I Know What You Did Last Summer

I Know What You Did Last Summer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

I Know What You Did Last Summer S01E06 WEB XviD-RMX
I Know What You Did Last Summer S01E06 WEBRip x264-ION10
I Know What You Did Last Summer S01E06 720p WEB H264-GGWP
I Know What You Did Last Summer S01E06 1080p WEB H264-GGEZ
I Know What You Did Last Summer S01E06 720p HEVC x265-MeGusta
I Know What You Did Last Summer S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E06 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
I Know What You Did Last Summer S01E06 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
I Know What You Did Last Summer S01E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Bahador18B
█⫸ 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

تګونه

web
XviD
720p
720
x265
HEVC
webrip
x264
BRip
2CH
1080
په خپور شو: 2021-10-30
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«می‌دونم تابستون پارسال چی کار کردی»

‫«دوازده ساعت قبل»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫بگیریدش!

‫هیس، هیس، هیس.

‫ای لعنت.

‫وای خداجون شکرت.

‫آهای.

‫ای لعنت!

‫لعنت. لعنت.

‫لعنت.

‫ای گندش بزنن!

‫ای لعنت.

‫الو؟

‫چیزی نمونده که «آرتور» صورت «منی» رو بترکونه.

‫بجنب، «منی»!

‫- فردا باید غذا ببرم سر سفره! ‫- مامان...

‫مامان، تو رو خدا، مامان؟

‫عزیزم؟ قطع کردی؟

‫مامان... باید کمکم کنی.

‫دستش خورده شماره گرفته.

‫بُکشش!

‫چلاقش کن!

‫50 دلار بهم بدهکار می‌شی، دختر.

‫گفتم شاید گرفتنت.

‫سال بعد بدون من، می‌خوای نگران بشی؟

‫خودم.

‫مسخره. بریم.

‫خب آخه... غیر از تو کی برای...

‫گوش کردن به آهنگ‌های ‫«دنیل جانستون» بهم گیر بده؟

‫بیخیال بابا. همه می‌دونن که ‫آدم پیچیده و دمدمی مزاجی هستی.

‫سلام.

‫خجالتیه.

‫می‌خوای شاشیدن‌شون رو هم تماشا کنی؟

‫تو حال‌به‌هم‌زنی.

‫رفیق، این رو از کلاس دوم تا الان می‌دونی.

‫بیا دیگه. بیا بریم خونۀ بادی.

‫«رای»؟

‫چرا بوی قهوه نمیاد؟

‫«رای»؟

‫با بلایی که با به‌دنیا اومدنت سر اونجام آوردی...

‫حداقل کاری که می‌تونی بکنی ‫اینه که یه قهوۀ کوفتی درست کنی.

‫دیشب ژاکتت رو قرض گرفتم.

‫یه عوضی مست شراب پاشید روم، پس...

‫تقصیر من نیست.

‫«رای»؟

‫حداقل دیشب یکی سکس گیرش اومده.

‫ساقی جدیده؟

‫فقط... یه یاروئه، اسمش «فرد فیلیپس»ـه.

‫ساقدوش در مهم‌ترین عروسی آئینیِ قرن.

‫منظورم اینه که «کلارا» اون موقع ‫واقعاً خیلی جذاب‌تر بوده ولی بابات...

‫قطعاً سن‌بالایِ سکسی‌ایه.

‫کاش می‌‌شد این حرف از ذهنم پاک بشه.

‫ببخشید.

‫آخه... فکر می‌کنی ممکنه هنوز عاشق هم باشن؟

‫عمراً. با اون پلیسه می‌خوابه.

‫تو یکی که دیگه باید خوب بدونی ‫خوابیدن با احساس داشتن فرق می‌کنه.

‫معلومه که واسه من اینطوریه... ‫ولی بابام... یه‌‎جورایی پیر حساب می‌شه.

‫نظر من که اینه.

‫شاید واسه همین «کلارا» داره همه رو می‌کشه.

‫می‌دونی، گرفتن انتقام برای عشق واقعیش...

‫که دخترش رو از دست داده.

‫معلومه که بابام زیاد مشکل داره...

‫ولی امکان نداره که همچین چیزی رو بخواد.

‫مطمئنی؟

‫خب می‌دونم که تو رو بیشتر دوست داشت ولی...

‫«آلیسون» هم دخترش بود.

