لومړۍ 200 کرښې.
Mohammad Alpha ترجمه از
" روانکاور همسایه " « فضل اول - قسمت یک »
میتونم چیزی براتون بیارم؟
.الوها
.ماهالو
.خاخام شرمن - .سلام، جوون -
یا باید بگم شاه پینگپونگ؟ - .حقیقت داره -
.حواست باشه. حرکات نینجایی داره - .ممنون -
،تیا؟ یا تو داری رشد میکنی .یا من دارم آب میرم
هی، خونه نیک و تونیشون، باشه؟
!چهارشنبه شب. بهت زنگ میزنم - .حله -
.عاشق ذرت میشی
.برای مزرئه راوند سوامپ !خودم پوست کندم. بفرما اینجاست
!همگی، داک
.نگو. حتی بهش فکرم نکن - به چی؟ -
.من دوباره باهات گلف بازی نمیکنم - چرا نمیکنی؟ -
.چرا نمیکنم؟" اون گلف نبود" .بیشتر شبیه هاکی بود
.برای جونم ترسیده بودم
وان آب گرم رو امتحان کردی؟ .باید امتحانش کنی
.حتی تو هم نباید از دستش بدی
...من باید
بنجامین، چیشده؟
.بهنظر میرسه خیلی گرمته .انگار الاناست که از حال بری
.هوایِ تازه با من موافق نیست
خب، بهخاطر اینه که مادرت .تو رو مثل گوساله بزرگ کرد
یالا. بیا بریم اینجا، باشه؟ .اینجا دستگاه تهویه هوا هستش
،صدها فیلم وجود داره .همه برندههایِ جایزه آکادمی اسکار
.حواست به توپهایِ باچی باشه
.لیسا. آیک هرشکاف
.سلام - .ممنون که اومدی -
.مثل همیشه زیبا شدی - .ممنون -
ممکنه خیلی سریع یه عکس بندازیم؟
.البته - --باشه، کدوم دکمست که -
.بالاشه - --باید تنظیمش کنم یا -
.نه، نه. آمادست
.باشه
.بالائه - .دکمه اشتباهی رو زدم -
میتونم برم عینکمو پیدا کنم؟ - --نه. میدونی -
.مشکلی نیست. هی، هی! بیا. بیا اینجا
.ممنون - .باشه -
.بیا اینجا. میتونی-- عکس بگیر ازمون
.با خودت حال میکنی؟ عالیه - .میکنم. میکنم -
.دوست داشتنیه. خونه رو خیلی دوست دارم
.ممنون
.موفق آمیز بود - .عالیه -
.بیا، میخوام این گاوها رو بهت نشون بدم .تویِ یه نمایشگاه تویِ شهر گرفتمشون
.باشه - .اونا خیلی باحالن -
چندتا از این حوله خیسا رو جمع کن، میکنی؟
.باشه، تو این اتاق بمونین
وایسین. و بعدش-- هی، کجا داری میری؟ .برگرد اینجا
من میرم دنبالش میگردم-- اینجاست .بیاین. به عموت سلام کن، لیزی
.اوه اوه. فیلیس، به حشرهکش زنگ بزن
ما اینجا چندتا موجود کوچولو مزاحم داریم .که تویِ ساختمون دارن میچرخن
من یه جلسه با دکتر هرشکاف
.برای امروز بعد از ظهر جور کردم - .اوه، خدای من. اونا سر تا پامو گرفتن -
اینا چی هستن، دقیقاً؟
--بذار ببینم. خیلی پشم دارن، و .این پنجههایِ چسبناکو ببین
شنیدی چی گفتم؟ - .نمیتونم برم
چرا نمیتونی بری؟ - ،ببین -
--نمیخوام به یه آدم غریبه حرف بزنم - .اون غریبه نیست -
.خاخام گولدبرگ پیشنهادش داد
!نه، میدونم. میدونم. هی
.قلقلکم ندین
.باشه، دخترا، دخترا. تمومش کنین .عمو مارتیتون رو ول کنین
