لومړۍ 200 کرښې.
خدای من چه خبر شده؟
یونگ گوک ، چی شده ؟
رئیس؟
نمیدونم
...یهویی
تو سرم احساس فشار کردم
...یه صحنه های مثل فیلم
از جلو چشمم رد شد
شاید خاطراتی باشه که فراموش کردم
...اوپا نکنه
خاطرات داره بر میگرده
رئیس
...دقیقا چی دیدی
یاد چی افتادی؟
...خب
چیزی نیست
یونگ گوک ، سعی کن به یاد بیاری
خاطره ات در چه موردی بود ؟
جونگ وو
حتی مطمئن نیستم خاطره بود یا نه
...من فقط
احساس سرگیجه کردم
واقعا خاطراتی بود که فرامو ش کرده بودم؟
...یا فقط
تخیلاتم بوده
رئیس
هنوزم سر گیجه داری؟ میخوای بریم پیش دکتر
نه فکر کنم تو خونه استراحت کنم حالم بهتر میشه
...نکنه
چیزی در مورد گذشته یادت اومده؟
...نه واقعا فکر کنم بخاطر سردردم
یه کم توهم زدم
که اینطور
فک کنم بخاطر مراسم نامزدی استرس داشتی
منم اینقدرخیلی عصبی و هیجان زده بودم
که دیشب به سختی تونستم بخوابم
ببخشید که بخاطر من نامزدیمون خراب شد
این حرفها چیه
...قول ازدواج به هم دادیم
و جلوی خانواده حلقه دست هم کردیم
وقتی تو خونه استراحت کنید همه چی درست میشه
مراسم حتی نتونستیم شراب بخوریم
بیا امشب بریم سر قرار یه کم شراب هم بخوریم
من از خدامه اگه شما دوست داشته باشی
خدای من
مراسم نامزدی خوب پیش رفت؟
چرا اینقدر زود برگشتین
دست رودلم نذار قرار بود کیک ببُرن شامپاین باز کنن
اما رئیس یهویی سردرد گرفت
همه چی رو به هم ریخت
رئیس؟
آره خانم یوجو برامون نودل درست کن
نه نهار فهمیدیم چی خوردیم نه شام
بچه هام باید گرسنه باشن
- بله خانم - خدایا پاهام داره قلم میشه
رئیس و خانم چو
نامزدی تونو تبریک میگم
متشکرم
بابا حالت خوبه؟
آره من خوبم نگران نباش
پس ما میریم بالا
سه چان، سه جونگ بریم بالا
سه جونگ
شنیدم تو مراسم خوب غذا نخوردی
میخوای کیک شکلاتی مورد علاقه ات رو برات بیارم؟
میل ندارم نمی خوام بخورم
...پس میخوای برات دوکبوکی درست کنم
اینجوری اشتهات بر میگرده؟
نه، ممنون
من نمی خوام چیزی بخورم
فقط میخوام بخوابم
باشه فهمیدم
آخی الان حالم بهتر شد
اوپا واقعا حالت خوبه؟
دیگه سردرد نداری؟
آره خوبم
اوپا ، خودتو مجبور نکن که خاطراتتو به یاد بیاری
از بس استرس داشتی سردرد گرفتی
باشه
اوپا تو الان نامزد داری
حتی اگه یادت نمیاد فقط به این فکر کن
انگار الان داری با خانم چو قرار میذاری
و خیالتو راحت کن
یه ذره بهش فکر کردم دیدم زیادم بد نیست
اون بهتر از هر کسی خانواده مارو می شناسه
با بچه هام مهربونه
گفتی میخوای یه چیزی بهم بگی
...خب راستش
یکی هست که میخوام باهاش ازدواج کنم
چی؟ ازدواج کنی؟
من اونو دوستش دارم خیلی خیلی دوستش دارم
اما مامان ازش متنفره
بخاطر همین امیدم به توئه اوپا
اینجوری دیگه مامان نمی تونه مخالفت کنه
نه خب ، چرا مادرت ازش متنفره؟
خانوادش وضع مالی خوبی نداره
اونها از نظر مالی با خانواده ما کاملاً متفاوتن
خیلی فرق دارن البته
ما که خودمون ثروتمندیم چه اهمیتی داره اونها پولدار نباشن
چه اشکالی داره که وضع خوبی ندارن؟
ما خودمون یه خروار پول داریم
- درسته؟ - البته
مهم اینه چقدر واقعا دوستت داره
پس تو پشت منی اوپا؟
هی لی سه یون این زندگی خودته
چه احتیاجی به پشتیبانی من داری؟