‫آره، خب نمی‌شه که برم همینجوری ازش بپرسم.

‫باید از ساقدوشِش بپرسی.

‫بفهمی که ممکنه «کلارا» از اون مدل ‫قاتل‌های دچار وسواس فکری باشه یا نه.

‫ولی دقیقاً با همین کلمه‌‎ها نپرس‌.

‫باشه، شاید، ولی نمی‌تونم پیداش ‫کنم، نه تو فیس‌بوک یا اینستا یا...

‫- «لینکدین» رو چک کردی؟ ‫- هان؟

‫سن‌بالاها ازش استفاده می‌کنن.

‫تو نابغه‌ای.

‫از «دیلن» خیلی باهوش‌ترم، مگه نه؟

‫سلام، «مارگو».

‫«لنون» اینجاست؟ ‫تلفنش رو جواب نمی‌ده.

‫احتمالاً واسه اینه که ‫نمی‌خواد باهات حرف بزنه.

‫خب...

‫می‌خوام این رو از خودش بشنوم، اگه اشکالی نداره.

‫اشکال داره.

‫هی...

‫مشکلی هست؟

‫نه، اصلاً.

‫من فقط می‌خوام با «لنون» صحبت کنم.

‫بهش گفتم زمان خوبی نیست.

‫بهش می‌گی بهم زنگ بزنه؟

‫«دیلن»!

‫«هانا»؟!

‫چه‌جور فروشگاهی ساعت کاریِ کوفتی نداره؟

‫- چه... ‫- آخ.

‫لعنت.

‫لعنتی!

‫وقتی بی‌سروصدا بیای بالا سر آدم کتک می‌خوری.

‫چیزی لازم داری؟

‫مادرهام رفتن یه استراحتگاه «یوگا».

‫آره، خوراکشون همین کارهاست.

‫پس تو و «رایلی»؟

‫دیگه وقتش شده بود که ترتیبش رو بدی.

‫پس اون تو وانتت خوابیده یا چی؟

‫اِ... «رایلی» اینجا نیست.

‫پس کدوم گوریه؟

‫نمی‌دونم.

‫ام...

‫من...

‫آخرین باری که دیدیش کی بود؟

‫بعد از بررسی...

‫آثاری از همون عنکبوت‌ها رو ‫در حفرۀ جمجمۀ «هارولد» و...

‫افسر «کروز» هم پیدا کردم.

‫طبق معمول «داگ» درست می‌گفت.

‫بین ما یه قاتل زنجیره‌ای هست.

‫آره باشه!

‫ممنون، «وید».

‫و هیچ ارتباط دیگه‌‌ای با هیچ کدوم ‫از قربانی‌های دیگه هم وجود نداره.

‫احتمال نداره که چند نفرِ مختلف...

‫عنکبوت‌های غیر بومی‌ در جزیره پرورش بدن.

‫وایستا! نمی‌شه بری اون تو!

‫دارین از دستور مستقیم پلیس سرپیچی می‌کنین.

‫دستت رو بکش ببینم! بچۀ من کجاست؟

‫خانم، اگه همین الان نرین...

‫- مجبور می‌شم دستگیرتون کنم. ‫- باشه.

‫چطوره اون رو واسه کتک زدنِ ‫من تو دبیرستان دستگیر کنی؟

‫باشه. من کتکت نزدم. ‫مشکلی نیست.

‫- بله رئیس. ‫- چه خبره؟

‫باید بچه‌م رو آزاد کنی...

‫یا ازت شکایت می‌کنم...

‫چون با تماسی که گذاشتی بگیره، صداش نمیومد.

‫فکر نمی‌کنم «رایلی» بازداشت باشه.

‫فقط خانم «گرنجر» پیر.

‫واسه همون برهنگی‌های همیشگیش.

‫پس «رایلی» کدوم گوریه؟

‫- باهاش تماس گرفتی؟ ‫- آره، «می».

‫احمق نیستم که. ‫گوشی لعنتیش رو جواب نداد.

‫مطمئنم حالش خوبه.

‫ما هم سنِ اون که بودیم تمامِ ‫شب بیرون می‌موندیم، خب؟

‫پس اگه یکی دو روز دیگه هم ازش خبری نشد...

‫برگرد، پرونده تشکیل می‌دیم‌.

‫خیلی خب، حالا این عنکبوت‌ها ‫به جز مغز چه چیزها‌یی می‌خورن؟

‫الو! بچۀ من گم شده.

