Gift From Above

Gift From Above (מתנה משמיים)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Matana MiShamayim 2003 DVDRip XviD-DownRev fa
د لخوا تبصره OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم های مهجور https://t.me/Oldman505

تګونه

other
په خپور شو: 2026-07-21
ډاونلوډونه: 6
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

هدیه‌ای از آسمان

‫یالا بچه‌ها!‬

‫HVC رو رد کن بیاد.‬

‫امروز خبری از HVC نیست.‬

‫HVC رو رد کن بیاد!‬

‫اصلاً HVCـی وجود نداره!‬

‫باخو!‬

‫بگیرش!‬

‫این HVC نیست، هنوز کثیفه.‬

‫آره، هنوز یه کم صیقل می‌خواد!‬

‫دستت درد نکنه. - فعلاً.‬

‫خداحافظ، HVC.‬

‫یالا رازو. ولش کن.‬

‫برو اون بالا.‬

‫دعوت‌نامه رسمی می‌خوای؟‬

‫بگو ببینم.‬

‫همون همیشگی.‬

‫تاریخش مال دو روز پیشه.‬

‫آدرسش، از ژوهانسبورگ به تل‌آویو.‬

‫از وات‌استون به شرکت اشتارشمن، خیابون هایزیرا، پلاک ۴۲/۸، رمت گن، اسرائیل‬

‫وزنشون ۳.۸۶۰ و ۴.۱۲۰ کیلوگرمه.‬

‫برو کمکش کن.‬

‫حواست به کارت باشه!‬

‫حدس بزن جنس‌ها کجان.‬

‫حدس بزن کجان.‬

‫تو تراکتورِ تو.‬

‫یا حدس بزن، یا خودم بهت می‌گم.‬

‫همه‌چیز رو به گند می‌کشی!‬

‫یه فرصتِ حدس دیگه بهت می‌دم.‬

‫تو گاوصندوقِ اون یارو چاقه تو بخش مرسولات هوایی.‬

‫خب؟‬

‫داداش، چرا از همون‌جا کش نریمشون؟‬

‫ما قراره تمیز و بی‌سر‌و‌صدا انجامش بدیم.‬

‫جنس‌ها رو با دو تا کارت پستال از اینجا خارج می‌کنیم‬

‫یه ماشین تحریر و یه ترازو.‬

‫آقای شرکت اشتارشمن اولین کسیه که می‌فهمه‬

‫که به جای الماس، تیکه‌های شیشه نصیبش شده.‬

‫داداش، این پیچیده‌ست.‬

‫از کجا می‌خوای دو تا احمق پیدا کنی‬

‫که تقصیر رو گردن بگیرن و به جات برن حبس بکشن؟‬

‫هنوزم با کاغذ توالت شرط‌بندی می‌کنه؟‬

‫اون؟‬

‫خودشو به کشتن میده.‬

‫بذار هر چقدر می‌خواد شرط ببنده، ۱۰ هزار تا هم بذار روش.‬

‫اون گدا ۱۰ هزار تا از کجا می‌خواد بیاره؟‬

‫چه بهتر!‬

‫یه کاریش می‌کنیم، داداش.‬

‫حتی اگه مجبور بشیم آقای اشتارشمن رو از تخم‌هاش آویزون کنیم.‬

‫برگردین سر کار.‬

‫اون چی بود؟ اسپوتنیک؟‬

‫یه کنکورد.‬

‫یه کنکوردِ دیگه بپره، خودم پرواز می‌کنم می‌رم ماه.‬

‫پارک کردن نزدیک باندهای فرودگاه‬

‫بدون چراغ چشمک‌زن اکیداً ممنوعه.‬

‫باشه.‬

‫لعنت بهش!‬

‫هیچی نمی‌بینم. اون رو از جلو چشمم بکش کنار!‬

