لومړۍ 200 کرښې.
"برنامه ي ازدواج ستاره ها " ما ازدواج کرديم
" هفت صبح, زوج کاهو سوار اتوبوس ميشن "
سلام
!پسر شاداب ! اومدي؟
!پسر شاداب ! اومدي؟
انقد زياد عکس العمل نشون نده
...با شوهر يکي ديگه
"امروز ...." تور مورچه اس
" !تور مورچه؟"
به نظر نمياد يه چيزي تو مايه هاي توري که نيايد بپرسي.." باشه"
...از اونجايي که بعد از زوج الکس ما قديمي ترين زوجيم
از اونجايي که زوج هاي جديدي دارن ميان, ما بايد بهشون نشون بديم زوج هاي مزدوج چطورين
زوج هاي مزدوج بايد اينطوري با هم دعوا کنن
...زوج هاي مزدوج ميتونن اينطوري با هم دعوا کنن
...يا اينطوري با هم معذب باشن
...ميتونن گاهي اوقات اصلاً با هم حرف نزنن
...سکوت هاي معذب کننده داشته باشن
شما هنوزم با هم معذبين؟- نه-
ما با هم معذب نيستيم, درسته؟
!آجوشي! بيا راه بيفتيم, ديرمون شده
شما دوتا اين روزا بهتر از مايين
"سوال:چه انتظاري از تور مورچه داري؟" ...بيشتر از انتظار داشتن
...شنيدم قراره غريبه ها بهمون بپيوندن
...براي همين ناراحت بودم
...و اگه بخوام روراست باشم, دلم نميخواس برم
...من همچي رو توي يه کيف آوردم
چي؟
...کيف طلايي
اين مال شماس؟
...آره, من لباسمو عوض نميکنم
...ما, ما مثل
ما يجورايي مثل سازمان کلاهبرداري از هنرمنديم
ميتوني خوب انجامش بدي, درسته؟
.من حتي واسه خاطر اين نخوابيدم, نيگا
...وقتي ما رفته بوديم استخر, ...چون فقط دو تا زوج بوديم
...نتونستيم خيلي کار گروهي انجام بديم
عزيزم, چرا اونطوري بهم زل زدي؟
فقط دارم نگات ميکنم
فقط داري نگاه ميکني, درسته؟
منم فقط دارم حرف ميزنم
اينم فقط نگاه عاديته, درسته؟
بعد اين همه مدت زندگي کردن باهاش, هنوز اينو نميدوني؟
...حتي بعد از زندگي کردن با هم, ...بازم ميترسم
هيون جونگ حتي هنوزم جرأت نداره باهات حرف بزنه
پسر شاداب, چِته؟
....شما به نظر مياد توي فرماندهي بهتر از يه 50 ساله
...اول بايد سرزنششون کنيم
...چون دير کردن
اوني اينجا از همه بزرگتره
...تو بايد توي مبارزه ي اراده ببري
...بين همه ي اعضا, تو از همه بزرگتري
منظورت از نظر کاره؟
از نظر کاري, تو از همه بزرگتري
بيا به جاي کار از نظر سني بگيم
هيون جونگ, خوبي؟
من؟ من خوبم
پس چرا نميان پايين؟
ميدوني که از منتظر موندن متنفرم, درسته؟
...ميدونم
عزيزم
...اين چيزي نيس که بخواي به خاطرش از من عصباني شي
...سعي کن بهشون زنگ بزني
مگه اين تور مورچه نيس؟
...اين بچه ها
بشين
الو؟
چيه, دختر کوچولو؟
سلام, اوپا
کجايي؟
چي ميگه؟
.ميگه چرا دير تماس گرفتيم, اونا منتظر بودن
الو؟
خانوم سون دامبي؟
...چرا شما نمياين پايين؟ ما هممون منتظريم
...باشه, الان تو راهيم, داريم ميايم پايين
...زودباشين بياين پايين, سانبه ي بزرگ ( هوانگ بو ) منتظره
" اين آدم "
اومدن, اومدن
باشه؟ ميتوني انجامش بدي
" يجورايي مجبور به برقراري نظم و انضباط شده "
چرا انقد چمدون با خودشون آوردن؟
چرا انقد استرس دارم؟
!ميتوني انجامش بدي
فقط بايد تا جاييکه ممکنه پُررو باشم, درسته؟
!آره, با پُر رويي
ولي بايد بلند حرف بزني
...اگه نتونن صداتو بشنون , فايده نداره
...دارم ديوونه ميشم
...اداي ناظم هارو در آوردن
" تظاهر به ناديده گرفتنشون ميکنه "
" زوج جديد خيلي راحتن "
...حتي داره آدامس هم ميجوئه
دوباره که قرار نيس مارکو بلافاصله زانو بزنه؟- "سه نفري که تظاهر ميکنن چيزي نميدونن و جوون ترين عضو که قراره سرو صدا به پا کنه "
هيون جونگ, هيون جونگ الان وقتشه, الان وقتشه
...يه لحظه
...حتي صورتشم سرخ شده
...سلام
