Cain and Abel

Cain and Abel (카인과 아벨)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Cain and Abel 2009 E11
د لخوا تبصره Rahpooyan
یاسی : مترجم ( Mykorea Geoup )

تګونه

other
په خپور شو: 2014-11-03
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

قسمت يازدهم

رئيس...رئيس

داري چيکار ميکني؟ چرا کمکش نمي کني؟

مي خواي جلوي چشمت بميره؟

آمبولانس خبر کن...زود باش

براي آدمهايي مثل اوه گانگ هو بايد شرايط رو محيا کنيد که حافظه اش رو بدست بياره

اگه شرايط جور نشه وضعيت روحيش خيلي بد ميشه

من نمي دونستم اون کيه اصلا اونو يادم نمي اومد

انقدر ترسيده بودم که نفسم بند اومده بود

من رو نمي شناسيد؟

اسم من لي چواينه

اسمم لي چواينه

احيانا من رو ميشناسيد؟

نمي شناسيد؟

اشتباه گرفتيد

راستش من حافظه ام رو از دست دادم

يهو شماره شما به ذهنم رسيد

گفتم نه

ميشه يه بار ديگه فکر کنيد؟

اسمم لي چواينه

نمي شناسيد؟

اومدي؟

سون وو مي خواي ناهار بخوري؟

سه يون يه لحظه صبر کن

چواين

احيانا شما دکتر لي چواين نيستيد؟

دکتر لي چواين هستيد درسته؟

نه

اشتباه مي کنيد اسم من اوه گانگ هوئه

نه اون دکتر لي چواينه

دکتر...اين مرد دکتر لي چواينه

شما دکتر لي چواين هستيد و قبلا توي بيمارستان پوسان کار مي کرديد

درسته شما دکتر لي چواين هستيد

همون که 6 ماه قبل توي چين مجروح و ناپديد شد

منم...اوه يونگ جه هستم راهنماتون وقتي اومده بوديد چين

درضمن خواهر اوه گانگ چول هم هستم

من توي ماموريت پزشکي که توي چين داشتيد کمک کردم

و وقتي مي خواستيد بطور داوطلبانه بچه هاي فقير رو درمان کنيد دنبالتون اومدم

اينا خاطراتي هستن که از چين يادتون نمياد

منم يه بخشي از اون خاطرات بودم

گانگ هو اوپا

نه...دکتر لي چواين

واقعا متاسفم که اينا رو زودتر بهتون نگفتم

حالا برادري با اوه گانگ چول

و اوه يونگ جه رو

فراموش کنيد

و بريد حافظه تون رو برگردونيد

من نمي فهمم الان چي گفتي

داري ميگي از همون اول که منو ديدي همه چيز رو مي دونستي؟

بله مي دونستم

پس مي دونستي من اوه گانگ هو نيستم

و لي چواينم

اينا رو ازم قايم کردي؟

بله

چرا بهم نگفتي؟

چرا نگفتي من لي چواين هستم؟

چون من تنها بودم

برادرم گانگ چول مرده بود و کسي رو توي اين دنيا نداشتم

شما تنها کسي بودي که مي تونستم بهشم اعتماد کنم

مي تونستي بعدش بهم بگي

هر شب تو کنارم بودي

مي ديدي که کابوس مي بينم

چطور تونستي باهام اين کارو بکني؟

چون دوستت دارم

من دوستت دارم دکتر لي چواين

مي ترسيدم اگه حافظه ات برگرده من رو براي هميشه ترک کني

براي همين نتونستم بهت بگم

مي دونم مي دونم کارم اشتباه بود

و مي دونم الان هم خيلي ديره

پس خواهش مي کنم برو و حافظه ات رو بدست بيار

من واقعا متاسفم متاسفم دکتر

چه باک گون

بله چه باک گون هستم

دکتر لي سون وو - شماها داريد چه غلطي ميکنيد؟ -

ببخشيد؟

از کي بهتون گفتم ترتيب لي چواين رو بديد چرا هنوز زنده است؟

دکتر لي سون وو اينجا که چين نيست

اينجا کلک مردم رو کندن به اين آسونيا نيست

زنگ نزدم بهانه هاتو بشنوم

لي چواين بهم زنگ زده بود ميدوني معنيش چيه؟

يعني داره حافظه اش رو بدست مياره

بله مي دونيم...شنيديم

الان نزديک لي چواين هستيد؟

کجاييد؟

جلو درب اورژانس بيمارستان پوسان در چونگ جو

چي گفتي؟

بيمارستان پوسان در چونگ جو؟

فکر کنم لي چواين يکي رو ايجا ديده

کي رو؟

يه زن عينکي بنظر مسن مياد

دکتر کيم هيون جو؟

نگران نباش

به محض اينکه از بيمارستان بره ترتيبش رو ميديم

نه

بايد ببينيم کي رو ديده و چي گفته

بعد از اينکه اومدم و اينا رو فهميدم مي تونيد کارتون رو بکنيد

فهميديد؟

بله پس منتظريم

سه يون - دکتر لي سون وو -

انقدر سرت شلوغه که وقت نداري ناهار بخوري؟

بايد به يه مسئله رسيدگي مي کردم..ببخشيد

زود بيا تو. اگه سوشي خشک بشه مزه اش خراب ميشه

