Mo

Mo

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Mo S01E06 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Mo S01E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Mo S01E06 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
Mo 2022 S01E06 720p/1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-KHN
Mo S01E06 720p WEB H264-KOGi
Mo S01E06 1080p WEB H264-PECULATE
Mo S01E06 WEBRip x264-ION10
Mo S01E06 WEBRip x265-ION265
Mo S01E06 1080p WEBRip x265-RARBG
Mo S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی ◄ T.me/RaylanGivensSubs

تګونه

other
په خپور شو: 2022-09-04
ډاونلوډونه: 24
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

:نکته « با رنگ سبز مشخص شده‌اند عربی با رنگ نارنجی، و بخش‌های اسپانیایی بخش‌های »

بتیزک - مال شماها این‌جوریه؟-

بتیزک - بتیزک مکزیکی‌ها این‌جوری می‌کنن؟ -

آره، ولی توی روم نگاه کن - آره -

ما می‌گیم: «بتیزک». یه تقۀ ریز - بتیزک .بلد بودم .بتیزک -

یا این‌طوری هم می‌شه. یه وولِ ریز

وول؟ وول‌ش می‌دی؟ - آره -

«آره، وول‌ش می‌دی یعنی: «تا دسته توی کون‌ت - شماها خیلی کارهای باسنی دارید -

هم هست طل‌هسطیزک - ؟طل‌هسطیزی -

«یعنی «کون‌ت رو بلیس». «کون‌م رو بلیس

کون‌ت رو بلیسم؟ - کون‌ت رو بلیسم -

همین الآن کون‌ت رو بلیسم؟ - نه، نه، نه. نه. هی، هی، هی، هی، هی -

کون‌ت رو می‌گیرم - ...من کون کلُفت‌ت رو -

اه! بسه، بسه، بسه، بسه. جیش کردم به خودم

یه‌ذره

نه، نه. بازی درنیار

!بتیزک - !الو؟ با کون من ور نرو -

کون من؟ نه، پسرجون، کون خودت به حراج می‌ره

اوه

نه، داشتم... تو نه، دادا

روز وصوله، جیگر - آره، الآن می‌خوام درآم -

یک ساعت فرصت داری

نمی‌تونی واسه عروسی حمید دیر کنی - خیلی‌خب -

موضوع چیه؟

هیچی، حمیده

بابت دامادی سوری‌ش داره دست‌پاچه می‌شه. «برایدزیلا»بازی درمیاره

ترکیبی از «براید» (عروس) و «گادزیلا» و اشاره به عروسانی ] [ دارد که در روز عروسی خود حساسیت بیش‌ازحد نشان می‌دهند

