The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종)

The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Great King Sejong E38 HDTV 720p H264 KOreanFa
د لخوا تبصره Rahpooyan
ترجمه و زيرنويس : مرتضي عرب زاده کاري از گروه ترجمه کره فا

تګونه

HDTV
hdtv
720p
720
HD
په خپور شو: 2016-01-29
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 181 کرښې.

معنی این کار چیه ؟

همسرم بیماره , پدر

تو چطور تونستی ؟؟

پزشک را به خاطر من احضار کنید

عقلت رو از دست دادی ؟

اون همراه با بچه ی منه

شما یک حیوون مجروح را دور نمیندازید

اون قراره نوه تون را به دنیا بیار , پدر

ما اینجا چی کار می کنیم ؟ ما باید الان توی تالار حضار باشیم

ما باید از امپراطور استدعا کنیم تا ولیعهد را عزل کنند

تو هرزگی ولیعهد را با انتشار نشریه در قصر , فاش کردی ؟

متوجه منظورتون نمیشم ؟

حفر کردن زمین برای دشمن سیاسیت

خیلی بهتره برات , وزیر شیم

من کجا هستم ؟

اینجا قصره

تو در اقامتگاه من هستی

میخوام از اینجا برم

تو نباید بری

دراز بکش

دراز بکش و استراحت کن

عقلتون را از دست دادید ؟

فکر کنم حق با توئه

پزشک را خبر کن و بقیه را بیرون نگه دار

ولی سرورم

اونچه را که گفتم انجام بده

بانوی من

ورود منو اعلام کن

ولی بانوی من

میخوای خودم یه کاری کنم یا

در را باز می کنی ؟

بانوی من

خودتو کنترل کن , شاهزاده

برگرد به اقامتگاهت

میخوام خودمو بکشم یا خودمو یا این قصر را توی آتش بدازم

تو باید خودتو کنترل کنی

من مثل شما نیستم , مادر

شاهزاده

اونها بهم گفتند که اگر میخوام ملکه بشم , باید مثل شما بشم

خسته شدم از بس که کارهای شما را تقلید کردم

ولی آخرش شوهرم را از دست دادم

اون قبل از اینکه ولیعهد و امپراطور آینده ی کشور باشه , شوهر منه

اهمیت نده

فکر کن که فقط من و تو اینجا هستیم

چطور می تونم ؟

سعی کن

من نباید اینقدر گستاخانه وانمود می کردم که مادر این کشور هستم

اگر احساساتم را اثبات کرده بودم و عشق حقیقی خودم را نشونش داده بودم

اگر عشقم را که در 13 سالگی با شاهزاده ی باهوش ازدواج کردم , نشون داده بودم

شای هنوز هم مال من بود

من از اینکه یه فاحشه ی بی ارزش را به قصر آورده عصبانی نیستم

من عصبانیم...چون من که مادر این بچه هستم

هیچ جایی در قلبش ندارم

...طفلکی

از کوره در رفتن تنها کاریه که می تونم انجام بدم

هیچ کاری جز کشتن خودم در جلوی اون نمی تونم انجام بدم , مادر

پسرت چی ؟

چه اتفاقی برای اون میفته ؟

چون شوهرت را از دست دادی , میخوای پسرت را ترک کنی ؟

من دارم به خیلیا آسیب می رسونم

بی خیال شو به زودی همه چیز تموم میشه

من سخنرانی سلطنتی را به تعویق انداختم

پس وزیر هوانگهی را صدا کن

عالیجناب

وزیر هوانگهی که اینجا نیست

فراموش کردم که تبعیدش کرده بودم

دیگه پیر شدم

عالیجناب

خیلیا را اخراج کردم

حالا دیگه یک نفر را هم ندارم که بیاد و جواب دندان شکن بده و درباره ی پسرم غرغر و شکایت کنه

این مجازاته ؟

بله...فکر کنم که دارم مجازات میشم

بانی من

میخوای منو خارج از قصر ببینی ؟

شما باید بمونید

...قبل از اینکه کسی بفهمه من اینجا هستم

همه اینو می دونند

یه نفر دیشب نشریه های افتراامیز را همه جای شهر پخش کرده

نشریه ؟

کی این کار را کرده ؟ کی ولیعهد را بدنام کرده ؟

مهمه که کی این کار را کرده ؟ چه اهمیتی داره که این راست باشه یا دروغ ؟

شما باید الان به تالار سخنرانی برید

یک امپراطور نباید سلطنتی بودنش را از قلم بندازه

چقدر دیگه میخواید منو تشویق کنید ؟

...تو بعد از اون گناه خائنانه که مرتکب شدی , چطور جراٌت می کنی که راحت قدم بزنی و

