لومړۍ 118 کرښې.
اسم من اویکا نائوکی ـه
یه دانش آموز معمولی هستم که فقط برای جق زدن زندگی میکنم
یه روز، به طور اتفاقی به جهانی دیگه احضار شدم
و حالا این سه تا زن خوشگل من رو قهرمان صدا میکنن .
بنابدلایلی ، منی من اثر افزایش قدرت روی زن ها داره
و در آخر اون ها رو مثل یه محرک جنسی شیفته میکنه .
من باید از این قدرت برای از بین بردن پادشاه شیاطین استفاده کنم .
اگه به این معنی که میتونم اینطوری زندگی کنم ، من پایه ام .
داره میاد ... داره میاد !
بریزش! بریزش !
آه نه ! قهرمان ...
قهرمان ما !
داره آبم میاد ، قهرمان !
بیا با هم ارضا شیم !
و بعدش ، ماجراجویی من توی جهان دیگه شروع شده .
ماجرای حرمسرا در جهان دیگر
ماجرای حرمسرا در جهان دیگر
ماجرای حرمسرا در جهان دیگر
قسمت سوم : زن گوش سگی زیبا دارای طلسم بویایی♡ آغاز یه ماجراجویی و همراهی جدید
قسمت سوم : زن گوش سگی زیبا دارای طلسم بویایی♡ آغاز یه ماجراجویی و همراهی جدید
قسمت سوم : زن گوش سگی زیبا دارای طلسم بویایی♡ آغاز یه ماجراجویی و همراهی جدید
کی فکرش رو میکرد که جاده اصلی غیرقابل تردد باشه .
دیروز باید راهی میشدی ، نه ؟
آره ، یدفعه جاده ریزش کرد
واسه همین حوصلت سر میرفت اومدی اینجا تا با من وقتت بگذره ؟
اینطور نیست ... حسی به جز خوشحالی واسه اینکه قراره باهات دوباره اینکارو کنم نداشتم .
آه خدای من ، چه پسر بیچاره ای !
اما اشکالی نداره که با اونا نیستی؟
خب من اونارو استخدام کردم تا هیولاهای اطراف رو از بین ببرن .
آه بده ... من دیگه
داره آبم میریزه !
وایسا ... برات تمیزش میکنم
آخرین باری که با هم سکس داشتیم کاملا بهم ابراز علاقه کردی
شاید من قدرت جنگیدن نداشته باشم
اما از این بیشتر بهم بده !
مثل رویا میمونه ، به جز اون سه تا این زن خوشگل مهمان دار هم دارم میکنم !
از دیروز داری این ُ میگی
اینقدر مهماندار صدام نکن
بهم بگو ، ناتالیا !
ناتالیا سان
اوه ، حرف نداره !
بیشتر که میکنمت ، بدنت خفن تر میشه ناتالیا سان !
خوشحالم این ُ میشنوم
آه ! وای نه
داره میاد
به خدا ، ازش سیر نمیشم !
تا الان چندبار ارضا شدم ؟
از دستم در رفته
باید واسه اون سه تا هم بذاریم
چی میگی؟
هرباری که من آبم میریزم تو هم آبت میاد
میخوام بکنمت پس بیا دست نگه نداریم و تا آخرش بریم ، ناتالیا سان
بگیر ، میخوام آبم بریزم تو کوست
لطفا با تمام وجودت درحالی که همچین قیافه سکسی گرفتی ارضا شو !
داره آبم میاد
داره میاد !
فردا میری، نه ؟
آره ... دوست دارم دوباره ببینمت اما نمیدونم آیا میشه اینجا برگردم
مشکلی نیست
منتظرت میمونم ، قهرمان
بلاخره راهی شدیم
حالا مثل یه ماجراجویی واقعی میمونه ! هیجان دارم !
خوشحالم این ُ میشنوم ، قهرمان !
چی؟ سری آخری با ترس بیهوش شدی
وقتی همه چیز آروم گرفت به دیدنم بیا .
بله !
حتما میام !
ببخشید که برنامه رو عقب انداختم
اسم من میلا میکولاس ، پیشخدمت هستم
از حالا من نیاز های روزانه ت رو برطرف میکنم ، قهرمان
گوش های حیوانی ؟ واقعی هستن ؟
ایول ! عاشق اون گونه ام !
ببخشید ؟
خب ، به سمت پایتخت میریم ؟
بله ، در ابتدا یه ملاقات با سرورم ملکه دارین
دو روز دیگه میرسیم واسه همین شب ها اردو میزنیم
اما واقعا ... یه الف ، یه گوش حیوونی و حتی یه جادوگر
واقعا که اینجا دنیای عجایب ـه.
واقعا هیجان دارم چون از این داستانا خوشم میاد
بازم شروع کردی حرف مفت میزنی .
اینجا واسه بازی کردن نیومدیم
چی شده ؟
یه گروه از هیولا جلو رومونه
لطفا غافل نشی ، قهرمان
هلهوند ... توی جاده اصلی سر و کلشون پیدا شده
تقصیر شورش پادشاه شیاطین ـه
پس اونا هم هیولا هستن ؟
ها؟
فک کنم چاره ای نیس
به خاطر قهرمان بیچاره ی ما من خیلی زود حسابشون رو میرسم .
تنهای مشکلی نداری؟
خب ، به اندازه کافی سر سخت نیستن
بهت نشون میدم چی ساختم .
وای ، سه تیر در جا زدی !
کارت عالی بود ، لیوسه .
حرف نداشت
خب آره
قدرتت ضعیف تر میشه ؟
آره ...
وقتی تیر ها رو زدم یه چیزی فروکش کرد
توی این سطح قدرتم تیر سوم باید به هدف میخورد
یعنی وقتی زمان بگذره اثرش از بین میره ؟
شاید به مقدارش هم بستگی داره
دیروز فقط یکم اونکارو کردیم چون امروز عازم بودیم
پس اثرش فقط واسه نصف روز میمونه ؟
اگه اینطوریه ، باید واسه جلوگیری از مشکلات برنامه بریزیم
مخصوصا چون هیولاهای قوی داخل جنگل زندگی میکنن .
بهترین کار اینه که امشب همگی شما آمادگی کامل برسین .
من بیرون مراقب هستم .
آه باشه
قهرمان
لطفا امشب هم از ما مراقبت کن
وای ... خیلی تو دلبرو شدن !
خب ، اینکارو امشب تا آخرش انجام میدیم !
تلاشت بکن
اول با سینه ها شروع میکنیم.
این سه تا مثل همیشه عالی هستن .
عجب بدن های سکسی دارن !
No comments yet. Be the first to leave one.