Borgo

Borgo

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Borgo 2024 French WEBRIP
Borgo 2024 French 720P WEBRIP
د لخوا تبصره Francofilms
✔ @FrancoFilms :ترجمه از گروه تلگرامی ✔ مترجم: اشکان هیدی

تګونه

webdl
professional_translation
په خپور شو: 2024-11-28
ډاونلوډونه: 82
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 24

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- فندک داری؟ ‫- نه.

‫تو سیگار نمی‌کشی.

‫ترک کردم.

‫لعنتی.

‫لعنتی، مطمئن بودم.

‫خب، بیخیالش.

:فیلمی از

‫- سلام. ‫- سلام رئیس.

‫- کلاه گپ سرش بود. ‫- سلام.

‫سلام جناب کمیسر.

‫- چی گفت؟ ‫- من تکون نخوردم،

‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

‫یه لحظه گفت: ‫"چیزی نیست، واسه یه فیلمه!"

‫- مطمئنید؟ ‫- صد در صد.

‫خیلی آروم بود.

‫تعجب کرده بودم، ‫تازه به دو نفر شلیک کرده بود.

‫همینجوری گفت: ‫"این واسه یه فیلمه."

‫مترجم: اشکان هیدی

‫- اینجا بند ۲ هست.

‫- بچه‌ها، سلام. ‫- سلام.

‫این نگهبان جدیده، جای اتین اومده.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- اسمش چیه؟ ‫- نگهبان.

‫- زیاد گرم نیست. ‫- خوشگله ولی اسم نداره.

‫- سینی‌هاتون رو بردارید.

‫دو طرف، سلول هست.

‫- آره. ‫- می‌تونی یه نگاهی بندازی.

‫- برو. ‫- سلام آقایون.

‫- سلام. ‫- معمولاً ۴ تا ۶ نفرن.

‫- آره. ‫- بعدش خودشون ترتیبش رو انجام میدن.

‫وکیل‌بندها تنهان با منظره رو به دریا.

‫- منظره دریا؟ ‫- آره.

‫- نوش جان. ‫- ممنون.

‫- اون جوونه کجاست؟ ‫- مائستراچه؟ ملاقاته.

‫- تا کی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫اینجا سالن ورزشه.

‫- باشه، سلام. ‫- سلام.

‫و اینجا، آشپزخونه،

‫محل زندگی اجتماعی.

‫بچه‌ها، نوش جان، خوبید؟

‫نوش جان.

‫- این نگهبان جدیده. ‫- خوشبختیم.

‫- ایده «رژیمِ باز» اینه که،

‫سلول‌ها از ۷ صبح تا ۷ شب بازن.

‫موقع تعویض شیفت ظهر ‫۳۰ دقیقه می‌بندیمشون.

‫خانم نگهبان!

‫هی!

‫- هی. ‫- هی، پیتری! خوبی؟

‫- خوبم. ‫- لاغر کردی،

‫- به نظر سرحال میای. ‫- به خاطر آب و هوای وطنه.

‫- همدیگه رو می‌شناسید؟ ‫- از فلوری قبل انتقالش.

‫مگه شرایط آزادی مشروط نداشتی؟

‫باید از قاضی بپرسی، دیگه چیزی نمونده.

‫امیدوارم.

‫- تو کُرس چیکار می‌کنی؟ ‫- منم در سفرم.

‫واحد ملاقات، به گوشم.

‫- تازه حقوق جزیره‌ای هم میدن. ‫- تو زرنگی.

‫باهام خودمونی حرف میزنی؟

‫اشکال نداره. می‌تونی راحت باشی، ‫دیگه تو فرانسه نیستیم.

‫- یه جورایی هستیم. ‫- بیخیال. اینجا...

‫...می‌تونی ساویو صدام کنی.

‫به اندازه کافی واکس خورده. ‫برو غذا بخور.

‫آره، میرم غذا بخورم.

‫- نوش جان. ‫- مرسی.

‫- نگهبان.

‫مائستراچه کجاست؟

‫- سلام. ‫- ما که قبلاً سلام کردیم.

