Desperate Housewives

Desperate Housewives

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

8 فصل

د خپرونې معلومات

Desperate Housewives S08 720p WEB-DL
Desperate Housewives 720p WEB-DL فصل هشتم کامل
د لخوا تبصره DLBR
هماهنگی و تنظیم مجدد توسط ژانر سینمایی ـ zhaanr.ir

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (23)
د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ
Translate with Pro
Show all subtitles
په خپور شو: 2016-09-02
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...آنچه گذشت

ميخوام اين بار کارا درست انجام بشه

رابطه بري و کاراگاه ونيس جدي شده بود

به مردم چي قراره بگيم ؟

تام و لينت تصميم گرفتن که از هم ديگه جدا بشن

تا زماني که با بچه ها حرف نزديم نبايد به کسي چيزي بگيم

اوه ، خدا ، بچه ها

بشين ، اوه

ناپدريِ گبي برگشت تا دوباره گبي ...رو اذيت و آزار کنه

اون شب هايِ تو اتاقت رو يادمه ، عزيزم

نه ، بس کن

...تا زماني که کارلوس جلوش رو گرفت

بصورت دائم

گبي ؟

چي شده ؟

من کُشتمش - و حالا بايد بره زندان-

چون ميخواسته از من محافظت کنه

آروم باش ، يکم زمان ميخوايم که فکر کنيم

وقت نداريم

بله ، يه مهمانيِ شام هم بود

همه دارن ميان

که شامل دوست پسره کاراگاهِ تو هم ميشه

من حرومزداه اي که ميخواست به زنِ من صدمه بزنه کُشتم

اگه قراره بخاطرش برم زندان ، ميرم

اين اتفاق نميوفته

هر زنِ ميزباني ميدونه

کارهايي هست که بايد بعد از رفتن مهمون ها انجام بشه

...و تنها بهترين دوست هاش بعد از جشن ميمونن

که کمک کن تا کثافت کاري ها رو تميز کنن

...اونا براي جا به جا کردن وسايل سنگين کمک ميکنن

تا اين بارِ سنگين رو سبک کنن

و ناخوشايندترين کارها رو قبول ميکنن

و ، بله هيچ کاري ناخوشايندتر از

خلاص شدن از يه مهمانِ ناخونده هست

من بايد برم ماشين رو از اثر انگشت و اين چيزا تميز کنم تو که مشکلي نداري ؟

داريم اين کارو ميکنيم ؟

جدي داريم اين کار رو ميکنيم ؟

همگي آروم باشيد

سخترين قسمتش تموم شده

تنها کاري که بايد الان بکنيم پر کردن اين چاله هست

اوه ، خداي من

من فکر کردم همه چي رو برداشتم

نه

نه ، تلفن رو جا گذاشتي

و اگه تلفن جا گذاشتي ، چي ديگه جا انداختي ؟

سوزان ، مشکلي نيست

چجوري قراره حل بشه ؟ يکي داره به اين آقا مُرده زنگ ميزنه

خونه؟- ميبيني ؟-

اون يه خونه داره ...با کسايي که بهش اهميت ميدن

کسايي که حتمن ميان دنبالش ميگردن

و مستقيم ميان سمت ما

ازمون ميخواي که چي کار کنيم ؟

...هنوز دير نشده ، ما

ميتونيم بريم پيشِ پليس

و شوهر من رو مستقيم بفرستيم زندان ؟

اين دفعه به جرم قتل ؟

نه ، لزومي نداره ، دفاع از خود بود

به زور وارد خونه شما شده تو رو تهديد کرده ، ميتونيم توضيح بديم

اره ، ميتونيم توضيح بديم که چجوري انداختيمش صندوق عقب ماشين

يک کم چيزکيک خورديم و تو جنگل دفنش کرديم

ما رو آخرش ميگيرن آدم ها هميشه گير ميوفتن

نميتونيم اين کار رو بکنيم ، ما جنايتکار نيستيم ما آدماي اجتماعي هستيم

بسه ديگه

اين مَرده خيلي بديِ

اون به دوست ما حمله کرد ، و همسرش از اون محافظت کرده

و الان ما از اونا محافظت ميکنيم

و اينم يعني ما به کسي چيزي نميگيم

...نه به پليس

نه به خانواده هامون

به هيچکس

وقتي ما جسد رو دفن كرديم ، رازش هم با جسد دفنش شد

سوزان ؟

بله ، فقط بهترين دوست ها هستن که

تا ديروقت بعد از جشن ميمونن

...تا کمک کنن خراب کاري ها رو تميز کنن

حتي اگر خراب کاري ها به اندازه ايي

باشه که واسش با هم ديگه جر و بحث کنن

گفته ميشد که يه شبه همه چيز تغيير نميکنه

ولي تو مدت يک ماه

خيلي جالبه که چقدر زندگي ميتونه بالا و پايين داشته باشه

و زني که کمک کرد يه جرم مخفي بمونه

و حالا با کاراگاه رابطه داره

....و مردي که عاشق وقت خواب بود

الان به جاي رسيده که از خوابيدن ميترسه

و زني که زماني همه چيز رو به همسرش ميگفت

حالا يه راز خيلي وحشتناک رو ازش مخفي کرده

و زن و شوهري که تصميم به طلاق گرفته بودن

ميخوان وانمود کنن که

