لومړۍ 200 کرښې.
نگران نباشید
....بخاطر شما من هرگز به این خونه
بر نمی گردم
در این یکسال گذشته به اندازه کافی توهین شدم
پس نگهدارتون
.جین یو
یوبو
من اشتباه کردم
نمی دونستم
بطور کامل فراموش کرده بودم
...فکر کردم
همه چی رو در موردت می دونم
...اما من فقط به روش خودم
دوستت داشتم
اشتباه از من بوده
سول آه
منو ببخش
...لطفا
من ببخش یوبو
...من ، بدون تو
نمی تونم زندگی کنم سول آه
چقدر درمونده واقعا
واسه چی داری گریه میکنی؟
مگه مادرت مرده؟
چی ...بدون اون نمی تونی زندگی کنی؟
داره می گه به هیچ عنوان بر نمیگرده این خونه
چون این یکسال بهش توهین شده
منم ...میدونی چقدر بهم توهین شده
تمام این مدت تحقیر شدم
هر وقت می دیدمش
بیا بریم بالا و فقط 30 دقیقه حرف بزنیم
....دیونه شدی ، کی گفته میتونی بری بالا
با این
!جرات داری برو بالا
گفتی نمی خوای اینجا باشی
باشه فهمیدم بیا بریم بیرون حرف بزنیم
بهتره پسرتو ازم دور کنی
...این آدم
از زندگی من بکش بیرون
شنیدی؟
دیدی چی گفت
اینکه قلبت شکسته یا نه
براش اهمیتی نداره تا آخرش فقط به فکر غرور خودشه
چطوری تونستی 9 سال با این جادوگر پست کنار بیای؟
زندگی اونقدر طولانی نیست
تو خودت بهتر از هر کسی میدونی
با کسی زندگی کن که دوستت داره
پس دیگه تمومش کن
برو دنبال کسی که خودتو بخواد
ای خدا
جین یو نه سال شوهرم بود
چطور می تونستم وقتی تو کماس پولشو بگیرم؟
سال نو رو کجا بگذرونیم؟
جایی هست که بخوای بری؟
تعطیلات امروز طولانیه
میخوای بریم کانادا اسکی؟
کل پیست اسکی رو برات کرایه می کنم
تو از این چیزها خوشت میاد
چیه؟ اسکی ایده خوبی نبود؟
حدس میزنم مثل پارسال بگی هواسرده و تو هتل بمونی
پس بیا بریم یک کشور گرم و شنا کنیم
هاوایی چطوره؟
یا می تونیم بریم سیدنی تفریح کنیم
... این تعطیلات چرا ما
چیه ، جایی هست که بخوای بری؟
لب تر کن ، هر جا که بگی می ریم
هیچ یولش کن
بیا هیجا نریم و تو خونه بمونیم
آخه واسه چی؟
...کاری نیست تو کره انجام بدیم
به جز مهمون داری در طول تعطیلات
نمی تونم بذارم همسر عزیزم همچین کاری بکنه
راستی قراره خاله برا دیدن جون هووی بره لندن
میخوای با اون بریم؟
از رفتن به تیت مدرن خوشت میاد
بیا اینجا
هم خسته ام ، هم یکم سرم درد می کنه
چراغ هارو خاموش میکنم
شب بخیر ، خواب منو ببینی
چه بخوای چه نخوای من تو خوابم می بینمت
زود باش بخواب
دوستت دارم ، میدونی؟
وسط کوچه وایسادی به چی فکر می کنی؟
نمی خوای دیگه با من جایی بری؟
معلومه که قراره دوباره با هم دعوا کنیم
من حتی از دعوا کردن باهات خوشم میاد
حالا که بهش فکر میکنم ما هرگز حتی دعوای عاشقانه نداشتیم
اینجا کسی نیست بهترین جاس برا دعوا
از بس سرده که خیلی سریع باید تمومش کنیم
چرا به من خیانت کردی؟
فقط یکبار نبوده
من تاریخ سفرهای کاری تو چک کردم
و به نظر می رسید که شما دوتا دوسال با هم رابطه داشتین
عشق بوده؟
حدس میزنم تا یک حدودی عشق بوده
باید قلبت بهش داده باشی که اونم الان اینجوریه
چه چیزیش باعث شد دلت رو بدست بیاره؟
تو حتی یکبارم به من زنگ نزدی
چه در سفر کاری باشم چه سر کار
همیشه من بودم که بهت زنگ می زدم
...از اونجایی که تو همیشه بهم زنگ میزدی
قبل از اینکه من بهت زنگ بزنم
چون تو به من علاقه ای نداری
به جز ظاهر رابطه مون
دیگه هیچ احتیاجی بهم نداشتی
....ازدواج با من نه از روی احساس
بلکه بخاطر چیزایی بود که داشتم
