لومړۍ 193 کرښې.
،اثرِ پيش رو حاوي مکالمات رکيک بوده .تماشاي آن براي افراد زير 18 سال توصيه نميگردد
فصل سوم ـ قسمت چهاردهم "نشان سرخ خوشحالي"
آماده؟ يک، دو، سه، چهار
آره، آره، قراره بترکونيم
آره. ميخوام بترکونم
سلام، بالتيمور
ـ کارتمن، چه غلطي ميکني؟ ـ درام ميزنم
خب، آروم تر بايد بهش بزني
،درام زدن که فقط اين نيست که بزني بهش بايد بزني خواهر مادرش رو به ** بدي
ببند اون حلقت رو. دهنت رو سرويس ميکنم، درامِ *ـيري
اينجوري ميترکوني، پسر
قرار نيست بترکوني قراره ريتم رو حفظ کني
من که ريتم رو حفظ ميکنم فلوت زدن توئه که داغونه
ـ خيله خب کارتمن، تو نميتوني درامزن باشي ـ خيله خب، گرفتم
بازسازي جنگ داخلي"، فرداس"
ـ تا فردا که اين کار رو ياد نميگيري آخه ـ چرا، ياد ميگيرم
.باشه، باشه. بياين دوباره امتحان کنيم يک، دو، سه، چهار
کليولند دوست داره بترکه؟ آره، لعنتي
ـ چيه؟ ـ درام رو بده من و فلوت رو تو بزن
عمرا. فلوت کلا چيز داغونيه
... کارتمن، من مسئول موسيقي مراسم هستم و
بهت ميگم که تو بايد فلوت بزني
باشه، اصلا ميدونين چيه؟
گور پدرتون، من ميرم خونه
ـ انتر ـ مي بينمتون
خيله خب دوستان، قبل از رفتن به محل بازسازي جنگ يه سري چيزا هست که بايد در موردش توضيح بدم
.اول از همه، خبر مهمي دارم ... بيش از 200 نفر از مردمِ
... سراسر کشور براي ديدن اين مراسم اومدن
و اين بيشتر تعداديه که تا الان داشتيم
کارتمن کدوم گوريه؟ اگه ... افتتاحيه رو از دست بده
نميذارن تو مراسم شرکت کنه
ـ پيداش ميشه ـ به نفعشه بياد
مفتخرم اعلام کنم که ... اسپانسر الکل امسال
عرق هاي با طعمِ اسمورِ ياگرمينه
عرق ها با طعم لذت بخش اسموره
ـ مزه اسمور ميده ـ آره، حسابي هم آدمو ميگيره
و حالا براي توضيح در مورد ... ،چگونگي اجراي مراسم
از تاريخدان بزرگ مون، بابابزرگ، ماروين مارش دعوت ميکنيم
تنها مردي که اونقدر سن داره تا وقعا بازسازي جنگ داخلي رو در سال 1924 ديده باشه
ـ واي پسر. بابابزرگت مگه هنوز نمرده؟ ـ پسر اين حرفت اصلا جالب نيست
صبح بخير، آقايان
ـ کارتمن، چه غلطي داري ميکني؟ ـ آره. شبيه "جنوبي ها" لباس پوشيدي
آره. امسال تصميم گرفتم براي جنوبِ با عظمت بجنگم. گور پدرتون، خونه
قصد دارم بگم که اين دفعه قراره ما بزنيم فک تون رو پياده کنيم
نميتوني همينطوري با لباس ژنرال لي بياي مراسم بازسازي جنگ داخلي، خيکي
جدي؟ به خوبي مطمئنم که تونستم
بسيار خب. همه تون قوانين رو ميدونين
... بايد همينطوري گلوله هاي مشقي تون رو شليک کنين
و اگه کسي گفتش که شما رو کُشته بايد خودتون رو بندازين زمين
جنوب تو نبرد شکست خورد کارتمن اونا جنگ رو باختن
،ـ جنوب قراره پيروز بشه ـ نه خير قرار نيست پيروز بشه، احمق ـ چرا، ميشيم
چقدر شرط مي بندي؟
خب، همه توجه داشته باشن
... براي يه بازسازي خوب، بايد دقيقا
اون جزئيات جنگ داخلي رو شبيه سازي کنيم
... ،خب، وقتي ارتش شمال برنده شد
تمامي ما در جناح متفق بايد وانمود کنيم که انگار بدجور دمق و افسرده ايم
زود باش کارتمن. چقدر شرط مي بندي اگه جنوب پيروز نشد؟
... ،خب، اين جنگ راجب برده داريه
پس اگه جنوب برنده شد، شما دو تا گوساله بايد تا يه ماه، برده هاي من باشين
و اگه شمال پيروز شد، تو يه ماه برده ما ميشي؟
