لومړۍ 200 کرښې.
...دو هفته قبل
...یه گنبد نامرئی روی چسترز میل افتاد
.و ما رو از بقیه ی دنیا جدا کرد
...اینکه چرا گنبد اینجاست یا چه اسراری داره
.رو هنوز نمیدونیم
...هر روز ظرفیت ما رو امتحان میکنه
.بهترین و بدترین شکلمون رو بهمون نشون میده
...بعضی ها میگن برای همیشه اینجا گیر افتادیم
ولی ما هیچوقت از تلاش برای پیدا کردنِ .راه خروج دست نمیکشیم
.انجی" مرده"
اوه خدای من
حالا میخوای منُ مقصر بدونی؟
.هیچکدوم ما همچین کاری نمیکنه
خب، پس کار کی بوده؟
امکان داره یه نفر رو اینقدر دوست داشته باشی که بهش آسیب بزنی؟
...ولی تو هیچوقت به کسی که
عاشقشی آسیب نمیزنی، میزنی؟
.اول "لیندا" رو از دست دادیم، حالا هم "انجی" رو
.فکر میکردم گنبد قراره از ما محافظت کنه
.نه، این کار ماست... خودمون باید از همدیگه محافظت کنیم
...تعداد افراد این زیر برای
.منابعِ محدودِ ما خیلی زیاده
.امکان نداره همهمون زنده بمونیم
اون کیه؟
سلام، اسمت چیه؟
.کار اون دخترهست که تو جنگل دیدیم
.یه رد پای خونی تو مدرسه پیدا کردن
.این خیلی شبیهشه
پاولین" اینُ کشیده؟"
20 سال پیش
...من فقط داشتم
.میگشتم
دنبال چی؟
.چیزی که یادم بیاد
.احساس میکنم تو رو میشناسم
.تو گواهینامهات نوشته اهل "زنیت"ـی
یعنی اهل اینجا نیستی؟
تو اهل کجایی؟
.نمیدونم
داری ازش باجویی میکنی؟
...نه، من
فقط دارم سعی میکنم بفهمم کیه، باشه؟
.حتی اسمش رو هم نمیدونیم
.صبر داشته باش
متاسفم، ولی داره ادای یه دختر کوچولوی .معصوم رو درمیاره، من که باورم نمیشه
.ادا نیست - مطمئنی؟ -
...چون وقتی اومدم اینجا
.داشت وسایل من رو میگشت
...فقط میخوام تو اوردن ولگردها
.به خونهمون یه کم احتیاط کنی
...خب، فراموش نکن که آخرین ولگردی که
.اوردم اینجا، تو بودی
.باید برم رستوران
نام نویسی اجباری "جیم"؟
منم میتونم باهات بیام؟
.البته که میتونی
فکر میکنی کسی منُ میشناسه؟
.بعدا میفهمیم عزیزم
این بوی چیه؟
.عطر روغن درخت فلوس ـه
بوی خوبی میده، نه؟ - آره -
میتونی ازش یه ادوکلن درست کنی؟
برای تو؟ آره
چی شده، با یه خانم قرار داری؟
... از زمانی که .نُه سال میگذره
.پاولین" فوت شد" - آره -
.آره، هنوزم هر روز بهش فکر میکنم
...میخوام بدونی که
.به خاطر حمایتت تو اون دوره، ازت ممنونم
...با توجه به تاریخچهای که باهاش داشتی
.حتما کار سختی بوده
."اونی که آدم بهتری بود اون جنگ رو پیروز شد "جیم
حالا این خانم خوش شانس کیه؟
"ربکا پاین"
.معلم علوم دبیرستان ـه
.چند وقتیه با هم کار میکنیم
.یه چیزی دربارهاش هست که برام جالبه
...اگه بخوای
...میتونم یه عطری برات درست کنم
.که باعث میشه فرومونهات حسابی فعال بشن
."خیلی ممنون "لایل
.ولی دیگه از اون روغن درخت فلوس نمیخوام
.یه کم زنونه به نظر میاد
برای چی میخندی؟
.نمیدونم، به خاطر امروزـه
.به نظر روز خوبی میاد
...تو رستوران برای نام نویسی
منتظرت باشم؟
آره
.آره، اونجا میبینمت
.سوالات رو هرچقدرش رو که میدونید جواب بدید
...این بررسی، اطلاعات مورد نیاز رو بهمون میده
.تا بتونیم به همه، موادی که نیاز دارن رو برسونیم
باید برم بگردم؟
.آره، آه، من همینجا وایمیستم
هنوز چیزی دربارهی "انجی" یادش نیومده؟
.نگران نباش، قاتلش رو پیدا میکنیم
...در ضمن
.تا همین چند روز پیش، چهار تا دست بود
.اما حالا که خواهرم مرده، سه تا مونده
یعنی گنبد گذاشته اون بمیره؟
اگه اشتباه کرده باشیم چی؟
یعنی گنبد برای محافظت از ما نیست؟
.نمیدونم
اگه تو نمیدونی، پس کی باید بدونه؟
