لومړۍ 187 کرښې.
وای خدا. اومد
خب، کریس، آروم باش
امشب قراره بهترین شب زندگیت باشه
سلام
سلام، کریس
یه کم زیادی به خودم رسیدم. نه، آخه
باید قرار رو کنسل کنم
خواهر کوچیکم مریض شده و مامان و بابام هم امشب میخوان برن بیرون
خب، من میتونم بیام اونجا و کمک کنم
میتونیم سوپ مرغی چیزی درست کنیم
نه، نباید بیای اونجا. مریضیش واگیر داره
نمیخوام تو هم مریض بشی
هفته دیگه میریم اون رستوران فرانسویه، باشه؟
باشه
کِی؟
نمیدونم. جمعه، شنبه
باید برم. خواهرم منتظرمه
از دستم ناراحتی، نه؟
نه
خب، آره، یه کم
ولی درکت میکنم
میدونی کریس
دخترایی مثل تو یه بار در قرن پیدا میشن
اوهاوه
واگیردار
واگیردار؟ آره، خودش اینجوری گفت
داره دروغ میگه
برندا
اه، خدا. نمیفهمم چرا اینقدر الکی بزرگش میکنی
اون بهترین اتفاقیه که تا حالا برام افتاده
اون تنها اتفاقیه که تا حالا برات افتاده
واسه همینه که باید بزنیم بیرون
مثل بستنیفروشی میمونه؛ تو فقط یه طعم رو امتحان کردی
میدونی، من ازت خواستم بیای اینجا که حالم رو خوب کنی
حالم بدتر شد
اوه، کریس، متأسفم
فقط اعصابم خیلی خورده. مامان و بابام دارن دیوونهم میکنن
نامادریم خیلی رو اعصابه
اگه از این خونه نرم بیرون، توی نوشابهش چاهبازکن میریزم
این کار رو نکن
کریس؟ سلام برندا. سلام
سلام مامان. خانم اندرسون بود
میخواست بدونه امشب میتونی از بچهش نگهداری کنی یا نه
نه. بهش بگو نمیتونم. چرا نه؟
صبر کن، مگه قرار نبود یه کاری کنیم؟ من باید برم خونه
چون میخوام خونه بمونم و دپرس باشم
پرستاری از بچههای اندرسون؟ اون که هر کسی رو دپرس میکنه
دیگه برای پرستاری از بچه پیر شدم
برد، میدونی چی شده؟
مامان اگه ببینه با اسکیت توی خونه میگردی، میکشتت
مامان اول باید بتونه منو بگیره. میدونی چی شده؟
برام مهم نیست، کلهخراب
مامان، کریس رو راضی کرد که بیاد از من نگهداری کنه
کریس؟
وای خدای من
سارا! فعلاً
کریس
کریس داره میاد. میشه بری کنار؟
کریس داره میاد
اوه، نه
سلام کریس. بیا تو. سلام
یه دنیا ممنون بابت این کار
ببخشید که یهو خبر دادم. مشکلی نیست
خوشحالم که تونستم کمک کنم
سارا. سارا
دوباره کرم ضدجوش منو برداشتی؟ قهوهایم تموم شده بود
عالی شد. حالا چطوری جوشهام رو بپوشونم؟
نارنجی میخوای؟ نمیتونم از رنگ استفاده کنم
نظرت چیه؟ فکر کنم این بهترین کارهم تا الان باشه
پرتوهای خورشید و شنل و کلاهخود مخصوص رو هم کشیدم
آفرین! کل کرم ضدجوش منو واسه یه نقاشی دیگه از «ثور» هدر دادی؟
ثور قهرمان منه. ثور یه سوسوله
نیست
چرا، هست
نیست. ثور یه سوسول تمامعیاره
حرفت رو پس بگیر برد. حرفی که درباره ثور زدی رو پس بگیر
آخرش با این چیزا یه نفر رو به کشتن میدی
حرفت رو پس بگیر برد. حرفی که درباره ثور زدی رو پس بگیر
نه
اگه پس نگیری
به کریس میگم که چقدر براش شعرهای عاشقانه مینویسی
باشه سارا. معذرت میخوام
ثور سوسول نیست. ممنون
سلام کریس. سلام
سلام
سلام. تو که نشنیدی اون چی
اوه، نه. بیخیال
پسر، خیلی عالی شدی. جدی میگم
موهات. چشمات. مگه چشه؟
خیلی جای درستی قرار گرفتن
برد، آروم باش. آروم
میتونم پالتوتون رو بگیرم؟
اوه
ببخشید. معذرت میخوام
نمیخواستم... ببخشید. ممنون
پسر، عجب پالتوی باحالیه. عمراً از این مغازههای معمولی خریده باشی
خیلی خفنه. مال پدربزرگم بود
سلیقهش حرف نداشته. اون مرده
برد، اینقدر دورِ کریس نپلک. بیا تو آشپزخونه عزیزم
آره، همینطوره. اون شب داشتیم بازی میکردیم