دامادی‌ش. دیوانه‌واره

باهام روراست‌ای؟ - آره، عزیزم. چه وضع‌شه؟ آره، من خوب‌ام. بی‌خیال -

نمی‌دونم، فقط یه حسه. مثل همون حسی که قدیم‌ها سر بابام داشتم

فقط فراموش‌ش کن. خیال برم داشته - آره -

...می‌رم سروقت «کولیتو»ت. نه، چیزت - اوه، نه. می‌گیرم‌ت... می‌گیرم‌ت -

!دی‌جی خالد - !یه‌دونه دیگه -

یه‌خرده از این جوجه‌قیفی پُخ می‌خوری؟

نمی‌دونم. شاید

اوه، این خوش‌مزه‌ست. ولی می‌دونی چی باعث می‌شه هی برگردم؟

هوم

کارکنان‌ش

خفن باوجدان‌ان

از این پُخ دارچینی-افرایی به‌م گفتن

هوم

اما کارمند موردعلاقه‌م رو اخراج کردن

می‌گم شاید بهتر باشه یه سبد هدیه‌ای چیزی براش بفرستم، می‌دونی؟

می‌دونم کجا می‌شینه - ...ببین، دانته -

پول من کو؟

بیا

گنگسترِ علی‌ورجه‌ایه؟

ببین، می‌دونم ناچیزه

پسر، جنس‌فروشی شغل جانبی‌مه - قطعاً -

نه، خدایی، پسر. ببین، کار روزانه‌م زیتون‌چینیه

فکر کردی از اون کار خوش‌م میاد؟

بی‌خیال، من پناهنده‌ای‌ام که با یه‌مشت مهاجر زیتون می‌چینه

منظورم اینه، من پناهندۀ اصلِ اصل نیستم. مثلاً شناور نیومدم این‌جا

از اون پناهنده‌های بابضاعت‌ام، ولی، می‌دونی، باز هم به‌گاییه

ببین، دادا، فقط یه‌خرده به‌م فرصت بده، من هم راست‌وْریس‌ت می‌کنم، باشه؟

از اون جوجه‌قیفی‌فروشی هم دور بمون، واسه شکم‌ت خوب نیست

مادرقحبه، ما جفت‌مون با پیراهن سرزانویی می‌ریم استخر

تو تمام اوقات، من گاهی اوقات - آره، ولی شرط می‌بندم شیرجه که می‌زنی با شیکم فرود میای -

شرط می‌بندم تا کف فرو می‌ری - من هم شرط می‌بندم تو روی آب می‌مونی -

به‌ت می‌خوره یه بازیکن خط‌نگه‌دار رو خورده باشی

عین یه پاندای دومینیکن هستی

امروز یه بسته برام تحویل می‌گیری - چه بسته‌ای؟ چی توشه؟ -

زیاد سؤال می‌پرسی

...هر موقع به‌ت پیامک دادم برو

و فرز باش

بازۀ فشرده‌ایه - ببین، همین کار رو می‌کنم وْ تموم -

،خانواده‌م رو تهدید نمی‌کنی. داداش‌م، مامان‌م پای هیچ‌کدوم رو به ماجرا باز نمی‌کنی

فقط چراغ‌های ترمزت رو چک کن، پسر

همراه این پُخ نباید گیر بیفتی

می‌گم، پسر، می‌شه تأیید کنی؟

دانته، اون یعنی آره؟

قشنگ مبهمه، دادا

گُه بگیرن

چه خبرا؟ - چه خبر، دادا؟ -

چرا اون‌جوری راه می‌ری؟ - چی؟ -

انگار از اون روزهای اسهالی‌ای چیزیه

قضیۀ این اسهال چیه؟ با سمیر هم‌صحبت شدی؟

نه، فقط می‌گم معذب به نظر می‌رسی. انگار که لپ‌های کون‌ت قفل شدن

من روزی دو بار می‌رم - آره -

سابقه نداره. بیش‌تر آدم‌ها معمولاً یه بار صبح می‌رن

من یه بار صبح می‌رم، یه بار هم قبلِ خواب. چرخۀ هیچ‌کس بهتر از من نیست

خیلی‌خب، خیلی‌خب. آروم باش

الآن با یه گُه‌کاری مهاجرتی، پناهندگی سروْکار داشتم

شی‌فو کو؟

،اون‌تو داره کت‌شلوار پنجم‌ش رو تن می‌زنه. می‌دونی باید واسه عروس‌ش بی‌عیب‌وْنقص به نظر برسه

هنوز داریم وانمود می‌کنیم که ازدواجِ واقعیه؟ - وانمود نمی‌کنیم. واقعیه -

به‌خصوص اگه بخواد کارتِ‌سبزش رو بگیره. ادارۀ مهاجرت عکس می‌خواد

!هی! هی! واقعیه، پسر

!واقعی نیست، ما رو خر نکن - مو، شعور داشته باش -

آره، دوست‌ش داری؟ به خدا قسم بخور

این دیگه چه بساطیه، دادا؟

اوه، تُف. دادا، عین «کت ویلیامز»ِ عرب شدی

کت (گربه)؟ چه گربه‌ای؟ گربۀ کت‌شلواری؟

اون رو ول‌ش کن، حمید. انتخاب معرکه‌ایه

خوب به نظر می‌رسم

خیلی متشخص، خوش‌تیپ - خیلی خوبه -

اَبا، سعی داری بدترین کت‌شلوارت رو بندازی به مشتری؟

وایسا

واسه پول دست به هر کاری می‌زنه، بچه‌ها

بچه‌ها»؟ از اتهامات ضدّسامی (یهودستیزانه) خوش‌م نمیاد»

