لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در باش: میراث گذشت...
به شما اخطار داده میشه که هیچ فایل، مدرک، ارتباطات یا
هر چیز دیگهای که مربوط به این پروندهست رو از بین نبرید.
اصلاً امکان نداره که متیو با مامورهای فدرال صحبت کنه.
ممکنه بتونیم ازش استفاده کنیم.
ازت میخوام برام تمام مدارک مربوط به پروندهی مدنیای که از طرف بلا
علیه کارل راجرز تنظیم کردیم رو بیاری.
مشکلی نیست؟
نه.
فکر خریدشی؟
داستان عجیبی داره.
نمیدونم باور میکنی یا نه، خانم خونه داخل خونه به قتل رسیده.
با جیمز آلن کار دارم.
جیمز مُرده.
فقط ساقیـم نبوده.
ما تو رابطه بودیم.
ولی اگه کسی بفهمه ما با همدیگهایم...
اوه، قرار نیست به کسی چیزی بگم.
توی یگانمون یه جای خالی هست.
دنبال شخص درست برای پر کردنش بودم.
- عه واست تعریف نکرده؟ - خب هردو سرمون شلوغ بوده.
جا پیدا کردن توی بخش پیشگیری از وقوع جرم، واسه یه پلیس توی سال اولـش،
خیلی بزرگـه.
چی گیرت اومد؟
اسمش هایرونیموس باشـه.
خونۀ سایمون ویکفیلده، درست روز قتل.
موبایلِ ویکفیلد رو از توی استخر درآورده.
چندلر.
خیلی راحت راجرز رو تقدیم روسیها کرد.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«ترجمه از امیرعلی_پیام» .:: Amirali_Subs@ ::.
هی.
ببخشید. نمیخواستم بیدارت کنم.
چی شده؟
باید برم بدوم.
ساعت 4 صبح؟
دیگه خوابم نمیاد.
- استرس داری؟ - آره، برای روز اولـه.
از پسش بر میای.
بعد دویدنت میای پیشم؟
ببینم چی میشه.
این چه مرگشـه؟ این وقت شب؟
الیسـه.
جواب نده.
باید جواب بدم.
الیس. ناموساً نصف شبـه.
صدای اشلیـه؟
بفرستش بیاد خونه. کار داریم.
شنیدم چی گفت. عوضی.
باید برم.
« باش: میراث » " فصل دوّم: قسمت پنجم "
چی باعث شده فکر کنی که ساعت داشته؟
دو تا چیز.
- جعبهی ساعت باکلاس. - اوهوم.
سایهی سوختگی روی مچ چپش.
اوهو، باریکلا رفیق. حسابی شرلوک بازی درووردی.
خدایی.
توی پروندهی لکسی پارک چیزی از ساعت نیست.
توی رسید وسایل شخصیشم چیزی نیست. توی صحنه هم چیزی نبود.
شاید قاتل برش داشته.
چرا ساعت رو برداشتـه، ولی حلقه رو نه؟
اینا رو کجا بذارم؟
اون گوشه خوبه.
همهش همینـه؟
همهی اسناد کاغذیـه.
فایلهای دیجیتالی، ایمیلها و فایلهای ضبط شده هم اینجاست.
کپی نگرفتی؟
فقط همین نسخه هست.
پس گمش نکنی.
کامپیوترهای ادارهمون چی؟
پاک شدن. فضای ابری هم همینطور.
کمک میخوای؟
هومم، فکر کنم از پسش بر بیام.
مرسی متیو.
چه سحرخیز.
استرس داشتم. نتونستم بخوابم.
چیو داری میبینی؟
دارم نقشه رو یاد میگیرم.
دل سیاهِ هالیوود.
بریم اتاق وسایل.
اول قهوه بخوریم.
صبح ورزش کردی؟
8 کیلومتر دویدم.
واسه کسی که بیخوابی داره ظاهرت خوبه.
لپات گل انداختن.
برای اندروفینـه.
اندورفین. صحیح.
این چه واکنشی بود دیگه؟
مثل کف دست میشناسمت رفیق. نمیتونی قایمش کنی.
نمیدونم داری چی میگی.
دقیق میدونی منظورم چیه.
خجالت زده شدی.
نخیر خجالت نکشیدم.
حتی کک و مک صورتت داره قرمز میشه.
دوستپسرت باهات حسابی خوشرفتاره.
بس کن.
سه سال پیش کاملاً تعمیر و بازسازی شده.
تمام زیباییهای خونهی اصیل کالیفورنیایی رو نگه داشتن.
با یکم تهمایهی اسپانیایی.
دقیقاً چیزیه که میخواستم.
عالیـه.
اتاق مهمان، اتاقخواب دوّم...