اوه، واقعاً؟ آره
سلام. چطوری کریس؟
کارِ برد بود. برد، تمیزش کن
چشم مامان. خب کریس
چند تا نکته رو برات نوشتم
ما تو یه مراسم تو مرکز همایشها هستیم. بیا
سارا حق نداره تو خونه اسکیت پاش کنه
خب سارا، حرفِ کریس سنده، باشه؟ حتماً
میتونیم بریم بستنیفروشی؟ خب، آره
آره، ولی خیلی دیر نکنید، باشه؟
برد هم امشب پیش دوستش داریل میمونه، پس نگران اون نباش
این یکی هم تازه یه سرفه خیلی بد رو رد کرده
الان تقریباً دو هفته شده. واسه همین میخوام از این دارو بخوره
یه قاشق تا یه ساعت دیگه بهش بده، یکی هم قبل خواب
میشه اینقدر شکلات نخوری؟
تمام صورتت جوش میزنه
مامان
یا خدا
بهتون خوش بگذره بچهها. ما باید تا ساعت ۱ خونه باشیم
باشه. مواظب کوچولوی من باش
با جونم ازش محافظت میکنم
خداحافظ. فعلاً
برد، برو تو آشپزخونه اون کثافتکاری رو جمع کن
صدای درِ پشتیه. من میرم
بیا کریس. بریم تلویزیون تماشا کنیم
بالاخره میای اینجا یا نه؟ نه، دیگه نه
کریس اونجاست، مگه نه؟ نه
چرا هست. واسه همینه که امشب اینجا میخوابم
فکر نکنم. بیخیال
هنوز لباساش رو در نیاوردی؟ بیادب نشو. برو عقب
تا عاشق شدی یهو باکلاس شدی
من عاشق نشدم. چی تنشه؟
لباس. حالا گمشو بیرون. باید این مجله جدید رو ببینی
یه دختر توشه که دقیقاً شبیه کریسه
عجب چیزای بزرگی داره
اه. وای خدا
کی دمِ در بود؟ یه سگ ولگرد
چی؟
میخوای بری دانشگاه؟
ها؟
اوه، عالی شد
ممنون مامان
داری میری دانشگاه؟ نه
خدا رو شکر. آروم باش
شاید مایک باشه
الو؟
یه تماس پولی از طرف برندا رو قبول میکنید؟
آره
کریس، برندام
برندا... کریس
برندا، چی شده؟
اوه کریس، بدبخت شدم. تو که همیشه بدبختی
نه، این دفعه واقعاً تو دردسرم. انجامش دادم
توی نوشابهش چاهبازکن ریختی؟ نه، از خونه فرار کردم
چیکار کردی؟ کجایی؟
توی پایانه اتوبوسرانی مرکز شهرم. گوش کن، هیچجا نرو
نمیتونم. اصلاً پول ندارم. هر چی داشتم دادم به کرایه تاکسی تا اینجا
کریس، به کمکت نیاز دارم. میدونم
تو تو خونه مایی. اگه با تاکسی بیام سمت خونه اندرسونها
میتونی پولش رو حساب کنی؟ اوه نه، اونجوری حدود ۴۰ دلار میشه
من ۴۰ دلار ندارم. خب، میتونی بیای دنبالم؟
نه، دارم از بچه نگهداری میکنم
نمیتونم به هیچکس دیگهای زنگ بزنم
بابام خبر نداره. اگه بفهمه منو میکشه
خواهش میکنم. اینجا خیلی ترسناکه
سه نفر رو دیدم که داشتن به یه خانم چینیِ کچل که شلوار نداشت مواد تزریق میکردن
یه پیرمرد هم اون بیرون دنبال دمپاییهاش میگرده
از خونه من برو بیرون
تازه اسبابکشی کردی
لطفاً زودتر بیا اینجا. ماشین مامانم دستمه
نمیتونم باهاش برم تو مرکز شهر
وای خدای من. یه مرد اسلحه داره
منو از این خرابشده ببر بیرون. ببین، فقط گوشی رو قطع کن و بشین
تکون نخور. نیم ساعت دیگه اونجام
لطفاً عجله کن. فکر کنم میخواد یه نفر رو بکشه. شاید منو
برندا؟
باورم نمیشه. اصلاً باورم نمیشه. مایک کیه؟ دوستپسرته؟
آره. باید برم مرکز شهر
برد، مواظب سارا هستی؟ عمراً
اگه خونه منفجر شد چی؟ خونه منفجر نمیشه
اگه اینو بذاری اینجا، حتماً میشه
من یه ساعت میرم و میام. همین. باشه؟
شما با هم فابریکید یا چی؟ چی؟
هستید؟ آره. شما دوتا دارید به حرفای من گوش میدید؟
مامانم داره بهت کلی پول میده که مواظب من باشی
برد میتونه مواظبت باشه
چرا مامانم باید به تو پول بده که برد مواظب من باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.