‫الان برمی‌گردم.‬

‫من اینجا تنها تو تاریکی منتظر نمی‌مونم.‬

‫اگه تو رو ببینه، کارم تمومه. به خدا زودی برمی‌گردم.‬

‫واسم مهم نیست، من اینجا تنها منتظر نمی‌مونم.‬

‫جنده لعنتی!‬

‫کجا بودی؟ - زود رسیدم.‬

‫خوابم برد.‬

‫کار من با تو تمومه!‬

‫سخت نگیر واژا.‬

‫پیش میاد دیگه.‬

‫خودت تا حالا دیر نکردی؟‬

‫دفعه دیگه اگه اینجا ببینمت،‬

‫می‌فرستمت بخش تعمیر و نگهداری.‬

‫چاقِ عوضی!‬

‫تزیالا!‬

‫تزیالا!‬

‫ماموکا.‬

‫منم، اوتاری. چطوری، عزیزم؟‬

‫چی می‌خوای؟‬

‫تزیالای من کجاست؟ - خونه نیست.‬

‫اگه خونه نباشه، پس کدوم گوریه؟‬

‫به تو ربطی نداره.‬

‫ایا و تیا کجا هستن؟ براشون کادو خریدم.‬

‫بابا!‬

‫چی برام خریدی؟ - تو خونه بهت نشون می‌دم.‬

‫ماموکا!‬

‫بیاین کادوهاتون رو بگیرین، می‌خوایم بریم دور بزنیم.‬

‫فقط یه ساعت وقت داری. درس و مشق دارن.‬

‫واژا! - چی می‌خوای؟‬

‫سه نفرمون جوره، اگه می‌خوای بازی کنی.‬

‫بدون من شروع نکنین.‬

‫واژا، بابات رو هم با خودت ببر.‬

‫اون همیشه برنده میشه.‬

‫چون تو گند می‌زنی، خنگول!‬

‫کیه؟ - واژا.‬

‫کدوم واژا؟ - واژا، پسر گیورگی و تامریکو.‬

‫چی؟‬

‫اومدم مارگو رو ببینم.‬

‫همون خیاطه. یه شلوار می‌خوام.‬

‫اون برای مردا لباس نمی‌دوزه.‬

‫این برام یه ثروت آب خورده. نمی‌تونم بدمش دست هر خیاطِ پیزوری‌ای.‬

‫بهت گفتم که، اون فقط لباس زنونه می‌دوزه.‬

‫دو برابر حساب می‌کنم.‬

‫بیا تو.‬

‫چه جور شلواری می‌خوای؟‬

‫عین همین، ولی مشکی.‬

‫با این پارچه می‌تونی یه کلکسیون کامل درست کنی.‬

‫با این دستمزدی که می‌گیری، تا تیکه آخرش رو استفاده کن.‬

‫از اینکه پیشتم هیجان‌زده‌ام.‬

‫پولت رو بردار و بزن به چاک.‬

‫ببخشید، قصد نداشتم به کسی بی‌احترامی کنم.‬

‫من شلوار نمی‌خوام. می‌خوام باهات ازدواج کنم.‬

‫چی داره می‌گه؟‬

‫الان نه، مامان.‬

‫می‌خوام بدونم چی می‌خواد.‬

‫می‌خواد با مارگو ازدواج کنه.‬

‫کی؟ - مارگو.‬

‫کی، این؟‬

‫آره، مارگو. - مارگو.‬

‫این شوهر مرحوممه، کاتزی.‬

‫من هیچ‌وقت جز اون کسی رو نداشتم و نخواهم داشت.‬

‫مامانی!‬

‫تزیالا.‬

‫ماموکای عزیزم،‬

‫دخترها رو زود برگردوندم، همون‌طور که خواسته بودی.‬

‫تزیالا کجاست؟‬

‫ایا، تیا، برین داخل!‬

‫کی دوباره می‌بینیمت؟‬

‫تا چهارشنبه بشمارین.‬

‫امروز دوشنبه‌ست، فردا سه‌شنبه، چهارشنبه.‬