وقتی با من ازدواج می کردی ، نمی دونستی؟
من بهت دروغ نگفتم
فکر کردم بالاخره یک روزی دوستم خواهی داشت
منم سعی خودم کردم
این باعث میشد احساس بدبختی بیشتری داشته باشم
بدبختی؟
چطوری میتونی الان از بدبختی بگی؟
کی بود که حتی قبل از احساس غم و اندوه برات ازت عصبانی بودم؟
چرا که حتی چمدونت باید همرنگ چمدون اون باشه؟
چطوری تونستی همون گوشواره های اونو برای منم بخری؟
اگه این تصادف اتفاق نمی افتاده میخواستی باهاش چیکار کنی؟
نه ، می خواستی با من چیکار کنی؟
من بودم یا اون؟
راستش بهم بگو
...فقط فکرش
باعث میشه از عصبانیت خونم به جوش بیاد
وسط دعوا چیکار میکنی؟
چرا حداقل نمی تونی یک لحظه جدی باشی؟
می دونستی خیلی نا امید کننده ای؟
از جوابهایی که باید بدی اجتناب میکنی
تو این سرما دنبالم میای که تحریکم کنی
بخاطر تو درمونده شده بودم
این به غرورم لطمه میزد و باعث بی صبر شدنم بود
اما اون بهم آرامش می داد
...احساس خوبی داشت
که فقط منو دوست داره
بخاطر من استرس می گرفت
می خندید ، گریه می کرد و بخاطرم هیجان زده می شد
اون منو به عنوان یک مرد می دید
...بخاطر همین منم از بعضی جهات
بهش به چشم یک زن نگاه می کردم
حس یک قرار گذاشتن بهم میداد
بهم گفت دوستم داره
...و حتی
بخاطرش عذر خواهی کرد
اینطور نیست که اون جلبم کرده باشه
ولی فکر میکرد اون باعث لغزشم شده
درست من پام لغزید و بهت خیانت کردم
اما حتی اگه حادثه ای اتفاق نمی افتاد ، من
دوباره میخواستم برگرد پیشت
...لحظه ای که از کما بیدار شدم فهمیدم
...من
چقدر دوستت دارم
نمی خوام دوباره مرتکب همون اشتباه بشم
می خوام زندگی ساده و ساکتی داشته باشم
می خوام تک تک روزهای زندگیم حس کنم
باید برم
اگه بدون اون نمی تونه زندگی کنه یعنی بدون من می تونه ؟
احساس خیانت میکنم
...خیر سرم پسر بزرگ کردم
اونوقت بخاطر عروسم اون احمق بی شعور
گفتم تو این موضوع دخالت نکن
گفتم خودش حواسم هست این زندگی منه ، مسئله زناشویی ماست
تا کی میخوای منو مثل یک احمق جلوه بدی؟
نشنیدی ازم خواست تو رو از زندگیش بیرون کنم؟
...چیزی که شنیدم این بود
بخاطر شما نمی خواد برگرده
حالا تصمیم داری چیکار کنی؟
فکر کردی فقط از من بدش میاد چشم دیدن تو رم نداره
فکر کردم بخاطر تو هی میاد شرکت
بخاطر همین گفتم بیاد خونه
اما انگار تو نبودی
یه مرد دیگه بوده
همونطور که تو عکسها دیدی
اونها مدتهاست با همن
با هیچکس جز اون یکی بیرون نمیره
چیکار میکنی؟
هیچ کدوم از تلاشهات به نتیجه نرسیده
اشکالی نداره ، تلاش من هنوز تموم نشده
از این پس می خوام بیشتر تلاش کنم
چی؟
نه سال تلاش کردی و نتونستی
یعنی هیچ شانسی نداری
بازم دوباره شکست میخوری
چرا می خوای با دست خودت خودتو بدبخت کنی؟
.نگران نباش
این بار بدبخت نمی شم
می دونم چی رو از دست دادم
بدون هیچ پشیمونی تمام تلاشم میکنم اگه بازم نتیجه نداد دست می کشم
پس دیگه هرگز به سول آه کاری نداشته باش
خانواده زنم
چی؟
خانواده زنم؟
چرا پای همچین چیزی پول دادی؟
می رفتیم بیرون تماشا می کردیم
بابا بیرون نمیره که
اینطوری حس بهتری پیدا می کنه
بروکنار جارو بکشم
دیدی که دارم کار میکنم واسه چی جارو آوردی وسط؟
واقعا که
حتما باید تا این حد حال گیری کنی؟
فقط از کاری که می کنی خوشم نمیاد
نمی تونی یه ذره بهتر جارو بکشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.