‫تو واحد ملاقاته. ‫همه‌تون می‌خواید بپرسید؟

‫پس روسی چجوری بدون ‫تست‌کننده‌ش، غذا می‌خوره؟

‫- کدوم تست‌کننده؟ ‫- مائستراچه.

‫روسی چیکار کنه؟

‫فکر کرده لویی چهاردهمه؟

‫- چی، لویی چهاردهم؟ ‫- ولش کن.

‫مارکتی، داستان درست نکن

‫بهت گفتیم، ملاقاته، الان میاد.

‫- سرد میشه. ‫- اگه سرد شد، گرمش می‌کنی.

‫طبیعیه که تست‌کننده غذا داشته باشه؟

‫روسی کلاً پارانوئیدیه.

‫تنها کسیه که در سلولش رو بسته نگه می‌داره.

‫حتی تو شرایطی که اونجا ‫تنها جاییه که توش در امانه.

‫مثلا تعهد صلح شجاعانه داره، ‫ولی بازم یه تست‌کننده غذا داره.

‫صلح شجاعانه چیه؟

‫مثل یه پیمان عدم خشونته.

‫نانوشته‌ست، ولی چند ساله که پابرجاست.

‫- اینجا دسته‌بندی ندارن؟ ‫- چرا، معلومه که دارن.

‫همه کم و بیش ‫به یه دسته وابسته‌ن.

‫ولی موقع حبس، ‫بدون خشونت با هم زندگی می‌کنن.

‫پیتری چی؟

‫ساویو زیر دست اسکانیلیاست.

‫می‌بینی، با هم میپلکن.

‫جناب کمیسر.

‫الان میاد اینجا.

‫- اون روسیه. ‫- آره.

‫ تنهایی سفر کرده.

‫مارکتی بعداً میاد پیشش،

‫اومده دنبالش.

‫می‌بینید؟ داره سلام می‌کنه.

‫- راحت میشه شناختش. ‫- چمدونش چی؟

‫- چیزی نیست، ‫1500 یورو پول نقد،

‫یه کیف وسایل بهداشتی و چندتا لباس.

‫اون کیه؟

‫یه خانومه، اتفاقی همدیگه رو دیدن.

‫- فوری میره. ‫- آره.

‫بعدش؟

‫بعدش...

‫بوم، بوم.

‫و میره.

‫اینجا دیگه اسلحه نداره.

‫باید گذاشته باشه تو کیفش، نگاه کنید.

‫قبلاً زحمت دویدن به خودشون می‌دادن.

‫بچه‌ها از این سلول به اون سلول میرن، عادیه.

‫دفتر شبیه کافه شده، ‫از بس ریلکسن.

‫- بهش میگن "کلاب مد". ‫- زندانی‌ها چجورین؟

‫معمولی، ولی همه سفیدن. ‫همه کُرسی‌ها رو جمع کردن یه جا.

‫- سیاه و عرب نیست؟ ‫- تو بند 2 که نه.

‫بعد فلوری برام عجیب بود.

‫- تو چیکار کردی؟ ‫- کارتن‌ها رو خالی کردم.

‫چوب خریدم ‫که یه مبل درست کنم.

‫- دوچرخه‌مو بده. ‫- اینس، دوچرخه رو بده.

‫- بدش. ‫- بیا بگیرش.

‫- اینس.

‫دارم مشغول میشم.

‫منتظر جواب ‫از CFA هستم، .نمی‌تونم ‫بیخیال چک کردن ایمیل‌هام بشم

‫فایده نداره.

‫دلم می‌خواد ‫رقص بارون برم، ولی...

‫- بدش به من. ‫- نه.

‫اینس، چی گفتم؟

‫- می‌خوام دوچرخه سواری کنم. ‫- نه.

‫بسه، دوچرخه‌شو بده بهش.

‫این دوچرخه مال تو نیست. ‫بدش بهش، زود باش.

‫دیگه بسه، تمومش کن، ‫ولش کن. برو جلو.

‫- برات یکی می‌خریم. ‫- من یکی می‌خوام

‫- همین الان. ‫- اینجوری چیزی از کسی نمیخوان.

‫چرت و پرت نگو.

‫- هو هو هو!

‫- این سگه چی می‌خواد؟ ‫- ببخشید.