.دیدم از اینا نداری
مرسی - .فقط دارم کمک میکنم -
جو"؟"
.میخوام یه لطفی بکنی
...میتونی درِ اتاق پروژه رو باز کنی
و ببینی آمادهست یا نه؟
یادت میاد یه آسیاب بادی برای پروژهی انرژی ساختیم؟
.آره، هنوزم مشخصاتش رو تو تبلتم دارم - عالیه -
...برام بیارش، میخوایم مقیاس خیلی بزرگترش
...رو بسازیم، تا
.برای شهر برق تولید کنیم
چه باحال
.میتونی دوستت رو هم ببری
.من اینجا مدرسه نمیرم
.خب، تمام کسانی که 14 تا 18 سالهان، شرکت میکنن
.و اینم از آخرین مزیت زندگی زیر این گنبد
کسی رو نمیشناسی؟
.تو هم میتونی کمک کنی
.نه، اون با من میمونه
چه کمکی؟
.واسه یه آزمایش
.اشکالی نداره
.دوست دارم کمک کنم
.مراقبش باش
حسابی داری با مسئولیت جدید حال میکنی، نه؟
.من فقط برای شهردای کار میکنم
.لطفا فرم رو پر کنید
وقتی هنوز مطمئن نیستی، برای چی خودت رو شکنجه میکنی؟
.دستبند "انجی" زیر تخت من بود
تو عاشقش بودی، درسته؟
.بیشتر از هر چیزی
...واقعا فکر میکنی
...میتونی کسی که بیشتر از همه
دوستش داری رو بکشی؟
نه
.نمیدونم
...چرا نمیتونم چرا چیزی یادم نمیاد؟
.اون شبی که "انجی" مرد، گفتی بیهوش شدی
.خودت اینُ گفتی
...نمیدونم، شاید هیچ معنیای نداشته باشه، ولی
...مامانت
.اونم اینطوری میشد
.دکترها بهش میگفتن گریز گسسته
...جدایی" یا" .یه همچین چیزهایی
...خب، وقتی اینطوری
میشد چه اتفاقی براش میفتاد؟ خشن میشد؟
...نکتهی مهمش اینه که بعضی وقتها، بعد از بیهوشی
...میرفت جایی که اثر بیهوشی رو پیدا کرده بود
.و یه سری جرقهها تو سرش زده میشد
.یه چیزهایی میدید، کمی از خاطرات برمیگشتن
.پس منم باید برگردم جایی که "انجی" رو پیدا کردم
.شاید یه چیزی یادم بیاد
"هی "جیمز
.هر اتفاقی که افتاده باشه، من و تو یه خانوادهایم
.این مشکل رو با هم حل میکنیم
.خیلی خب مردم، هر ظرفی که میتونید بردارید، بریم
.بارندگی خیلی کم شده
.هر چقدر که میتونید آب آشامیدنی جمع کنید
فکر نمیکنی یه کم رییس بازی درمیاره؟
.صبر کنید
.داره خون میباره
ارائه ای مشترک از تی وی ورلد و شوتایم
کیارش | بهزاد | محمد K.1.A.R.A.5.H | Achillies | viper114
نمیتونه خون باشه، نه؟
.آبمیوه با طعم گیلاس که نیست
.میسوزونه
.بریم بشوریمش، زود باش
.خیلی خب، همگی گوش کنید .آروم باشید و همین داخل بمونید
تا وقتی بارون بند بیاد اینجا میمونیم، باشه؟
"جیم" - بله؟ -
تو میدونی چرا اینطوری شده، نه؟
"ده بلا" ده بلایی که خدا بر سر فرعونِ) (مصر آورد تا یهودیان را آزاد کند
لایل"، الان وقت مذهبی بازی دراوردن نیست، باشه؟"
.اوه، ولی اون حملهی حشرات
.میتونست کار ملخ بوده باشه
."پروانه ملخ نیست "لایل
جیم"، سه تا بلا" .یه دفعه روی سرمون نازل شد
...آتیش و حمله ی حشرات
.و حالا تبدیل آب به خون
.این خون نیست
از کجا میدونی؟
.خب، خون پوست رو نمیسوزونه
...آره، ولی اینطوری از آسمون هم نمیباره
.یه نگاه به بیرون بنداز
.ده سال پیش تو هند هم بارون قرمز اومد
.دلیلش هم تخم های یه نوع غیرعادی از جلبک بود
من از کتاب مقدس کمک میگیرم .که بفهمم چه اتفاقی داره میفته
تو به چی نگاه میکنی؟
...علم، مثل
،مثل وقتی که گنبد معناطیسی شد .یا به غلات حمله شده بود
پس میخوای همه چیزُ حل کنی، ها؟ تو و علم؟
.تلاش میکنم ...خیلی خب، آم
.یه کم از آب رو جمع کردم
...میتونم تو آزمایشگاه مدرسه بررسیش کنم
.و یه راه برای خنثی کردن خاصیت اسیدیش پیدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.