‫خیلی خب. دو روز دیگه می‌بینمتون.‬

‫خداحافظ.‬

‫تزیالا!‬

‫تزیالا!‬

‫به تزیالا بگو بیاد پایین، می‌خوام باهاش حرف بزنم.‬

‫خونه نیست.‬

‫اوتاری، بسه دیگه، برو خونه‌ت.‬

‫آقای گیورگی.‬

‫تزیالا کجاست؟‬

‫تو خونه نیست.‬

‫آقای گیورگی.‬

‫چرا با من این‌جوری رفتار می‌کنین؟ بذارین با زنم حرف بزنم.‬

‫اول راهت رو بکش برو، بعداً ببینیم چی میشه.‬

‫کجا برم؟ کسی خونه نیست.‬

‫برو گمشو تو کس ننت. دست از سر دخترم بردار!‬

‫تزیالا، بیا بیرون! می‌خوام ببینمت.‬

‫اوتاری، برو تا قبل اینکه اون بیاد پایین!‬

‫تزیالا، دوستت دارم.‬

‫دلم برات تنگ شده.‬

‫با دخترا برگرد خونه.‬

‫گم شو!‬

‫ماموکا، عزیزم،‬

‫بذار زنم رو ببینم.‬

‫اون دیگه زن تو نیست. از اینجا گمشو بیرون!‬

‫من هیچ‌وقت طلاقت نمی‌دم. تا آخر عمرت زن من می‌مونی!‬

‫اوتاری، دارم ازت خواهش می‌کنم بری.‬

‫آقای گیورگی، من بدون زنم جایی نمی‌رم.‬

‫آقای گیورگی، می‌تونی منو بکشی.‬

‫من بدون دخترت نمی‌تونم زندگی کنم.‬

‫پاشو!‬

‫پدرسگ!‬

‫پاشو عوضی!‬

‫یالا تایسون.‬

‫آخه چرا، اوتاری، چرا؟‬

‫چقدر وسطه؟‬

‫این‌قدر مسخره‌بازی درنیار و بازیت رو بکن.‬

‫باشه.‬

‫۸۰۰ تا وسطه...‬

‫و من ۲۰۰۰ تا دیگه می‌ذارم روش.‬

‫۲۰۰۰ تا می‌ذاری روش‬

‫علاوه بر اون ۸۰۰ تا؟ - آره.‬

‫عجب مردی!‬

‫یا خایه‌هاش از سنگه یا دستش فول‌هاوسه.‬

‫حتی با دست فول‌هاوس هم خایه می‌خواد.‬

‫اگه می‌خوای بازی کنی، ۲۰۰۰ تا بذار وسط.‬

‫می‌ذارم. - خب بذار.‬

‫تو ببر، منم می‌ذارم.‬

‫خودت دانی.‬

‫ریدم توش، هیچی ندارم.‬

‫این واسه من خیلی سنگینه. من نیستم.‬

‫۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰...

‫اینم ۸۰۰ تایی که گذاشتی وسط.‬

‫۲۰۰۰ تاتو می‌خونم، تازه...‬

‫یک، دو، سه...‬

‫اگه می‌خوای بازی کنی، ۱۰ هزار تای دیگه بذار وسط.‬

‫هستم. چی داری؟‬

‫دو جفت، بی‌بی. تو چی؟‬

‫بردی.‬

‫یالا، پولت رو رد کن بیاد.‬

‫پول نیست!‬

‫۱۲ هزار تا بهت بدهکارم!‬

‫کمک!‬

‫بی‌خیال واژا...‬

‫خواهش می‌کنم، واژا... - بیا اینجا.‬

‫باخو!‬

‫باخو، دارن صدات می‌زنن.‬

‫عالیه.‬

‫جمالی کارِت داره.‬

‫چی می‌خواد؟‬

‫خودت ازش بپرس.‬

‫مامانت پستانک چپوند تو کونت و خوابوندت؟‬

‫چی می‌خوای؟‬

‫سوار شو. امشب قراره سکس کنی.‬

Gift From Above subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left