...فقط يه لحظه
...يه لحظه
" !!بايد ترسناک باشي "
" مؤدب " شما...خيلي...دير کردين
...خيلي دير اومدين
چرا نشستن همونجا؟
...نه... تو ميتوني اينکارو کني
!!ميتوني انجامش بدي
...من ميتونم
ميتوني انجامش بدي, تو ميتوني, درسته؟
ببخشيد, چرا انقد دير کردين؟
...درسته, لطفاً بشينين اينجا
...اشتباه من بود
شوهر من براي اينکه براي همچين کارايي ازش استفاده ...شه , زيادي خوبه
مارکو؟ چرا انقد دير کردي؟
ببخشيد
فکر ميکني همچي با " ببخشيد " درست ميشه؟
من واقعاً معذرت ميخوام- !اون واقعاً خوبه
" خيلي مؤدبانه تعظيم ميکنه "
...دليل اينکه زنگ زدم
تو خوبي عزيزم؟
...سلام
...اول..بياين
...برنامه ها
با خودتون چيزي براي خوردن آوردين؟
نه
چطور ميتوني بدون حتي يه ثانيه فکر کردن , انقد سريع جواب بدي؟
!!من واقعاً هيچي نياوردم
مارکو, مگه تو آشپزي نميکني؟ " کمکش ميکنه "
چطور ميتوني براي مسافرت چيزي واسه خوردن نياري؟
پس, توي اون ساک گُنده چي گذاشتي؟
مگه خودشونم قرار نيس برن سفر؟
اون تو چيه؟
توش چيه؟
...ما فقط مشروب آورديم
...پس همون کافيه
...اوني
بايد مياورديم؟
!!البته
يکي بايد خوراکي بياره
اينا خيلي بي فکرن
...اصلاً به چيزي عميقاً فکر نميکنن
...شوهرم داشت خوب با شرايط وفق پيدا ميکرد
...و حالا, با اين غريبه ها, باز با سازگار شدن مشکل پيدا کرده
هيون جونگ, تو خوبي؟-
بله هيونگ
ميگه نميدونه بايد چيکار کنه
...فقط صميمي باش
!آجوشي ! بزن بريم
کي قراره هممون جمع شيم؟
بياين بعد از اون برنامه ريزي کنيم
واسين, بايد بهشون زنگ برنم
...گوشي داره زنگ ميزنه
الو؟
آه, کجايي؟
.هيونگ, خونه
من کاملاً حاضرم...ولي يوبي هنوز زيرشلواري بلندش پاشه
باشه, من سريع زيرشلواري بلندشو درميارم و پيرهن تنهش ميکنم ميام
باشه, باشه, 5 دقيقه
...اون تنها کسيه که زيرشلواري بلند ميپوشه
حتي منم از اونا نميپوشم, مردم واقعاً اونارو ميپوشن؟
...استايل زيرشلواري بلند قشنگ نيس
چرا آدم بايد زيرشلواري بلند بپوشه؟ !بهتره بجاش فريز شي بميري
...اومدن, بالاخره اومدن
واقعاً خيلي دير کردن
اومدين؟
چرا انقد طولش دادين؟
!يوبي؟
!!اوني
يوبي, داري ميري عروسي؟
اينو آماده کرده بودي؟
...چون اولين بارمه, براي همين
داري ميري قرار از پيش تعيين شده؟
...چون اين ماه عسل منه , بايد خشگل به نظر بيام
ماه عسل؟
با اون لباسا زيرشلواري بلند پوشيده بود؟
!بزن بريم مارکو و دامبي يخورده عصبي به نظر ميان
" از تور نپرسين "
" از تور نپرسين "
...از اونجاييکه هممون اينجاييم
...دو زوجي که پشتن, زوج هاي اصلي
...و زوج هاي تازه به دوران رسيده اي که تازه رسيدن
بنابراين ميتونيم گروه بندي شيم...من تور "مورچه" رو ترتيب دادم
حتي بلندگوشم طلاييه
"ما داريم ميريم به يه شهرک..."آنميوندو
...جناب, ما تمايلي به خريد نداريم
... فعاليت هاي تور مورچه " شامل ليست کوتاهي از برنامه هاس"
!خواهشاً ازش پيروي کنين, و ما ديگه شروع ميکنيم
!شروع
!...يک کَفِ مرتب بزنين
از اونجايي که جَو سنگينه, چطوره بازي 369 رو بازي کنيم؟
" بعد از کلي سکوت "
مجازات بازنده رو چي تعيين کنيم؟
زوج ها بايد همديگه رو ببوسن
چطوري يادش دادي؟
الان ديگه کاملاً عادتش دادي
...الان براي چند لحظه
منتظر بودم يکي سر صحبتو باهام باز کنه ...تا بازي 369 رو پيشنهاد بدم
...الان يه ساعته که خودمو آماده کردم
ولي کسي باهات حرف نزد؟
...خوشبختانه, سکوت بود ...و من سعي کردم يه چيزي بگم
" بالاخره, خارج از شهر"
...چرا تو داري
No comments yet. Be the first to leave one.