‫شاید زود بیدار شده و رفته ساحل.

‫«کارل» گفت امروز موج‌های دریا خیلی زیاده.

‫موج سواریِ «رایلی» افتضاحه. ‫ار حرفم مطمئن باش، یه چیزی شده.

‫باید یه تکونی به خودت بدی و پیداش کنی!

‫تا 48 ساعت به طور رسمی هیچ کاری ‌نمی‌تونیم بکنیم.

‫48 ساعت بگذره... ممکنه دیگه زنده نباشه.

‫یه قاتل روانی اون بیرون ول می‌چرخه...

‫که توی لعنتی هنوز گیرش ننداختی.

‫قاتل فقط مردهای نسبتاً جذاب رو هدف قرار می‌ده.

‫مطمئنم حالش خوبه، «کورتنی».

‫حواسمون رو جمع می‌کنیم.

‫لعنت بهت، «لایلا».

‫خودم پیداش میکنم.

‫و اگه کسی بلایی سر بچۀ من آورده باشه...

‫همه‌تون آرزو می‌کنین که مرده بودین.

‫عذر می‌خوام. ‫برگردیم سر عنکبوت‌ها.

‫بریم به تمام فروشگاه‌های حیوون‌های خونگی ‫و آکواریومی‌ها زنگ بزنیم.

‫ببینیم کسی مدام ‌برای حشراتِ ‫تغذیه‌کننده غذای زنده تهیه می‌کرده یا نه.

‫بله خانم.

‫حواسم بهت هست‌ها، کوچولویِ یواشکی جذّاب.

‫- خیلی بالایی. ‫- راستگو هم هستم.

‫اون جیگرها رو بنداز بیرون و بهشون افتخار کن.

‫بیا «رایلیِ» واقعی رو به «دیلن» نشون بدیم.

‫- چرا؟ ‫- که ببینه داره چی رو از دست می‌ده.

‫حالا چشم‌هاش تو رو می‌بینه.

‫بیا برقص.

‫الان رسماً شبیه فاحشه‌های واقعی شدی.

‫عزیزم، ببخشید.

‫من... فقط چون دوستت دارم... بهت می‌گم.

‫می‌دونم. مرسی.

‫باورم نمی‌شه اونجا ولش کردی.

‫فکر کردم با تو بود.

‫چرا باید با من باشه؟ ‫بهترین دوستش توئی.

‫تا اونجا که با تو اومد.

‫- چی؟ ‫- بسه. بس کنین، باشه؟

‫منم رفتم خونه.

‫منظورم اینه که بهمون پیام داد که اومده بیرون.

‫همه‌مون فکر می‌کردیم که به جای امن رسیده.

‫شاید برای معاملۀ مواد گوشیش رو خاموش کرده.

‫بعضی‌وقت‌ها این کار رو می‌کنن ‫که کسی نتونه ردشون رو بگیره.

‫عضو گروه قاچاقچی‌های مواد مخدر کلمبیا که نیست.

‫قاتل همیشه بعد از کشتن یه نفر پیام می‌ده.

‫اولش ویدئوی «جانی» و بعدش...

‫آره، همه‌مون از اون بهونۀ...

‫- مسخره برای فیلمِ سکس جنابعالی خبر داریم. ‫- حرفم اینه...

‫که هنوز پیام نداده.

‫- این نشونۀ خوبیه. ‫- ولی نمی‌تونیم...

‫به اینکه یه قاتل روانی ‫به‌طور منظم پیام بده، تکیه کنیم.

‫باید بریم دنبالش بگردیم.

‫در «زمان خصوصی» هستم.

‫این چه وضعشه، «کایل»؟ مگه کَری؟

‫گفتم در «زمان خصوصی» هستم.

‫وقت مشاوره داری.

‫مامانت گفت بهونه‌ بی بهونه.

‫لعنتی، جلسۀ مشاوره دارم.

‫قول بدین هر خبری شد سریع خبرم کنین.

‫نمی‌دونم اگه برای «رای‌رای» ما ‫اتفاقی بیفته چی کار باید بکنم.

‫خب، تو وَنِ غذاییِ «لیمپ شریمپ» کمک آشپز بودی.

‫آره، برادرم اداره‌ش می‌کنه.

More Farsi Persian subtitles for I Know What You Did Last Summer

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left