یالا، بیاین قبل از اینکه .لباستون رو خراب کنین عکس بگیریم
.دخترا! بیاین. بیاین، بیاین، بیاین .بیاین اینجا. بجنبین
.تلفن رو بذار پایین، لطفاً
این برای توئه؟
.نه. خیلی خب، ممنون .زیبا شدی
.اینجا رو ببین. سوال مهم اینه
اونا تلههایی بهاندازه کافی بزرگ برای گیر انداختن این موجودات مزاحم درست میکنن؟
.مطمئنم که میکنن. چندتایی اون پشت داریم
.آره، داریم. بروس، برو جارو رو بگیر
-آره، ما باید اینا رو
!اوه، خدایِ من! سرم - !برو جارو رو بیار -
خب، میری؟
من نیاز ندارم دکتر هرشکاف رو ببینم، باشه؟ .من کاملاً خوبم
.اوه اوه
مثل اینکه واقعاً تویِ ساختمون .حشره موذی داریم
!اوه، لعنتی
.خیلی خب، تو دوربین رو بگیر - .باشه -
من اونو یه کاریش میکنم. باشه؟ - .آره، باشه -
.قبول
.برو که رفتیم
!دبرا - اون کجاست؟
.منم از دیدنت خوشحالم
تو پیغامهام رو به مارتی رسوندی؟ - .آره. هر هشتاشون رو رسوندم -
.مطمئنی؟ چون اون بهم زنگ نزده
.شاید بهخاطر اینه که شما دوتا بهم زدین
نه. آدم از طریق فکس .با کسی بهم نمیزنه، فیلیکس
.نه، موافقم، ولی راههایِ بدتریم هست
شوهرم ازدواجمون رو .با کردن منشیش تموم کرد
.پس، فکس از خدامم هست
.باشه، اهمیتی نمیدم. من فقط-- باشه
.میخوام ببینمش
.اون اینجا نیست - .نمیتونه به مخفی شدن ازم ادامه بده -
.تقریباً مطمئنم که میتونه
.اون بهم مدیونه
.باشه، بیا این کصشرو تموم کنیم .نمیتونم. امروز نمیتونم اینو تحمل کنم
.اون دینی بهت نداره. تموم شده
یه چیزی هست که باید راجبش .باهاش حرف بزنم
.مسئله خصوصیه
دوباره حاملهای؟
چطور جرعت میکنی به همچین چیزی متهمم کنی؟ - اینکارو نکردی؟ -
.کون لقت، فیلیس - .به حرفم گوش کن -
.مارتی مرد خوبیه
.در واقع، اون بیش از حد خوبه ولی من از این مشکل خاص رنج نمیبرم
.و بهت اجازه نمیدم ازش سوءاستفاده کنی
تو چیی؟ سگ نگهبانش؟
.بدتر از این. من خواهرشم
،یه سگ نگهبان فقط گازت میگیره
ولی یه خواهر، خرخره لعنتیت رو در میاره
.و مثل یه فلوت مینوازتش
تفاوتش رو میفهمی؟
!این به تو هیچ ربطی نداره، فیلس
!اینجا جاییه که اشتباه میکنی
.مارتی همه چیزش به من مربوطه
.باشه
،اگه تا بعد از ظهر بهم زنگ نزنه .قراره دردسر بشه
.خب پس، فکر کنم قراره دردسر بشه
.آره، قراره دردسر زیادی بشه - .نه، همین دفعه اول شنیدم چی گفتی -
.بیا بخورش، فیلس - .ایول -
.جنده تخمی
.خوبه
.با شمارش تا سه لبخند بزنین .یک، دو، سه
اوه، خدای من. باشه. میدونین چیه؟
.لبخند زدن رو فراموش کنین .فقط سعی کنین کمتر ترسناک باشین
مثل این میمونین که انگار دوقلوهایِ .تویِ "شاینینگ" چندتا دوقلو دیگه هم داشتن
اوه، آقای ابلمن، یه لحظه صبر کنین، باشه؟
بروس، میتونی به عهده بگیری؟ .فقط سعی کن کاری کنی لبخند بزنن