هيچ چيزي تغيير نکرده

ريدم ، ريدم ، ريدم

...اوه مادر

هي ، هي ، هي ، بچه ها

زود بيدار شدم ، و گفتم ، حالا که چي ؟

و رفتم واسه مامانتون يکم قهوه گرفتم چيزه خوبيِ

لياقتش رو داره

بهشم نياز داره اصلاً ديشب نخوابيدم

ولي تو که ميدوني ، خودت اونجا بودي

اين رو نخور سه روزه که تو ماشينم مونده

پدر ، کفشات کجاس ؟

اتفاقي پيش اومد

اتفاقي شد

بجنب ، اتوبوس رو از دست ميديم

بعداً ميبينمت ، سر شام ميبينمت

دوست دارم

خدا ، داشتم انگشت پامو اون بيرون از دست ميدادم

اين اتفاق نميوفتاد اگه تو دير بيدار نميشدي

اره ، خب ، ميدوني تو ساعت خوبه رو برداشتي

با بالشت هاي خوب و خونه

اين مزخرفه ، ما بايد به بچه ها بگيم که از هم جدا شديم

ميگيم ، ولي اين هفته مهمونيِ گبيِ

و من نميخوام که خرابش کنم

اره ، ولي آخر هفته پيش

تو نميخواستي که مسابقه بسکتبال رو خراب کني

و يه هفته قبل از اون ، تولدِ پني ، بيخيال لينت

مطمئني که اين راجب بچه هاس ؟

چي ميتونه باشه ؟

نه ، تام ، هيچي عوض نشده

ما هنوز وقت لازم داريم که به اين جدايي عادت کنيم

اره ، موافقم ، ما کُلي مشکل داريم که بايد حل کنيم

پس چرا نميتونيم به بچه ها بگيم ؟

فقط من فکر ميکنم که اونا لياقت يه آخر هفته خوب ديگه رو هم دارن

قبل از اين که ما اين خانواده رو از هم بپاشونيم

...ميدوني چيه ؟ تو

پيج بيدار شد

همم

همم .هممم

بد برداشت نکن

ولي ميتونستي اين رو حرفه اي حل کني

يه مَردي که اسمش بابيزِ داره اين حرف رو ميزنه

با هرزه ها تو فيرويو

تقريباً خودش يه تعريف حساب ميشه ، کاراگاه

هي ، داشتم فکر ميکردم شايد اين آخر هفته

بريم يه جا تو کوه ها

فقط ما دو تا

اوه ، خيلي خوبه

ولي گبي جشن ساليانش رو روز شنبه برگزار ميکنه

منم دعوتم ؟

معلومه که هستي ، چرا نباشي ؟

اوه ، نميدونم ، شايد بخاطر اينکه دوست هات از من خوششون نمياد

چي ؟ توهم زدي

راست ميگم

با من حرف نميزنن تو چشمام نگاه نميکنن

الان هفته هاست که اين وضعه

بعد از اون شب تو جشن شام

...چرا

چرا همچين حرفي رو ميزني ؟

بري ، من يه پليسم من چشمم به رفتار مردم هست

از اون موقع است که همه چيز تغيير کرده

فقط نميتونم بفهمم که چرا

دارم تمام اون شب رو واسه خود مرور ميکنم ، ساعت به ساعت

خب ، بس کنه ...ديگه به اون شب فکر نکن

چون همه چيز خوبه

دختر ها فقط اندازه من عاشق تو شدن

نميدونم ، همچين حسي ندارم

....خب

اين رو حس ميکني ؟

بري ،من ميدونم چه خبره

ميخواي با سکس من رو از موضوع منحرف کني

...ولي اگه قضيه اينه

همم

بزن بريم

بلند شيد ، واستون بيسکويت درست کردم

وقتي ياد گرفتي مياسوس درست کني برگرد

بجنب سيليا رو باهاشون تنها گذاشتم چيزي باقي نميمونه

لعنتي ، جونيا ، بسه ديگه

از اينجا برو بيرون

کارلوس

جونيا ، عزيزم ، ببخشيد

چرا تازگي ها انقدر زود جوش مياري ؟

خدا ، نميدونم

...شايد بخاطر بازيي گلف يا وضع اقتصادي ناراحتم

يا شايد هم بخاطر اينکه يه نفر رو زدم کُشتم

ببين ، فهميدم ، باشه ؟

ولي بايد برگرديم به زندگيمون

فکر نميکني که منم همين رو ميخوام ؟

ولي نميتونم از فکر کردن بهش دست بردارم

مهم نيست که چي کار ميکنم

اين يه اتفاق خيلي بده که هميشه تو ذهن من ميمونه

و بايد با يکي راجبش صحبت کنم

يه مردي رو به اسم تام کلينز ميشناسم شنونده خيلي خوبهِ

منظورم پدر داگنِ

باشه ، ديوونه شدي ؟ تو نميتوني به کسي چيزي بگي

ريسکش خيلي بالاس

يه کشيش نميتوني چيزي رو که تو اتاق اعتراف ميگي به کسي بگه

مطمئني کاري نميکنه که احساس گناه کني ؟

منظور من اينکه که ، کارشون همينه

باشه ، من ميرم کشيش رو ميبينم

مجبورم

دارم به يه پدر و شوهر افتضاح تبديل ميشم

بايد اين بار رو از وجدانم خالي کنم

داره منو نابود ميکنه

سوزان

داري چي کار ميکني ؟

اوه ، داشتم از پنجره بيرون رو نگاه ميکردم

و متوجه گرد و خاک تو گوشه پنجره شدم

و داره من رو ديوونه ميکنه

باشه

چت شده ؟

منظورت چيه ؟

خب ، کلي چيزه عجيب غريبه که دوست داري تو اتاق خواب انجام بدي

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left