سه يون

بايد به يه کار ضروري برسم ببخشيد

اوپا...يعني وقت نداري چند دقيقه سوشي بخوري؟

اين کار تموم بشه هر روز با تو مي مونم

قول ميدم

همش قول ميدي.به هر حال هر چقدر هم کار داري يادت نره غذاتو بخوري

باشه

پس من ميرم

به دستور رئيس هر روز حداقل سه تا جراحي داشتي

کسي نمي دونه چرا همچين چيزي رو ازت مي خواست

وقتي خبر تاسيس مرکز اورژانس رو اعلام کرد

تو به بخش اورژانس که من کار ميکردم منتقل شدي

تو دکتري بودي که تلاش ميکردي همه رو درمان کني

و لبخندت آخرين چيزي بود که قبل از رفتنت ديدم

چواين...تو داري گوش ميدي؟

ببخشيد

اشکال نداره

فراموشي داري و درک اين همه چيزي که گفتم سخته برات

چيزي که مهمه اينه که زنده يي پس با آرامش دنبال خاطراتت باش

انقدر هم نگران نباش

همونطور که گفتيد نمي تونم حرفاتونو باور کنم

مهم نيست ديگران چي بگن نمي تونم حرفاشون رو قبول کنم

چواين مي دونم بايد خودت يادت بياد تا باور کني

بيا فردا با هم بريم سئول بريم بيمارستان و

توي بيابون بهم تير زدن

چي؟

توي چين يکي سعي کرد منو بکشه

کار کي بود؟ کي از اين قضيه خبر داره؟

جواب سوالا رو نمي دونم

مي خوام همه چيز رو در مورد اين قضيه بفهمم

چواين

الان نمي تونم به هيچ کسي اعتماد کنم متاسفم

چواين

اگه واقعا کسي سعي کرده باشه بکشدت

زنده بودنت اونا رو شوکه ميکنه

با اينکه تو زنده و سالمي، توي يه جعبه بقايات رو از چين فرستادن

تا وقتي حافظه ات برگرده بايد خوب مراقب خودت باشي

ممنون دکتر

تو هميشه به فکر نجات مردم بودي

و لبخندت آخرين چيزي بود که از چواين ديدم

شما دکتر لي چواين هستيد که توي بيمارستان پوسان کار مي کرديد

نه شما اشتباه گرفتيد

دکتر لي سون وو؟

آه بله رئيس بخش لي سون وو

خيلي وقته نديدمتون رئيس کيم هيون جو

بايد بخاطر مرکز مغز و اعصاب سرتون شلوغ باشه چي شده اومديد چون جو؟

مگه اينجا شاخه يي از بيمارستان ما نيست؟

براي سرکشي اومدم که مطمئن بشم کيفيت کار مناسبه

اگه براي اين اومديد بايد مي رفتيد ساختمون مرکزي

پس چرا اومديد بخش اورژانس؟

دنبال کسي مي گرديد؟

بله

اومدم شما رو ببينم رئيس کيم هيون جون

من؟ چرا؟

بنظر مي رسه شما از نتايج مرکز جديد ناراضي هستيد

پس اومديد عذرخواهي کنيد؟

نه چون چيزي براي متاسف بودن وجود نداره

فقط خواستم مودبانه سري به رئيس مرکز اورژانسي بزنم

که چواين مي خواست بسازه

که اين طور

بايد حوصله تون از کم بودن بيمارا سر رفته باشه

نبودن بيمار چيز خوبيه

چرا بايد حوصله ام سر بره؟

مي تونم در مورد آينده ي مرکز مغز و اعصاب فکر کنم

واقعا؟

مراقب خودتون باشيد

حتما اميدوارم بزودي ببينمتون

لي چواين کجاست؟

پارک سانگ دانگ

بله خودمون هم اينجاييم

لي سون وو بود؟

آره

اگه مي خواد چواين رو بکشه ديگه چرا مي خواد ببيندش؟

چون چواين يکي از آشناهاشون رو ديده سون وو مي خواد ببينه چواين چي مي دونه

و به طرف چيا گفته

مردک خيلي وسواسيه

منم..اوه يونگ جه هستم که راهنماي شما در چين بودم

اين کارو کردم چون دوستتون داشتم من دکتر لي چواين رو دوست داشتم

مي خواستم نزديک خودم نگهتون دارم

مي ترسيدم اگه حافظه تون برگرده براي هميشه ترکم کنيد

براي همين نتونستم بهتون بگم

مي دونم کارم اشتباه بود

و مي دونم الان ديگه اين حرفا ديره

پس لطفا بريد و حافظه تون رو بدست بياريد

من واقعا متاسفم

خيلي متاسفم دکتر

گانگ چول اوپا

بخاطر خودخواهيم همه چيز رو خراب کردم

ولي کارم درست بود نه؟

رئيس چو کار رو تموم کن

هر طور شده بايد اين قضيه توي چونگ جو تموم بشه

فهميدم

الو؟

سه يون منم

گشنمه

لي سون وو داشتي چيکار مي کردي که تا اين موقع شب غذا نخوردي؟

حتي موقع ناهار هم وقت نداري

سرم خيلي شلوغ بود

More Farsi Persian subtitles for Cain and Abel

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left