در ضمن حالا که حافظه مو از دست دادم
همینکه حواست سر جاشه میتونی بگی تو زندگی موفقی
هر کار دلت میخواد بکن
اوپا ممنونم
پس تو طرف منی باشه؟
حق نداری بعدا بزنی زیرش ...فهمیدی؟
حالا اون چجور آدمیه
خب مردی که من میخوام باهاش ازدواج کنم
برادر بزرگتر معلم پارکه
چی؟
برادر معلم پارک؟
اگه برادر معلم پارکه پس آدم خوبیه
اوپا خیلی خیلی ممنون که اینو گفتی
جدی انگار اوپا هیچی یادش نمیاد
وقتی 41 ساله بود از دبوم خوشش نمیومد
باید بابتش خوشحال باشم یا نه؟
ادبت کجا رفته دختر در زدن بلد نیستی؟
خوبه خارج درس خوندی
...مامان دارم بهت میگم که بدونی
اوپا اجازه داد با دبوم ازدواج کنم
من میخوام با دبوم عروسی کنم
چی؟ الان چی گفتی؟
قراره با اون ژیگولو ازدواج کنی؟
مثل اینکه واقعا بالاخونه تو اجاره دادی
مامان چه دیوونه باشم چه نه زندگی خودمه
برادرمم همینو گفت
گفت اینقدر بزرگ شدی که به اجازه مادرت احتیاج نداشته باشی
پس نیازی به تایید شما ندارم
من با دعا یا بدون دعای تو باهاش عروسی میکنم
با اجازه کی ؟
میخوای ببینی من بخاطر این موضوع میمیرم؟
مامان اینجوری نباش
من یا با دبوم ازدواج می کنم یا اصلا ازدواج نمی کنم
اشکالی نداره سهامم از اوپانگیرم؟
هی حالا داری منو با سهام تهدید میکنی؟
بخاطر اون عوضی؟
من نمی تونم باور کنم تو دیگه دختر من نیستی
اصلا میدونی من چه حالی داشتم؟
میدونی چطوری بزرگت کردم؟
من تو 20 سالگی عاشق بابات شدم
خدایا مامان لطفا بس کن
خسته نشدی اینقدر اینو تعریف کردی؟
همیشه میگی عاشقش شدی و
بخاطرش بدبخت شدی
هیچ کدوم اینها دیگه روم اثر نداره
حالا دیگه خودت میدونی
...یا سهام میخوای
یا همه چی رو فراموش میکنی
هی
خوب میتونی با اون عوضی ازدواج کنی
هر کار دلت میخواد بکن
به جاش همه سهامتو بده من همشو بده من
مامان، اونها سهام منه
واسه چی همه رو بدم تو؟
پس میخوای همه اون سهام بدی خانواده اون؟
اونها لیافتشو ندارن
چطور تونستی این کارو با من بکنی؟
باشه نصفشو بهت میدم راضی شدی؟
باشه باشه
پس بیا اینجا بنویس امضا کن
...باید مدرک داشته باشم
که نصف سهامتو به من میدی
وقتی با اون عوضی عروسی کردی و نصف سهامتو بهم دادی
کار من و تو دیگه تمومه ..تموم
حس میکنم بهم خیانت شده
حتی بیشتر از وقتی که پدرت بهم خیانت کرد درد داره
چطور تونستی این کارو با مادرت بکنی؟
چطور تونستی اینطوری دل منو بشکنی؟
آخه این چه وضعیه؟
من دوستش دارم
تو باید از خدات باشی و قبولش کنی
چطور میتونی؟
خیلیی خب وقتی نصف سهامتو گرفتم
میتونم با خانواده لی لعنتی قطع رابطه کنم
خانم وانگ
...سارا
با رفتن اون من دیگه کسی جز تو ندارم
فقط تو برام موندی
...سارا
سلام ما به تازگی مرغ سوخاری باز کردیم
لطفا سر بزنید
حتما تشریف بیارین
سلام ما به تازگی مرغ سوخاری باز کردیم
بهتون تخفیف میدیم تشریف بیارین
به تازگی مرغ سوخاری باز کردیم
امتحان کنید خیلی خوشمزس
بابا
سلام
چرا شما داری پخش میکنی؟
اعلامیهی هارو بدشون به من
نه اگه هر دومون اینهارو پخش کنیم بهتره
هر کاری تنهایی سخت تره
بابا برای توهم که همش رو پایی سخته
پس من اینطرف پخش می کنم تو اونطرف پخش کن
No comments yet. Be the first to leave one.