من همه ی اینها را از شما یاد گرفتم , پدر

چه فرقی داره که خدمتکار همسرتون را به عنوان صیغه درنظر بگیرید و

صیغه ی یک ارباب مقام بالا را به عنوان همسر درنظر بگیرید ؟

تو چطور جراٌت می کنی ؟

تو زن گستاخی هستی

چطور جراٌت کردی که به اینجا بیایی و نزدیک من بشی ؟

میدونی چه هرج و مرجی توی قصر راه انداختی ؟

شما باعث این آشفتگی هستید

مجبور بودید این کار را بکنید ؟ التماستون کردم که این کار را نکنید

مجبور بودید که بهتون تعظیم کنم ؟

تا وقتی که ولیعهد را نابود نکنید

نمی تونید شاهزاده چونگنیونگ را به تخت بنشونید ... درسته ؟

گوش کن

منظورش چیه ؟

این زن چی داره میگه ؟

سرورم

این زن داره حقیقت را میگه ؟

شما ولیعهد را بدنام کردید تا منو به تخت بنشونید ؟

برای چی باید این کار را بکنم ؟

اگر شما مرد نامرغوبی بودید که بدون حمله ی شخصی به دشمنش نمی تونست به تاج و تخت برسه

اونوقت نیاز نبود که دیگه من این جنگ را شروع کنم

پس کی ؟

اگر شما نکردید کی این چیزها را فاش کرده ؟

میخواید به اداره ی یادبود بگید که یک حکم , آماده کنند ؟

میخوام شاهزاده خانم را عزلش کنم

جائه

از اول هم عاشقش نبودم

باهاش ازدواج کردم چون بهم گفته شد که باهاش ازدواج کنم

و باهاش در روزهایی که انتخاب کرده بودند , خوابیدم تا باردار بشه

هر دوی ما به قدر کافی این مسئولیت را به دوش کشیدیم ...پس

کِی میخوای تمومش کنی ؟

ولی من به دوتا زن نیاز ندارم

این فرق بین من و شماست

کِی میخوای تمومش کنی ؟

کِی از قانون شکنی دست برمیداری و کِی

از سرپیچی و مبارزه کردن با پدرت دست برمیداری ؟

اگر امپراطور نمی تونه کار اشتباهی انجام بده امپراطور آینده هم نمی تونه انجام بده

کی گفته تو امپراطور آینده هستی ؟

من میخوام ازت محافظت کنم

ولی مردم و وزراء , تو را به هیچ وجه تحمل نخواهند کرد

این که فقط تصمیم شما نیست ؟

توقیف کردن جنگ و خونریزی ؟ این هنر شماست

ایندفعه نه ایندفعه خودت هستی و خودت

من نمی تونم زیاد از تو محافظت کنم

کِی از من محافظت کردید ؟

من همیشه بهت امیدوار بودم

...تو حتی یکبار هم از پدرت فرمانبرداری و پیروی نکردی ولی من

این امیدواری نیست این عقده ی روحی و وسواسه , پدر

ولی این چه امیدواری باشه و یا چه عقده ی روحی

شما این کار را کردید...نه به خاطر من...بلکه به خاطر اینکه فرزند ارشد هستم

شما از دست من عصبانی نیستید شما از دست خودتون عصبانی هستید

شما عصبانی و ناراحت هستید...چونکه مجبورید از

فرزند ارشد , با سماجت و اصرار , دفاع کنید

ای حرومزاده

اینو قبول کنید این یه حقیقته

ملازم سلطنتی

ملازم سلطنتی

ولیعهد رو بندازش بیرون

اونو از قصر بنداز بیرون و اجازه نده که داخل بشه

منتظر چی هستی ؟ این یه دستوره

سرورم

به پزشک سلطنتی بگو که یه نگاهی به ایشون بندازه

سرورم

امپراطور حتی یک نفر که نزدیک و صمیمی باشه را ندارند

تو نمی تونی واقعاً اون آدمای چاپلوس را افراد صمیمی ایشون بدونی

به خاطر من مراقبشون باشید

تو که میدونی ایشون یه شخص درونگرا هستند که به سختی اینو به ظاهر نش میدند...اینطور نیست؟

حالت خوبه ؟

ما حتماً کار ترسناکی را در زندگی گذشته مون انجام دادیم

حالا بیا این کار را بکن

مقام جائه را ازش بگیر

ولی تو باید از نخست زادگی محافظت کنی

چه اتفاقی افتاده ؟

چی ؟

تو خوب می دونی که دارم درباره ی چی حرف می زنم

اون رفته اون باید از اینجا می رفت

تو این کار را کردی ؟

آیا من اونو انداختم بیرون ؟

تو این کار را کردی ؟

نمی تونم این کار را بکنم ؟

نه

من نبودم

شاید خیلی مهربون نباشم ولی سنگدل هم نیستم

من , دختری که بیمار باشه را بیرون نمی کنم

متاٌسفم

من می خواستم که این کلمات را چندین بار بهت بگم

ولی تا الان فرصتش را نداشتم

تو بدون من خوش حال تر و شادتر خواهی بود

تو زن خوبی هستی

نرید لطفاً

لطفاً با من بمونید

نه به خاطر من...به خاطر پسرمون بمون شما نمی تونید برید

حالا این بچه...پسرمون ...مجبوره که ولیعهد بشه...پس

کافیه دیگه تمومش کن

سرورم

آیا من یکبار هم با تو خوشحال و شاد بودم ؟

The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left