لومړۍ 148 کرښې.
DiArY ایمان ترجمه و زیرنویس :
موجود وحشی کجا رفتی؟
به به.
کجا تشریف میبری؟
نه بابا؟
پس زخمت خوب شده؟ چه تلخ!
معنیش اینه شو ساما میتونه دوباره و دوباره ازت لذت ببره!
اگه هم زخمات اینجوری ترمیم میشن...
پس میتونم یه کوچولو راحتتر کارمو انجام بدم.
شرمنده...
دیر کردیم!
سنسی!
کارت خوب بود آقازاده اوریه!
از نوع رینکاکوئه.
آره.
این عطر و بو...تو...
هایسه ساساکی هستی!
فشار: شب فرو ریختن
خوشمزهست...خیلی خوشمزهست!
دردم اومد.
عـ-عقب نشینی!
مربا...
مربا، مربا، مربا، مربا...
فایده نداره...اینجوری بهمون میرسه.
برین جلو...
چه آدم خفنی.
بهم یه خورده مربا بده...
میخوایم مالکیت اتاقکنترل رو به دست بگیریم.
تونستیم جایی که بیگمادام و بقیه هستن رو پیدا کنیم.
کاپیتان! بالای سرت!
این بدن...تو باید فندقشکن باشی.
لعنت به خودت و اون بدن سکسیت.
اون بیکاکوئه رتبه "اِی" هستش.
با این تعداد نیرو برامون دردسری نداره.
فقط خونسرد باشین و بهش حمله کنین!
نگهش دار.
کنترل فوئگوچی خیلی سخته.
یک سال طول کشید که تو استفاده ازش استاد شم.
ولی نتیجهاش این شد که الان به راحتی کنترلش میکنم.
تو توی گذشته خودت گیر کردی،
برای همینم هست نمیتونی تغییر کنی.
چه زری زدی؟
فعلاً نمیتونم بذارم بمیره.
همین الان یه دلیل دیگه برای کشتنش بهم دادی.
تو گذشته خودم گیر کردم؟
قدرتم...
همه چیزم...تو گذشته باقیمونده.
الان فقط سرشار از غم و نفرتم.
تو از کجا میدونی که من...
شلیک کنین!
گاگی!گوگه! دارین چه غلطی میکنین؟
شلیک کنین!شلیک کنین!
از داداش مراقبت میکنیم!
بس کنین!
هی، خودتونو جمعوجور کنین.
گاگی! گوگه!
منو تنها نذارین!
آیاتو کون!
چی شده؟
ناکی و بقیه...
به نیروی کمکی نیاز دارن؟
آره، به کمک نیاز دارن.
باید از مادام محافظت کنم.
راست میگی، شرمنده.
شاید بهترباشه فعلاً عقب نشینی کنم.
تیرهاش تموم شده؟
ناکی...
همهش تقصیره توئه...
همهش تقصیره توئه...
همهش تقصیره توئه...
همهش تقصیره توئه...
اوریه! شیرازو!
شو ساما...
ما...
ماتسومائه...؟
فرار کردن!
کاگونهش رو جدا کرد...
همچین چیزی هم ممکنه؟
اوشیبا سان!
اون کاگونهش رو...
به عنوان تله قرار داد؟
دارم میمیرم...
اوشیبا هستم.
فندقشکن بیشتر از یه نوع کاگونه داره!
اون از بیکاکو و کوکاکو استفاده میکنه!
رتبه تخمینیش...
ساساکی هستم.
واشوئم.
مثل اینکه بازرس موتسکی رو پیدا کردی.
بله.
جوخه اوشیبا نابود شد.
نابود شد؟
تنها غولی که باهاش در حال مبارزه بودن فندقشکن بود.
رتبهاش رو از "اِی" به "اِس" ارتقا میدیم.
جوخه کینکه باید اونو پیدا کنه و از شرش خلاص شه.
جوخه آتو هم میفرستم اونور.
اطاعت میشه.
معاون بازرس ویژه؟
چیه؟
مبارزه با غول رتبه اِس مطمئناً خطر داره.
بازرس موتسکی خسته و زخمیه،
ادامه دادن این مأموریت براش سخته،
اجازه بدین عقب نشینی کنه.
خیلی خب.
یه نفرو همراهش بذار که امن نگهش داره.
احتمالاً بازرس اوریه بهترین انتخابه.
بازرس اوریه؟
کسی دیگه رو مد نظر داری؟
نه...
اطاعت میشه.
محافظت از بازرس موتسکی رو به بازرس اوریه میسپارم.
مرسی اوریه کون.
دارم انجام وظیفه میکنم.
چجوری باید با مأموریت محافظتی که باعث میشه منو به عقب برگردونه خودمو راضی کنم؟
ممکنه رقتانگیز باشه ولی یه خورده خیالم راحت شد.
وقتی که به مزایده اومدم نمیدونستم قراره چه اتفاقی بیوفته.
میتونم تصور کنم.
کارتو خوب انجام دادی.
واقعاً؟
امیدوارم...
فعلاً نه...
من باید تصدیق بشم.
بیا بریم. راه خروج از اینوره.
باشه.
شرمنده.
ولی امروز حس مسیریابیم کار نمیکنه.
واشو هستم.
جوخه آتو سریعاً به طرف ساختمان مدیریت حرکت کنه.
بازرس آتو؟
دریافت شد.
خوشمزهست...خیلی خوشمزهست!
خیلی دارین میلرزین. درکتون میکنم.
ترسیدین؟
برای اینکه متفاوتم، ترسیدین.
بخاطر اینکه باهم دیگه فرق داریم از هم میترسیم.
پس اگه ما یکی بشیم دیگه لازم نیست بترسین.
تـ-تو...تاکیزاوا سانی؟
تو آکادمی درباره کوینکه برامون سخنرانی کردی.
منم! توگی! تاکیزاوا سان !
منو یادت نمییاد؟
توگی!
همون دخترهی دلقکی که تو سخنرانی با کناریش صحبت میکرد.
تویی!
درسته! اون من...
تو سخنرانی باید حواستو جمع کنی!
موتسکی، چیزی متوجه نشدی؟
هان؟
اینا جنازههای افراد آئوگیری و بازرسهاست...
No comments yet. Be the first to leave one.