ضدّسامی (یهودستیزانه) نیست. من خودم سامی‌ام

چطور می‌تونم ضدّخود باشم؟ ببخشید، اون چیه؟

دست نزن! دوست‌ش داره. چرا باید روز مهم‌ش رو خراب کنی؟

فاجعه‌ست. پلی‌استر

پلی‌استر مصری، نمرۀ نخ هزار

چی؟ - یالا -

اون چی هست؟ - چرا می‌خوای فروش بزرگ‌م رو خراب کنی؟ -

اه، حمید

داداش‌هام

می‌دونید، بچه‌ها؟ این زندگی دیوانه‌وار و پُر از غافل‌گیریه

وقتی اومدم آمریکا، تنها بودم، احدی رو نمی‌شناختم

اما امروز دامادی‌مه، و دو تا داداش‌م رو همراه‌م دارم

داداش‌هام، متوجه‌اید؟

ایولا. اصلاً نیازی به ترجمه هم نداره

کاکاسیاه، اون قشنگ به نظر می‌رسه - شی‌فو، پسر. شی‌فو، پسر -

حمید، نیازی نیست وانمود کنی، خب؟ دولت حواس‌ش نیست، خب؟

من شیاد نیستم، خب؟ من شیاد نیستم

من «دالاس» رو دوست دارم، خب؟

این واقعیه، دادا. من «دالاس» رو دوست دارم

دوست دارم. دِ-وِ-سِ. می‌دونی؟ دوست - دِ-وِ-سِ، آره. واقعیه. بازی درنیار -

وانمود هم نکن دولت حواس‌ش نیست. قطعاً حواس‌شون هست

ببینید، من دیگه می‌رم، خب؟ - وایسا، وایسا، وایسا. کدوم گوری می‌ری؟ -

کار دارم، خب؟ باید کت‌شلوار رو بگیرم، توی عروسی می‌بینم‌تون

هی، هی، هی. روز منه، دادا. می‌خوام اصلاح کنم، بعد «زفه» رو برگزار می‌کنیم

«آره، یالا. باید باهامون بیای به «زفه

تو چی از «زفه»ی فلسطینی می‌دونی؟ - خداشاهده من محصل فرهنگ‌ام -

حالا، به رسم‌وْرسوم احترام می‌ذاری یا نه؟

اه. اه. هی. اه. اه. ها. ها

اون من رو نمی‌گیره، دادا - یالا -

ماریا خبر داره این‌جا داری عین خراباتی‌ها پیک می‌ری بالا؟

مسکّنه، دادا

می‌خوای هر دفعه که یه قرص «کلاریتین» می‌ندازم بالا هم به‌ش بگم؟

هی، دادا، پسر، صبر کن تا زن من رو ببینی، دادا

از اون موطلایی‌های اصل آمریکاست، می‌دونی؟

« دانته: گوش‌به‌زنگ باش »

دادا، موهاش عین طلاست، می‌دونی، عین خورشید. این‌جوری به‌ش نگاه می‌کنی

مامان‌جون قشنگیه. هان؟ - اون موطلایی اصل نیست، حبیبی -

اون موطلایی اصل نیست، خب؟ بی‌خیال شو - نه، موطلاییه، دادا -

موطلایی نیست. از اصل‌وْنسب‌ش معلومه

...دادا، اون موطلاییه! به‌ت گفتم

جفت‌تون. هی. هی. خفه‌خون بگیرید

به خدا که «کولونیالی اینفکتد» (آلوده‌شده از لحاظ استعماری)اید - دادا، منظورت چیه «کولون اینفکشن» (عفونت کولونی)؟ -

سوراخ‌کون‌م؟ روز دامادی‌م از سوراخ‌کون‌م حرف می‌زنی، دادا؟ چشه این؟

نه، سوراخ‌کون‌ت نه

حبیبی، «آلوده‌شده از لحاظ استعماری» یعنی به‌دست اروپایی‌ها شست‌وْشوی مغزی داده شدی که فکر کنی موهای طلایی حدّاعلای زیباییه