یعنی، این انرژی ضامن زندگی .برای من جواب نمیده
.تمام تلاشمو میکنم
بذار ببینم، شما یه پرده مسافرتی
.به جنس مخمل نخی سفارش دادین
.درسته. با پلیسه پروانهای - .آره -
و همونطور که میبینین خز هدایتی .و مات داره
.این پوچینیه؟ تیره بهنظر میرسه
،نه، پوچینی معمولیه. یعنی .تویِ این نور ممکنه یکم تیرهتر بهنظر برسه
--من نمیـ - پس براتون -
.پارچه توری و دوتا راف گذاشتیم
.بذار رافها رو ببینم
این دیگه چیه؟
.راف مخملی مشکیه
.پشتشو میگم
.پارچه آستریه
چرا؟
.باعث ماتی حداکثری میشه
.من یه پارچه آستری سفارش ندادم
،خب، ما فقط پیشنهادش دادیم
،میدونین، برای پردههایِ جدید ،که-- که پردهها رو تکمیل کنن
خب اینطور پارچه آستری دارین که .میدونین، طول عمرشو افزایش میده
.کری؟ من اینو نخواستم
ببینین، ما-- ما بدون پارچه آستری .درست نمیکنیم
.اوه، شرط میبندم نمیکنین - .منظورم اینه -
.بهخاطر اینه که جلویِ فرسودگی رو میگیره - .بهخاطر اینکه میتونین گرونتر بدین -
.گوش کنین - .نه، تو گوش کن -
وقتی پدرت رئیس بود مجبور نبودم .که با این چرت و پرتها سر و کله بزنم
.من فقط سعی دارم کاری که بهتره رو انجام بدم
.سی و چهار ساله که دارم میام اینجا
.ما هم از کارکردن باهاتون خرسندیم - جروم کجاست؟ -
عموم دیگه اینجا کار نمیکنه؟ - چرا نمیکنه؟ -
.چون این-- این-- این پیچیدست
.میخوام با جروم حرف بزنم
میتونین یه لحظه صبر کنین؟
!آقای آبلمن
سلام، چطورین؟
من تا وقتی با جروم حرف نزدم .یه سنت هم پرداخت نمیکنم
.متوجهم
ممکنه یه لحظه بهم وقت بدین، لطفاً؟
مارتی، داری چیکار میکنی؟
.باید همین الان بیای بیرون
.مارتی، تمومش کن. مارتی، بذارش پایین
.تمومش کن
حمله عصبی بهت دست داده؟
مشکلت چیه؟
از چی-- از چی میترسی؟
اون فقط یه معلم تلمود پیر و بدعنقه .که از وقتی 30 سالش بوده مویِ گوش داشته
از چی انقدر میترسی؟
.مارتی، بهم نگاه کن. الان تو مسئولی .تو رئیسی
.رئسا پارچه رو نمیجوئن، مارتی
مشکل چیه؟ مارتی، داری از حال میری؟
.بلند شو. نه، الان بلند شو. بس کن
...باید از اونجا بیای بیرون. باید
.تمومش کن! مارتی، بلند شو
شوخیت گرفته؟
!خدا لعنتت کنه، مارتی
متاسفم، الان مارتی .تویِ یه جلسه خیلی مهمه
پشت پرده؟
بله، پشت پرده. چطور میتونم کمکتون کنم؟
.اون یه آستر روی راف پردم زد .من نخواستمش
،و اگه از رویِ صورتحساب برندارینش .من کارم رو میبرم یه جای دیگه
.خب، ما قطعاً از دیدن رفتنتون ناراحت میشیم
.پدرتون بابت این خوشحال نمیشد
.نمیشد، حقیقته
...ولی خب بازم، هیچوقت خوشحال نبود، پس
.خدانگهدار، آقای آبلمن
.یالا
.بیا اینجا
.اوه، مارتی
.خودتو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.