اتاقخواب اصلی چی؟
البته. از این طرف.
تازه رنگ شده؟
صاحبخونه فکر میکرد که این اتاق کامل باید عوض شه.
اینجا بوده؟
متاسفانه.
درک میکنم چرا میخواسته بفروشه.
بین خودمون بمونه،
فکر میکنم با این شرایط،
اولین پیشنهاد منطقی رو قبول میکنه.
پرداخت تمام نقد جوابـه؟
همیشه جوابـه.
احیاناً متر دم دستت نداری؟
یه سری اساسیه بزرگ دارم، میخوام مطمئن شم جا میشن.
البته. الان برمیگردم.
- عالیه. ممنون. - اوهوم.
ببخشید آقای باش. فکر میکردم متر داشته باشم.
اشکال نداره. به هرحال باید پیانو رو توی هال بذارم.
بریم بقیهی خونه رو نشونتون بدم.
صاحب ملک شمایی؟
درستـه.
ببخشید اینقدر طول کشید، امیدوارم که اذیت نشده باشید.
کسشعراتو بس کن باش. میدونم کیای.
تو خونهی من چه گهی میخوری؟
ازم خواسته شده که بعضی از جوانب پرونده رو بررسی کنم.
پرونده؟
منظورت قتل زنمـه؟
کی ازت خواستـه؟
تیم مدافع.
اون نشانی که قبلاً به سینت میزدی رو بدنام کردی.
ببین، متاسفم. فکر نمیکردم اینجا باشی.
فقط باید به صحنه یه نگاهی میکردم.
دستهات رو بذار روی کاپوت.
شوخیت گرفته.
دستهات. روی کاپوت.
من این کار رو نمیکنم.
پس میری زندان.
دلیلی برای دستگیریم نداری.
دستهای تخمیت رو بذار روی کاپوت که بررسی بدنیت کنم.
گفتم که، نمیکنم.
ساعت زنت کجاست؟
اونی که کریسمس چندسال پیش بهش دادی.
توی صحنه پیدا نشده بود.
تو از کجا میدونی؟
از تحقیق کردن. توی پرونده نبود.
دادیم تعمیر کننش.
کی تعمیرش تموم میشه؟
به تو ربطی نداره.
واسه چی میخوای بدونی؟
دنبال سرنخم.
برو یجا دیگه دنبالش.
شانس اوردی که واسه ورود بی اجازه دستگیرت نکردم.
تسلیت میگم بهت.
گمشو برو رد کارت.
خب اینم که عالی پیش رفت.
خب گوش کنید، دستورات امروزم مثل وضعیت آب و هواست.
فصل گشت و گذار توی بلوار هالیوود شروع شده.
چه ربطی به آب و هوا داشت؟
چون دستورات دقیقاً مثل دیروزه و فردا هم همینجوریـه.
جیببرها، کیفقاپها، کلاهبردارها و مزاحمها
پس رودریگز و راس شما تقاطع فرانکلین و اورنج رو بپایید.
شما هم تقاطع سیکامور و هاتورن رو.
مورگان وظیفه نظارت رو داره و روی سقف ساختمون روزولت مستقر میشه.
منو باش هم پیاده میریم و تظاهر میکنیم توریستیم و
همهی بازیگرهای نخاله رو که میخوان کلاهمون رو بردارن رو نادیده میگیریم و
فقط شرایط رو میسنجیم.
حرف کافیـه.
ما یگان کاهش جرمیم. بریم جرم رو کاهش بدیم.
بوی هالیوود میاد.
چه حسی داری؟
معرکه.
واقعاً معرکه.
مادامو توسود.
تا حالا رفتی؟
مشخصه که رفتم.
یه بار برادرزادهها و خواهرزادههام رو بردم.
خوششون اومد؟
ببخشید.
از مسخره کردنش بیشتر خوششون اومد.
چقدر واقعیـه؟
عزیز، از موم درستش کردن.
زبرا 32، مراقب باشید. یه گروه توریست از طرف شمالی خیابون دارن میرن سمت شرق.
دریافت شد.
چطور بود؟
احتمالاً گند زدم.
انگار اوضاع خرابـه.
خودمو جای خریدار جا زدم که برم تو خونه.
چیزی پیدا کردی؟
هنوز مطمئن نیستم.
خب چیو گند زدی؟
شوهره اومد خونه.
آها معاونکلانتر هریک.
یکم اوضاع خیت شد.
اگه شکایت کنـه، قاضی تقصیر رو میندازه گردن من.
شرمنده دیگه.
سلام. هری باش هستم، کارآگاه خصوصی.
جیمز الن رو میشناختید؟
مشتری همیشگی بود.
No comments yet. Be the first to leave one.