خیلی‌خب - زیبایی خانوم‌ت هیچ ربطی به موهاش نداره -

اینه که حاضره با مسخره‌ای ازدواج کنه که به‌زور انگلیسی صحبت می‌کنه

اه، من. شی‌فو، پسر - آره، شی‌فو. عشق واقعی اونه -

عشقی به واقعیت موهاش

مژه‌هاش رو نگاه کن، دادا. طلایی نیستن. شی‌فو

...دادا، چرا کلید کردی - ازدواج سوریه. شی‌فو -

!موهاش قهوه‌ایه

!قهوه‌ای، پسر

چه مرگ‌ته تو؟ - فرش با پرده ست نیست، حبیبی -

!هی! آرام باش، نه - !نه! می‌کُشم‌ت، خودم رو می‌کُشم، دادا -

عشق واقعیه - !شوخی می‌کنم -

!شوخی می‌کنم بابا - !دالاس» من نه» -

!«بگو: «حمید «دالاس» رو دوست داره - حمید «دالاس» رو دوست داره -

!و اون موطلایی اصله - اون موطلایی اصله! طلایی عین خورشید -

!دادا، کار همیشگی‌شه - می‌فهمم‌ت -

این کاکاسیاه می‌زنه نفله‌ت می‌کنه ها. کاکاسیاه، عشق واقعیه

بابا، من هم «دالاس» رو دوست دارم

دادا، منظورت چیه؟ - نه، نه، نه. از اون نظر نه. فقط دارم می‌گم «دالاس» رو دوست دارم -

!دادا، فقط من «دالاس» رو دوست دارم - تو «دالاس» رو دوست داری -

!دالاس، حمید! تموم شد رفت

حرف‌ت سنده. تو «دالاس» رو دوست داری - حرف‌ت سنده. دالاس، موطلایی اصل -

سلام. چطورید؟

سلام. بد نیستم

مو ازم خواست بیام کت‌شلوارش رو تحویل بگیرم. داریم می‌ریم عروسی

حمید از «کان یا مکان» رو می‌شناسید؟

چشم‌هات

چی شده؟

هیچی

پُف کرده‌ان

یه کرم خوب برات دارم

می‌شه کت‌شلوار رو بدید؟

بیا، بیا

یه‌خرده گلاب می‌پاشم روـشون، خوب می‌شن

نفس عمیق

بفرما

خیلی‌خب، تکون نخور. این منافذت رو باز می‌کنه

یالا، من رو واسه موطلایی‌م شهوت‌انگیز کن، می‌دونی؟

آره، موطلایی طبیعی اصل، عین امینم

یا اودل بکهام

هی. بیا این‌جا - چیه؟ چی گفتم مگه؟ -

چه خبر؟ - چه مرگ‌ته تو؟ -

هیچی. دارم خوش می‌گذرونم. فکر می‌کردم داریم وقت می‌گذرونیم

چرا هی سعی داری کفر حمید رو درآری؟ حسودی‌ت شده؟

حسودی؟ به حمید؟ واسه چی؟

چون اون داره داماد می‌شه

و تو دو ساله داری ماریا رو سر می‌دوونی

ازدواج شِروْوِر حمید رو با من وْ ماریا مقایسه می‌کنی؟ بی‌خیال، پسر. مخ‌ت تاب برداشته

،دادا، من چیزی رو مقایسه نمی‌کنم. فقط دارم می‌گم ،داداشی‌م داره به وضعیت‌ش رسیدگی می‌کنه

و تو می‌ترسی یه حرکتی بزنی

خودت می‌دونی قضیۀ من فرق داره، خب؟

من می‌خوام مشروع باشه، می‌خوام خانواده‌م راضی باشن

فقط یه کارتِ‌سبز بگیرم؟ «جشن، عکس»، من واقعی‌ش رو می‌خوام

مو، ببند بابا. این اون نیست. این عشق واقعیه

به‌نظر من تو می‌ترسی مامان‌ت وْ خاله‌هات توی مسجد چی بگن

سیاه، تو داری عین 13ساله‌های قبل از بلوغ رفتار می‌کنی

More Farsi Persian subtitles for Mo

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left