ـ درسته ـ قبوله
روز خوبي رو براتون آرزومندم، آقايان در ميدان نبرد مي بينم تون
ـ عجب آدم مشنگيه ـ آره، اصلا نميدونه که جنوب جنگ رو باخته
خيلي حال ميده که کارتمن، برده مون باشه
بسيار خب، ميريم "تپه تاماروک" و کولاک ميکنيم
به بازسازي نبرد تپه تاماروک در پارک جنوبي خوش آمديد
مردان با لباس خاکستري، جزو جناح متفق از ارتش جنوب هستند
و مردان آبي پوش، متحدين از ارتش شمالي
صبح سردي در سال 1862 بود
ارتش متحد بايد اون زنگ رو از تپه تاماروک مياورد پايين
عجب حمام خوني راه افتاده بود، ولي بعد از چند ساعت، ارتش متحد پيروز شد
اين شما و اين هم بازسازي اون جنگ بي نظير
به پيش
بريم حساب اون حرومزاده هاي متفق رو برسيم
آتش
بسيار خب، افراد، آتش
زدمت ند، بايد بيفتي زمين
واي. پس اينجوري بوده
هي، اون يارو داره چيکار ميکنه؟
زنده باد ارتش متفق
چه وضعشه
ـ زنگ رو برد ـ نميتونه همچين کاري بکنه
ارتش متفق که نبايد زنگ رو بگيره
زنده باد جنوب
کارتمن، نميتوني همچين کاري بکني
لعنتي. مجبوريم باز از دوباره شروع کنيم
بسيار خب دوستان، قصد داريم بازسازي رو دوباره اجرا کنيم
چون يه اشتباهي در مورد زنگ صورت گرفت
ميدونم قصدت فقط کمک بود، اريک
ولي اين دفعه بايد بذاريم ارتش متحد زنگ رو بگيره
ـ آخه چرا؟ چرا اونا بايد زنگ رو بگيرن؟ ـ خب، چون ما قراره شکست بخوريم
ولي مجبور نيستيم شکست بخوريم
ـ چي؟ ـ آقايان، ما ميتونيم تو اين جنگ پيروز بشيم
البته ميتونيم شکست بخوريم و امشب برگرديم :پيش خونواده هامون و بگيم
،موفق شديم. همونطور که قرار بود شکست خورديم مايه افتخار نيستيم؟
يا اينکه مي تونيم او تپه رو بگيريم
،اون تپه رو ميگيريم، جلوش وايميستيم :سرمون رو ميگيريم بالا و فرياد ميزنيم
"امسال ديگه نه. امسال مال ارتش متفقه"
ـ خداييش راست ميگه ـ جيمبو
آره. 22 ساله که تو مراسم ... ،بازسازي اين جنگ شرکت ميکنم
... و به مدت 22 سال، اين افراد ارتش متفق مجبور بودن
توسط افراد ارتش متحد دست انداخته بشن و مسخره بشن
ديگه حالم از اين وضع بهم ميخوره
آره، چرا هر سال بايد به خواسته هاشون تن بديم؟
از شکست خوردن تو اين جنگ ديگه خسته شدم
نظرم اينه که وقتش رسيده تا فک چند نفري رو بياريم پايين. کي با منه؟
بسيار خب دوستان. بخاطر شروع اشتباه عذر ميخوام. آماده ايم تا دوباره مراسم رو شروع کنيم
... صبح سردي تو سال 1862 بود. ارتش متحد مجبور بود
اونا چيکار ميکنن؟
يانکي هاي توله سگ
درد داشت
لعنتي. چه غلطي دارن ميکنن؟
ـ چيکار بايد بکنيم؟ ـ جونت رو وردار و در رو
خداوند مرداني که براي آزادي شون جنگيدن رو حفظ کنه
خداوند تمام اون مردان رو حفظ کنه و تمام ارتش متفق رو
به افرادت بگو تسليم شن، ژنرال
جيمبو، عقلتو از دست دادي؟
به افرادت بگو تسليم شن، ژنرال
باشه، باشه، تسليم ميشيم
جنوب پيروز شد؟
جنوب پيروز شد
لعنتي
خب، الان ديگه ميتونيم همه با هم دوست باشيم
بيا رندي، يه کم عرق اسموري بزن
خب، نميتونم شاد باشم. شما زدين بازسازي رو خراب کردين
بيخيال، يه کم بخور
ـ پس بچه ها، آماده اين که برده من بشين؟ ـ تو تقلب کردي کارتمن
... آره و اصلا مهم نيست، چون شرط سر اين بود که
جنوب تو جنگ پيروز نشه و هنوز هم که پيروز نشده، **ـخل
