم
و اميدوار بودم عطيقه بشن
ولي فقط ديوانه تر شدن
قيمتشون هم کمتر شد واي خدا
خب، چجوري بکشيمشون؟
نميکشينشون مال من هستن
هرگز نميتونم پولم رو پس بگيرم
تازه، تقريبا نابودناپذير هستن
پس اصلا نميشه کشتشون
اگه همين جا ولشون کنيم خودت و مارو ميکشن
اول کدوممون رو ميکشن؟
آخه واسه من فرق ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.