‫- باید کنترلش کنی. ‫- بد نیست.

‫- این چه سگیه؟

‫- فقط می‌خواد بازی کنه. ‫- این مسئله نیست.

‫- دخترت نباید دوچرخه اونو بدزده. ‫- آروم باش، پسرعمو.

‫- من پسرعموت نیستم. ‫- نه پسرعمو نه برادر.

‫دوچرخه رو ندزدیده.

‫داشت باهاش می‌رفت. ‫اگه دزدی نیست، پس چیه؟

‫فقط 5 سالشه، نمی‌دونه ‫داره چیکار می‌کنه. آروم باش.

‫اتفاقاً آرومم.

‫عزیزم، من بهش میگم ‫تو زندگی چیکار کنه.

‫- می‌خوای زندگیتو تعریف کنی؟ ‫- خفه شو.

‫- تو خفه شو. ‫- آروم حرف بزن.

‫آروم حرف بزن.

‫کهینا، وایسا. ‫- برید خونه‌تون.

‫خوبه.

‫- کار دیگه‌ای ندارن؟ ‫- تو خفه شو.

‫تو هم همینطور.

‫کهینا!

‫خفه میشی؟ کَرِمون کردی

‫کهینا! کجایی؟

‫- بیدارت کردم؟ ‫- هوا خیلی گرمه نمیشه خوابید.

‫- داشتی چیکار می‌کردی؟ ‫- هیچی.

‫بی‌خیالش.

‫ کجا بود؟

‫ جلوی در.

‫ باید بریم شکایت کنیم.

‫واسه تحریکه.

‫ نمی‌تونن اینجوری با ما رفتار کنن.

‫- درست میشه، تازه اومدیم. ‫- دقیقاً، باید یه کاری کنیم.

‫شورشو در آوردن. اگه کاری نکنیم، ‫هیچوقت تموم نمیشه.

‫ما نمیریم کلانتری ننه من غریبم در بیاریم.

‫مدرکی نیست، میگن کاری نمی‌تونن بکنن.

‫ کهینا برگشته؟

‫ الان میام عزیزم.

‫- بیا. ‫- نمی‌تونم بخوابم.

‫- من میرم. ‫- می‌بینمت.

‫اگه تکرار بشه، آخر و عاقبت خوشی نداره.

‫- چی؟ ‫- همین کارهای فاشیستیتون.

‫ما با چهار تا موز دم در ‫گذاشتن از اینجا نمیریم.

‫- فهمیدی؟ ‫- کدوم موز؟

‫ می‌دونی از چی حرف می‌زنم، انکار نکن.

‫- گمشو. ‫- مرد باید پای کارش وایسه.

‫ خوب گوش کن.

‫من پای کارم وایمیستم. اگه ‫مشکلی باشه، رو در رو میگم.

‫- بچه‌ت... ‫- چی؟

‫ این بی‌تربیتت ‫که فکر می‌کنه همه چی مال خودشه.

‫نمی‌خوام دیگه تکرار شه. ‫اوکی؟

‫ضمناً، دیگه نیا اینجوری ‫در خونه من تهمت بزنی.

‫گمشو برو. ‫مگه دادستانی؟ برو.

‫- آره همینه. ‫- آره، همینه.

‫شانس آوردی که من دستم رو زن بلند نمیشه.

‫ این نزدیک پارکینگه، کنار ترمینال فرودگاه.

‫- داره چیکار می‌کنه؟ ‫- داره خودشو گرم میکنه.

‫یه کم طول می‌کشه.

‫ صورتشو دیدین؟

‫ نه راستش، نه.

‫خب، اینجا بود.

‫بعداً دوباره می‌بینمش، ‫بازم تنهاست.

‫این قبل از تیراندازیه، ساعت 15:56.

‫بفرما.

‫یعنی این می‌تونه یه تصویر خوب واسه چهره‌نگاری بده.

‫ روی صندلی‌ها آزمایش DNA انجام دادیم.

‫- چیز به درد بخوری پیدا نشد؟ ‫- هیچی.

‫یه گزارش آماده کنید، ‫بفرستم واسه افسر تحقیق.

More Farsi Persian subtitles for Borgo

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left