خيلي بده که اينقدر در زمينه تاريخ، خنگي بايد خودت هم اينو بدوني
،خيلي ازتون متنفرم خيلي خيلي زياد
قرار نيست اينطوري باشه. اصلا و ابدا
... به نظر من
ارتش متفق بايد ميزد دهن شون رو توي توپيکا سرويس ميکرد
درست نيست. ارتش متفق بايد فک شون رو هم توي توپيکا مياورد پايين
خيالاتي شدين
(شايد بايد توپيکا رو بگيريم (تصاحب کنيم
،اونا توي کنزاس ما رو مسخره ميکنن فکر ميکنن ارتش جنوب، يه شوخيه
ـ اونا به مقام ما احترام نميذارن ـ احترام نميذارن؟
نه. به نظرم بايد توپيکا رو بگيريم
ميدونين چيه؟ شرط مي بندم همين الان مي تونيم توپيکا رو بگيريم و ثابت کنيم که همه شون در اشتباهن
درسته
شايد بايد همون کاري رو با توپيکا بکنيم که ارتش متفق بايد ميکرد
ـ شرط مي بندم که ميتونيم ـ من هم شرط مي بندم که ميتونيم
شرط مي بندم نمي تونين
چي؟ اين يه کل کله؟ شرط مي بندم مي تونيم
شرط مي بندم نميتونين. چون همه تون بي دل و جرأتين
بي دل و جرأت؟ آره؟
افراد. وقتشه به همه نشون بديم ارتش متفق يعني چي
واسه اولين و آخرين بار قصد داريم توپيکا رو تصاحب کنيم
شما ها ممکنه امروز تو ارتش متحد ... شکست خورده باشين
اما ميتونين همين الان به ما ملحق بشين غرور تون رو برگردونين
شايد ارتش متحد، نفرين شده ـس
بريم
دوباره بگيد ببينم شرط مون چي بود؟ بذار ببينم
... آره، يادم اومد. اگه جنوب پيروز بشه
شما ها بايد يه ماه برده من باشين
اونا فقط مستن کارتمن. همين که عقل شون بياد سر جاش، بيخيال ميشن
.آره، از آزادي تون لذت ببريد آقايان بزودي جزو دارايي هاي من خواهيد بود
بيا کني. بيا واسه ما بجنگ و بهت اطمينان ميدم که کلي غنيمت و زن گيرت مياد
ـ صبح بخير خانم هاليس ـ سلام رالف
احيانا بازي ديشب رو ديدين؟
... راستش داشتم برگه ها رو تصحيح ميکردم و
اين صداي چيه، سرکار؟
بي حرکت، رفيق. اين گلوله ها درسته مشقيه اما عين چي درد داره
.مال ماست. مال ماست توپيکا رو گرفتيم
بگو ببينم عرق هاي اسموري ياگرمينت رو کجا نگه ميداري؟
عرق؟ فکر کنم بايد تو مشروب فروشي باشه
ـ کجا؟ ـ تو مشروب فروشي، تو مشروب فروشي
بياين بچه ها
اين عجيب و غريب ترين چيزيه که تا حالا ديدم
ببخشيد
مامانم بخاطر رفتن بابام به کنزاس حسابي عصبانيه
ميدونم، ولي آخه چرا بايد عصبانيت شون رو سر ما خالي کنن؟
اصلا چرا بايد منتظر برگشتن شون باشيم؟
يه اتوبوس داره مياد
باترز؟ تو تنها کسي هستي که برگشته؟
من باترز، نماينده ارتش متفق هستم، قربان
از ميدان نبرد پيغامي براتون دارم
کدوم ميدون نبرد؟
توي توپيکا، آشوب به پا کرديم
يه جورايي باحال ترين چيزي بود که تو اين ماه هاي اخير برام رخ داده بود
خب ميخواين پيغام تون رو بخونيد يا نه؟
بچه هاي عزيز. کلمات نمي تونن توضيح بدن چقدر از شما بچه ها متنفرم
و همچنان که در راه مان بسوي شمال به سوي منطقه بزرگ ناآشنا مي جنگيم
فقط يک چيز باقي مي مونه
اينکه من با تک تک اعضاي متفقم، از شما متنفرم
توپيکا رو گرفتيم و الان بايد افراد رو به سمت ميزوري هدايت کنم
چون تا زماني که پيروز نشيم تا شما ها برده هاي من بشيد، کنار نمي کشم
چون ازتون متنفرم
خيلي خيلي زياد ازتون متنفرم
ارادتمند شما، ژنرال کارتمن لي
No comments yet. Be the first to leave one.